دوماهنامه
نوع مقاله: مقالات پژوهشی
هواشناسی کشاورزی

پهنه‌بندی اگروکلیمایی ایران بر اساس تاریخ کاشت و طول دوره رشد محصول جو (Hordeum vulgare L.) با استفاده از روش‌های پیشرفته تحلیل فضایی

دوره 39، شماره 6، بهمن و اسفند 1404، صفحه 552-539

https://doi.org/10.22067/jsw.2026.97155.1516

خالد احمدآلی، مینا کاظم پور، عرفان فضلی، عبدالمجید لیاقت، ایمان حاجی راد

چکیده کاهش منابع آب، تغییرات شدید اقلیمی و نیاز به بهره‌وری آب بالاتر، اهمیت ارزیابی قابلیت‌های اگروکلیمایی در کشاورزی ایران را افزایش می‌دهد. این پژوهش با تحلیل داده‌های ۷۹۰ ایستگاه، مناطق اگروکلیمایی جو را بر اساس تاریخ کاشت و طول دوره رشد با استفاده از کریجینگ بیزین تجربی با پیش‌بینی رگرسیون و الگوریتم K-Means شناسایی کرد. در این مطالعه، داده‌های اقلیمی و فنولوژیک ۱۷ ساله (۱۳۸۵ تا ۱۴۰۲) برای اطمینان از نمایندگی تغییرات اقلیمی اخیر استفاده شد. تعداد خوشه‌های بهینه تعیین شده با روش آرنج به این صورت بود که سه کلاس برای تاریخ کاشت و چهار کلاس برای طول دوره رشد استخراج گردید. برای ساده‌سازی، هر منطقه زراعی با کدی ترکیبی از کلاس تاریخ کاشت و طول دوره رشد مشخص شده است (مثلاً کد ۲۱ نشان­دهنده کلاس دوم تاریخ کاشت و کلاس اول طول دوره رشد است) و این کدگذاری صرفاً برای دسته‌بندی و مقایسه مناطق است. ترکیب این دو منجر به تولید ۱۲ کلاس نهایی همگن زراعی برای محصول جو شد. نتایج نشان داد که توزیع زمان کاشت و طول دوره رشد، تابع مستقیم گرادیان اقلیمی-ارتفاعی ایران است. نواحی مرطوب خزری و غرب کشور در کلاس‌های 13 (کاشت زودهنگام-دوره رشد طولانی)، 14 (کاشت زودهنگام-دوره رشد بسیار طولانی)، 23 (کاشت میان‌رس-دوره رشد طولانی)، 24 (کاشت میان‌رس-دوره رشد بسیار طولانی) قرار گرفته که دارای کاشت زودهنگام و فصل رشدی طولانی هستند. مناطق خشک و نیمه‌خشک مرکزی، شرقی و جنوب‌شرقی عمدتاً در کلاس‌های ۳۱ تا ۳۳ قرار دارند که کاشت دیرهنگام و دوره رشد کوتاه را نشان می‌دهد. مناسب‌ترین مناطق برای کشت جو در کلاس‌های ۱۱، ۱۲، ۱۳ و ۲۲ با رطوبت و دمای متعادل و فصل رشد پایدار هستند، در حالی‌که کلاس‌های ۳۳ و ۳۴ بیشترین محدودیت اقلیمی و ریسک را دارند. این نتایج می‌تواند سیاست‌گذاران را در شناسایی مناطق کم‌بازده راهنمایی کند.

اثرات آتش سوزی بر خصوصیات خاک، فرسایش و رژیم هیدرولوژی حوضه آبخیز دریاچه زریبار

دوره 30، شماره 2، بهار 1395، صفحه 618-631

https://doi.org/10.22067/jsw.v30i2.48630

شیرکو ابراهیمی محمدی، محمود آذری، اسماعیل منوچهری

چکیده آتش سوزی یکی از مهم ترین عوامل تخریب جنگل ها و مراتع کشور به خصوص اکوسیستم های حساس جنگل های بلوط زاگرس می‌باشد لذا در این پژوهش به کمک شبیه ساز باران و استقرار پلات های 25/0 متر مربعی در بخش های آتش گرفته و طبیعی کف‌پوش جنگلی در دو کلاس عمده شیب (کم‌تر از 30 درصد و 30 تا 60 درصد) شرق حوضه آبخیز دریاچه زریبار در استان کردستان اثرات آتش سوزی بر وضعیت خاک سطحی (عمق 5 سانتی‌متر) شامل بافت، ذخیره رطوبتی، درصد ماده آلی و درصد کربن آلی کل، آبگریزی، pH و EC و هم چنین تولید روان آب و رسوب مطالعه گردید. میزان رطوبت نمونه ها به روش وزنی، pH و EC عصاره خاک توسط دستگاه پورتابل آزمایشگاهی، درصد کربن آلی کل و درصد مواد آلی به روش اکسیداسیون مرطوب اندازه‌گیری شدند. میزان روان آب و رسوب خروجی از پلات به مدت سی دقیقه، هر پنج دقیقه یکبار توسط بطری های پلاستیکی یک لیتری جمع آوری و حجم روان آب با استفاده از روش وزنی، غلظت رسوب معلق از روش خشک کردن در دمای 105 درجه سانتی گراد و نفوذپذیری و گیرش با ارزیابی بیلان آبی و با تفاضل آب نزولی بر پلات و روان آب ایجاد شده محاسبه شدند. نتایج بیانگر تأثیر آتش سوزی بر کاهش ذخیره رطوبتی، درصد ماده آلی و کربن آلی کل خاک و هم چنین افزایش ناچیز pH و هدایت الکتریکی و از طرفی عدم تاثیر آتش سوزی بر بافت خاک در هر دو کلاس‌ شیب بود. افزایش معنی دار آبگریزی خاک و روان آب در سطح اعتماد 95% در هر دو کلاس شیب و رسوب درشیب های کم تر از 30 درصد از دیگر اثرات آتش سوزی در منطقه مورد مطالعه بود.

علوم آب

شبیه‌سازی رشد و نمو گوجه‌فرنگی (Lycopersicon esculentum Mill.) تحت شرایط تنش خشکی: 2- شبیه‌سازی بهره‌وری آب، زیست‌توده و عملکرد

دوره 35، شماره 5، آذر و دی 1400، صفحه 627-643

https://doi.org/10.22067/jsw.2021.15035.0

اسماعیل فرخی، مهدی نصیری محلاتی، علیرضا کوچکی، علیرضا بهشتی

چکیده پیش‌بینی عملکرد محصول با هدف بهینه کردن میزان آب آبیاری به خصوص هنگامی که آب قابل دسترس محدود باشد، برای افزایش پایداری در تولید بسیار حائز اهمیت است. در این مطالعه مدل آب محورِ آکوواکراپ که توسط فائو توسعه داده شده است، به منظور شبیه­سازی بهره­وری آب، زیست توده و عملکرد گوجه­فرنگی تحت رژیم­های مختلف آبیاری واسنجی و صحت­سنجی شد. آزمایش در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در دو سال زراعی 1396-1395 اجرا شد. واسنجی مدل با استفاده از داده­های سال 1395 و صحت­سنجی مدل با استفاده از داده­های سال 1396 انجام شد. در این مطالعه مدل آکوواکراپ تحت شرایط آبیاری کامل (100 درصد نیاز آبی) و کم آبیاری (75 و 50 درصد نیاز آبی) اجرا و در دو مرحله رویشی و زایشی برای محصول گوجه­فرنگی واسنجی و صحت­سنجی شد. کارایی مدل با استفاده از میانگین مربعات خطای نرمال­شده (NRMSE)، کارایی مدل (EF)، شاخص توافق ویلموت (d) و ضریب تعیین (R2) مورد ارزیابی قرار گرفت. مدل آکوواکراپ به منظور شبیه­سازی بهره‌وری آب، زیست­توده بالای سطح خاک و عملکرد خشک میوه گوجه­فرنگی برای همه تیمارهای آبیاری به‌ترتیب با مقادیر شاخص­های آماری 14/81%=NRMSE، 0/85=d، 0/93=R2، %23>NRMSE>4/%7، 1>d>0/94، 0/99>R2>0/92 و 97/%9=NRMSE، 96/0=d، 86/0=R2 واسنجی شد. در طول مرحله صحت­سنجی، 13/64%=NRMSE، 0/90=d، 0/23=R2، 3/%21>NRMSE>5/%6، 1>d>0/95، 0/98>R2>0/92 و 15/64%=NRMSE، 0/95=d، 0/95=R2 به‌ترتیب برای بهره­وری آب، زیست توده بالای سطح خاک و عملکرد خشک میوه گوجه­فرنگی بدست آمد. به طور کلی توانایی مدل آکوواکراپ در شبیه­سازی مقادیر بهره­وری آب، زیست­توده بالای سطح خاک و عملکرد مشاهده شده رضایت­بخش بود، با این وجود کارایی مدل با افزایش تنش آب کاهش پیدا کرد.

تأثیر موقعیت شیب و تغییر کاربری اراضی بر ویژگی‌های خاک و پذیرفتاری مغناطیسی در اراضی تپه ماهوری یاسوج

دوره 30، شماره 2، بهار 1395، صفحه 632-642

https://doi.org/10.22067/jsw.v30i2.48970

روح اله وفایی زاده، شمس الله ایوبی، محمد رضا مصدقی، مریم یوسفی فرد

چکیده این مطالعه به منظور بررسی اثر تغییر کاربری اراضی و موقعیت زمین‌نما بر برخی از ویژگی‌های خاک در بخشی از اراضی تپه ماهوری شهرستان یاسوج انجام گرفت. در این منطقه از سه کاربری جنگل طبیعی، جنگل تخریب شده و زراعت دیم و در هر کاربری از سه کلاس شیب 10-0، 20-10 و 30-20 درصد و در هر کلاس از 5 نقطه به صورت تصادفی، جمعاً در 45 نقطه از عمق 10-0 سانتی متری انجام گرفت. نتایج نشان داد که میانگین ماده آلی در کاربری جنگل طبیعی (8/5 درصد) به طور معنی‌داری (01/0 p

تحلیل و توسعه‌ی روش تعیین ساعت کارکرد مجاز چاههای کشاورزی در استان خراسان رضوی (مطالعه موردی: دشت ‌نیشابور)

دوره 28، شماره 4، پاییز 1393، صفحه 649-660

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.41377

سید ابوالقاسم حقایقی مقدم، امین علیزاده

چکیده زمان کارکرد مجاز چاههای کشاورزی دشت نیشابور توسط شرکت آب منطقه ای استان خراسان رضوی معادل 4120 ساعت در سال تعیین گردیده است. این تحقیق با هدف معرفی روش تعیین ساعت کارکرد چاههای آب کشاورزی استان خراسان رضوی (مطالعه موردی دشت نیشابور) و تحلیل عوامل موثر بر زمان مجاز کار چاهها انجام گرفت. به این منظور سطح زیر کشت گیاهان زراعی و باغی شهرستان نیشابور در سال های زراعی 80-79 تا 89-88 تهیه شد. نیاز آبی گیاهان الگوی کشت و بازده آبیاری در دشت نیشابور از سند ملی آب استخراج گردید. با تقسیم نیاز ناخالص آبیاری ماهانه بر متوسط هیدرومدول سه ماه حداکثر، ساعت کارکرد مجاز چاه در هر ماه به دست آمد. محاسبات برای بررسی اثر تغییر الگوی کشت در دو حالت، برای کل گیاهان الگوی کشت و برای گیاهان عمده الگوی کشت به طور جداگانه به انجام رسید. در حالت سوم و چهارم تاثیر تغییرات سالانه نیاز آبی و هیدرومدول آبیاری بر ساعت کارکرد چاههای دشت نیشابور مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد می‌توان به جای انجام محاسبات ساعت کارکرد چاهها برای کل گیاهان الگوی کشت منطقه، محاسبات را فقط با گیاهان اصلی انجام داد. تغییرات سالانه الگوی کشت و نیاز آبی در دشت نیشابور به طور معنی دار (با احتمال 95%) مقدار ساعت کارکرد چاهها را تحت تاثیر قرار می دهد. با فرض ثابت ماندن سطح زیر کشت در دشت نیشابور، اصلاح ساعت کارکرد چاهها با استفاده از هیدرومدول اندازه‌گیری شده منطقه انجام گردید. در روش‌ اصلاحی ساعت کارکرد سالانه به طور متوسط 440 (11درصد) ساعت نسبت به ساعت کارکرد مجاز دشت نیشابور (4120 ساعت) افزایش نشان داد که این تغییر، ساعت کارکرد را به شرایط واقعی و موجود در دشت نیشابور نزدیک‌تر می نماید. در یک سال زراعی، با برآورد سطح زیر کشت گندم و جو می توان پیش بینی قابل قبولی برای میزان ساعت کارکرد چاههای منطقه در آن سال ارائه نمود.

بررسی اثر عوامل جوی و هیدرولیکی برمیزان تلفات تبخیر و باد آبپاش‌های ضربه‌ای در سیستم آبیاری بارانی کلاسیک ثابت

دوره 28، شماره 4، پاییز 1393، صفحه 661-669

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.29061

بهاره رستمیان، عیسی معروف‌پور، نسیبه آذربو، فروغ فرزان‌کیا

چکیده درک صحیح از عوامل مؤثر در میزان تلفات تبخیر و باد در سیستم آبیاری بارانی به منظور ارائه راهکارهایی جهت توسعه و بهره برداری بهینه از منابع آبی حائز اهمیت است. این تحقیق با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر میزان تلفات تبخیر و باد و همچنین ارائه معادلاتی جهت برآورد مقادیر تلفات تبخیر و باد در سیستم آبیاری بارانی کلاسیک ثابت با آبپاش متحرک در شرایط مختلف جوی و هیدرولیکی انجام پذیرفت. در این تحقیق آبپاش‌های ZK30، ZM22 و AMBO مورد استفاده قرار گرفت. آزمایش‎های مربوط به این تحقیق در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه کردستان واقع در روستای دوشان مطابق با استانداردهای، 1-7749 ISO و استاندارد موسسه‌ی استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران به شماره 3-8895 ISIRI به روش آبپاش منفرد انجام شد. میزان تلفات تبخیر و باد در شرایط مختلف جوی برای فشارهای مختلف اندازه‌گیری گردید. نتایج این تحقیق نشان داد که در هر سه آبپاش مورد آزمایش، پارامترهای کمبود فشار بخار اشباع محیط و دما بیشترین میزان همبستگی را با تلفات تبخیر و باد دارند و این همبستگی در سطح احتمال 1 درصد معنی‌دار است. همچنین نتایج نشان داد که همبستگی پارامتر سرعت باد با میزان تلفات در آبپاش‌های ZM22 و ZK30 به ترتیب در سطح احتمال 1 درصد و 5 درصد معنی‌دار، و در آبپاش AMBO فاقد همبستگی معنی‌داری می‌باشد. به طور کلی میزان تلفات تبخیر و باد با افزایش 1 متر بر ثانیه بر سرعت باد به میزان 4/9 درصد افزایش می‌یافت .

علوم آب

بررسی اثر رفتار نواحی ماندابی در مدل‌های یک بعدی هیدرودینامیک و انتقال مواد محلول در رودخانه‌ها

دوره 36، شماره 6، بهمن و اسفند 1401، صفحه 661-675

https://doi.org/10.22067/jsw.2022.77613.1181

امیرحسین منتظری، سجاد خدام باشی امامی، مهدی مظاهری

چکیده بیان رودخانه به عنوان مسئلۀ یک بعدی باعث شده بسیاری از عوامل دخیل در انتقال آلاینده در رودخانه ساده شوند و یا در نظر گرفته نشوند. در رودخانه‌ها نواحی نگهداشت عاملی اثرگذار در کیفیت آب می‌باشند. عموماً محدودیت داده‌های مشاهداتی که یکی از عوامل محدود کننده استفاده از مدل‌های دوبعدی و سه‌بعدی است باعث استفاده گسترده‌تر از مدل‌های یک‌بعدی شده است. اکثر مدل‌های تجاری موجود بر اساس معادله انتقال– انتشار کلاسیک توسعه یافته‌اند و نواحی نگهداشت را در نظر نمی‌گیرند. به این منظور برای مدل‌سازی تأثیرات نواحی ماندابی از سرعت و ضریب پراکندگی مؤثر به عنوان روشی برای بهبود عملکرد معادلۀ انتقال- انتشار پیشنهاد شده است. سرعت و ضریب پراکندگی مؤثر، از طریق اصلاح سرعت متوسط جریان و ضریب پراکندگی طولی، با نسبت مساحت سطح مقطع ناحیۀ ماندابی به سطح مقطع عرضی رودخانه تعریف می‌شوند. با جای‌گذاری این پارامترها در حل معادلات سنت– ونانت و انتقال– انتشار در مدل‌های یک‌بعدی می‌توان نتایج را بهبود بخشید. در این مطالعه برای اثبات بهبود عملکرد مدل از MIKE11 به عنوان نماینده‌ای از مدل‌های یک بعدی اعمال و رودخانۀ اروند با آن مورد بررسی قرار گرفت. برای واسنجی و صحت‌سنجی مدل از داده‌های مشاهداتی غلظت در طول رودخانه استفاده شد. پارامتر‌های فاکتور پراکندگی و توان پراکندگی همراه با نسبت مساحت سطح مقطع ناحیۀ ماندابی به سطح مقطع عرضی رودخانه برای ایستگاه sehan در 123 کیلومتری از القرنه، با الگوریتم بهینه سازی کلونی مورچگان برآورد شد و برای ایستگاه‌های Faw و Dweeb با داده‌های غلظت مورد صحت‌سنجی قرار گرفت. در ایستگاه Sehan، Dweeb و Faw سه پارامتر خطای ضریب همبستگی، نش- ساتکلیف و جذر میانگین مربعات در مدل اصلاح شده کاهش یافته و به عنوان مثال پارامتر آماری خطای جذر میانگین مربعات به ترتیب به 78/1، 27/1 و 84/0 کاهش می‌یابد؛ بنابراین اصلاحات حاکی از بهبود نتایج پیش‌بینی طبق مدل مفهومی جدید است.

بررسی اندرکنش رودخانه و آبخوان در دشت بجنورد به‌وسیله اندازه‌گیری‌های میدانی و مدل‌سازی عددی

دوره 33، شماره 5، پاییز 1398، صفحه 671-683

https://doi.org/10.22067/jsw.v33i5.72735

سعید سروری، علی نقی ضیائی، عطااله جودوی

چکیده مدیریت جامع و منطقی منابع آب، مستلزم شناخت روابط بین منابع آب سطحی و زیرسطحی و مدیریت تلفیقی می‌باشد. آبخوان آبرفتی دشت بجنورد با مساحت 2/65 کیلومتر مربع در استان خراسان شمالی می‌باشد که بخش اعظم آن را منطقه شهری تشکیل می‌دهد. تأمین آب شرب از خارج محدوده آبخوان آبرفتی در سال­های اخیر افزایش ارتفاع سطح آب در بعضی نقاط دشت را در پی داشته است که باعث ایجاد مشکلاتی برای ساکنان و زیرساخت­های شهر شده است. به منظور شناخت راهکارهای کاهش این مشکلات، شبیه­سازی تراز سطح آب با استفاده از کد MODFLOW و به کمک نرم‌افزارGMS  با در نظر گرفتن رودخانه فیروزه انجام شد و نقش رودخانه در تغذیه و تبادلات با آبخوان مورد بررسی قرار گرفت. بازدیدهای میدانی به منظور اندازه­گیری دبی و عمق آب در چندین مقطع رودخانه انجام شد و از این داده‌ها برای واسنجی مدل بهره گرفته شد. مدل­سازی در حالت ماندگار برای مهرماه سال 1390 صورت گرفت و پس از واسنجی، خطای مدل برابر 53/0 متر به­دست آمد. دوره مدل­سازی غیر ماندگار از مهر ماه سال 1380 الی مهر ماه 1395 شامل ده سال واسنجی و چهار سال صحت‌سنجی بود که پس از اجرا و واسنجی مدل، میانگین خطا در دوره واسنجی به 83/0 متر و خطای دوره صحت‌سنجی به یک متر کاهش یافت. بر اساس نتایج حاصل از بیلان، رودخانه در یک قسمت از مسیر خود حدود 4/2 میلیون متر مکعب در سال آبخوان را تغذیه می­کند و در قسمتی دیگر زهکش کننده آبخوان می‌باشد. در نهایت سناریوهای ادامه روند موجود، حذف چاه­های شرب شهر بجنورد و اثر اجرای سیستم فاضلاب تا سال 2025 به مدل اعمال شد که در انتهای دوره سناریو نتایج به ترتیب حاکی از افت حدود یک متری سطح آب‌زیرزمینی، افزایش تراز سطح آب به میزان چهار متر و فرو افتادن سطح آب به میزان 5/4 متر بود.

علوم آب

ارزیابی کارآیی روش‌های الاستیسیته محور در برآورد سهم تغییرات اقلیمی و فعالیت‌های انسانی در میزان دبی رودخانه‌ها (مطالعه موردی: رودخانه قره‌سو)

دوره 37، شماره 5، آذر و دی 1402، صفحه 673-683

https://doi.org/10.22067/jsw.2023.83229.1305

هاجر نوروززاده، مهسا حسنپور کاشانی، علی رسول زاده

چکیده تغییرات اقلیمی و فعالیت­های انسانی از جمله عوامل مهمی هستند که بر جریان رودخانه تاثیر می­گذارند. هدف این مطالعه، تعیین سهم هر کدام از عوامل تغییرات اقلیمی و فعالیت­های انسانی بر تغییرات دبی رودخانه قره­سو یکی از مهم­ترین رودخانه­های استان اردبیل در دو ایستگاه سامیان و دوست بیگلو با استفاده از روش­های الاستیسیته محور (بودیکو محور و روش ناپارامتری) می­باشد. در این تحقیق، ابتدا به‌منظور تعیین نقطه تغییر مقدار رواناب رودخانه و تقسیم­بندی دوره پایه و تغییر از آزمون پتیت در طول دوره آماری 1361- 1398 استفاده شد. این آزمون در نرم‌افزار Xlstat انجام شد. با توجه به نتایج این آزمون در سال 1376 یک تغییر در سری زمانی جریان سالانه رخ داد که از سال 1361 تا 1376 به‌عنوان دوره پایه و از سال 1377 تا 1398 به‌عنوان دوره تغییرات در نظر گرفته شد. سپس با استفاده از روش­های الاستیسیته محور سهم هر کدام از این عوامل تعیین گردید. نتایج نشان داد که در ایستگاه هیدرومتری سامیان سهم تغییرات اقلیمی برابر 74/11-63/7 درصد و سهم فعالیت­های انسانی برابر 37/92-26/88 درصد می­باشد. در ایستگاه هیدرومتری دوست­بیگلو نیز سهم تغییرات اقلیمی برابر 87/3-29/2 درصد و سهم فعالیت­های انسانی برابر 71/97-13/96 درصد می­باشد. با توجه به نتایج حاصل در هر دو ایستگاه، تأثیر فعالیت­های انسانی (بیشتر از 88 درصد) بر روی رواناب حوضه به مراتب بیشتر از تغییرات اقلیمی (کمتر از 11 درصد) می­باشد. بنابراین، جلوگیری از انجام فعالیت­های انسانی مؤثر در کاهش دبی رودخانه، در حل و مدیریت مشکلات آبی حوضه ضروری بنظر می­رسد.

مدل بهینه سازی تخصیص منابع آب در بخش های کشاورزی، صنعت و خدمات با استفاده از الگوریتم پیشرفته GAPSO

دوره 27، شماره 4، پاییز 1392، صفحه 680-691

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.28080

مصطفی حبیبی داویجانی، محمد ابراهیم بنی حبیب، سید رضا هاشمی

چکیده افزایش روز افزون جمعیت باعث شده است که نیازهای آبی در بخشهای آب شرب، صنعت وکشاورزی افزایش یابد. این شرایط نیاز به اعمال راه کارهایی موثر،‌‌‌ برای مدیریت بهینه وکارآمد آب دارد. لذا در این تحقیق مدلی برای تخصیص بهینه منابع آب در بین بخش های کشاورزی، صنعت و خدمات ارائه گردیده است. در بخش کشاورزی تابع تولید هر یک از محصولات تعیین شده است. سپس براساس توابع تولید، سطح زیرکشت، عملکرد محصول و درآمد حاصله از هر محصول، تابع هدف تلفیقی مشخص گردیده است. در بخش صنعت با توجه به این که تقاضای آب، تابعی از میزان محصول، قیمت نهاده آب و قیمت سایر نهاده‌ها می باشد، تابع تقاضای این بخش نیز تعیین گردید. با توجه به ضرورت موجود در بخش خدمات، کل آب مورد نیاز این بخش به طور کامل تخصیص داده شد. سپس با استفاده از الگوریتم تلفیقی ژنتیک- هوش جمعی (GAPSO)، بیشینه سازی تابع هدف و تخصیص بهینه منابع آب بین بخش کشاورزی و صنعت، انجام گردید. با توجه به نتایج تحقیق، قابل ذکر است که استفاده از الگوهای کم آبیاری، تغییر الگوی کشت، حذف سطح زیرکشت بعضی از محصولات و استفاده از منابع آبی بیشتر در حوضه صنعت می تواند در بالا بردن درآمدهای حاصله تا 114(میلیارد ریال) تأثیر گذار باشد. در مجموع با تخصیص بهینه منابع آب بین بخش های مختلف (کشاورزی، صنعت و خدمات) باید بیان نمود؛ می توان درآمدهای حاصله در منطقه کویر مرکزی ایران را تا 56 درصد نسبت به وضعیت فعلی بهبود بخشید که در این صورت، شاهد تحول قابل توجهی در این منطقه خواهیم بود. لذا تغییر در الگوی تخصیص منابع آب در این منطقه امری لازم و ضروری به نظر می آید.

شبیه سازی تغییرات نیتروژن خاک و گیاه توسط مدل CERES-Wheat

دوره 32، شماره 4، پاییز 1397، صفحه 691-707

https://doi.org/10.22067/jsw.v32i4.70443

فرزاد مندنی، بابک غلامی، علیرضا باقری، غلامرضا محمدی

چکیده مصرف بیش از حد نیتروژن باعث آبشویی نیترات و آلودگی آب‌های زیرزمینی می‌شود، بنابراین اطلاع از توزیع اشکال مختلف نیتروژن و چگونگی حرکت آن‌ها در خاک اهمیت بالایی دارد. به منظور شبیه‌سازی اثر کود نیتروژن بر رشد و عملکرد گندم و همچنین تغییرات نیتروژن خاک و گیاه با استفاده از مدل CERES-Wheat، دو آزمایش در سال زراعی 1395-1394 اجرا شد. هر دو آزمایش در قالب طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی با 3 تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل کاربرد سطوح کود نیتروژن (90، 180، 300 و360 کیلوگرم اوره در هکتار) بود. از نتایج یک آزمایش به منظور استخراج ضرایب ژنتیکی و واسنجی مدل و از دیگری به منظور ارزیابی مدل استفاده شد. نتایج واسنجی نشان داد که مدل قادر است با حداقل اختلاف ویژگی‌های رشد و نمو گندم را شبیه‌سازی کند که بیانگر دقت بالای ضرایب ژنتیکی محاسبه شده بود. نتایج ارزیابی‌ها نشان داد که مدل قادر بود با دقت بالای صفات مورد ارزیابی گندم را شبیه سازی کند، بطوریکه میزان جذر میانگین مربعات خطای نرمال شده برای مراحل نموی، وزن خشک کل و عملکرد دانه به ترتیب در حدود 7 تا 8، 5 تا 9 و 11 تا 17 درصد میانگین مشاهدات بود. نتایج شبیه‌سازی‌ها نشان داد، همزمان با کاربرد کود اوره محتوای یون‌های نیترات و آمونیوم خاک افزایش یافت. بیشترین میزان نیترات در تیمارهای 90، 180، 300 و 360 کیلوگرم اوره در هکتار به ترتیب حدود 3/41، 5/54، 1/72 و 9/80 کیلوگرم در هکتار بود. با افزایش مصرف نیتروژن، مقدار آبشویی نیتروژن نیز به شدت افزایش یافت، به طوری‌که میزان هدر رفت نیتروژن در تیمارهای 90 ، 180، 300 و 360 کیلوگرم اوره در هکتار به ترتیب حدود 3/259، 2/276، 4/310 و 5/335 کیلوگرم در هکتار بود. همچنین با افزایش کاربرد کود اوره میزان نیتروژن در اندام‌های هوایی و دانه گندم افزایش یافت. بطورکلی نتایج این بررسی نشان داد که مدل CERES-Wheat توانایی قابل قبولی در شبیه سازی تغییرات وضعیت نیتروژن خاک و گیاه دارد.

تاثیر سطوح رژیم آبیاری بر روی عملکرد دو رقم تجاری انار در شرایط اقلیمی یزد

دوره 30، شماره 3، تابستان 1395، صفحه 698-705

https://doi.org/10.22067/jsw.v30i3.40292

علی بافکار، مصیب کریمی، محمدهادی راد

چکیده در شرایط خشکسالی بایستی به کاربرد روش های آبیاری با بهره وری مناسب و راندمان بالا نظیر آبیاری موضعی توجه بیشتری نشان داد. همچنین کم آبیاری به‌عنوان راه حل موثر دیگر در افزایش بهره‌وری آب باید مورد توجه قرار گیرد. این پژوهش به منظور بررسی تاثیر رژیم های مختلف آبیاری بر عملکرد دو رقم تجاری انار 4 ساله مجهز به سیستم آبیاری موضعی (بابلر) در خاکی با بافت لومی شنی در شرایط اقلیمی یزد انجام شد. این طرح در قالب آزمایش فاکتوریل با پایه بلوک‌های کامل تصادفی با سه رژیم آبیاری I1، I2، I3 شامل آبیاری کامل در ظرفیت زراعی، 25 درصد کم آبیاری و50 درصد کم آبیاری در سه تکرار انجام شد. نتایج نشان می‌دهد بیشترین و کمترین عملکرد به ترتیب مربوط به رژیم‌های آبیاری 100 درصد و50 درصد ظرفیت زراعی بوده است. همچنین نتایج نشان داد که در دو رقم مورد مطالعه، عملکرد محصول در رژیم‌های آبیاریI1 و I2در سطح 5 درصد دارای اختلاف معنی‌دار با I3 بودند. رژیم های آبیاری بر تعداد کل میوه و تعداد میوه سالم در سطح آماری یک درصد و بر آفتاب سوختگی محصول در سطح آماری پنج درصد دارای اختلاف معنی‌دار بود. در بین دو رقم مورد بررسی نیز با مقایسه عملکرد و تعداد میوه سالم در دو تیمار 75 و 100 درصد ظرفیت زراعی، می‌توان با انتخاب رقم ملس یزدی، به منظور بهره‌وری بیشتر آب و محصول، و با اعمال تنش رطوبتی تا 25 درصد، به عنوان یک روش مدیریتی در آبیاری باغات انار توصیه گردد.

برآورد تبخیر و تعرق واقعی با استفاده از الگوریتم سبس و تصاویر لندست در ماهیدشت

دوره 30، شماره 3، تابستان 1395، صفحه 706-716

https://doi.org/10.22067/jsw.v30i3.41372

بهمن فرهادی بانسوله، علیرضا کریمی، همایون حصادی

چکیده روش‌های متداول اندازه‌گیری تبخیر و تعرق عمدتاً این پارامتر را به صورت نقطه‌ای اندازه‌گیری می‌کنند و تعمیم نتایج آن‌ها به سطح منطقه مشکل می‌باشد. در سالیان اخیر استفاده از روش‌های مبتنی بر سنجش از دور به عنوان یک راهکار جهت برآورد تبخیر و تعرق در سطح منطقه مورد توجه قرار گرفته است. هدف از مطالعه کنونی برآورد تبخیر و تعرق در دشت ماهیدشت کرمانشاه با استفاده از الگوریتم سبس می‌باشد که یکی از الگوریتم‌های مبتنی بر سنجش از دور هست. در این مطالعه تبخیر و تعرق در سطح منطقه با استفاده از الگوریتم سبس برای چهار تصویر ماهواره ای LANDSAT TM در دوره‌های مختلف فصل رشد ذرت در سال 1389 برآورد گردید. مراحل مختلف محاسباتی در نرم افزار ERDAS و با استفاده از ابزارModel Maker برنامه نویسی شد. همزمان با استفاده از یک لایسیمتر زهکشدار که در آن ذرت کشت شده بود تبخیر و تعرق واقعی ذرت اندازه‌گیری و با نتایج الگوریتم سبال مقایسه شد. حداکثر اختلاف بین تبخیر و تعرق برآورد شده با الگوریتم سبال در مزرعه ذرت و مقادیر اندازه‌گیری شده درون لایسیمتر 34/0 میلی متر در روز تعیین گردید که معادل 56/4 درصد تبخیر و تعرق اندازه‌گیری شده در همان روز می‌باشد. در هر چهار تاریخ حداکثر تبخیر و تعرق برآورد شده با الگوریتم سبس در سطح منطقه بین 02/1 تا 22/1 تبخیر و تعرق پتانسیل گیاه مرجع محاسبه شده با فرمول فائو پنمن-مانتیث می‌باشد که قابل قبول و منطقی می‌باشد.

تاثیر بیوچار و کمپوست ضایعات هرس و تلقیح میکروبی بر فراهمی فسفر

دوره 32، شماره 4، پاییز 1397، صفحه 709-722

https://doi.org/10.22067/jsw.v32i4.67298

میرحسن رسولی صدقیانی، رقیه واحدی، محسن برین

چکیده فسفر از عناصر پرمصرف مورد نیاز گیاه می‌باشد که کمبود آن یکی از مشکلات خاک‌های آهکی است. به منظور بررسی تاثیر بیوچار و کمپوست ضایعات هرس درختان سیب و انگور و تلقیح میکروبی بر فعالیت آنزیم فسفاتاز و فراهمی فسفر در ریزوسفر گندم، آزمایشی بصورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی در شرایط گلخانه‌ای در رایزوباکس اجرا گردید. فاکتورها شامل ماده آلی (بیوچار، کمپوست ضایعات هرس و شاهد بدون ماده آلی)، تلقیح میکروبی (قارچ میکوریزای آربوسکولار (AMF) و باکتری‌های ریزوسفری محرک رشد (PGPR) و خاک (خاک ریزوسفری و غیرریزوسفری) بود. نتایج نشان داد که کاربرد همزمان کمپوست و تلقیح میکروبی باعث افزایش معنی‌دار فعالیت ACP،ALP و فسفر قابل جذب در خاک نسبت به تیماربدون ماده آلی شد، بطوریکه بیشترین افزایش فعالیت ALP و مقدار فسفر قابل جذب مربوط به تیمار مشترکPGPR وکمپوست بود. همچنین در تیمارکمپوست، فعالیت ACP و ALP در خاک ریزوسفری به ترتیب 39/1 و 33/1برابر خاک غیرریزوسفری بود. با این وجود مقدار فسفر قابل جذب در خاک غیرریزوسفری تیمار کمپوست 19/21 درصد بیشتر از خاک ریزوسفری بود. بیشترین غلظت فسفر در ریشه و اندام هوایی بترتیب در تیمارهای کمپوست تلقیح شده با میکوریزا و بیوچار تلقیح شده با میکوریزا مشاهده شد. همچنین، غلظت فسفر اندام هوایی در تیمار مشترک بیوچار و AMF 31/1 برابر غلظت فسفر در تیمار بیوچار و تلقیح PGPR بود. بطورکلی استفاده ازماده آلی و تلقیح میکروبی تأثیر قابل توجهی در فراهمی فسفر و بهبود رشد گیاه دارد.

تحلیلی بر اثرات سامانه‌های آبیاری نوین بر نواحی روستایی (مطالعه موردی: دهستان محمدآباد، شهرستان عنبرآباد)

دوره 34، شماره 4، پاییز 1399، صفحه 765-780

https://doi.org/10.22067/jsw.v34i4.79864

سید هادی طیب نیا، سکینه درینی

چکیده روند کاهشی میزان منابع آبی در کشور، مسئولان مربوطه را بر آن داشته تا به توسعه سیستم‌های آبیاری نوین در اراضی کشاورزی بویژه در نواحی روستایی اقدام کنند. این اقدامات؛ تاثیرات محتلفی بر زندگی ساکنان این نواحی داشته است. هدف از این تحقیق، بررسی تأثیرات سیستم‌های آبیاری تحت فشار بر نواحی روستایی دهستان محمد آباد است. تحقیق حاضر بر اساس هدف کاربردی و بر اساس روش انجام؛ توصیفی-تحلیلی می‌باشد. جامعه آماری تحقیق، دهستان محمدآباد واقع در شهرستان عنبرآباد است که شامل 15 روستا و 1113 خانوار است. از این میان، 4 روستا (300 خانوار) که در آنها آبیاری تحت فشار به اجرا درآمده است به عنوان نمونه روستایی انتخاب و 50 درصد از خانوارهای آن (150 خانوار) به عنوان نمونه انتخاب شد. جهت گردآوری اطلاعات از دو روش کتابخانه‌ای و پیمایشی (پرسشنامه) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم‌افزار SPSS و آزمون‌های تی تک نمونه‌ای، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. براساس نتایج تحقیق، این سیستم‌ها موجب افزایش 30 تا 70 درصدی تولید محصولات کشاورزی شده‌اند. همچنین اثرات سیستم آبیاری بر معیشت ساکنین روستاها بالاتر از متوسط است (با سطح معنی­داری 000/0) که در میان این اثرات؛ متغیر تأثیر صرفه­جویی در مصرف آب با میانگین 59/4، مهم‌ترین اثرپذیری از سیستم آبیاری را دارد. به علاوه؛ میان دیدگاه مردم نسبت به بهبود تأثیرات آبیاری نوین و بهبود وضعیت اقتصادی؛ رابطه مثبت و معنی‌داری وجود دارد. همچنین متغیرهای افزایش درآمد (0.277)، بازگشت مهاجرین (0.205) و افزایش راندمان تولید (0.178) از میان سایر متغیرها دارای قدرت پیش‌بینی معنی‌دارتری برای تغییر وضعیت روستائیان می‌باشند. متغیر افزایش درآمد با ضریب بتای 0.277 بیشترین تأثیر را بر متغیر وضعیت روستائیان داشته است.

تاثیر حذف مواد آلی بر همدماهای جذب پتاسیم در مقادیر مختلفpH در برخی از خاک‌های استان خوزستان

دوره 30، شماره 3، تابستان 1395، صفحه 782-795

https://doi.org/10.22067/jsw.v30i3.39080

عاطفه عموزاده، احمد لندی، سعید حجتی

چکیده هرچند که تا کنون در رابطه با تاثیر مواد آلی بر روی رهاسازی پتاسیم غیر تبادلی و همچنین تاثیر مواد آلی بر روی مقدار جذب پتاسیم توسط گیاهان تحقیقات نسبتاً زیادی انجام شده است اما در رابطه با تاثیر مواد آلی خاک بر روی جذب پتاسیم اضافه شده به خاک توسط اجزاء معدنی خاک، مخصوصاً کانی های رسی و بررسی همدماهای جذب سطحی پتاسیم در حضور و عدم حضور ماده آلی در خاک مطالعات زیادی انجام نگرفته است. هدف از انجام این مطالعه، بررسی تاثیر حذف مواد آلی بر جذب پتاسیم در pHهای مختلف است. به این منظور سه نمونه خاک از نقاط مختلف استان خوزستان (ایذه، شاوور و اهواز) جمع آوری شده و خصوصیات فیزیکوشیمیایی و کانی شناسی آن ها تعیین شد. آزمایشات جذب سطحی پتاسیم در حضور (شاهد) و عدم حضور مواد آلی خاک (حذف با آب اکسیژنه) و غلظت های اولیه 10، 20، 50، 100 و 200 میلی گرم پتاسیم در لیتر در pH-های 6 و 5/7 انجام شدند. مدل های خطی، فروندلیچ و لانگ مویر به داده ها برازش داده شدند. نتایج نشان دادند که همدماهای جذب سطحی پتاسیم در خاک از نوع L می باشند و معادلات فروندلیچ و لانگ مویر توانایی زیادی برای برازش نتایج حاصل از جذب پتاسیم در خاک دارند (9/0

بررسی آبشویی نیترات و جذب نیتروژن توسط ذرت در شرایط آبیاری با پساب خام و تصفیه شده

دوره 31، شماره 3، تابستان 1396، صفحه 785-796

https://doi.org/10.22067/jsw.v31i3.52789

مهرناز امینی، حامد ابراهیمیان

چکیده امروزه استفاده از آب‌های غیرمتعارف از جمله پساب‌های شهری، خانگی و کشاورزی با توجه به اقلیم نیمه خشک در کشور و فشارهای شدید وارد شده بر منابع آب تجدیدپذیر مورد توجه قرار گرفته ‌است. هدف از این تحقیق، شبیه‌سازی انتقال نیترات در داخل خاک در شرایط آبیاری با دو نوع پساب با استفاده از مدل HYDRUS بود. در این راستا از اطلاعات یک فصل رشد گیاه ذرت واقع در کرج در سال 1389 و همچنین اطلاعات پساب‌های خام و تصفیه شده شهرک اکباتان به عنوان منبع آب آبیاری استفاده‌ شد. نفوذ عمقی آب آبیاری، آبشویی نیتروژن- نیتراتی، جذب آب و نیتروژن- نیتراتی توسط گیاه شبیه‌سازی شد. مقدار آب جذب شده توسط گیاه و نفوذ عمقی به ترتیب 80 و 13 درصد از مقدار آب آبیاری بود. آبشویی نیتروژن-نیتراتی در محدوده زیر عمق توسعه ریشه ها در مدت یک فصل رشد گیاه ذرت آبیاری شده با پساب خام و تصفیه شده به ترتیب برابر 61/7 و 64/2 کیلوگرم در هکتار بدست آمد. جذب نیتروژن- نیتراتی توسط گیاه در شرایط آبیاری با پساب خام و تصفیه شده به ترتیب برابر 130 و 1/60 کیلوگرم در هکتار (معادل 2/76 و 9/81 درصد از مقدار نیتروژن- نیتراتی ورودی در پساب خام و تصفیه شده) ‌بود. نتایج نشان داد که می‌توان از پساب‌ها علاوه بر منبع آب آیباری، به عنوان منبع غذایی برای گیاه استفاده کرد و در نتیجه مصرف کودهای شیمیایی را کاهش داد.

پهنه بندی هدایت هیدرولیکی اشباع خاک در حوضه آبخیز ناورود اسالم استان گیلان

دوره 29، شماره 4، پاییز 1394، صفحه 787-796

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.21319

محمدرضا خالدیان، سیدعلی موسوی، حسین اسدی، مهدی نوروزی، محمد علی گلی

چکیده حرکت آب در ناحیه ی غیراشباع خاک اغلب با معادله ی ریچاردز مورد بررسی قرار می گیرد. به منظور حل این معادله بایستی شرایط اولیه و مرزی مربوط به فشار آب و هدایت هیدرولیکی خاک به صورت توابعی از رطوبت خاک تعیین شود. روش بیرکن به منظور استخراج مشخصات هیدرولیکی و رطوبتی خاک در ناحیه ی غیراشباع توسعه یافته است. در این روش از تابع رطوبت خاک ونگونختن با شرایط بوردین و تابع هدایت هیدرولیکی بروکس و کوری برای توصیف منحنی های مشخصه ی هیدرولیکی خاک استفاده شده است. روش بیرکن، منحنی های مشخصه ی هیدرولیکی خاک را که وابسته به بافت خاک است از تحلیل توزیع دانه بندی خاک و پارامترهای شکلی را که وابسته به ساختمان خاک است از اندازه گیری صحرایی نفوذ تحت بار هیدرولیکی ناچیز، تخمین می زند. هدف از پژوهش حاضر تحلیل تغییرات مکانی و تهیه نقشه پهنه بندی هدایت هیدرولیکی اشباع خاک در مقیاس حوضه آبخیز است. در این مطالعه حوضه ناورود اسالم با مساحت 307 کیلومتر مربع با فواصل دو کیلومتر شبکه بندی شد و در گره-های ایجاد شده اندازه گیری نفوذ با استفاده از تک استوانه بیرکن صورت گرفت. بررسی تغییرات مکانی با نرم افزار GS+ و تهیه نقشه پهنه بندی هدایت هیدرولیکی اشباع خاک حوضه آبخیز با استفاده از نرم افزار ArcGIS صورت گرفت. نتایج نشان داد که متوسط هدایت هیدرولیکی اشباع حوضه مورد مطالعه 96/3 سانتی متر بر ساعت با ضریب تغییرات 151 درصد بود. میزان شعاع تاثیر 2280 متر و ضریب تبیین مدل نمایی برازش داده شده 953/0 تعیین شد. از نتایج تحقیق حاضر می توان در مدیریت کارآمد حوضه آبخیز استفاده کرد.

علوم آب

مقایسه روش‌های کشت مستقیم و نشائی برنج تحت روش‌های مختلف آبیاری

دوره 35، شماره 6، بهمن و اسفند 1400، صفحه 790-779

https://doi.org/10.22067/jsw.2021.69302.1036

علیرضا کیانی، محمد رضا یزدانی، محمد تقی فیض بخش

چکیده چهار روش آبیاری (غرقاب دائم، تناوبی، بارانی، تیپ) و سه روش کشت (مستقیم بذر و مستقیم نشاء بر بستر غیرپادل یا بدون گلخرابی و نشائی سنتی) از نظر عملکرد، مصرف آب و بهره­وری آب برنج در قالب طرح کرت­های نواری بر اساس طرح پایه بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار به مدت دو سال زراعی (1398 و 1399) در گرگان بررسی شدند. مقایسه عملکردهای برنج نشان داد که بالاترین عملکرد ( 8206 کیلوگرم در هکتار) مربوط به کشت نشائی سنتی با روش آبیاری غرقابی بود و در بقیه روش­های آبیاری اختلاف معنی­داری بین عملکردها مشاهده نشد. در کشت نشائی، با تغییر آبیاری سنتی به آبیاری بارانی، متناوب و آبیاری قطره­ای به ترتیب عملکرد در حدود 14، 9 و 11 درصد کاهش داشت. بالاترین مصرف آب مربوط به روش آبیاری غرقابی در کشت مستقیم بذر (12490 متر مکعب در هکتار) و کشت نشائی (11967 متر مکعب در هکتار) بود. با تغییر شیوه آبیاری از غرقاب به قطره­ای در کشت سنتی نشاء در زمین پادل شده، اگرچه عملکرد در حدود 11 درصد کاهش یافت ولی در مقابل مصرف آب در حدود 39 درصد کاهش و در نتیجه بهره-وری آب در حدود 22 درصد افزایش داشت. با تبدیل کشت سنتی نشاء و روش آبیاری غرقابی به کشت مستقیم نشاء و روش آبیاری قطره­ای عملکرد در حدود 24 درصد و مقدار آب در حدود 45 درصد کاهش یافت و بهره­وری آب در این حالت به 9/0 کیلوگرم در متر مکعب رسید که در شرایط حاضر به عنوان بهترین گزینه برای حفظ توأم منابع آبی و تولید انتخاب می­شود.

تأثیر گیاه وتیور در کاهش شوری و املاح خاک

دوره 30، شماره 3، تابستان 1395، صفحه 796-804

https://doi.org/10.22067/jsw.v30i3.40322

مسعود نوشادی، حسین ولی زاده

چکیده شوری و سدیم خاک یکی از محدودیت های اصلی کشاورزی در مناطق گرم و خشک بوده و کنترل آن‌ها اهمیت زیادی دارد. گیاه وتیور دارای صفات منحصر به فردی است که می‌تواند در گیاه پالایی مفید واقع گردد. در تحقیق حاضر تاثیرات گیاه وتیور در کنترل شوری خاک و بهسازی اراضی شور بررسی گردید. شوری ها 68/0 (تیمار شاهد)، 2، 4، 6، 8 و10 دسی زیمنس بر متر بودند که به طور مصنوعی از ترکیب کلرید سدیم و کلرید کلسیم ساخته شدند. در این تیمارها مقدار میانگین ECe در عمق 90-0 سانتی‌متر بترتیب 0/25، 4/60، 2/79، 5/87 و 5/212 درصد نسبت به تیمارشاهد افزایش یافت که بسیار کمتر از افزایش شوری آب آبیاری در سطوح مختلف بود. این تفاوت‌ها در سطح 5 درصد معنی‌دار بودند. در سطوح مختلف شوری بجز بیشترین سطح کاربرد ( dS/m10) گیاه وتیور توانست شوری خاک را به خوبی کاهش دهد و مانع تجمع شوری در خاک گردد ولی در شوری dS/m 10 شوری خاک به خوبی کنترل نشد، هر چند که شوری خاک بمراتب از شوری آب آبیاری کمتر بود. مقدار سدیم در برگ گیاه وتیور در شوری 2 تا 10 دسی زیمنس بر متر به‌ترتیب 3/14، 6/28، 3/64، 0/100، 3/114 درصد و در ریشه وتیور بترتیب 6/28، 3/64، 0/125، 3/214، 0/275 درصد بیشتر از تیمار شاهد بود. مقدار کلر برگ در تیمار های 2 تا 10 دسی زیمنس بر متر بترتیب 9/22، 6/35، 5/74، 2/107، 9/121 درصد و در ریشه به‌ترتیب 02/27، 7/59، 9/118، 06/195، 7/255 درصد بیشتر از تیمار شاهد بود.

توسعه شاخص‌های حساسیت ناشی از اختلالات هیدرولیکی در شبکه‌های آبیاری

دوره 29، شماره 4، پاییز 1394، صفحه 797-809

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.29109

محمد مهدی حیدری، صلاح کوچک زاده

چکیده شناخت عملکرد هیدرولیکی شبکه‌ی آبیاری بدون کسب اطلاعات کافی از حساسیت‌ سازه‌های موجود در شبکه مقدور نیست. تعیین حساسیت سازه‌ها و بازه‌ها به مدیران بهره‌برداری کمک می‌کند تا با مقایسه‌ی سازه‌ها و بازه‌های مختلف، سازه‌های حساس را مشخص کرده و کنترل و بازرسی بیشتری بر آن‌ها داشته باشند. علاوه برآن، چنین شناختی کمک می‌کند تا اولویت‌های اصلی در دوره بهسازی و بازسازی شبکه تعیین شود. دریچه‌ها بیشترین کاربرد را برای تنظیم و تحویل آب در شبکه‌ها در دنیا دارند و معمولاً ضرایب بده آن‌ها در طراحی و بهره‌برداری ثابت در نظر گرفته می‌شود. در این تحقیق براساس ضریب دبی ثابت و متغیر برای دریچه‌های کشویی، روابط تحلیلی برای شاخص‌های مختلف حساسیت در سطح بازه‌های شبکه توسعه یافت و عملکرد روابط ارائه شده با داده‌های آزمایشگاهی صحت‌سنجی شد. برای حالتی که شاخص‌های حساسیت هیدرولیکی سازه‌ای براساس ضریب دبی متغیر و ثابت محاسبه شوند متوسط خطای محاسبه‌ی شاخص حساسیت عمق آب بالادست تنظیم کننده به دبی ورودی بازه به ترتیب 7/5 و 6/16 درصد و متوسط خطای محاسبه‌ی شاخص حساسیت انتقال بازه به ترتیب 9/1 و 87/5 درصد می‌باشد. همچنین متوسط خطای تغییرات عمق آب محاسبه شده در بالادست سازه‌ی تنظیم‌کننده به دلیل اختلالات هیدرولیکی برای محدوده‌ی تغییرات 20 درصد دبی ورودی در حالتی که شاخص‌های حساسیت سازه‌ای براساس ضریب دبی متغیر و ثابت بدست آمده باشند به ترتیب 3/4 و 17 درصد می‌باشد.

پی ریزی توابع انتقالی طیفی نقطه ای در برآورد فرسایش پذیری خاک در گستره VIS-NIR-SWIR

دوره 31، شماره 3، تابستان 1396، صفحه 797-810

https://doi.org/10.22067/jsw.v31i3.52932

یاسر استواری، شجاع قربانی دشتکی، حسینعلی بهرامی، مهدی نادری، مژگان عباسی

چکیده استفاده از انعکاس‌ طیفی خاک در دامنه 350 تا 2500 نانومتر و توابع طیفی حاصل از آن به عنوان روشی سریع، کم‌مخرب و تاحدی کم‌هزینه در برآورد ویژگی‌های دیریافت خاک مرسوم شده است، ولیکن تاکنون از این روش در برآورد فرسایش‌پذیری استفاده نشده است. لذا هدف از این مطالعه، پی‌ریزی توابع انتقالی طیفی نقطه‌ای خاک و مقایسه آن با توابع انتقالی خاک و رابطه‌ی ویشمایر و اسمیت (1978) در برآورد فرسایش‌پذیری است. برای این منظور فرسایش‌پذیری با استفاده از 40 کرت استاندارد در بالادست سد سیوند و با استفاده از باران طبیعی و منحنی‏های بازتاب طیفی با استفاده از دستگاه اسپکترومتر زمینی و در شرایط نور طبیعی اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد میانگین فرسایش‌پذیری اندازه‌گیری شده (mm-1 t h MJ−1 014/0) حدود 18/2 برابر کمتر از میانگین فرسایش‏پذیری برآورد شده حاصل از رابطه‌ی ویشمایر و اسیمت (mm-1t h MJ−1 030/0) بود. بر خلاف رابطه‌ی ویشمایر و اسمیت که در آن کربنات کلسیم معادل در نظر گرفته نشده است، در تابع انتقالی پی‌ریزی شده این ویژگی به عنوان متغیر موثر وارد مدل شد. با بررسی همبستگی بین فرسایش‌پذیری و بازتاب‌های طیفی، طیف‌های مرئی (532 ،622)، مادون قرمز کوتاه (14422227، 2327 و 2343 نانومتر) جهت پی‌ریزی توابع انتقالی طیفی‌ نقطه‏ای انتخاب شدند. بر اساس آماره‌های ارزیابی R2 ، RMSE و ME، توابع انتقالی خاک کارآیی بالاتری نسبت به توابع انتقالی طیفی‌ و رابطه‌ی ویشمایر و اسمیت در برآورد فرسایش‌پذیری داشت. تابع انتقالی طیفی نقطه‌ای با داشتن مقداری اریبی در تخمین‌ها کارآیی بالاتری نسبت به رابطه‌‌ی ویشمایر و اسمیت در برآورد فرسایش‌پذیری داشت.

ارائه مدل ریزمقیاس نمایی داده های اقلیمی براساس روش ناپارامتریک نزدیکترین همسایگی (K-NN)

دوره 26، شماره 4، پاییز 1391، صفحه 799-808

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.15232

حسام سیدکابلی، علی محمد آخوندعلی، علیرضا مساح بوانی، فریدون رادمنش

چکیده مدل‌های گردش عمومی (GCMs-General Circulation Models) مناسبترین ابزار برای مطالعه پدیده تغییر اقلیم شناخته شده اند. اما این مدل ها به شبیه سازی پارامتر های اقلیمی در مقیاس بزرگ می پردازند که این مقیاس ها برای شبیه سازی فرایندهایی از جمله مدل های باران-رواناب کارایی ضعیفی دارد. ازاین رو روش های مختلف ریزمقیاس نمایی ایجاد و توسعه یافتند. در این پژوهش مدل ریزمقیاس نمایی، براساس روش ناپارامتریک نزدیکترین همسایگی (K-Nearest Neighbor -K-NN) ارائه شده است. در ادامه برای ارزیابی کارایی مدل، داده های بارش روزانه برای دوره آتی (2044-2015) در ایستگاه اهواز تحت سه سناریوی تغییر اقلیم بر اساس خروجی سه مدل HadCM3، NCARPCM و CSIROMK3.5 تحت سناریوی انتشار A2 شبیه سازی شده است. نتایج نشان داد که مدل ارائه شده توانایی بالایی در ریزمقایس نمایی داده های اقلیمی دارد. همچنین برای ایستگاه اهواز احتمال وقوع رگبارها با شدت بیشتر در دوره آتی افزایش یافته در حالیکه طول دوره های خشک نیز طولانی تر خواهد شد.

بررسی اثر پلیمرهای محلول در آب بر ویژگی‌های فیزیکی خاک‌ های با بافت متفاوت در استان همدان

دوره 26، شماره 4، پاییز 1391، صفحه 809-817

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.15284

حمیدرضا سمائی، احمد گلچین، محمد رضا مصدقی، شروین احمدی

چکیده ماده آلی از عوامل بهبود دهنده ساختمان خاک بوده و کمبود آن موجب ناپایداری ساختمان خاک می‌گردد. در خاک‌های دارای ماده آلی کم، برای بهبود ساختمان از پلیمرهای مصنوعی می‌توان استفاده کرد. این پژوهش به منظور بررسی تأثیر پلیمرهای محلول در آب بر ویژگی‌های فیزیکی خاک‌های با بافت متفاوت به صورت آزمایش فاکتوریل با طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار اجرا شد. در این آزمایش پلیمرهای TC108، R790 و NC218 با نسبت‌های1:10 ( یک قسمت حجمی پلیمر و 10 قسمت حجمی آب مقطر )، (1:3) و (1:1) رقیق شده و بر روی نمونه خاک‌های شن لومی، لومی و لوم رسی سیلتی هواخشک (که از الک 2 میلی‌متری عبور داده شده بودند)، پاشیده شد. پس از خشک شدن نمونه ها، برخی ویژگی‌های فیزیکی خاک‌های تیمار شده اندازه‌گیری شد. ویژگی‌های فیزیکی خاک‌های تیمار شده با این پلیمرها به میزان قابل توجهی بهبود یافت. پلیمرهای اضافه شده به این خاک‌ها سبب زیاد شدن ضریب آبگذری اشباع، افزایش پایداری خاکدانه‌ها در حالت خشک و تر، کاهش رس قابل پراکنش و کاهش چگالی توده خاک گردید. میزان افزایش ضریب آبگذری اشباع و افزایش پایداری خاکدانه‌ها با افزایش غلظت پلیمرها بیشتر شد. میزان رس قابل پراکنش و چگالی نیز با افزایش غلظت پلیمرها بیشتر کاهش یافت. در بهبود ویژگــی‌های فـــیزیکـی، پلیمرهای R790 و TC108 مؤثرتر از پلیمر NC218 بودند.

تعیین بهره‌وری آب و نیاز آبی خیار گلخانه‌ای در قزوین

دوره 33، شماره 6، زمستان 1398، صفحه 811-822

https://doi.org/10.22067/jsw.v33i6.69882

رقیه نجفی پور، هادی رمضانی اعتدالی، بیژن نظری

چکیده کشت­های گلخانه­ای نقش ویژه­ای در تولید محصولات کشاورزی دارند. آگاهی از میزان دقیق نیاز آبی در برنامه­ریزی توسعه گلخانه­ها از اهمیت زیادی برخوردار است. هدف از این پژوهش ارزیابی و ارایه مدلی برای برآورد تبخیر و تعرق خیار در شرایط گلخانه­ای با استفاده از داده­های هواشناسی و مطالعه بهره­وری آب در تولید این محصول در قزوین است. در طی تحقیق، تغییرات دما، رطوبت، تشعشع، ارتفاع گیاه و رطوبت خاک اندازه­گیری شد. با بررسی مدل­های ریاضی مختلف، یک مدل توانی با پارامترهای دما، رطوبت نسبی و ارتفاع گیاه و با ضریب همبستگی 86/0 به عنوان بهترین مدل برای برآورد تبخیر و تعرق خیار گلخانه­ای انتخاب شد. همچنین مقایسه تبخیر و تعرق اندازه­گیری شده با روابط متداول تعیین تبخیر و تعرق نشان داد که در سطح اطمینان 99 درصد بین تبخیر و تعرق اندازه­گیری شده و تبخیر و تعرق برآورد شده با روش فائو پنمن مانتیث همبستگی وجود دارد. روش فائو پن‌من مانتیث با ضریب تبیین 42/0 از دقت بیشتری نسبت به سایر روش­ها برخوردار بوده و روش بلانی کریدل اصلاح شده با ضریب تبیین 24/0 کمترین دقت را دارد. همچنین بهره­وری آب در گلخانه­های کشت خیار فعال در استان قزوین مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داده بهره­وری آب خیار در گلخانه­ها از 23/9 تا 44/22 کیلوگرم بر متر مکعب متغیر است. این دامنه تغییرات مساله اهمیت مدیریت و بهره­برداری در ارتقای بهره­وری آب در گلخانه­ها را خاطر نشان می‌سازد. طبق برآوردهای انجام شده در این تحقیق اگر میزان تولید فعلی خیار در استان در فضای آزاد در گلخانه­ها کشت شود، به 117 هکتار گلخانه نیاز خواهد داشت و با این عمل نزدیک به 15 میلیون متر مکعب آب صرفه‌جویی خواهد شد. با بررسی سایر جوانب اقتصادی و اجتماعی توسعه گلخانه­ها می‌تواند در تسکین مشکلات کم آبی در استان کمک­ساز باشد.