مطالعه شاخص مقاومت به آنتیبیوتیک در باکتریهای هتروتروف و کلیفرم آب و رسوب رودخانه گوهررود
دوره 36، شماره 6، بهمن و اسفند 1401، صفحه 743-759
https://doi.org/10.22067/jsw.2022.72320.1088
فاطمه صابری نیا، محمدباقر فرهنگی، نفیسه یغمائیان مهابادی، ریحانه شوکتی، نسرین قربان زاده
چکیده استفاده بیرویه از آنتیبیوتیکها یک نگرانی جهانی است چرا که سبب ایجاد مقاومت آنتیبیوتیکی در ریزجانداران میشود. این پژوهش با هدف مطالعه باکتریهای مقاوم به آنتیبیوتیک در رودخانه گوهررود انجام شد. از آب و رسوب رودخانه گوهررود در سه نقطه در طول رودخانه و در چهار فصل نمونهبرداری شد. مقاومت باکتریهای هتروتروف و کلیفرم آب و رسوب به ترتیب با کشت روی محیط NA و EMB با و بدون آنتیبیوتیک بررسی و شاخص مقاومت آنتیبیوتیکی (ARI) با تقسیم تعداد کلنیها روی پتری دارای آنتیبیوتیک بر پتری کنترل محاسبه شد. از آنتیبیوتیکهای پرکاربرد سفالکسین، جنتامایسین، داکسیسایکلین، سیپروفلوکساسین و تریمتوپریم استفاده شد. قطر ناحیه بازدارندگی رشد برای باکتری ایشریشیا کولی به عنوان باکتری شاخص در محیط مولر-هینتون اندازهگیری شد. روند مقاومت باکتریهای آب و رسوب در برابر آنتیبیوتیکها به صورت سفالکسین > جنتامایسین > سیپروفلوکساسین > داکسیسایکلین > تریمتوپریم بود. در باکتریهای هتروتروف، ARI با عبور رودخانه از شهر افزایش یافت ولی برای کلیفرمها در وسط شهر بیشتر بود. فصل تابستان بیشترین تاثیر را بر ARI داشت به طوریکه 78/30% هتروتروفها و 78/50% کلیفرمهای آب در تابستان در برابر سیپروفلوکساسین و سفالکسین مقاوم بودند. باکتری ایشریشیا کولی در همه نقاط نمونهبرداری به سفالکسین مقاوم بود. بنابراین، آب رودخانه گوهررود در مسیر عبور از شهر رشت به ویژه در فصل تابستان، به باکتریهای مقاوم به آنتیبیوتیک آلوده شده و این آلودگی را به پاییندست منتقل میکند و برای جلوگیری از ورود آلودگی به زنجیره غذایی، استفاده از آب رودخانه در آبزیپروری و آبیاری در تابستان باید مدیریت شود.
پیامد باکتریهای باسیلوس در آزادسازی فسفر از پسماند جامد کارخانه روغنکشی در یک خاک آهکی
دوره 34، شماره 1، بهار 1399، صفحه 129-143
https://doi.org/10.22067/jsw.v34i1.80353
الهه هاشم پور، محمدباقر فرهنگی، نسرین قربان زاده، محمود فاضلی سنگانی
چکیده پسماندها دارای مواد آلی بالا و عناصر غذایی از جمله فسفر هستند. این پژوهش با هدف بررسی فسفر قابل دسترس خاک پس از افزودن پسماند جامد کارخانه روغنکشی به خاک انجام شد. باکتری باسیلوس بومی با توان انحلال فسفر جداسازی شد. خاک با سطوح مختلف پسماند (2 و 4 درصد) مخلوط شد و باکتریهای باسیلوس بومی و باسیلوس پرسیکوس (106 یاخته در گرم مخلوط) به آنها مایهزنی شد. سطوح صفر پسماند و مایهزنی نشده با باکتری هم به عنوان تیمارهای شاهده در آزمایش گنجانده شد. خاکها در دمای آزمایشگاه و رطوبت FC 7/0 به مدت 6 ماه انکوباسیون شده و در زمانهای صفر، 2، 7، 14، 28، 42، 56، 86، 116، 146 و 176 روز از آنها نمونهبرداری شد. ویژگیهایی مانند pH، کربن آلی (OC)، تنفس پایه میکروبی (BR)، فسفر قابل دسترس (Pava) و فعالیت آنزیم فسفاتاز در خاکها اندازهگیری شد. آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی با آرایش فاکتوریل و در سه تکرار انجام شد. پیامد پسماند، باکتری، زمان و برهمکنش آنها بر بیشتر ویژگیهای اندازهگیری شده معنیدار بود (05/0p<) بود. پسماند سبب افزایش OC، Pava و BR شد و pH را کاهش داد. مایهزنی خاک با باکتریها سبب کاهش OC، Pava و BR شد. بالاترین مقدار Pava در خاکهای دارای 4% پسماند مایهزنی نشده با باکتریها (mg Kg-1 7/142) به دست آمد اما در بین خاکهای دارای 2% پسماند، خاک مایهزنی شده با باکتری باسیلوس بومی، Pava بالاتری داشت. در کل، کاربرد پسماند جامد کارخانه روغنکشی سبب بهبود ویژگیهای زیستی خاک و افزایش فسفر قابل دسترس شد.
زیستپالایی کادمیم با روش رسوبگذاری زیستی کربنات کلسیم در خاک شنی
دوره 32، شماره 2، بهار 1397، صفحه 343-357
https://doi.org/10.22067/jsw.v32i2.68373
سمیرا عبدالرحیمی، نسرین قربان زاده، اکبر فرقانی، محمدباقر فرهنگی
چکیده آلودگی زیستگاههای طبیعی به فلزهای سنگین به سبب سمیت بالا سلامت موجودات زنده و محیط زیست را تحت تأثیر قرار میدهد. معدنی شدن زیستی بر اساس تشکیل رسوب کربنات کلسیم زیستی روشی نویدبخش برای پالایش فلزهای سمی در خاکهای آلوده میباشد. این پژوهش به منظور بررسی حذف کادمیم به روش رسوبگذاری زیستی کربنات کلسیم از مسیر هیدرولیز اوره با باکتری اسپورسارسینا پاستئوری انجام شد. آزمایش ابتدا در محلول دارای کادمیم (در سه سطح 5/0، 1 و ۲ میلیمولار کادمیم) و سپس در یک خاک شنی آلوده شده با کادمیم (در پنج سطح صفر، 10، 20، 40 و 50 میلیگرم بر کیلوگرم) در قالب طرح کاملا تصادفی و در 3 تکرار اجرا شد. آزمایشها در دو سطح با باکتری و بدون باکتری بودند. رسوب کادمیم در محلول آلوده در سه غلظت 5/0، 1 و ۲ میلیمولار کادمیم در حضور باکتری به ترتیب 6/99، 8/99 و 8/99 درصد بود. نتایج این پژوهش نشان داد که در تیمارهای دارای باکتری در مقایسه با تیمارهای بدون باکتری مقدار کادمیم در بخش محلول+ تبادلی کاهش یافته و در بخش کربناتی افزایش آماری چشمگیری (P≤0.05) پیدا کرد. به طوریکه مقدار کادمیم در بخش محلول+ تبادلی خاک در 4 غلظت 10، 20، 40 و 50 میلیگرم بر کیلوگرم کادمیم در حضور باکتری به ترتیب 9/85، 1/61، 3/74 و 3/80 درصد کاهش نشان داد. بنابراین، نتایج این پژوهش حاکی از آن است که جداسازی فلزهای سنگین بر مبنای روش رسوبگذاری زیستی کربنات کلسیم از طریق رسوب همزمان با کلسیت میتواند برای پالایش زیستی فلزهای سنگین سودمند باشد.
کارایی بنتونیت و شلتوک برنج طبیعی و اصلاح شده درناپویاسازی کادمیوم و پیامد آن بر برخی ویژگیهای زیستی خاک
دوره 32، شماره 1، بهار 1397، صفحه 169-183
https://doi.org/10.22067/jsw.v32i1.67895
سمانه عبدالرحیمی، نسرین قربان زاده، حسن رمضانپور، محمدباقر فرهنگی
چکیده افزایش فعالیتهای کشاورزی و به دنبال آن رهاسازی آلایندهها از سامانههای کشاورزی و همچنین گسترش صنایع سبب ورود یونهای فلزهای سنگین از جمله کادمیوم به محیط زیست میشود. کاربرد جاذبها از روشهای مناسب برای ناپویاسازی فلزهای سنگین در خاکهای آلوده میباشند. این پژوهش با هدف بررسی پیامد جاذبهای طبیعی و اصلاح شده در ناپویاسازی کادمیوم در خاک آلوده و پیامد آن بر برخی ویژگیهای زیستی و شاخصهای اکوفیزیولوژیک خاک در قالب طرح کاملا تصادفی با 13 تیمار و سه تکرار انجام شد. تیمارها شامل بنتونیت (B)، بنتونیت اصلاح شده با آهن (B-Fe)، بنتونیت اصلاح شده با منگنز (B-Mn)، بنتونیت اصلاح شده با آهن و منگنز (B-Fe Mn)، شلتوک برنج (RH)، شلتوک برنج اصلاح شده با اسید فسفریک (RH-P)، هرکدام در دو سطح 2 و 5 درصد و تیمار شاهد بودند. نتایج آزمایش نشان داد که تنفس پایه میکروبی و فعالیت آنزیم فسفاتار در تیمار RH-P 5% به ترتیب به 6/2 و 25/2 برابر تیمار شاهد رسید. تنفس برانگیخته با سوبسترا و فعالیت آنزیم اورهآز در تیمار RH-P 5% بیشترین مقدار بود. فعالیت آنزیم دهیدروژناز نیز در تیمارهای RH-P 5% و 5% و B-FeMn 2 بیشترین مقدار را نشان داد. نتایج همچنین نشان داد که مقدار کادمیوم محلول و تبادلی با افزودن جاذبها کاهش یافت و در تیمار RH-P 5% نسبت به شاهد 5/2 برابر کاهش مشاهده شد. شاخصهای اکوفیزیولوژیک خاک نیز که از شاخصهای سلامت و کیفیت خاک میباشند در حضور جاذبها بهبود یافتند، به گونهای که سهم متابولیک در تیمارهای همراه با جاذب بنتونیت و شلتوک برنج بیشترین مقدار بود. بنابراین کاربرد جاذبها میتواند یکی از راهکارهای مدیریتی موثر برای ناپویاسازی کادمیوم و بهبود شرایط زیستی خاک باشد.
