فصلنامه
نویسنده = نعیمه عنایتی ضمیر
علوم خاک

ارزیابی نقش باکتری‌های محرک رشد گیاه در بهبود محتوای عناصر غذایی و کاهش تجمع نیترات در اسفناج

دوره 40، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 226-211

https://doi.org/10.22067/jsw.2026.98889.1544

نعیمه عنایتی ضمیر، نفیسه رنگ زن، مهناز مکفی

چکیده این پژوهش با هدف بررسی کارایی باکتری‌های محرک رشد گیاه در بهبود ویژگی‌های اسفناج، به‌صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در گلخانه انجام شد. تیمارها شامل دو سطح کود NPK (100 درصد مقدار توصیه‌شده و 7۰ درصد آن) و چهار سطح مایه‌زنی میکروبی (بدون باکتری، Pseudomonas putida، Phytobacter diazotrophicus و مخلوط دو باکتری) بودند. شاخص‌هایی مانند مقدار نیتروژن، فسفر، پتاسیم، آهن، کلروفیل کل، نیترات و فعالیت آنزیم نیترات رداکتاز اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد که اثر متقابل کود و مایه‌زنی بر تمامی صفات اندازه­گیری شده معنی‌دار بود. بیشترین وزن تر برگ در هر دو سطح 100 و 70 درصد مقدار توصیه شده کود، همراه با مایه­زنی مخلوط دو باکتری به‌دست آمد که به‌ترتیب 7/1 و 2/2 برابر بیشتر از تیمارهای متناظر بدون مایه­زنی باکتری بود. مصرف 100 درصد مقدار توصیه شده کود همراه با مایه­زنی مخلوط دو باکتری، در مقایسه با تیمار متناظر بدون مایه­زنی، موجب افزایش محتوای نیتروژن (۶2 درصد)، فسفر (۲۳ درصد)، پتاسیم (51 درصد) و آهن (32 درصد) برگ شد. پس از این تیمار، بیشترین مقادیر این عناصر در تیمار 70 درصد مقدار توصیه شده کود همراه با مخلوط دو باکتری مشاهده شد. مقدار کلروفیل کل با کاهش مصرف کود کاهش یافت، اما مایه‌زنی باکتری این کاهش را جبران کرد، به‌طوری­که در تیمارهای تلقیح شده با باکتری، تفاوت معنی‌داری با تیمار مصرف 100 درصد مقدار توصیه شده کود مشاهده نشد. بیشترین مقدار کلروفیل در تیمار 100 درصد مقدار توصیه‌شده کود همراه با مایه­زنی مخلوط دو باکتری بدست آمد که 34 درصد بیشتر از تیمار متناظر بدون مایه­زنی بود. بیشترین مقدار نیترات برگ (mg kg-1 6123) در تیمار مصرف 100 درصد مقدار توصیه شده کود و بدون مایه‌زنی باکتری ثبت شد. کمترین مقدار نیترات برگ در تیمار 70 درصد مقدار توصیه شده کود همراه با مخلوط دو باکتری اندازه­گیری شد که نسبت به تیمار متناظر بدون مایه­زنی باکتری، کاهش ۲۵ درصدی داشت. بیشترین فعالیت آنزیم نیترات رداکتاز در تیمار 70 درصد مقدار توصیه شده کود همراه با مایه­زنی مخلوط دو باکتری اندازه­گیری شد که در مقایسه با تیمار متناظر بدون مایه­زنی باکتری، 47 درصد افزایش نشان داد. به‌طور کلی، کاربرد مخلوطPseudomonas putida وPhytobacter diazotrophicus همراه با 70 درصد مقدار توصیه‌شده کود NPK، پس از انجام بررسی­های بیشتر، می­تواند به‌عنوان راهکاری مناسب برای کاهش 30 درصدی مصرف کود شیمیایی، بدون افت چشمگیر عملکرد و با بهبود کیفیت تغذیه‌ای اسفناج، پیشنهاد شود.

تأثیر زغال زیستی باگاس نیشکر بر توزیع شکل‌های شیمیایی روی در یک خاک آهکی

دوره 33، شماره 3، تابستان 1398، صفحه 445-461

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.75162

اکبر کریمی، عبدالامیر معزی، مصطفی چرم، نعیمه عنایتی ضمیر

چکیده هدف از این پژوهش بررسی تأثیر کاربرد زغال­های زیستی تهیه شده از باگاس نیشکر در دماهای مختلف بر تغییرات شکل­های شیمیایی روی در یک خاک آهکی بود. به این منظور زغال­های زیستی تهیه شده در دماهای 200 (B200)، 350 (B350) و 500 (B500) درجه سلسیوس در سطوح 1 و 2 درصد وزنی با نمونه خاک ترکیب شدند. نمونه­ها به­مدت سه ماه در شرایط انکوباسیون و در دمای ثابت نگهداری شدند. در پایان آزمایش از خاک­های تیمار شده نمونه­برداری شد و برخی ویژگی­های شیمیایی خاک و شکل­های شیمیایی روی در خاک اندازه­گیری شدند. نتایج نشان داد کاربرد هر سه نوع زغال زیستی سبب افزایش ظرفیت تبادل کاتیونی و کربن آلی خاک شد. pH خاک در تیمارهای B200 کاهش یافت، اما در تیمارهای B350 و B500 افزایش یافت. غلظت شکل تبادلی روی در خاک تیمار شده با زغال­های زیستی B350، B500 به­ترتیب 2/5 و 2/14 درصد کاهش یافت، اما در تیمار B200، 0/17 درصد افزایش یافت. کاربرد هر یک از زغال­های زیستی B200، B350 و B500 سبب افزایش شکل­های کربناتی (به­ترتیب 5/4، 2/13 و 3/23 درصد) و آلی (به­ترتیب 3/83، 3/6 و 2/9 درصد) روی در خاک شد. کم­ترین غلظت شکل باقی­مانده روی مربوط به خاک تیمار شده با زغال زیستی B200 بود. نتایج همچنین نشان داد که بیش­ترین تغییرات شکل­های شیمیایی روی در خاک مربوط به سطح کاربرد 2 درصد زغال­های زیستی بود. به­طور کلی می­توان نتیجه­گیری کرد کاربرد زغال زیستی تهیه شده از باگاس نیشکر در دمای گرماکافت 200 درجه سلسیوس (به­ویژه در سطح 2 درصد وزنی) می­تواند با کاهش شکل باقی­مانده روی و افزایش شکل­های با فراهمی نسبتاً بیش­تر از جمله شکل تبادلی، در بهبود فراهمی روی در خاک­های آهکی مؤثر باشد. 

توانایی باکتری‌های‌حل‌کننده پتاسیم در افزایش رشد گندم و جذب پتاسیم در زیستگاه درون شیشه‌ای

دوره 31، شماره 4، پاییز 1396، صفحه 120-1134

https://doi.org/10.22067/jsw.v31i4.57235

نعیمه عنایتی ضمیر، احمد لندی

چکیده هوادیدگی کانی‌های خاک، خاستگاه بسیاری از عناصر غذایی ضروری رشد گیاه مانند پتاسیم هستند. کانی‌ های میکایی خاستگاه اصلی برآورد پتاسیم در خاک های کشورمان هستند. این پژوهش با هدف جداسازی باکتری‌های حل کننده پتاسیم از ریزوسفر گندم و بررسی توانایی این باکتریها در بهره گیری از پتاسیم ساختاری کانی‌های مسکوویت و ورمی‌کولیت انجام شد. این پژوهش در زیستگاه درون شیشه‌ای با آرایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در 3 تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایش سه سطح باکتری (شاهد بدون مایه زنی، و مایه زنی با باکتری1 و 2) و چهار گونه تیمار کانی پتاسیم (مسکویت، ورمیکولیت، مسکویت+K2HPO4 ، ورمیکولیت + K2HPO4) بود. در پایان دوره کشت، بخش هوایی گیاه برداشت و به روش خاکستر خشک پتاسیم آن به کمک فروغ سنج اندازه گیری شد. همچنین صفات وزن تر و خشک اندام هوایی و ریشه، بلندی گیاه و درازی ریشه اندازه-گیری شد. این بررسی نشان داد که پیامد مایه زنی دو باکتری برهمه ویژگی‌های اندازه‌گیری شده در سطح یک درصد معنی‌دار است. همه ویژگی های یاد شده در بودن Bacillus subtilis و کانی ورمی‌کولیت بالاترین اندازه‌ها را داشتند. اندازه پتاسیم جذب شده در گیاه به گونه معنی‌داری وابسته به بستر کشت گیاه بود. اندازه پتاسیم جذب شده در گیاه، در سطح یک درصد به گونه معنی‌داری وابسته به باکتری حل‌کننده پتاسیم بود. بیش‌ترین غلظت پتاسیم اندام هوایی (062/0 درصد) در تیمار بستر ورمی‌کولیت به همراه پتاسیم محلول در بودن Bacillus subtilis بود. بیشترین اندازه جذب پتاسیم در اندام هوایی گیاه ( 049/0میلی‌گرم در گلدان) نیز در بستر ورمی‌کولیت به همراه پتاسیم محلول در بودن Bacillus subtilis و پس از آن در اندام هوایی گیاه (036/0 میلی‌گرم در گلدان) کشت شده در بستر مسکویت به همراه پتاسیم محلول در بودن Bacillus subtilis با اختلاف معنی‌دار در سطح 5 درصد اندازه‌گیری شد.

بررسی اثر پلی‌آکریل‌آمید در کنترل فرسایش بادی خاک شنی دشت آزادگان

دوره 31، شماره 4، پاییز 1396، صفحه 1070-1082

https://doi.org/10.22067/jsw.v31i4.32428

فاطمه ارزاقی، احمد فرخیان فیروزی، نعیمه عنایتی ضمیر، بیژن خلیل مقدم

چکیده فرسایش بادی از عوامل اصلی تخریب محیط زیست، فقر خاک، آلودگی هوا و پراکندن گرد ‌و ‌غبار می‌باشد. فرسایش بادی باعث خسارات زیادی به محصولات کشاورزی، ساختمان‌ها، تأسیسات و وسایل نقلیه می‌شود. در این تحقیق پلی‌آکریل‌آمید به عنوان یک ترمیم کننده خاک در دو سطح 5/0 و 1 درصد به ماسه بادی منطقه دشتآزادگان افزوده شد. برخی ویژگی‌های فیزیکی خاک و مقاومت در برابر فروروی خاک در 3 فاصله زمانی 15، 30 و 45 روز پس از تیمار مورد بررسی قرار‌گرفت. اثر این پلیمر در کنترل میزان فرسایش بادی به صورت آزمایشگاهی و با تونل باد مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد بین خاک‌های تیمار شده با سطوح مختلف پلیمر، تفاوت معنی‌داری از نظر چگالی ‌ظاهری وجود ندارد اما کاربرد پلیمر نسبت به تیمار شاهد باعث کاهش چگالی ‌ظاهری نمونه‌ها شد. کاربرد پلیمر مقاومت فروروی را به صورت معنی‌داری افزایش داد. همچنین بین دو سطح پلیمر تفاوت معنی‌داری وجود داشت. با گذشت زمان مقدار مقاومت فروروی خاک ابتدا افزایش و سپس کاهش یافت. مقاومت فروروی در روز 45‌ام به کمتر از مقاومت فروروی خاک در روز 15‌ام رسید. نتایج حاصل از آزمایشات فرسایش در تونل باد در شرایط باد با سرعت 12 متر بر ثانیه، نشان‌داد که افزودن ماده پلیمری پس از 30 روز در سطح 1 درصد میزان فرسایش بادی را در نمونه‌های ماسه بادی به صفر درصد کاهش داد.

شبیه سازی آزادسازی روی تحت تاثیر تلقیح میکروبی و سطوح شوری در یک خاک غیر استریل آهکی با استفاده از مدل‌های سینتیکی

دوره 30، شماره 3، تابستان 1395، صفحه 904-919

https://doi.org/10.22067/jsw.v30i3.41629

حمید رضا بوستانی، مصطفی چرم، عبدالامیر معزی، نجفعلی کریمیان، نعیمه عنایتی ضمیر، مهدی زارعی

چکیده آزادسازی روی از خاک در اثر فعالیت‌های بیولوژیکی یکی از عوامل مهم کنترل کننده قابلیت استفاده زیستی روی است. هدف از انجام این پژوهش، بررسی تاثیر تلقیح باکتری های محرک رشد و قارچ میکوریز بر سینتیک آزادسازی روی در خاک آهکی با سطوح مختلف شوری در کشت ذرت بود. آزمایشی فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در شرایط گلخانه انجام شد. فاکتور اول شامل سطوح شوری خاک (0، 15 و 30 میلی‌اکی والان نمک در کیلوگرم خاک از منابع کلرید سدیم، کلسیم و منیزیم به ترتیب به صورت ترکیبی 1:2:3) و فاکتور دوم تلقیح میکروبی (بدون تلقیح، تلقیح با قارچ، تلقیح با باکتری، تلقیح همزمان باکتری و قارچ) بود. کاربرد همه تیمارهای میکروبی میزان آزادسازی اولیه روی را نسبت به تیمار شاهد افزایش دادند. به ترتیب بیشترین و کمترین آزادسازی اولیه روی در تیمار قارچ-باکتری و باکتری مشاهده شد. همچنین با کاربرد همه تیمارهای میکروبی سرعت رهاسازی روی نسبت به تیمار شاهد کاهش یافت و کمترین کاهش در تیمار قارچ مشاهده شد. به طور کلی افزایش سطوح شوری سبب افزایش آزادسازی اولیه روی و کاهش سرعت آزادسازی روی شد. همچنین شکل محلول و تبادلی بیشترین تاثیر را در کنترل آزادسازی روی داشت. نتایج نشان داد که مدل‌های الوویچ ساده شده، سرعت دو ثابته و پخشیدگی پارابولیک توصیف خوبی را از آزادسازی روی نشان دادند. بر اساس بیشترین ضریب تبیین و کمترین خطای استاندارد، برترین مدل، الوویچ ساده شده تعیین شد، بنابراین به نظر می رسد که مکانیسم اصلی کنترل کننده آزادسازی روی، در خاک مورد آزمایش پدیده پخشیدگی باشد.

تأثیر کاربرد کودهای بیولوژیک و شیمیایی بر عملکرد گندم در دو نوع خاک در آزمایشی گلخانه ای

دوره 27، شماره 2، بهار 1392، صفحه 441-451

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.24589

فاطمه امیری فارسانی، مصطفی چرم، نعیمه عنایتی ضمیر

چکیده کودهای بیولوژیک می توانند به عنوان مکمل در کشاورزی پایدار به کار برده شوند. هدف اصلی از این پژوهش، بررسی تأثیر کودهای بیولوژیک نیتروژنه و فسفره و کودهای شیمیایی بر عملکرد و اجزای عملکرد گندم در دو نوع خاک بود. طرح آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار اجرا شد. فاکتورهای آزمایش شامل دو نوع خاک (لوم شنی و لوم رسی) و 9 تیمار کودی بود. برای اجرای آزمایش از کودهای بیولوژیک نیتروکارا (Azorhizobium caulinodans) و فسفربارور 3 (Pseudomonas putida, Strain P13 ، Pantoea agglomerans, Strain P5 و Pseudomonas putida, Strain MC1) به میزان 100 گرم در هکتار به صورت منفرد و تلفیقی به روش تلقیح بذر استفاده گردید. نتایج تأثیر مثبت نوع لوم رسی و تلقیح هر دو نوع کود بیولوژیک به ویژه در حضور 50 درصد کودهای شیمیایی روی وزن خشک اندام هوایی، وزن خشک ریشه، تعداد دانه در سنبله، وزن هزار دانه و عملکرد دانه گندم را نشان داد. نتایج نشان داد تیمارهای 100 درصد کود شیمیایی و کود بیولوژیک فسفره در تلفیق با 50 درصد کود شیمیایی بیشترین تأثیر را در اکثر صفات بررسی شده و تیمار شاهد کمترین تأثیر را نشان دادند. کود بیولوژیک نیتروکارا در تلفیق با 50 درصد کود شیمیایی بیشترین وزن هزار دانه را داشت. کود بیولوژیک فسفره در تلفیق با 50 درصد کود شیمیایی بر عملکرد و اجزای عملکرد گندم تأثیر بهتری را در مقایسه با کود بیولوژیک نیتروکارا نشان داد. نتایج این تحقیق نشان داد با تلفیق کودهای بیولوژیک و شیمیایی می توان مصرف کودهای شیمیایی را کاهش داد.