لادن حیدری؛ حسین بیات؛ جواد حمزه ئی؛ تهمینه قیطاسی رنجبر؛ سمیه بهرامیان راغب؛ فاطمه مدینه خرمی
چکیده
علیرغم تأثیر قابل توجه قارچها و باکتریها بر پایداری ساختمان خاک، تأثیر قارچ مایکوریزا گونه گلوموس موسهآ و باکتری ریزوبیوم بر ساختمان خاک، بهندرت مورد بررسی قرار گرفته است. آزمایش در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در دو مرحله گلخانهای و مزرعهای با کشت نخود اجرا شد. در شرایط مزرعه تیمارهای آزمایشی شامل قارچ ...
بیشتر
علیرغم تأثیر قابل توجه قارچها و باکتریها بر پایداری ساختمان خاک، تأثیر قارچ مایکوریزا گونه گلوموس موسهآ و باکتری ریزوبیوم بر ساختمان خاک، بهندرت مورد بررسی قرار گرفته است. آزمایش در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در دو مرحله گلخانهای و مزرعهای با کشت نخود اجرا شد. در شرایط مزرعه تیمارهای آزمایشی شامل قارچ مایکوریزا گونه گلوموس موسهآ، باکتری ریزوبیوم، ترکیب تیمار اول و دوم (مایکوریزا-باکتری ریزوبیوم) و شاهد (بدون تلقیح) و در شرایط گلخانه علاوه بر چهار تیمار فوق تیمار ماده زمینه سترون شده قارچ مایکوریزا و تیمار بدون گیاه، تیمارهای آزمایشی بودند. مقدار کربن آلی و پایداری خاکدانهها در حالت تر مورد بررسی قرار گرفت. نتایج گلخانهای نشان داد که تیمار مایکوریزا نسبت به تیمار شاهد و شاهد بدون گیاه باعث افزایش معنیدار میانگین وزنی قطر خاکدانهها (بهترتیب 6/51 و 1/189 درصد) شد. در شرایط گلخانه مقدار کربن آلی دارای همبستگی بالا با میانگین وزنی قطر خاکدانهها (53/0R2=) بود و تیمار حاوی مایکوریزا باعث افزایش کربن آلی از 73/0 درصد در شاهد بدون گیاه به 02/1 درصد شد. در شرایط گلخانه تیمارمایکوریزا باعث افزایش خاکدانههای درشت و کاهش خاکدانههای ریز شد. همچنین استفاده همزمان باکتری و قارچ تأثیر کمتری بر پایداری خاکدانهها نسبت به اثرات جداگانه آنها داشت، زیرا استفاده همزمان، تأثیری بر رشد گیاه نداشت. در شرایط مزرعه تیمارها تأثیر معنیداری بر سایر کلاس اندازه خاکدانهها نداشتند. نتایج نشان داد که همزیستی میکوریزی و باکتری ریزوبیوم بهعنوان یک روش بیولوژیک و پایدار باعث ارتقای کیفیت ساختمان خاک شد.
فاطمه امیری فارسانی؛ مصطفی چرم؛ نعیمه عنایتی ضمیر
چکیده
کودهای بیولوژیک می توانند به عنوان مکمل در کشاورزی پایدار به کار برده شوند. هدف اصلی از این پژوهش، بررسی تأثیر کودهای بیولوژیک نیتروژنه و فسفره و کودهای شیمیایی بر عملکرد و اجزای عملکرد گندم در دو نوع خاک بود. طرح آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار اجرا شد. فاکتورهای آزمایش شامل دو نوع خاک (لوم شنی و لوم رسی) ...
بیشتر
کودهای بیولوژیک می توانند به عنوان مکمل در کشاورزی پایدار به کار برده شوند. هدف اصلی از این پژوهش، بررسی تأثیر کودهای بیولوژیک نیتروژنه و فسفره و کودهای شیمیایی بر عملکرد و اجزای عملکرد گندم در دو نوع خاک بود. طرح آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار اجرا شد. فاکتورهای آزمایش شامل دو نوع خاک (لوم شنی و لوم رسی) و 9 تیمار کودی بود. برای اجرای آزمایش از کودهای بیولوژیک نیتروکارا (Azorhizobium caulinodans) و فسفربارور 3 (Pseudomonas putida, Strain P13 ، Pantoea agglomerans, Strain P5 و Pseudomonas putida, Strain MC1) به میزان 100 گرم در هکتار به صورت منفرد و تلفیقی به روش تلقیح بذر استفاده گردید. نتایج تأثیر مثبت نوع لوم رسی و تلقیح هر دو نوع کود بیولوژیک به ویژه در حضور 50 درصد کودهای شیمیایی روی وزن خشک اندام هوایی، وزن خشک ریشه، تعداد دانه در سنبله، وزن هزار دانه و عملکرد دانه گندم را نشان داد. نتایج نشان داد تیمارهای 100 درصد کود شیمیایی و کود بیولوژیک فسفره در تلفیق با 50 درصد کود شیمیایی بیشترین تأثیر را در اکثر صفات بررسی شده و تیمار شاهد کمترین تأثیر را نشان دادند. کود بیولوژیک نیتروکارا در تلفیق با 50 درصد کود شیمیایی بیشترین وزن هزار دانه را داشت. کود بیولوژیک فسفره در تلفیق با 50 درصد کود شیمیایی بر عملکرد و اجزای عملکرد گندم تأثیر بهتری را در مقایسه با کود بیولوژیک نیتروکارا نشان داد. نتایج این تحقیق نشان داد با تلفیق کودهای بیولوژیک و شیمیایی می توان مصرف کودهای شیمیایی را کاهش داد.