فصلنامه
نوع مقاله: مقالات پژوهشی

تعیین ارتفاع فیلتر قایم در سدهای غیرهمگن با هسته‌ی رسی قایم

دوره 31، شماره 6، زمستان 1396، صفحه 1538-1548

https://doi.org/10.22067/jsw.v31i6.50397

سعید صالحی، کاظم اسماعیلی

چکیده یکی از مشکلات سدهای خاکی در هنگام بهره‌برداری، وقوع پدیده‌ی پایپینگ می‌باشد. این پدیده به خاطر بالا رفتن گرادیان هیدرولیکی موجود از گرادیان هیدرولیکی مجاز می‌باشد. راهکارهای مختلفی برای حل این مشکل پیشنهاد شده است. یکی از این راهکارها استفاده از ترکیب هسته رسی با فیلتر پایین دست هسته رسی می‌باشد. به همین منظور در این تحقیق با استفاده مدل آزمایشگاهی و مدل نرم افزاری PLXIS V8.5 سعی در پیش‌بینی ابعاد بهینه این نوع فیلترها شده است. سه مدل آزمایشگاهی به طول 2/4 متر و ارتفاع یک متر و شیب بدنه 1H : 2V در فلوم آزمایشگاهی تهیه شد. پس انجام آزمایشات و ترسیم خطوط نشت در مدل‌های ازمایشگاهی، با استفاده از مقایسه آماری بین مدل‌های آزمایشگاهی و مدل نرم‌افزاری صحت داده‌های نرم‌افزاری با استفاده از آزمون آماری P-VALUE و RMSE سنجیده شد. در نهایت با استفاده از مدل نرم‌افزاری فیلتر پیشنهادی برای سدهای خاکی با هسته قایم ارایه شد. نتایج نشان داد که ارتفاع فیلتر رابطه مستقیمی با نسبت هدایت هیدرولیکی هسته به پوسته سدهای رسی با هسته‌ی قایم دارد. بدین صورت که با افزایش این نسبت ارتفاع فیلتر پیشنهادی نیز افزایش پیدا می‌کند. در نهایت ارتفاع این فیلتر ارایه شد.

تأثیر نانو آهن صفرظرفیتی پایدار شده با اسید آسکوربیک بر توزیع شکل‌های مختلف کادمیوم در سه نوع خاک

دوره 30، شماره 5، پاییز 1395، صفحه 1620-1633

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.46220

محدثه سواسری، سید مصطفی عمادی، محمدعلی بهمنیار، پوریا بی پروا

چکیده آلودگی خاک ها با فلزات سنگین یکی از مشکلات زیست محیطی عمده در جوامع بشری است. در این راستا استفاده از نانو ذرات آهن صفرظرفیتی به عنوان اصلاح کننده آلودگی های محیط زیست مورد توجه محققان می باشد. بدین منظور سنتز و تعیین مشخصات نانو آهن صفرظرفیتی پایدار شده با اسیدآسکوربیک (AAS – ZVIN) در شرایط هوازی و ارزیابی تأثیر آن بر قابلیت جذب کادمیوم در خاک و توزیع شکل-های شیمیایی آن در سه خاک شنی، اسیدی و آهکی مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور، آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با تیمارهایی شامل کادمیوم در سطوح 15 و 45 میلی گرم بر کیلوگرم و AAS – ZVIN در سطوح 0، 5/0، 1 و 2 درصد وزنی در سه خاک شنی، اسیدی و آهکی در دو دوره زمانی یک و چهار هفته با سه تکرار انجام شد. توزیع شکل های شیمیایی کادمیوم با استفاده از عصاره گیری دنباله ای تعیین گردید. نتایج تصاویر SEM، XRD نشان داد که نانو آهن سنتز شده با اسیدآسکوربیک به ترتیب دارای اندازه کمتر از 50 نانومتر، حداکثر پیک در2θ برابر 8/44 درجه دارد. نتایج نشان داد که در هر سه خاک شنی، اسیدی و آهکی، کاربرد 5/0، 1 و 2 درصد وزنی از AAS - ZVIN در هر دو سطح آلودگی 15 و 45 میلی گرم بر کیلوگرم مقدار کادمیوم قابل جذب کاهش یافت. با گذشت زمان از یک به چهار هفته با کاربرد AAS – ZVIN تغییرات کادمیوم قابل جذب، روند کاهشی داشت. هم چنین نتایج حاصل از عصاره گیری دنباله ای نشان داد که در هر سه خاک شنی، اسیدی و آهکی با افزایش غلظت AAS – ZVIN از صفر به 2 درصد وزنی، شکل های محلول و تبادلی و کربناتی کاهش و شکل های متصل به ماده آلی و اکسید آهن و منگنز و باقیمانده کادمیوم افزایش یافت. بنابراین می‌توان بیان داشت کارایی نانو آهن صفرظرفیتی در کاهش کادمیوم از خاک بالا بوده و می‌تواند به عنوان یک روش کارآمد در رفع آلودگی این قبیل خاک ها معرفی شود.

بررسی تغییرات مکانی برخی از ویژگی‌های خاک با ویـژگی‌های کمی، کیفی و رویشی پرتقال والنسیا در منطقه کازرون استان فارس

دوره 30، شماره 5، پاییز 1395، صفحه 1634-1645

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.50503

مینا کیانی، محمد حسن صالحی، جهانگرد محمدی، عبدالرحمان محمدخانی

چکیده آگاهی از نحوه ی تغییرپذیری مکانی ویژگی های خاک و ارتباط آن ها با عملکرد محصول در باغات برای دست یابی به تولید بیش تر و مدیریت بهتر ضروری می باشد. به منظور بررسی ارتباط آماری و زمین آماری برخی از ویژگی های فیزیکی و شیمیایی خاک با عملکرد، ویژگی های کیفی و رویشی پرتقال والنسیا در باغی به مساحت حدود 1 هکتار در منطقه کازرون استان فارس از دو عمق 40-0 و 80-40 سانتی متری، در مجموع، 120 نمونه خاک برداشت شد. نمونه برداری از درختان پرتقال بصورت ترکیبی از دو درختی که فاصله کمتری با نمونه های خاک داشتند، انجام گردید. ویژگـی های فیزیکی و شیمیایی خاک، عمـلکرد، ویـژگی های کیفی و رویشی پرتقال بر اسـاس روش های استاندارد تعیین شدند. نتایج آمـاری نشـان داد که pH کم ترین (48/2درصد) و ویتامین ث پرتقال بیـش ترین (46/59درصد) ضریب تغییرات را دارند. عملکرد پرتقال با ماده ی آلی و منگنز قابل جذب در عمق صفر تا 40 سانتی متری از سطح خاک، دارای رابطه ی مثبت و معنی داری (به ترتیب، 29/0 در سطح 95درصد و 31/0 در سطح 99درصد) بود. نقشه های حاصل از میان یابی توسط کریجینگ نشان داد ویژگی های خاک و عملکرد محصول دارای پراکنش مکانی هستند و همچنین، برخـی از ویـژگی های خاکی شامل درصد ماده آلی، پتاسیم محلول، فسفر، روی و منگنز قابل جذب در هر دو عمـق نمونه برداری در شرق و جنوب شرقی منطقه ی مورد مطالعه بیش تر از دیگر مناطق می باشد که این نقشه ها با عملکرد میوه، الگوی پراکنش مکانی تقریباً مشابهی دارند. با توجه به تاثیری که عناصر و ماده آلی در این تحقیق نشان دادند مطالعه ی تاثیر مصرف کودها بر ویژگی های کمی، کیفی و رویشی پرتقال در باغات منطقه به منظور روشـن تر شدن تاثیـر این عنـاصر توصـیه می گردد.

تغییرات فصلی بارش و درجه حرارت حوضه آبخیز کشف رود در دوره های آتی با رویکرد مدل های گردش کلیسری CMIP5

دوره 30، شماره 5، پاییز 1395، صفحه 1718-1732

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.56154

امیرحسین آقاخانی افشار، یوسف حسن زاده، علی اصغر بسالت پور، محسن پوررضا بیلندی

چکیده چرخه هیدرولوژی در حوضه رودخانه ها و منابع آب قابل دسترس در مناطق خشک و نیمه خشک جهان به شدت تحت تأثیر تغییرات اقلیم و افزایش بیش از حد انتشار گازهای گلخانه ای قرار دارند؛ به گونه ای که در سال های اخیر، افزایش درجه حرارت ناشی از انتشار بیش از حد گازهای گلخانه ای سبب ایجاد یک ناهنجاری در سیستم اقلیم کره زمین گردیده است. هدف از این تحقیق بررسی فصلی روند تغییرات آتی مؤلفه های اقلیمی در یکی از بزرگترین حوضه های کوهستانی شمال شرقی ایران (حوضه آبخیز کشف رود) با استفاده از برونداد مدل های گردش کلیسری CMIP5 و تحت سناریوهای جدید انتشار RCP می باشد. در این تحقیق با درنظر گرفتن دو پارامتر بارش و درجه حرارتبه عنوان مهم ترین پارامترهای اقلیمی در حوضه‌های آبخیز، چهارده مدل از بین مدل هایCMIP5 انتخاب گردید. در دوره تاریخی (1384-1371)، داده های شبیه سازی شده توسط این مدل ها با داده های مشاهداتی و با استفاده از چهار معیار ارزیابی شامل: ضریب ناش-ساتکلیف، درصد اریبی، ضریب تعیین و نسبت جذر ریشه مربعات خطاء به انحراف معیار استاندارد داده های مشاهداتی، مورد مقایسه و ارزیابی قرار گرفتند. در نهایت، چهار مدل اقلیمی به نام های GFDL-ESM2G، IPSL-CM5A-MR، MIROC-ESM و NorESM1-M که براساس معیارهای ارزیابی بیشترین انطباق را با داده های مشاهداتی از خود نشان دادند، انتخاب گردید. علاوه بر این، تغییرات اقلیم آینده توسط چهار سناریوی جدید انتشار (RCPs) به نام های RCP2.6، RCP4.5، RCP6.0 و RCP8.5 و تحت سه بازه زمانی آینده نزدیک (1416-1385)، آینده متوسط (1449-1416) و آینده دور (1479-1449) در این چهار مدل مورد مقایسه و ارزیابی قرار گرفتند. به منظور بررسی روند تغییرات سالانه و فصلی مؤلفه های اقلیمی از آزمون غیرپارامتری من-کندال استفاده گردید. نتایج حاصل از آزمون من-کندال، نشان داد که مؤلفه بارش، از یک روند مثبت و منفی که از نظر آماری معنی دار می باشد، پیروی می کند. همچنین درجه حرارت متوسط نیز یک روند مثبتمعنی دار با سطوح اعتماد 90، 99 و 9/99 درصد را از خود نشان داد. بیشترین و کمترین بارش ها در فصل های بهار و تابستان رخ خواهد داد و درجه حرارت متوسط در تمامی فصول سال بیشتر از دوره پایه (تاریخی) می باشد. همچنین، به طور متوسط در تمامی مدل ها و سناریوها، بیشترین و کمترین درجه حرارت متوسط نیز در فصل های تابستان و زمستان حاصل خواهد شد و به تبع آن میزان بارش های فصلی نیز در این فصول به ترتیب کاهش و افزایش خواهد یافت.

کاربرد روش های حل اختلاف در تخصیص استانی آب کشاورزی مطالعه موردی: حوضه آبریز اترک

دوره 30، شماره 6، زمستان 1395، صفحه 1820-1831

https://doi.org/10.22067/jsw.v30i6.41396

پروانه کاظمی مرشت، شهاب عراقی نژاد

چکیده حوضه آبریز اترک در شمال شرق ایران، مشترک بین سه استان خراسان رضوی، خراسان شمالی و گلستان از مناقشات مربوط به تخصیص آب در بخش کشاورزی بین ذینفعان بالادست و پایین دست متأثر می‌باشد. در چنین شرایطی، بررسی کارایی مدل‌های تخصیص آب در این حوضه و مقایسه نتایج آنها از اهداف این مطالعه می‌باشد. ابتدا یک مدل بهینه‌سازی تخصیص آب کشاورزی بر پایه برنامه‌ریزی خطی توسعه داده شد. سپس مدل تخصیص آب با رویکرد حل اختلاف با استفاده از توابع هدف بر پایه روش‌های حل اختلاف نش متقارن، نش غیرمتقارن، مدل غیرمتقارن کالای-‌اشمورودینسکی و مدل غیرمتقارن خسارت متعادل ایجاد گردید. مدل‌های فوق با معیارهای عملکرد مرسوم اطمینان‌پذیری حجمی، اطمینان‌پذیری زمانی و برگشت‌پذیری مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج بدست آمده برتری مدل های حل اختلاف در تأمین متعادل منابع بین ذینفعان مختلف در مقایسه با مدل تخصیص معمول را نشان می‌دهد. تشابه کلی موجود بین نتایج مدل‌های حل اختلاف و ارائه نتایج مطلوب‌تر مدل نش با اختلاف جزئی نسبت به سایرین از دیگر نتایج حاصل شده است. از سوی دیگر مدل هایی که تابع هدف آنها مبتنی بر روش‌های حل اختلاف است در مقایسه با مدل برنامه‌ریزی خطی،‌ تخصیص متعادل تری را بین ذینفعان نتیجه می‌دهد. همچنین میزان حساسیت استان‌ها نسبت به مقدار درجه اهمیت آنها در مدل غیرمتقارن نش نیز مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. در انتها نیز کاربرد روش‌های مبتنی بر حل اختلاف به جای مدل‌های مرسوم به منظور تخصیص متعادل آب بین ذینفعان مختلف پیشنهاد داده شده است.

راهبردهای تخصیص بهینه آب سد وشمگیر با استفاده از روش برنامه‌ریزی تصادفی دومرحله‌ای

دوره 30، شماره 6، زمستان 1395، صفحه 1832-1847

https://doi.org/10.22067/jsw.v30i6.45120

الهام کلبعلی، محمود صبوحی، محمود احمدپور

چکیده با توجه به اقلیم خشک و پراکنش نامناسب بارش در ایران، تولید مواد غذایی کافی و کشاورزی پایدار، منوط به استفاده صحیح و علمی از منابع آب است. هم اکنون بیش از 60 درصد منابع آب به دلیل عدم استفاده از تکنولوژی‌های پیشرفته در مزارع ایران به هدر می‌رود و موجب کاهش سطح زیرکشت در برخی مناطق می‌شود. اهداف اصلی مطالعه حاضر، تعیین الگوی کشت، تعیین مقدار آب تخصیصی به هر بخش (کشاورزی، آبزی پروری و محیط زیست)، تعیین میزان کمبود آب هر بخش و تعیین مقدار سود خالص سیستم در سال 1393 تحت سناریوهای خشکسالی، نرمال‌سالی و ترسالی با استفاده از روش برنامه‌ریزی تصادفی دومرحله‌ای می‌باشد. داده‌های مورد نیاز از شرکت آب منطقه‌ای گلستان و برای سال‌های 80 تا 92 جمع‌آوری شد. نتایج نشان داد که در اثر تخصیص آب با استفاده از مدل برنامه‌ریزی تصادفی دومرحله‌ای میزان تقاضای آب هدف بخش‌های آبزی‌پروری و زیست‌محیطی تأمین می‌شود و کمبود آبی برای این بخش‌ها تحت سناریوهای مورد مطالعه و راندمان‌های 37 درصد، 45درصد و 51 درصد وجود ندارد. اما برای بخش کشاورزی در سناریوی خشک‌سالی تقاضای آب هدف تأمین نمی‌گردد و کمبود آب تحت راندمان‌های متفاوت به ترتیب به میزان 98/40، 67/23 و 7/ 14 میلیون ‌متر مکعب وجود دارد. سود سیستم هم با افزایش راندمان آبیاری افزایش یافته است.

امکان سنجی پالایش محیط های آبی آلوده به کادمیوم توسط علف شاخی (Ceratophyllum demersum L.)

دوره 30، شماره 6، زمستان 1395، صفحه 1918-1929

https://doi.org/10.22067/jsw.v30i6.23944

امیر پرنیان، مصطفی چرم، نعمت اله جعفرزاده حقیقی فرد

چکیده کادمیوم از جمله عناصر کم مقدار و مضر برای حیات و آلاینده ای خطرناک به شمار می رود. این عنصر از طریق منابع آلوده از جمله پساب ها، فاضلاب (شهری و صنعتی) و زه آب های آلوده سبب آلودگی، کاهش کیفیت و گاهی حتی سمیت منابع آب می گردد. با توجه به افزایش جمعیت و نیاز به منابع آب بیشتر، همچنین افزایش آلوده شدن این منابع آبی ارزشمند، نیاز شدیدی به روش های نو و ارزان برای پالایش و بهبود کیفیت آب ها احساس می شود. گیاه پالایی با گیاهان آبزی روشی مؤثر و ارزان برای بهبود کیفیت آب و پساب هاست. گیاه علف شاخی (Ceratophyllum demersum L.) از گیاهان آبزی بومی رودخانه های ایران است، و به وفور در ایران یافت می شود. در این پژوهش طی 14 روز کشت علف شاخی در محلول غذایی هوگلند آلوده در 4 سطح مختلف کادمیوم (1، 2، 4 و 6 میلی گرم در لیتر) پالایش محیط های آبی آلوده به کادمیوم امکان سنجی شد. نتایج حاصله نشان داد که، این گیاه کادمیوم را به مقدار زیادی جذب زیستی کرده است و درصد جذب کادمیوم تا حدود 82% در سطح 2 میلی گرم در لیتر رسید. عامل غلظت زیستی و شاخص جذب حداکثری کادمیوم در سطوح 2 و 6 میلی گرم در لیتر، به ترتیب 9/707 و 92/3 میلی گرم در هر ظرف به دست آمد. کمترین و بیشترین مقدار شاخص تولید زیست توده گیاهی 62/1 و 60/3 گرم در روز، به ترتیب مربوط به سطوح آلودگی 6 و 0 میلی گرم در روز بود. پالایش سبز کادمیوم با رشد و تکثیر گیاه علف شاخی از پساب های صنعتی پیشنهاد می شود.

اثر سیترات و آرژنین بر جذب نیکل توسط کانی های سپیولیت یزد و کلسیت

دوره 30، شماره 6، زمستان 1395، صفحه 1930-1940

https://doi.org/10.22067/jsw.v30i6.27813

احمدرضا شیخ حسینی، حسین شریعتمداری، مهران شیروانی

چکیده آلودگی منابع آب و خاک به فلزات سنگین از مهمترین چالش های پیش روی بشر است. جذب فلزات سنگین از محیط های آبی با استفاده از مواد جاذب ارزان قیمت یکی از روش های ارزان و کارآمد محسوب می شود. لیگاندهای مختلف دارای توانایی متفاوتی برای کمپلکس کردن فلزات سنگین هستند و بر جذب و سرنوشت آنها در محیط های آبی اثر چشمگیر و تعیین کننده ای دارند. سیترات و آرژنین از لیگاندهای مهم هستند که به طور طبیعی در خاک ها و ریزوسفر گیاهان یافت می شوند. در این مطالعه اثر لیگاندهای سیترات و آرژنین بر جذب نیکل توسط کانی های سپیولیت یزد و کلسیت بررسی شد. در حضور یا عدم حضور سیترات و آرژنین مدل لانگمویر جذب نیکل توسط سپیولیت را به خوبی توصیف نمود در حالی که جذب خطی بهترین توصیف برای جذب نیکل توسط کلسیت و حاکی از فیزیکی بودن مکانیسم جذب بود. سیترات مقدار و سرعت جذب نیکل توسط سپیولیت را کاهش داد. در مورد کلسیت سیترات بر ظرفیت جذب نیکل توسط کلسیت اثر چندانی نداشت اما سرعت جذب را افزایش داد. آرژنین موجب افزایش مقدار و سرعت جذب نیکل توسط دو کانی شد. سینتیک جذب نیکل توسط سپیولیت و کلسیت از مدل تابع توانی پیروی کرد. در حضور سیترات بعد از 6 ساعت واجذب نیکل توسط کانی کلسیت اتفاق افتاد. بنابراین حضور سیترات و آرژنین می تواند بر کارآیی سپیولیت و کلسیت برای حذف نیکل از محیط های آبی آلوده مؤثر باشد. آرژنین می تواند با افزایش جذب نیکل توانایی پالایندگی سپیولیت و کلسیت را افزایش دهد در حالی که سیترات بر سیستم کلسیت بی تأثیر بوده ولی در سیستم سپیولیت موجب کاهش جذب نیکل و در نتیجه کاهش کارآیی سیستم می شود.

مقایسه تأثیر روش‌های تلفیقی و متداول کوددهی بر عملکرد کلزا و وی‍ژگی‌های شیمیایی خاک

دوره 22، شماره 2، بهار 1387

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i22.977

حسین صباحی، امیر قلاوند، علی محمد مدرس ثانوی، احمد اصغرزاده

چکیده به منظور مقایسه عملکرد کلزا و خصوصیات شیمیایی خاک در سیستم کوددهی تلفیقی و متداول آزمایشی دو ساله در منطقه سواد کوه انجام گرفت. تیمارهای کودی شامل: (0 ، 50 ، 100 ، 150 ، 100درصد کود شیمیایی) و 200 کیلوگرم نیتروژن از منبع اوره (F0 تا F4 )، kg N ha-1150 از منبع اوره + kg N ha-1 50 از منبع کود دامی MF1) – 100درصد شیمیایی + 35درصد آلی)، kg N ha-1100 از منبع اوره +kg N ha-150 از منبع کود دامی MF2) – 65درصد شیمیایی + 35درصد آلی)، kg N ha-150 از منبع اوره + kg N ha-1 100 از منبع کود دامی MF3) – 35درصد شیمیایی + 65درصد آلی)، kg N ha-1150 از منبع کود دامیM) ) . نتایج نشان دادند که در هر دو سال بیشترین عملکرد دانه از تیمار تلفیقی150 کیلوگرم در هکتار نیتروژن از منبع اوره به‌همراه 50 کیلوگرم از منبع دامی (MF1 ) به‌دست آمد. در سال اول، اختلافی بین عملکرد کلزا در دو سیستم تلفیقی و شیمیایی مشاهده نشد ولی در سال دوم عملکرد کلزا در تیمارهای تلفیقی به‌طور معنی داری در مقایسه با تیمارهای شیمیایی بیشتر بود (p < 0.05 ). در سال اول عملکرد دانه در تیمار 100درصد شیمیایی، 200 کیلوگرم بیشتر از 100درصد آلی بود ولی در سال دوم بر عکس 300 کیلوگرم کمتر بود. مصرف تلفیقی کود به‌طور چشمگیری خصوصیات شیمیایی خاک را بهبود بخشید. بطوریکه بعداز دو سال کشت کلزا، میزان فسفر قابل دسترس خاک در تیمار 100درصد آلی (M)نسبت به تیمار 100درصد شیمیایی (F3)، 115درصد افزایش یافت. در هر دو سیستم شیمیایی و تلفیقی ماده آلی خاک افزایش یافت ولی این افزایش در سیستمهای شیمیایی 12درصد و در سیستمهای تلفیقی 35درصد بود. میزان نیتروژن کل هم روندی مشابه ماده آلی داشت به‌طوری‌که ضریب همبستگی این دو بسیار معنی دار (R2=0.93 ( شد. با توجه به این نتایج مصرف تلفیقی کود دامی و شیمیایی می‌تواند بعنوان یک راه موثر جهت بهبود فسفر قابل جذب و پایداری عملکرد کلزا پیشنهاد شود. واژه‌های کلیدی: سیستم کوددهی تلفیقی، کود دامی، کلزا

تنوع پلاسمیدهای باکتریهای سینوریزوبیوم (انسیفر)

دوره 22، شماره 2، بهار 1387

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i22.980

اسماعیل کریمی، امیر لکزیان، کاظم خاوازی، اصغر اصغر زاده

چکیده چکیده شواهد ژنتیکی نشان داده است که باکتری‌های ریزوبیوم بدلیل داشتن ژنهای nod گیاهان لگوم را گره دار می‌کنند. تقریباًًًً تمام خانواده باکتری‌های ریزوبیاسه دارای پلاسمیدهای بزرگ هستند که از لحاظ اندازه و تعداد بسیار متغیر می‌باشند. معمولاًً ژن‌های nif و nod بر روی پلاسمید‌های هم‌زیست(Psym) قرار دارند. مطالعه تعداد و اندازه پلاسمیدها از طریق تکنیک پروفیل‌های پلاسمیدی می‌تواند به‌عنوان شاخصی از تنوع باکتری‌های ریزوبیوم در مطالعات اکولوژی استفاده شود. در این مطالعه تنوع پلاسمیدی 196 جدایه سینوریزوبیوم (انسیفر) جدا شده از خاک‌های استان همدان با استفاده از تکنیک پروفیل پلاسمیدی مورد ارزیابی و مطالعه قرارگرفت. نتایج آزمایش نشان داد که تعداد پلاسمیدها در بین جدایه‌ها بین 1 تا 4 پلاسمید تغییر می‌کند. به‌طور کلی 13 نوع پلاسمید مختلف در بین جدایه‌ها شناسایی شدند که اندازه آن‌ها از 50 تا 200 کیلو جفت بازآلی متغیر بود. جدایه‌هایی با 1، 2، 3 و 4 پلاسمید به ترتیب 63، 21، 13 و 2 درصد کل جدایه‌ها را تشکیل می‌دادند. جدایه‌های حاوی 2 و 3 پلاسمید به ترتیب 8 و 15 گروه مختلف پلاسمیدی گروه بندی شدند. چهار جدایه سینورزیوبیوم که دارای 4 پلاسمید بودند و در 4 گروه پلاسمیدی متفاوت قرار گرفتند. کل جدایه‌ها جمعادر 28 گروه پلاسمیدی گروه بندی شدند. واژه‌های کلیدی: سینوریزوبیوم (انسیفر) ، پروفیل پلاسمیدی

مقایسه دو عصاره گیر در تعیین اورانیوم (238U) قابل جذب گیاه در خاک لومی شنی

دوره 23، شماره 1، بهار 1388

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.1494

سعید باقریفام، امیر لکزیان، سیدجواد احمدی، امیر فتوت، محمدفرهاد رحیمی

چکیده چکیده اورانیوم از گروه فلزات سنگین بوده و پرتوزاست. در اثر گسترش صنایع هسته‌ای و استفاده از کودهای فسفری حاوی اورانیوم احتمال آلودگی خاک‌ها به این عنصر وجود دارد. به منظور مقایسة دو عصاره‌گیر شیمیایی رایج در استخراج اورانیوم مطالعه‌ای در قالب طرح کاملاً تصادفی با آرایش فاکتوریل شامل دو نوع گیاه آفتابگردان و سویا، و شش غلظــت اورانیوم (0، 50، 100، 250، 500 و 1000 میلی گرم بر کیلوگرم) با سه تکرار در شرایط گلخانه انجام شد. گیاهان بعد از یک دورة 40 روزه و قبل از ورود به مرحله زایشی برداشت شدند. نمونه‌های خاک بوسیلة دو عصاره‌گیر DTPA و AAAcEDTAعصاره‌‌گیری شدند. نتایج نشان داد که با افزایش مقدار اورانیوم خاک، مقدار اورانیم در گیاهان افزایش پیدا کردند. مقدار اورانیوم در ریشه آفتابگردان و سویا 20 تا 100 برابر مقدار آن دربخش هوایی گیاه بود. نتایج حاصل از آزمایش نشان داد که عصاره گیر‌های فوق با افزایش غلظت اورانیوم خاک، غلظت بالاتری از اورانیوم را استخراج کردند اما AAAcEDTA در تمام غلظت‌ها اورانیوم بیشتری را عصاره‌‌گیری کرد. مطالعات همبستگی نشان داد که هر دو عصاره گیر همبستگی خوبی را با غلظت اورانیوم در نمونه‌های گیاهی داشتند. هم‌چنین غلظت اورانیوم در نمونه‌های گیاهی با AAAcEDTA همبستگی بالاتری را نشان داد. واژه‌های کلیدی: اورانیوم، زیست‌فراهمی، لیزر فلوریمتری، آفتابگردان، سویا

اثر فاضلاب کارخانه چرم سازی بر میزان کروم و تعیین شکلهای شیمیایی آن در خاک

دوره 23، شماره 2، بهار 1388

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.1693

حمیدرضا محمدپوران، امیر فتوت، غلامحسین حق نیا، اکرم حلاج نیا، محمود چمساز

چکیده چکیده کروم جزء فلزاتی است که به دلیل ویژگیهای خاص، کاربردهای متعددی در صنایع گوناگون دارد. به موازات گسترش استفاده از این فلز، ورود آن به محیط زیست نیز افزایش یافته که این مسأله به طور بالقوه خطرات زیست محیطی متعددی را در بردارد. در بخش اول این پژوهش که با هدف بررسی اثر پساب کارخانجات چرم‌سازی بر رفتار کروم در خاک صورت گرفت، بخشی از خاکهای تحت تأثیر فاضلاب تصفیه نشده شهرک چرم‌شهر مشهد مورد ارزیابی قرار گرفتند و مقدار کروم کل، کروم 6 ظرفیتی و نسبت توزیع کروم در شکلهای تبادلی، مواد آلی، کربناتی و باقیماندة این خاکها بررسی شد. بخش دوم این پژوهش با هدف بررسی اثر مقدار کروم وارد شده به خاک، بافت خاک و مقدار مادةآلی بر توزیع کروم در شکلهای مختلف در طول زمان انجام شد. در این بخش روند احیاء شدن کروم 6 ظرفیتی نیز با گذشت زمان مورد بررسی قرار گرفت. در بررسی خاکهای تحت تأثیر فاضلاب در منطقة چرم‌شهر، آلودگی این خاکها با کروم تا عمق 45 سانتیمتری از سطح مشاهد شد. در عصاره‌گیری پی در پی این خاکها مشخص شد که در حدود 90% از کروم در شکل باقیمانده قرار دارد. ترتیب توزیع کروم درشکلهای مختلف این خاکها به صورت زیر بود. شکل باقیمانده< شکل کربناتی< شکل موادآلی< شکل تبادلی نتایج نشان داد که زمان اثر بسیار مهمی بر توزیع کروم در شکلهای مختلف، بخصوص در زمان کوتاه از ورود کروم به خاک دارد. اگرچه تیمارهای اعمال شده به جز موارد معدودی از نظر آماری تأثیر معنی‌داری بر توزیع کروم در شکلهای مختلف نداشتند، ولی از مهمترین نتایج این بخش می‌توان به افزایش سهم کروم در شکل تبادلی با افزایش مقدار کروم وارد شده به خاک اشاره کرد که از دیدگاه زیست محیطی دارای اهمیت بسیار می باشد. واژه‌های کلیدی: کروم، ماده آلی، شکل شیمیایی، زمان

مقایسه مدل های توزیع لوگ-نرمال و گاما برای نمایش منحنی توزیع اندازه ذرات خاک

دوره 23، شماره 3، تابستان 1388

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.2314

مرتضی صادقی، بیژن قهرمان، کامران داوری

چکیده چکیده در سال های اخیر محققین زیادی برای تخمین توابع هیدرولیکی خاک (از جمله منحنی مشخصه رطوبتی و تابع هدایت هیدرولیکی) از روی منحنی توزیع اندازه ذرات 4(PSD) خاک کوشیده اند. در این گونه مطالعات یک مدل ریاضی برای نمایش PSD خاک ضروری به نظر می رسد، به گونه ای که بتواند برازش دقیقی به داده های مشاهده شده PSD داشته باشد. تا کنون چندین مدل ریاضی برای این مورد هر کدام با مزایا و معایبی ارائه شده اند. دقت برازش هر مدل به داده های مشاهده شده PSD با تعداد پارامترهای آن مدل رابطه مستقیم دارد. اما تخمین پارامترهای مدل های چندپارامتری که دارای مفهوم ریاضی و فیزیکی نمی باشند، خود یک مسأله در این مدل ها می باشد. در این میان مدل توزیع لوگ-نرمال5 دو پارامتری که پارامترهای آن دارای مفهوم ریاضی می باشند، اساس کار محققین زیادی قرار گرفته است. در این تحقیق نشان داده شده است که مدل توزیع لوگ-نرمال دو پارامتری نمی تواند نمایش دقیقی برای PSD همه کلاس های بافت خاک داشته باشد. به عنوان یک جایگزین، در این تحقیق مدل توزیع گامای6 دوپارامتری برای نمایش دقیق تر PSD خاک پیشنهاد شده است به گونه ای که دو پارامتر این مدل نیز دارای مفهومی ریاضی و به راحتی قابل محاسبه می باشند. مقایسه دقت این دو مدل در نمایش PSD با برازش به داده های مشاهده شده تعداد 461 نمونه خاک پایگاه داده7 UNSODA مورد بررسی قرار گرفته است. بهبود دقت نمایش PSD توسط مدل توزیع گاما نسبت به مدل توزیع لوگ-نرمال کاملاً مشهود بوده است. بر مبنای عامل ضریب برازش (R2) در تعداد 362 خاک و بر مبنای عامل ریشه میانگین مربعات خطا 8(RMSE) در تعداد 323 خاک از مجموع 461 خاک بررسی شده، مدل توزیع گاما نمایش دقیق تری از PSD نسبت به مدل توزیع لوگ-نرمال داشته است. نتایج آزمونt نشان داد که مقادیر R2 مدل گاما در سطح اعتماد 1% به طور معنی‌داری بزرگتر از مقادیر مربوط به مدل لوگ-نرمال بود. همچنین اختلاف معنی داری در سطح 5% بین مقادیر RMSE حاصل از دو مدل نشان داده شد. بنابراین به طور کلی این طور نتیجه گیری می شود که مدل گامای دو پارامتری در نمایش منحنی توزیع اندازه ذرات خاک بر مدل لوگ-نرمال دو پارامتری برتری دارد. واژه‌های کلیدی: منحنی توزیع اندازه ذرات خاک (PSD)، توزیع لوگ-نرمال، توزیع گاما، UNSODA

ارزیابی و برآورد تبخیر- تعرق خیار گلخانه‌ای در مراحل مختلف رشد

دوره 23، شماره 4، پاییز 1388

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.2464

فریده فتحعلیان، روزبه موذن زاده، محمدرضا نوری امامزاده‌ایی

چکیده برآورد دقیق میزان آب مصرفی یک گیاه در کل دوره رشد و آگاهی از چگونگی مصرف این میزان آب در دوره‌های مختلف رشد گیاه می‌تواند نقش بسیار مهمی در مدیریت حاکم بر منابع آب، مدیریت توأم آب و خاک و اعمال برنامه‌های منظم و صحیح آبیاری داشته باشد. این موضوع در محیط درون گلخانه با شرایطی مختص به همین محیط همراه می‌گردد. هدف از این تحقیق ارائه یک مدل پیشنهادی به منظور برآورد مناسب و دقیق تبخیر- تعرق خیار گلخانه‌ای است. در این راستا از دو میکرولایسیمتر مشابه با قطر 28 و ارتفاع 30 سانتیمتر، به صورت همزمان، برای کشت خیار در گلخانه استفاده شد. تبخیر- تعرق این گیاه به روش وزنی و به صورت روزانه در هر دو میکرولایسیمتر اندازه‌گیری گردید. از داده‌های میکرولایسیمتر اول برای اشتقاق مدل‌های پیشنهادی و از داده‌های میکرولایسیمتر دوم برای اعتبار سنجی مدل‌های مذکور استفاده شد. مدل‌های پیشنهادی در تمامی مراحل رشد از طریق ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE)، رسم مقادیر اندازه‌گیری شده در مقابل مقادیر برآورد شده و آماره t ارزیابی شدند. مدل پیشنهادی در ابتدا برای تمام دوره رشد این محصول و در قالب یک تک معادله رگرسیونی با متغیرهای مستقلی نظیر شیب منحنی فشار بخار و رطوبت نسبی ارائه گردید. ولی از آنجا که عملکرد این تک معادله مناسب ارزیابی نشد (61/46= RMSE درصد)، برای هر کدام از مراحل چهار گانه دوره رشد، معادله‌ای مجزا پیشنهاد گردید. نتایج نشان داد که مدل‌های پیشنهادی، برآورد مناسبی از تبخیر- تعرق خیار گلخانه‌ای‌ داشته است. متوسط مقادیر تبخیر- تعرق به کمک مدل‌های پیشنهادی در چهار مرحله رشد به ترتیب 398/0، 79/1، 428/3 و 061/2 میلیمتر به دست آمد. مقادیر RMSE نیز برای چهار مرحله رشد به کمک مدل‌های پیشنهادی 78/15، 48/11، 11/9 و 08/7 درصد به دست آمد. ضریب تبیین حاصل از رسم مقادیر اندازه‌گیری و برآورد شده از 4/0 (استفاده از یک تک معادله) تا 95/0 (استفاده از معادلات مختلف در مراحل متفاوت رشد) متغیر بود. از سوی دیگر مدل‌های پیشنهادی بسیار معنی‌دار بودند (05/0p

تأثیر لجن فاضلاب مجتمع پتروشیمی تبریز بر رشد گیاه گوجه فرنگی

دوره 24، شماره 1، بهار 1389

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.2913

رحیم کسرایی، سیامک ساعدی

چکیده چکیده به منظور بررسی اثر لجن بیولوژیک بر رشد گیاه گوجه فرنگی یک سری آزمایش‌های گلدانی و هر گلدان محتوی 17 کیلوگرم خاک با کشت نشای گوجه فرنگی با استفاده از پنج سطح مختلف لجن خشک (5، 10، 20، 30 و 40 تن در هکتار) و دو شاهد (T1 بدون لجن و T2 با لجن و کود کامل) با 8 تکرار در قالب طرح پایه کاملا تصادفی انجام پذیرفت. نتایج تجزیه واریانس وزن تر و خشک اندام‌های هوائی گیاه نشان داد که وزن آنها در مقایسه با شاهد 2 در تیمارهای 5 و 10 تن لجن در هکتار در سطح احتمال 1% افزایش یافته و از این سطوح به بعد افزودن لجن با کاهش شدید عملکرد و مسمومیت گیاه همراه بوده است. این کاهش در مقایسه با شاهد 2 در سطح 30 تن لجن در هکتار برای وزن تر در حدود 20% و برای وزن خشک 44% برآورد شده است. مقایسه میانگین درصد آب موجود در بوته های گوجه فرنگی در تیمارهای مورد استفاده نشان داد که مقدار آن تا سطح 20 تن لجن در هکتار نسبت به شاهد 2 تفاوت معنی دار وجود نداشته ولی بین تیمارهای 30 و 40 تن لجن در هکتار به طور معنی داری کاهش یافت (05/0p

جذب اورانیوم ((238U از محیط‌های آبی بوسیله زئولایت ایرانی غنی از کلینوپتیلولایت

دوره 24، شماره 2، بهار 1389

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.3217

سعید باقریفام، امیر لکزیان، میثم رضائی

چکیده چکیده اورانیوم فلزی سنگین و رادیو اکتیو است که به طور گسترده در پوسته زمین پراکنده شده است. در بسیاری موارد به علت فعالیت‌های انسانی مقدار آن از حدود مجاز بالاتر رفته و این امر موجب آلودگی آب و خاک با اورانیوم میشود. به منظور بهینه سازی توانایی زئولایت جهت کاهش اورانیوم از محیط‌های آبی از تکنیک شستسو استفاده شد. در این آزمایش بهترین بازدهی جذب به عنوان تابعی از غلظت اولیه اورانیوم در محلول، pH محیط، زمان تماس و وزن بکار برده شده زئولایت برای کاهش اورانیوم موجود در آب بررسی گردید. به منظور مدلسازی جذب اورانیوم توسط زئولایت از دو همدمای جذب سطحی لانگمویر و فروندلیچ استفاده شد. نتایج حاصل از آزمایش نشان داد که بیشترین مقدار جذب اورانیوم توسط زئولایت در غلظت 200 mg/L ، 5pH= و زمان تماس 20 ساعت صورت پذیرفت. هم چنین مدل لانگمویر به علت ثابت هماهنگی بالاتر میتواند به خوبی جذب اورانیوم به وسیله زئولایت را پیش بینی کند. واژه های کلیدی: جذب سطحی، اورانیوم، زئولایت، ایزوترم لانگمویر، ایزوترم فروندلیچ

مطالعه تطبیقی نمایه‌های هواشناسی خشکسالی SPI, SIAP به روش داده‌کاوی(مطالعه موردی استان کرمانشاه )

دوره 24، شماره 3، تابستان 1389

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.3605

خلیل قربانی، علی خلیلی، سیدکاظم علوی نژاد، غلامرضا نخعی‌زاده

چکیده چکیده بارندگی یکی از مهم ترین متغیرهایی است که از آن در تعریف خشکسالی استفاده می شود. نمایه‌های مختلفی بر پایه بارش برای ارزیابی خشکسالی ارایه شده است که می‌توان به نمایه‌های بارش استاندارد شده (SPI) و معیار بارندگی سالانه (SIAP) اشاره کرد. هر یک از این نمایه‌ها برای توصیف خشکسالی، در طبقاتی تقسیم‌بندی می‌شوند که هر طبقه بیانگر وضعیتی از شدت خشکسالی می‌باشد. بررسی حالات وقوع همزمان طبقات هر نمایه معین خشکسالی می‌تواند معیار مناسبی برای ارزیابی تطابق نمایه‌ها باشد. قواعد انجمنی در روش‌های داده کاوی برای کشف قواعد و الگوها در مجموعه‌ای از داده‌ها بکار می‌رود. برای بررسی تطابق نمایه‌های SPI و SIAPبعد از محاسبه این نمایه‌ها برای یازده ایستگاه هواشناسی متعلق به وزارت نیرو واقع در استان کرمانشاه، با بکار بردن قواعد انجمنی، وقوع همزمانی هر یک از طبقات خشکسالی از این دو نمایه‌ در مقیاس‌های زمانی فصلی، نیم‌سالانه و سالانه بررسی شد. نتایج نشان داد که در هیچ یک از مقیاس‌های زمانی، بین طبقات خشکسالی از هر یک از این دو نمایه در بیشتر موارد تطابق خوبی مشاهده نشد (کمتر از 50 درصد) و رفتار متفاوتی از خشکسالی را نشان می‌دهند. واژه‌های کلیدی: داده‌کاوی، خشکسالی، قواعد انجمنی، کرمانشاه

بررسی روند تغییرات فصلی و سالانه رطوبت نسبی و نقطه شبنم در چند نمونه اقلیمی در ایران

دوره 24، شماره 4، پاییز 1389

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.3883

ابوذر قره خانی، نوذر قهرمان

چکیده چکیده
بررسی روند تغییرات متغیرهای هواشناسی در درازمدت اهمیت ویژه ای در مطالعات تغییر اقلیم و آشکار سازی آن دارد. در این مطالعه مقادیر متوسط ماهانه رطوبت نسبی و دمای نقطه شبنم 22 ایستگاه های سینوپتیک ایران در بازه زمانی 2003-1973 جمع آوری گردید. این ایستگاه ها معرف اقلیمهای مختلف ایران بر اساس طبقه بندی دومارتن می باشند. سپس برای اطمینان از نرمال بودن سری های فصلی و سالانه از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف استفاده شد. بررسی روند تغییرات این دو عامل جوی، با روشهای آماری ناپارامتری من-کندال و ضریب همبستگی ρ اسپیرمن و روش پارامتری تحلیل رگرسیون انجام شد. نتایج نشان داد بیشترین روند افزایشی تغییرات متغیرهای مورد بررسی بر اساس روش ناپارامتری من-کندال در فصل تابستان اتفاق افتاده است و کمترین روند تغییرات متغیر رطوبت نسبی در فصل زمستان حادث شده است. بر اساس روش من-کندال بیشترین روند کاهشی متغیر نقطه شبنم در فصل بهار و کمترین روند کاهشی در فصل پاییز اتفاق افتاده است. همچنین بیشترین روند کاهشی متغیر رطوبت نسبی در فصول زمستان و تابستان و کمترین روند تغییرات کاهشی در فصل پاییز بوده است. بر اساس ضریب ρ اسپیرمن، بیشترین روند تغییرات کاهشی رطوبت نسبی در سری سالانه و بهار و کمترین روند تغییرات در فصل پاییز مشاهده گردید. همچینین بر اساس روش ذکر شده، بیشترین روند تغییرات نقطه شبنم در سری سالانه و کمترین روند تغییرات در فصل پاییز بوده است. براساس روش پارامتری تحلیل رگرسیون در سری های زمانی مورد بررسی متغیر نقطه شبنم روند خاصی مشاهده نگردید، اما متغیر رطوبت نسبی در تمامی سری های زمانی فصلی دارای روند بودند. در مجموع می توان بیان داشت که روند کاهشی متغیرهای مورد بررسی بیشتر از روند افزایشی آنها بود، هرچند قانونمندی خاصی برای اقالیم مختلف مشاهده نشد.

واژه های کلیدی: ایران، تحلیل رگرسیون، رطوبت نسبی، روند، نقطه شبنم، من-کندال، ضریب اسپیرمن

ارائه روابطی جهت محاسبه ضرایب جریان غیردارسی در محیط های سنگریزه ای

دوره 24، شماره 5، پاییز 1389

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.5277

علی روشنفکر، جواد ظهیری، سیدمحمود کاشفی پور

چکیده چکیده برای ایجاد تأخیر در سیلاب و کاستن دبی اوج آن معمولاً از سدهای پاره سنگی تأخیری استفاده می گردد. مواد مورد استفاده در این نوع سدها معمولا باعث ایجاد تلاطم در جریان شده و در نتیجه در این محیط ها نمی توان از رابطه دارسی استفاده نمود. بر همین اساس در این محیط ها از روابط غیر دارسی استفاده می شود. معادلات جریان غیردارسی به دو صورت کلی و نشان داده می شوند. از جمله مهمترین پارامترهای موثر در شبیهسازی جریان در چنین محیط هایی مقدار N می باشد که معمولاً بصورت تجربی و یا از طریق داده های آزمایشگاهی محاسبه می گردد. N نشان دهنده تلاطم جریان بوده و مقدار آن از 1 (جریان ورقه ای) تا 2 (جریان کاملاً متلاطم) تغییر می کند. اشکال عمده بعضی روابط غیر دارسی (از جمله رابطه ارگون) این است که نمی توانند مستقیماً مقادیر N و α را محاسبه نمایند. در این تحقیق با بکار بردن معادله ارگون و با استفاده از تحلیل های ریاضی معادلاتی جهت محاسبه مستقیم N و α ارائه شده و در نهایت رابطه ای جهت برآورد ضرایب هدایت هیدرولیکی معادل (Ke) در محیط های متخلخل استخراج شده است. جهت صحت سنجی معادلات استخراج شده از اطلاعات آزمایشگاهی تحقیقات قبلی استفاده شد. همچنین مقادیر N با استفاده از رگرسیون غیر خطی محاسبه و با N محاسباتی مورد مقایسه قرار گرفت. مقایسه نتایج بدست آمده نشان می دهد که در مجاورت مرزها (2 و1=N) مقادیر N محاسبه شده از دقت بالایی برخوردارند و با فاصله گرفتن از مرزها از دقت نتایج کاسته می گردد. واژه های کلیدی: ضرایب جریان غیر دارسی، رابطه ارگون ، تلاطم، هدایت هیدرولیکی معادل

تاثیر میدان مغناطیسی و نانو ذرات نقره بر رشد، عملکرد و کیفیت سیلوی ذرت علوفه ای در مقایسه با کاربرد کودهای پرمصرف و کم مصرف

دوره 24، شماره 6، زمستان 1389

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.7490

حسن فیضی، پرویز رضوانی مقدم

چکیده چکیده به منظور ارزیابی تاثیر میدان مغناطیسی و نانو ذرات نقره در مقایسه با کودهای ریز مغذی بر کمیت و کیفیت ذرت علوفه ای، آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی موسسه تحقیقات و فناوری رضوی در سال 1386 انجام گردید. آزمایش به صورت طرح بلوکهای کامل تصادفی با هفت تیمار و در چهار تکرار طراحی شد. تیمارهای آزمایش شامل کاربرد (T1) کود کمیرا + میدان مغناطیسی و نانو ذرات نقره، (T2) کود هیوماکس + میدان مغناطیسی و نانو ذرات نقره، (T3) میدان مغناطیسی و نانو ذرات نقره، (T4) کود کمیرا، (T5) کود لیبرل، (T6) کود هیوماکس و (T7) شاهد بودند. نتایج نشان داد که تیمار میدان مغناطیسی و نانو ذرات نقره(T3) با 49/74 تن در هکتار علوفه تر و T4 با 87/64 تن در هکتار به طور معنی داری نسبت به بقیه تیمارها بالاترین عملکرد علوفه تر را نشان دادند که این مقدار نسبت به شاهد بترتیب معادل 35 درصد و 5/17 درصد افزایش داشت. در بین تیمارها، T3 به دلیل داشتن عملکرد علوفه تر و درصد ماده خشک بیشتر، دارای بیشترین عملکرد علوفه خشک در هکتار بود. تیمارهای آزمایش تاثیری بر میانگین وزن تر بلال نداشتند ولی نتایج به دست آمده در خصوص اجزاء بوته نشان داد که تیمارهای کودی بر اجزاء بوته اثر معنی داری دارند، بطوری که تیمارهای T3 و T1 بطور معنی داری بیشترین درصد بلال (58/36 درصد) را در بوته نشان دادند و کمترین آن در تیمارهای T5 و T7 بدست آمد. با کاربرد میدان مغناطیسی و نانو ذرات نقره بنظر می رسد میزان تخلیه عناصری چون نیتروژن، فسفر و کلسیم توسط گیاه از خاک نسبت به تیمارهای دیگر بیشتر بود. نتایج حاصل از سیلاژ علوفه نشان داد که تیمار میدان مغناطیسی و نانو ذرات نقره (T3) از درصد پروتئین خام بیشتر و فیبر شوینده اسیدی3 پایین تری نسبت به سایر تیمارها برخوردار بود که در واقع دو عامل مثبت در تغذیه دام به شمار می‌روند. واژه های کلیدی: میدان مغناطیس، نانو ذرات نقره، کود کم مصرف، ذرت علوفه ای، عملکرد.......

مقایسه مقادیر توان حمل ماسه برآورد شده به دو روش سرعت های لحظه ای و روش کلاسهای سرعت فرایبرگر با استفاده از نرم افزارگلماسه نما (مطالعه موردی: جاسک و کرمان)

دوره 25، شماره 1، بهار 1390

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.8500

حسن احمدی، طیبه مصباح زاده

چکیده چکیده در این تحقیق پتانسیل حمل ماسه (DP) با استفاده از نرم افزار گلماسه نما به دو روش لحظه ای و روش کلاس‌های سرعت فرایبرگر مورد بررسی قرار گرفت. بنابراین داده‌های باد سنجی دو ایستگاه سینوپتیکی جاسک و کرمان در طی یک دوره آماری 20 ساله (2005-1985) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مقدارDP بدست آمده در ایستگاه جاسک توسط نرم افزار6 /412 و با روش فرایبرگر 09/401 واحد برداری (v.u) بود و مقدار پتانسیل حمل ماسه در ایستگاه کرمان توسط نرم افزار و روش فرایبرگر به ترتیب 2/979 و 51/490 واحد برداری (v.u) برآورد شد. مقادیر محاسبه شده پتانسیل حمل ماسه با دو روش فوق نشان می‌دهد که مقدار پتانسیل حمل ماسه برای ایستگاه جاسک اختلاف اندکی وجود دارد اما در ایستگاه کرمان روش لحظه ای این مقادیر را بسیار بیشتر از روش کلاس‌های سرعت فرایبرگر و دین محاسبه کرده است از دلایل کمتر بودن مقدار DP در روش کلاس‌های سرعت فرایبرگر، می توان به نحوه تعیین کلاسهای سرعت در این روش اشاره کرد بطوریکه در این روش سرعتهای Knot40> در تعیین مقدار DP دخالت داده نمی شود. همچنین در روش فرایبرگر مقادیر سرعت در هر کلاس نرمال در نظر گرفته شده است، در صورتی که مقادیر سرعت در یک کلاس همواره نرمال نیست و نمی توان یک عدد را به کل سرعت هایی که در این کلاس هستند نسبت داد. واژه‌های کلیدی: داده‌های بادسنجی، روش فرایبرگر، نرم افزار گلماسه نما، ترسیم گلماسه

مدل تصادفی پیش بینی عمق آبشستگی بستر رودخانه شریانی براساس تغییرات ریخت شناسی رودخانه ها

دوره 25، شماره 2، بهار 1390

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.9217

سمیه پوربخشیان، محمدرضا مجدزاده طباطبائی، سید سعید موسوی ندوشنی، شهرام منصوری

چکیده چکیده مدلهای ریخت شناسی رودخانه به منظور فراهم آوردن یک بینش فیزیکی نسبت به واکنشهای ریخت شناسی و کمک به مهندسین رودخانه در مدیریت، طراحی و بهره برداری سیستمهای رودخانه، طراحی می شوند. در این راستا مدلهای قطعی بدلیل ساختار تصادفی و دینامیکی سیستم رودخانه ضعیف عمل می کنند، بخصوص که این مدلها نمی توانند شکل دقیق بستر رودخانه، بویژه رودخانه شریانی را به دلیل تغییرپذیری بستر رودخانه و نوسانات در هندسه مقطع عرضی، پیش بینی کنند. از آنجا که شیوه مدل تصادفی، تغییرپذیری رفتار سیستم رودخانه را با زمان رسیدگی می کند بنابراین ضرورت مدلسازی تصادفی تغییرات ریخت شناسی رودخانه ها و نوسانات بستر رودخانه لازم بنظر می رسد. ریخت شناسی بسیاری از رودخانه های جهان دستخوش یک سری از تغییرات وسیع شده که هم زمان توسعه آبشستگی موضعی رودخانه یک مسئله مهم در مهندسی رودخانه شده است. تغییرات ریخت شناسی رودخانه در بازه شریانی توسط پارامتر شریانی قابل ارزیابی می باشد، بدین صورت که کاهش پارامتر شریانی سبب تغییر ریخت شناسی رودخانه از حالت شریانی به حالت مئاندری می شود، که این به نوبۀ خود با افزایش عمق چاله فرسایشی همراه است. لذا جهت بررسی ارتباط آبشستگی بستر رودخانه شریانی با تغییر ریخت شناسی، یک مدل تصادفی براساس چهار پارامتر تراز بستر رودخانه، حداکثر دبی جریان، حداکثر دبی رسوب و شیب رودخانه، ارائه شده است که در آن، به منظور مدلسازی سری زمانی حداکثر جریان ماهانه و پیش-بینی مقدار و زمان وقوع آن از مدل استوکستیکی ARIMA و برای برآورد دبی رسوب از روشهای بگنولد، مییر-پیتر و انیشتین برون استفاده شده است. مطالعه موردی بر روی داده های استخراج شده از رودخانه یاهاجی از کشور ژاپن انجام یافته است. مقایسه نتایج حاصل از مدل تصادفی با داده-های واقعی نشان می دهدکه اگر برآورد بار بستر با روش بگنولد صورت گیرد، مدل به خوبی می تواند با پیش بینی مقطع عرضی رودخانه شریانی و بدنبال آن پیش بینی عمق آبشستگی بستر رودخانه در چندین سال متوالی، تغییرات ریخت شناسی رودخانه شریانی را پیش بینی کند. سیر نزولی مقادیر پیش بینی شده عمق آبشستگی بستر بیانگر تغییر مورفولوژی رودخانه یاهاجی در ایستگاه یونزو از حالت شریانی به مئاندری می باشد. واژه های کلیدی: رودخانه شریانی، آبشستگی موضعی، مدل تصادفی، ARIMA ، رگرسیون چندمتغیره غیرخطی

توزیع فسفر و روی در اندام ها و در مراحل مختلف رشد گندم در مزرعه

دوره 25، شماره 3، تابستان 1390

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.9624

مریم زاهدی فر، نجفعلی کریمیان، عبدالمجید رونقی، جعفر یثربی، یحیی امام

چکیده چکیده به منظور تعیین زمان بیشترین نیاز گندم زمستانی (L. Triticum aestivum) به کود فسفری و چگونگی توزیع فسفر و روی در اندام های مختلف گندم رقم شیراز در مراحل مختلف رشد در شرایط مزرعه، نمونه هائی از اندام های مختلف گیاه در هفت مرحله رشد گیاه (از انتهای پنجه زنی تا رسیدن کامل دانه) جمع آوری و مقدار فسفر و روی آنها اندازه گیری شد. نمونه خاک محل رشد گیاه نیز همزمان برداشته شد و برای همان عناصر مورد تجزیه قرار گرفت. نمونه برداری از سه قطعه مزرعه 5 هکتاری در سال زراعی 87-1386 انجام شد. نتایج نشان داد که غلظت فسفر و روی در اندام هوایی از انتهای مرحله پنجه زنی تا مرحله رسیدن کامل دانه کاهش یافت. غلظت فسفر و روی در برگ پرچم و شاخساره از مرحله شیری شدن تا رسیدن کامل دانه (مرحله 7 تا 9 رشد) کاهش یافت در حالی که در سنبله افزایش یافت. در این تحقیق بین غلظت فسفر یا روی در گیاه و خاک در مراحل مختلف رشد رابطه معنی داری مشاهده نشد. شباهت تغییرات فسفر و روی در برگ پرچم و شاخساره نشان داد که غلظت فسفر و روی برگ پرچم (اغلب به عنوان تجزیه غیر تخریبی) می تواند به عنوان شاخص مناسبی برای ارزیابی وضعیت تغذیه ای گیاه گندم زمستانی در شرایط مزرعه استفاده شود. واژه های کلیدی: تجزیه برگ پرچم، مراحل رشد گندم، کدهای ده دهی زیداکس، تجزیه سنبله

تعیین میزان انتقال نیترات در دو بافت خاک در نتیجه کاربرد کودهای آلی (مرغی، گاوی و لجن فاضلاب)

دوره 25، شماره 4، پاییز 1390

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.10200

نفیسه نیک عمل لاریجانی، علیرضا حسن اقلی، محمود مشعل، عبدالمجید لیاقت

چکیده چکیده با افزایش جمعیت جهان و نیاز به تأمین غذا، امروزه کشاورزان به استفاده از انواع کودهای شیمیایی، آلی و آفت کش ها روی آورده اند. کاربرد بی-رویه این نهاده ها بدون در نظر گرفتن اثرات جانبی آن، مشکلات فراوانی چه از نظر زیست محیطی و چه از نظر سلامتی انسان ها به همراه می آورد. از این میان، کود آلی حاوی مقادیری از ترکیبات محلول نظیر نیترات است. این ترکیبات از طریق بارندگی یا آبیاری از محلول خاک وارد منابع آب سطحی و زیرزمینی می شوند. هدف از این تحقیق، تعیین میزان انتقال نیترات در نیمرخ دو نوع خاک با بافت لومی و لوم سیلتی در اثر کاربرد انواع کود آلی بود. آزمایشات در قالب تحقیقات لایسیمتری انجام شد. لایسیمترها از جنس پلاستیک و با سطح مقطع دایره ای شکل به قطر 60 سانتیمتر و ارتفاع 100 سانتیمتر تهیه گردید که تا ارتفاع 60 سانتیمتر از بالای لوله زهکش از خاک دست خورده و بدون اجرای عملیات تراکمی خاصی پر گردیدند. سپس بر روی سطح خاک از کود مرغی، کود گاوی و لجن فاضلاب به میزان 35 تن در هکتار استفاده شد. در مجموع 24 دستگاه لایسیمتر برای انجام این تحقیق فراهم گردید که 9 لایسیمتر برای 3 نوع کود با سه تکرار و 3 لایسیمتر بدون کود به عنوان تیمار شاهد برای خاک لوم و به همین تعداد لایسیمتر برای خاک لوم سیلتی لحاظ گردید و نتایج با استفاده از آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی تحلیل شد. لایسیمترها با آب چاه آبیاری گردیدند. دور آبیاری 7روزه بود و در مجموع در سه مرحله، اقدام به آبیاری به روش غرقابی و انجام نمونه برداری ها از زه آب خروجی از لوله زهکش لایسیمترها شد. به منظور تهیه نمونه های زه آب، ابتدا حجم خلل و فرج کل هر بافت خاک (حجم منفذی) را به دست آورده، آن را به پنج قسمت مساوی تقسیم و در پنج مرحله و در مقاطع زمانی مناسب و هربار به میزان مشخص (حدود 100 میلی لیتر)، از زه آب خروجی از لایسیمترها نمونه برداری انجام شد. نتایج نشان داد میزان نیترات انتقال یافته به عمق، در خاک لومی بیشتر از خاک لوم سیلتی می باشد که می-توان آن را به بافت خاک نسبت داد. همچنین میزان آلودگی نیترات در هر دو خاک در تیمار لجن بیشترین و در تیمار شاهد کمترین مقدار بود و کود گاوی و کود مرغی به ترتیب بین این دو قرار گرفت. با توجه به اینکه دور آبیاری یک هفته بود و 3 آبیاری متوالی انجام شد، میزان آلودگی در هر دو خاک، در هفته اول بیشترین و در هفته سوم کمترین مقدار بود که می توان آن را به آبشویی نیترات با هر بار آبیاری نسبت داد. واژه های کلیدی: آلودگی آب، آبشویی نیترات، لایسیمتر، کود آلی

بررسی اثر رشد گیاهان در تراکم‌های مختلف بر پاک‌سازی هیدروکربن‌های نفتی خاک

دوره 25، شماره 5، پاییز 1390

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i--.11204

سالومه سیدعلیخانی، مهدی شرفا، ابوالقاسم توسلی، سیده سهیلا ابراهیمی

چکیده چکیده آلودگی های نفتی، از جمله رایج ترین و خطرناک ترین آلاینده هایی هستند که باعث آلودگی محیط زیست می شوند. تکنولوژی نو ظهور گیاه-پالایی به منظور پالایش برخی آلودگی ها، از جمله آلودگی های نفتی، به دلایل هزینه ی کم و پایین بودن تکنولوژی مورد نیاز، در دنیا بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در این پژوهش با هدف پاک‌سازی مناطق آلوده به هیدروکربن های نفتی، سه گیاه جو، ماش و لوبیا از دو خانواده ی گرس و لگومینه انتخاب و در سه سطح تراکم І، Π و Ш که به‌ترتیب بیشتر می شد ( گیاه جو و ماش به‌ترتیب10-15-20 و لوبیا 5-10-15 عدد بذر در هر گلدان) در قالب طرح بلوک کامل تصادفی، آزمایش فاکتوریل، در سه تکرار در خاک آلوده و غیر‌آلوده کشت گردیدند. آلودگی اولیه و آلودگی خاک در سه مرحله ی جوانه زنی، رویشی و زایشی رشد گیاه اندازه‌گیری گردید و نتایج با استفاده از نرم افزار SAS تجزیه و تحلیل گردید. نتایج نشان داد که حداکثر نرخ پالایش مربوط به گیاه جو در سطح تراکم Ш بود که میزان آلودگی را تا 78/45 درصد کاهش داد. به‌طور‌کلی به‌ علت مقاومت بالای گیاه جو به آلودگی در طول رشد و نرخ پالایش بالای آن، در بین تیمارهای مورد آزمون مناسب ترین تیمار جهت گیاه پالایی، تشخیص داده شد. واژه‌های کلیدی: آلودگی، جو، خاک، لوبیا، ماش، نفت