فصلنامه
نویسنده = صالح سنجری
علوم خاک

مطالعه ژنتیکی و میکرومورفولوژی خاک‌های واقع بر سطوح مختلف ژئومورفیک در پلایای جازموریان

دوره 35، شماره 3، مرداد و شهریور 1400، صفحه 379-394

https://doi.org/10.22067/jsw.2021.67332.0

صالح سنجری، محمد هادی فرپور، مجید محمودآبادی، سعید برخوری

چکیده پلایا یکی از شکل­های اراضی مهم در مناطق خشک بوده و سطح زیادی را در این مناطق به خود اختصاص داده است. این شکل اراضی از سطوح مختلف ژئومورفیک تشکیل شده است. هدف از انجام این پژوهش بررسی خصوصیات فیزیکی-شیمیایی، طبقه­بندی (براساس دو سامانه آمریکایی (2014) و جهانی (2015)) و میکرومورفولوژی خاک­های واقع در سطوح مختلف ژئومورفیک پلایای جازموریان بود. سطوح مسطح رسی-سدیمی، مسطح رسی، فن دلتا، نوار مرطوب، مسطح رسی پف­کرده و پوسته نمکی طی مطالعات صحرایی و بررسی­های تصاویر گوگل، تصاویر ماهواره­ای و نقشه­های توپوگرافی شناسایی شدند. بر روی هر واحد ژئومورفیک یک یا چند خاکرخ حفر، تشریح و پس نمونه­برداری تحت آزمایش­های معمول قرار گرفتند. نتایج مطالعه نشان داد که میزان هدایت الکتریکی عصاره اشباع خاک­ها در محدوده 5/0 تا 2/222 دسی زیمنس بر متر متغیر است، که کمترین و بیشترین میزان هدایت الکتریکی به ترتیب مربوط به سطوح ژئومورفیک فن دلتا و پوسته نمکی می­باشد. بلورهای عدسی شکل گچ و پوشش رس در این پلایا شناسائی شدند. پوشش رس مشاهده شده در این منطقه، نوعی متفاوت از پوشش رس می­باشد که تحت اثر پراکنندگی سدیم تبادلی ایجاد شده است. نام­گذاری خاک­ها، نشان از مزیت طبقه­بندی جهانی نسبت به رده­بندی آمریکایی می­باشد به نحوی که خاک­های شور و خاک­های شور و سدیمی را به خوبی از یکدیگر تفکیک کرده و در دو گروه مرجع مختلف سولونتز و سولونچاک قرار می­دهد، در حالی که رده­بندی آمریکایی خاک­ها را فقط در زیر­رده سالیدز قرار می­دهد.

مقایسه دو سامانه آمریکایی (2014) و جهانی (2015) در رده‌بندی خاک‌های مناطق ایرانشهر و دلگان، استان سیستان و بلوچستان

دوره 34، شماره 5، پاییز 1399، صفحه 1081-1091

https://doi.org/10.22067/jsw.v34i5.86203

صالح سنجری، محمد هادی فرپور، مجید محمودآبادی، سعید برخوری

چکیده طبقه­بندی خاک، ابزاری مفید برای فهم و مدیریت صحیح خاک­ها می­باشد. در این پژوهش، مقایسه دو سامانه رده­بندی آمریکایی و جهانی در ارتباط با خاک­های خشک و فراخشک منطقه ایرانشهر و دلگان واقع در استان سیستان و بلوچستان مورد بحث قرار گرفته است. پس از تفکیک سطوح ژئومورفیک در این منطقه، تعدادی خاکرخ در هر کدام حفر و تشریح گردید. در نهایت تعداد 10 خاکرخ شاهد با در نظر گرفتن تنوع خاکی (خاک­های جوان، گچی، آهکی، شور و سدیمی)، برای این مطالعه انتخاب شد. افق­های مشخصه کلسیک، جیپسیک، انهیدریتیک، آرجیلیک، ناتریک و سالیک پس از مطالعات صحرایی و نتایج آزمایشگاهی شناسایی شدند. بر اساس یافته­های این پژوهش، اضافه کردن زیرگروه­های جدید یرمیک توری­فلوونتز، یرمیک توری­اُرتنتز، کلسیک جیپسی­آرجیدز، جیپسیک ناترسالیدز، ناتریک جیپسی­سالیدز، انهیدریتیک جیپسی­سالیدز و انهیدریتیک کلسی­سالیدز به سامانه رده‌بندی آمریکایی از یک سو و افزودن توصیف‌کننده انهایدرایت و هم‌چنین توصیف‌کننده اکوییک برای خاکی با گروه مرجع سولونچاک در سامانه رده‌بندی جهانی، می­تواند در همبستگی بالاتر این دو سامانه رده­بندی مؤثرتر باشد. از طرفی، درصد کربنات کلسیم معادل برای افق کلسیک در ارتباط با خاک­هایی با بافت درشت و سنگریزه به مانند سامانه رده­بندی آمریکایی، برای سامانه رده­بندی جهانی نیز پیشنهاد می­شود. هم­چنین برای سامانه رده‌بندی آمریکایی، تعریف افق سالیک، مشابه آنچه که در سامانه رده­بندی جهانی آمده توصیه می­گردد. نتایج پژوهش نشان داد که سامانه رده­بندی جهانی برای تفسیر خاک­های شور، سدیمی، گچی، آهکی و جوان، به‌دلیل استفاده از توصیف‌کننده­های مختلف و انعطاف‌پذیری بالاتر در انعکاس خصوصیات خاک­ها کارایی بیشتری دارد.

مطالعه ژنتیکی ارتباط خاک و زمین‌نما در منطقه خشک فاریاب، استان کرمان

دوره 33، شماره 2، بهار 1398، صفحه 333-347

https://doi.org/10.22067/jsw.v33i2.78434

زهرا مقبلی، حمیدرضا اولیایی، صالح سنجری، ابراهیم ادهمی

چکیده جهت افزایش بهره­وری از خاک در کشاورزی پایدار، آگاهی از ویژگی­های مختلف آن ضروری می­باشد. پژوهش حاضر به منظور مطالعه نحوه تشکیل، طبقه­بندی، کانی­شناسی و میکرومورفولوژی خاک­های منطقه فاریاب در استان کرمان با رژیم رطوبتی و حرارتی اریدیک و هایپرترمیک، در سطوح ژئومورفیک مختلف انجام گرفت. اشکال اراضی منطقه شامل مخروط­افکنه، دشت رسوبی، اراضی پست و تپه در منطقه بودند. بر روی هر واحد ژئومورفیک، یک یا چند خاک­رخ حفر، تشریح و نمونه­برداری شدند. نمونه­های خاک تحت آزمایش­های معمول قرار گرفتند. نتایج نشان داد که با حرکت از واحدهای تپه و مخروط افکنه به سمت واحدهای پایین­دست، بافت خاک سنگین­تر، ظرفیت تبادل کاتیونی، ماده آلی، کربنات کلسیم معادل، هدایت الکتریکی، پ­هاش، نسبت سدیم جذبی، بیشتر و میزان گچ کمتر گردید. زیرگروه جدیـد Calcic Natrigypsids برای افزودن به تاکسونومی پیشنهاد می­شود. کانی­های رسی شامل ایلیت، پالیگورسکیت، کلریت، اسمکتیت، کائولینیت، ورمی­کولیت و کوارتز می­باشند. بیشترین میزان پالیگورسکیت در افق­های تجمعی گچ در واحدهای تپه و مخروط­افکنه بود و با حرکت به سمت واحدهای مرکزی دشت به میزان زیادی از مقدار آن کاسته و به میزان اسمکتیت افزوده شد. کانی­های کائولینیت، ایلیت و کلریت، کانی­های توارثی تشخیص داده شدند. بررسی مقاطع نازک نشان­دهنده­ وجود کربنات کلسیم به شکل­های نودول، پوشش در دیواره حفرات می­باشد. همچنین بلورهای گچ به فرم عدسی­شکل، کروی و بی‌شکل و یا پرشدگی و یا به صورت صفحات در هم قفل­شده مشاهده شدند. پوشش رسی در افق ناتریک در موقعیت اراضی پست در دیواره کانال­های خاک مشاهده شد. نتایج پژوهش، نمایانگر نقش مهم سطوح ژئومورفیک در تغییرپذیری ویژگی­های خاک­های منطقه مطالعاتی می­باشد.

مطالعه علل عدم پایداری بخش‌های جدید مرمت شده ارگ تاریخی کنارصندل جیرفت در مقایسه با بخش‌های پایدار قدیمی (بخشی از حوزه فرهنگی هلیل‌رود)

دوره 33، شماره 2، بهار 1398، صفحه 349-360

https://doi.org/10.22067/jsw.v33i2.78702

صالح سنجری، محمد هادی فرپور

چکیده تا دهة 1960 میلادی اغلب سؤالات باستان­شناختی با بهره­گیری از روش­های استدلال و تفسیر در علوم اجتماعی و فلسفه پاسخ گفته می­شد اما با شکل­گیری «باستان­شناسی نوین» از دهه 1960 میلادی، کاربرد و اهمیت علوم تجربی در پژوهش­های باستان­شناسی شناخته و بسیاری از نظریات و فرضیات باستان­شناختی با کمک روش­های کمّی و آزمون­گری در علوم تجربی بازنگری شد. یکی از شاخه­های علوم تجربی که در تبیین شیوة معیشت گروه­های انسانی گذشته، منشأیابی خاک سفالگری و معماری، گزینش خاک مناسب برای مرمت آثار باستانی، بررسی دلایل تخریب یا ماندگاری بناهای تاریخی و دلایل ترک و تخریب شهرهای باستانی نقش مهمی دارد، علم «خاک­شناسی» است. مقاله حاضر، به منظور مطالعه خاک­شناسی بخش­های قدیمی و مرمت شدة ارگ حاکم­نشین تپه باستانی پنج هزار سالة کنارصندل جنوبی جیرفت به انجام رسید. نتایج نشان داد درصد رس بخش قدیمی حدوداً دو برابر بخش مرمت شده است. از سوی دیگر، میزان املاح بخش مرمت شده حدود 3 برابر خشت­های قدیمی می­باشد. این نتایج نشان می­دهد به تازگی خاکی با درصد رس کمتر و املاح بیشتر به منظور مرمت بنا به کار رفته است، در حالی‌که خاک بخش­های قدیمی، احتمالاً توسط سازندگان اولیة بنا از جای دیگری از منطقه با درصد رس بیشتر و املاح کمتر آورده شده است. کانی­های رسی اسمکتیت، کلریت، ایلیت، پالیگورسکیت و کائولینیت در خاک­های بخش مرمت شده مشاهده شد. از سوی دیگر، تمام کانی­های فوق‌الذکر به جز کانی پالیگورسکیت و سپیولیت در خاک بخش قدیمی شناسایی شد. همچنین، در بخش­های قدیمی مواد آلی، تکّه­های ذغال و قطعات خرد شدة سفال مشاهده شد که به نظر می­رسد دلیلی بر استحکام و پایداری بیشتر بخش­های قدیمی نسبت به مرمت شده باشد.

ارزیابی اثر کاربری اراضی و برخی ویژگی‌های خاک بر هدایت هیدرولیکی اشباع

دوره 31، شماره 5، پاییز 1396، صفحه 1302-1312

https://doi.org/10.22067/jsw.v31i5.52263

الهام افضلی مقدم، ناصر برومند، وحیدرضا جلالی، صالح سنجری

چکیده ﭘﺎراﻣﺘﺮﻫﺎی ﻫﻴﺪروﻟﻴﻜﻲ ﺑﺮای درک ﺟﺮﻳﺎن رﻃﻮﺑﺖ در ﺧﺎک ﻏﻴﺮاﺷﺒﺎع ﺑﺴﻴﺎر ﻣﻬﻢ ﻣﻲ‌ﺑﺎﺷﻨﺪ و در ﻣﺪل‌سازی ﺟرﻳﺎن رطﻮﺑﺖ، آﻻﻳﻨﺪه‌ها و عناصر غذایی در ﺧﺎک، اﺳﺘﻔﺎده میﮔﺮدﻧﺪ. مدیریت خاک و کاربری اراضی، با تأثیر بر ویژگی‌های خاک می‌توانند مستقیما خصوصیات هیدرولیکی خاک را تغییر دهند. هدف اصلی این پژوهش، ارزیابی اثر کاربری‌های مختلف اراضی بر هدایت هیدرولیکی اشباع خاک (ks) بود. این پژوهش در 100 هکتار از اراضی منطقه خضرآباد در 25 کیلومتری جنوب شهرستان جیرفت انجام گردید. به کمک نرم‌افزار Google earth و Arc GIS، منطقه به بلوک‌هایی با ابعاد 1000×1000 متر شبکه‌بندی شد. مختصات جغرافیایی مراکز هر بلوک به عنوان محل نمونه‌برداری انتخاب و (ks) توسط دستگاه نفوذسنج گلف تعیین گردید. برای انجام درون‌یابی و تهیه نقشه‌های مکانی، از روش کریجینگ استفاده شد. نتایج نشان داد که (ks) با هم‌بستگی مکانی قوی از تغییرپذیری مکانی بالایی برخوردار است که این تغییرات در کاربری باغ بیش‌ترین و در کاربری بایر کم‌ترین مقدار را در برگرفتند و دلیل این امر نوع کاربری و تکنیک مدیریتی بسته به نوع کاربری و نشان‌دهنده تأثیر کاربری اراضی بر (ks) بود. الگوی پراکنش ks با متغیر شن هم‌روند و با الگوی پراکنش رس در خلاف جهت دیده شد که همین امر، تأثیر ویژگی‌های فیزیکی خاک را بر (ks) نشان داد. با توجه به پارامترهای ارزیابی MBE (میانگین انحراف خطا)، MAE (میانگین قدر مطلق خطا) و CRM (ضریب جرم باقی‌مانده)، بهترین مدل برازش داده شده به ks، مدل گاوسی بود و ویژگی‌های خاک نظیر ks، دارای تغییرپذیری مکانی وابسته به مقیاس نمونه‌برداری بودند. به‌طور کلی مشخص گردید که کاربری‌های اراضی، بسته به نوع کاربری و تکنیک مدیریتی مورد استفاده، با تأثیر بر خصوصیات خاک، باعث تغییر در ks می‌شوند.

مطالعه کانی شناسی رسی خاک های واقع بر سطوح مختلف ژئومرفیک در منطقه جبالبارز-جیرفت

دوره 30، شماره 4، پاییز 1395، صفحه 1130-1141

https://doi.org/10.22067/jsw.v30i4.44757

ناصر برومند، صالح سنجری

چکیده ارتباط نزدیک و متقابلی بین موقعیت ژئومرفیک و نحوه ی تشکیل و تکامل خاک وجود دارد که مطالعات کانی شناسی به عنوان یکی از مهمترین ویژگی های خاک نسبت به توپوگرافی تغییر می کند. این پژوهش با هدف بررسی کانی شناسی رسی خاک های منطقه جبالبارز- جیرفت در سطوح مختلف ژئومرفیک صورت پذیرفت. اشکال اراضی تپه، پدیمنت سنگی، پدیمنت پوشیده و دشت آبرفتی دامنه ای در منطقه شناسایی گردیدند و شکل اراضی تپه بر‎ اساس میزان پایداری، به ‎سطوح ژئومرفیک مختلف تقسیم گردید. کانی های رسی ایلیت، اسمکتیت، کلریت و کائولینیت با استفاده از پراش سنج پرتوی X (XRD) شناسایی شدند. کانی اسمکتیت کانی غالب در خاک های سطوح ژئومرفیک پایدار تپه و پدیمنت پوشیده بود که به دلیل داشتن سطح پایدار و رطوبت بیشتر در زمان گذشته و حال، این کانی از تغییر شکل کانی ایلیت و کلریت تشکیل شده است. همچنین کانی کلریت در سطح پایدار پدیمنت پوشیده مشاهده نشد که با توجه به افزایش مقدار نسبی کانی اسمکتیت در این سطح، نشان از تغییر شکل کانی کلریت به کانی اسمکتیت است. وجود کانی های کلریت، ایلیت مربوط به مواد مادری منطقه می باشد که البته بررسی ماده مادری منطقه مورد مطالعه این نکته را ثابت کرد. از طرفی منشأ کانی کائولینیت در اقلیم خشک این منطقه خاکساز نبوده و با توجه به مشاهده آن در مواد مادری، دارای منشأ توارثی می باشد. نتایج تحقیق، نمایان گر نقش مهم ژئومرفولوژی در کانی شناسی رسی خاک‎های منطقه ی مطالعاتی می باشد.

بررسی خصوصیات میکرومرفولوژیک خاک ها بر روی سطوح مختلف ژئومرفیک در پلایای رودبار جنوب (بخشی از اراضی منطقه جازموریان)

دوره 28، شماره 2، بهار 1393، صفحه 373-382

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.25049

صالح سنجری، سعید برخوری، ناصر برومند

چکیده ژئومرفولوژی رابطه تنگاتنگی با پیدایش و میکرومرفولوژی خاک ها دارد. بنابراین، برای بررسی فرآیندهای پدوژنیک در سطوح مختلف ژئومرفیک، آگاهی از ویژگی های میکرومرفولوژیک خاک ها ضروری است. در این پژوهش ویژگی های میکرومرفولوژیک خاک های منطقه رودبار جنوب (بخشی از حوزه جازموریان) مطالعه و همچنین تأثیر ژئومرفولوژی بر این ویژگی ها بررسی گردید. برای انجام این مطالعه هفت خاکرخ در اشکال اراضی مخروط افکنه و پلایا که هر یک به چند سطح مختلف ژئومرفیک تقسیم می شود حفر و نمونه های دست نخورده برای تهیه مقاطع نازک برداشت شد. بررسی مقاطع نازک سطوح ژئومرفیک میانه و قاعده مخروط افکنه، نشان دهنده ی پوشش رس و بلورهای عدسی شکل، صفحات درهم قفل شده و پرشدگی گچ در افق های 2Bt1 و By می باشد. در حالی که در سطوح مختلف ژئومرفیک اشکال اراضی پلایا، پرشدگی گچ، پوشش پراکنده رس و هم چنین پدوفیچرهای مرکب، شامل پوشش رس و آهک مشاهده گردید. به طرف سطح ژئومرفیک پف کرده نمکی پلایا بر میزان بلورهای عدسی و ریزبلور گچ افزوده شده است. مشاهده پوشش رس در خاک های این منطقه با توجه به اقلیم کنونی منطقه شاهدی بر وجود بارندگی کافی و شرایط اقلیمی مرطوب برای آبشویی و انتقال رس در گذشته می باشد. از سوی دیگر، حضور پدوفیچرهای مرکب نشان دهنده پلی-ژنتیک بودن این خاک ها می باشد. مشاهده پوشش رس پراکنده، ویژه افق ناتریک می باشد که در اثر انتشار توسط یون سدیم، حرکت و تجمع می-یابد. به طور کلی، از شواهد و مشاهدات میکرومرفولوژیک ذکر شده می توان نتیجه گیری کرد که نتایج فوق نشان دهنده دوره های مرطوب گذشته و همچنین تکرار دوره های خشک و مرطوب در این خاک ها می باشد.

نحوه ی تشکیل، میکرومرفولوژی و کانی‎شناسی رسی خاک‎های واقع بر سطوح ژئومرفیک گوناگون در منطقه ی جیرفت

دوره 25، شماره 2، بهار 1390

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.9487

صالح سنجری، محمد هادی فرپور، مصطفی کریمیان اقبال، عیسی اسفندیارپور بروجنی

چکیده چکیده ارتباط نزدیک و متقابلی بین موقعیت ژئومرفیک و نحوه ی تشکیل و تکامل خاک وجود دارد. چنانچه مطالعات خاک شناسی در ارتباط با سطوح ژئومرفیک انجام‎ پذیرند، درک عمیق‎تری از فرآیندهای خاک سازی فراهم خواهد گردید. تحقیق حاضر به‎منظور مطالعه ی نحوه ی تشکیل، میکرومرفولوژی و کانی‎شناسی رسی خاک‎های منطقه ی باستانی جیرفت در سطوح ژئومرفیک مختلف انجام گرفت. رژیم حرارتی و رطوبتی منطقه، به‎ترتیب، هایپرترمیک و اریدیک می‎باشند. اشکال اراضی مخروط‎افکنه، پدیمنت پوشیده، سطوح حد‎واسط، دشت آبرفتی و اراضی پست در منطقه شناسایی گردیدند و هر شکل اراضی بر‎اساس میزان پایداری، به ‎سطوح ژئومرفیک مختلف تقسیم گردید. بر روی هر سطح ژئومرفیک، یک خاکرخ شاهد حفر، تشریح و نمونه‎برداری شد. نمونه‎های خاک تحت آزمایش‎های معمول فیزیکی و شیمیایی، کانی‎شناسی رسی و میکرومرفولوژی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که از پدیمنت پوشیده به‎طرف اراضی پست، میزان شوری، pH و نسبت‎ جذبی ‎سدیم افزایش ‎می یابند و هم‎چنین رسوبات، ریزبافت‎تر می شوند. کانی‎شناسی بخش رس خاک‎های منطقه ی مورد مطالعه، حاکی از وجود کانی‎های رسی کلریت، ایلیت، پالیگورسکیت، اسمکتیت و کائولینیت می‌باشد. به‎طرف دشت آبرفتی، به‎علت بالا بودن سطح آب زیرزمینی از پایداری پالیگورسکیت کاسته ‎می شود و اسمکتیت، کانی غالب خاک می‌باشد. منشأ کانی پالیگورسکیت در سطوح پدیمنت پوشیده، حدواسط و دشت آبرفتی، به‎ترتیب، موروثی، پدوژنیک و آواری می‎باشد. بررسی مقاطع نازک، نشان‎دهنده ی وجود پوشش و پُرشدگی رس در افق‎های Btn و Btk موجود در سطوح پایدار و ناپایدار می‎باشد. هم‎چنین، پوشش و پُرشدگی آهک در افق Btk موجود در سطوح پایدار مشاهده گردید. نتایج تحقیق، نمایان گر نقش مهم ژئومرفولوژی در تغییرپذیری خصوصیات خاک‎های منطقه ی مطالعاتی می باشد. واژه های کلیدی: ژئومرفولوژی، پالیگورسکیت، پوشش رس و آهک، جیرفت