فصلنامه
کلیدواژه‌ها = آهن

توانایی زغال‌زیستی اشباع شده با آهن در عرضه آهن و رفع کلروز آهن سویا در یک خاک آهکی

دوره 34، شماره 2، بهار 1399، صفحه 409-422

https://doi.org/10.22067/jsw.v34i2.81960

جلال الدین خال لی زاده، اسماعیل دردی پور، مجتبی بارانی مطلق، عبدالرضا قرنجیکی

چکیده از بین عناصر کم مصرف مورد نیاز گیاهان، آهن محدودیت­های فراوانی را برای محصولات کشاورزی به خصوص در خاک­های آهکی ایجاد کرده است. به منظور بررسی اثر زغال­زیستی اشباع شده با آهن در عرضه آهن و رفع کلروز آهن سویا در یک خاک آهکی آزمایشی گلخانه­ای به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی و با چهار تکرار انجام شد. تیمارها شامل زغال­های­زیستی اشباع نشده (زغال­زیستی کاه­گندم (WB) و زغال­زیستی نئوپان (PB) هر کدام 5/2 درصد وزنی)، و زغال­های­زیستی اشباع شده (زغال­زیستی اشباع شده کاه­گندم (Fe-IWB1) 5/2 درصد وزنی، زغال­زیستی اشباع شده کاه­گندم (Fe-IWB2) 5 درصد وزنی، زغال­زیستی نئوپان اشباع شده (Fe-IPB1) 5/2 درصد وزنی و زغال­زیستی اشباع شده  نئوپان (Fe-IPB2) 5 درصد وزنی)، و کود آهن از منبع سکوسترین آهن (S) و خاک شاهد بدون آهن و زغال­زیستی (C) بر روی دو رقم سویا (ویلیامز و سامان) بود. نتایج نشان داد با افزایش میزان مصرف زغال­های­زیستی اشباع شده با آهن غلظت آهن فعال خاک، غلظت و جذب آهن فعال و شاخص کلروفیل در برگ­های بالایی گیاه افزایش معنادار یافت (05/0 P≤). اما زغال­های­زیستی اشباع نشده با آهن غلظت آهن فعال خاک و گیاه و شاخص کلروفیل برگ را نتوانست افزایش معنادار دهد. همچنین همبستگی مثبت معنی­داری بین غلظت آهن فعال با شاخص کلروفیل برگ (**88/0r=) و عملکرد ماده خشک سویا (**87/0r=) وجود داشت. بنابراین، زغال­زیستی اشباع شده با آهن قادر به عرضه آهن کافی و رفع کلروز آهن سویا در یک خاک آهکی می­باشد.

رابطه بین اشکال مختلف آهن و پذیرفتاری مغناطیسی با تکامل خاکهای منطقه رامهرمز، استان خوزستان

دوره 32، شماره 6، زمستان 1397، صفحه 1149-1164

https://doi.org/10.22067/jsw.v32i6.68206

یونس عبدلی، سیروس جعفری، عباس بشکار

چکیده این تحقیق به منظور بررسی رابطه بین اشکال مختلف آهن و پذیرفتاری مغناطیسی با تکامل خاک های گچی استان خوزستان صورت گرفت. برای این منظور 14 خاکرخ تشریح و نمونه برداری شده و مقادیر آهن و پذیرفتاری مغناطیسی آن اندازه گیری شد. موقعیت خاکها طوری انتخاب شد که از لحاظ توپوگرافی در موقعیت­های مختلف شیب قرار داشته باشند. نتایج نشان داد که میانگین آهن پدوژنیکی (Fed) و آهن بلوریFeo) - Fed) به ترتیب در خاکرخ های دشت مرتفع با کاربری زارعی، تپه و اراضی پست افزایش یافت که با میزان تکامل آنها هماهنگی دارد. کمترین و بیشترین مقدار اکسیدهای آهن فعالFed) / (Feoبه ترتیب مربوط به تپه یا اینسیلرگ قدیمی و واحدهای اراضی پست با زه‏کشی ضعیف بود. مقایسه میانگین آهن فعال نشان داد که بین واحدهای دشت مرتفع و تپه به دلیل تکامل و سن بیشتر، اختلاف معنی داری وجود نداشت اما در اراضی پست اختلاف معنی داری بین آنها وجود داشت که نشان دهنده تکامل کم این خاک­ها بود. میزان پذیرفتاری مغناطیسی آون در خاکهای تپه، بیشترین و در اراضی پست با شرایط زه‏کشی ضعیف و کاربری زراعی حداقل بود. پذیرفتاری مغناطیسی مینروژیک در خاکرخ‏های متاثر از گچ، پس از حذف آنها افزایش یافت که با مجموع کربنات کلسیم، گچ، مواد آلی و درصد شن رابطه مثبت و معنی دار و با درصد سیلت و رس رابطه معکوس و معنی داری داشت. این روند تاثیر مواد مادری را بر میزان پذیرفتاری مغناطیسی مینروژیک آشکار نموده و نشان می‏دهد که پذیرفتاری مغناطیسی مینروژیک، ارتباط مثبتی با تکامل پدوژنیکی ندارد. همچنین همبستگی بین پذیرفتاری مغناطیسی و مینروژنیک با Feo رابطه منفی و معنی دار و پذیرفتاری مغناطیسی با میزانFeo -Fed  رابطه مثبت و معنی دار نشان داد. این پژوهش نشان داد که کاربری، زه کشی و مواد مادری بیشترین اثر را بر مقادیر پذیرفتاری مغناطیسی و آهن دارند که سبب تغییر خصوصیات ژنتیکی و تکامل خاکهای گچی مورد مطالعه گردیده است.

اثرسکوسترین آهن بر رشد گیاه سویا و توزیع شکل‌های شیمیایی آهن در خاک‌های استان فارس

دوره 31، شماره 4، پاییز 1396، صفحه 1108-1119

https://doi.org/10.22067/jsw.v31i4.56933

لیلا تابنده، محمدرضا بخشی

چکیده از بین عناصر کم مصرف مورد نیاز گیاهان، آهن، محدودیت‌های زیادی را برای محصولات کشاورزی استان فارس به خود اختصاص داده است.در یک آزمایش گلخانه‌ای،اثر کود سکوسترینآهن 138 بر رشد و ترکیب شیمیایی رقم ویلیامز (Glycine max L.)سویا به صورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملاً تصادفی و با سه تکرار، مورد مطالعه قرار گرفت. تیمارها،شامل 3سطح کودی از منبع سکوسترین آهن (شاهد، 5 و10میلی‌گرم برکیلوگرم خاک) و10 نمونه خاک‌می‌باشند. کاربرد آهن، منجر به افزایش معنی‌دار وزن خشک، غلظت و جذب آهن و کاهش معنی‌دار غلظت و جذب روی، مس و منگنز در گیاه سویا گردید.سکوسترین آهن، اثر معنی‌داری بر شکل‌های قابل استخراج باعصاره‌گیرهای دی‌تی‌پی‌ا، ای‌دی‌تی‌ا، شکل‌های آلی و تبادلی آهن نشان داد. شکلآلی اهن، با مقدار آهن قابل استفاده گیاهی (عصاره‌گیری شده با دی‌تی‌پی‌ا)، همبستگی مثبت معنی‌دار داشت. همچنین، بسیاری از ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی خاک‌های آهکی مورد مطالعه، با برخی از شکل‌های شیمیایی و مقدار جذب آهن گیاهی، همبستگی معنی‌داری نشان دادند.

اثر کاربرد ورمی‌کمپوست بر کاهش اثر سوء تنش آبی بر رشد و ترکیب شیمیایی ذرت در یک خاک آهکی

دوره 30، شماره 5، پاییز 1395، صفحه 1607-1619

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.46319

لیلا زارع، عبدالمجید رونقی، سید علی اکبر موسوی، رضا قاسمی

چکیده به منظور مطالعه اثر کاربرد ورمی کمپوست بر رشد و ترکیب شیمیایی ذرت تحت تنش آبی، آزمایشی گلخانه ای به صورت فاکتوریل (3×4) و در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار اجرا شد. تیمارهای مورد استفاده شامل چهار سطح ورمی کمپوست دامی (0، 10، 20 و 30 گرم در کیلوگرم خاک) و سه سطح رطوبت ( 100، 80 و 60 درصد ظرفیت مزرعه) بود. نتایج نشان داد که افزایش سطوح ورمی کمپوست سبب افزایش معنادار وزن خشک ذرت و غلظت نیتروژن، فسفر، آهن، مس و روی در اندام هوایی ذرت شد. اما غلظت منگنز به طور معناداری کاهش یافت، هرچند غلظت منگنز در گستره کفایت بود. با افزایش سطوح تنش آبی وزن خشک ذرت به طور معناداری کاهش یافت و به دلیل کاهش زیست توده گیاه، غلظت عناصر ذکر شده در اندام هوایی ذرت افزایش معنادار داشت. کاربرد 30 گرم ورمی کمپوست تحت تنش آبی 60 و 80 درصد ظرفیت مزرعه، غلظت نیتروژن، فسفر، روی، مس و آهن اندام هوایی ذرت را نسبت به تیمار شاهد در هر سطح تنش آبی به طور معناداری افزایش داد. در سطح تنش آبی 60 درصد ظرفیت مزرعه کاربرد 30 گرم ورمی کمپوست سبب افزایش معنادار وزن خشک ذرت نسبت به تیمار شاهد (در تنش آبی مربوطه) شد. با توجه به اثر مثبت کاربرد ورمی‌کمپوست در کاهش اثر سوء تنش آبی بر عملکرد و غلظت عناصر غذایی و همچنین با توجه به نقش این کود در بهبود وضعیت تغذیه ای ذرت، کاربرد ورمی کمپوست می تواند کود مناسبی برای استفاده در زمین های کشاورزی که با مشکل کمبود آب مواجه هستند، باشد.

تأثیر جیبرلیک اسید و نیتروژن بر برخی پارامترهای فیزیولوژی و عناصر غذایی کم‌مصرف پسته تحت تنش کلرید سدیم

دوره 30، شماره 3، تابستان 1395، صفحه 955-967

https://doi.org/10.22067/jsw.v30i3.42977

وحید مظفری، فریبا خالقی

چکیده طبق تحقیقات انجام شده تولید و فعالیت هورمون‌های گیاهی تحت تأثیر عوامل طبیعی و عناصر غذایی مورد نیاز گیاه قرار گرفته و نیتروژن مهم‌ترین تأثیر را بر تولید و انتقال جیبرلیک اسید به اندام‌های هوایی گیاه دارد. به‌منظور بررسی اثر جیبرلیک اسید و نیتروژن بر برخی پارامترهای فیزیولوژی و عناصر غذایی کم‌مصرف پسته (رقم قزوینی) تحت تنش شوری، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمارها شامل سه سطح شوری (صفر، 1000 و 2000 میلی‌گرم کلرید سدیم در کیلوگرم خاک)، سه سطح نیتروژن (صفر، 75 و 150 میلی‌گرم در کیلوگرم خاک از منبع نیترات آمونیوم) و سه سطح جیبرلیک اسید (صفر، 250 و 500 میلی‌گرم در لیتر) بودند. نتایج این آزمایش نشان داد که شوری کلرید سدیم محتوای کاروتنوئید و شاخص کلروفیل فلورسانس را نسبت به شاهد کاهش داد، ولی با اعمال تیمارهای جیبرلیک اسید و نیتروژن پارامترهای ذکر شده با افزایش چشمگیری نسبت به شاهد روبرو شد. با توجه به این‌که شوری کلرید سدیم سبب افزایش میزان پرولین برگ گردید، کاربرد 150 میلی‌گرم نیتروژن و محلول‌پاشی 500 میلی‌گرم در لیتر جیبرلیک اسید این پارامتر را به ترتیب 55 و 26 درصد افزایش داد، اما کاربرد توأمان این دو تیمار در بالاترین سطوح خود باعث افزایش 79 درصدی پرولین نسبت به شاهد شد. نتایج این آزمایش هم‌چنین نشان داد، با افزایش شوری کلرید سدیم غلظت عناصر آهن، منگنز و روی افزایش ولی غلظت مس اندام هوایی و ریشه کاهش یافت، لیکن با کاربرد 150 میلی‌گرم نیتروژن و با مصرف 500 میلی‌گرم در لیتر جیبرلیک اسید غلظت مس نیز افزایش یافت. به‌طور کلی نتایج این آزمایش نشان داد در شرایط شوری کلرید سدیم، کاربرد جیبرلیک اسید و نیتروژن به تنهایی و یا توأمان از طریق بهبود پارامترهای فیزیولوژی و هم‌چنین افزایش غلظت عناصر غذایی کم مصرف عملکرد گیاه پسته در شرایط تنش شوری کلرید سدیم را بهبود بخشید.

تحلیل وضعیت اکسایش- کاهش و روند تحول خاک‎های شالیزار در یک توپوسکوئنس

دوره 30، شماره 2، بهار 1395، صفحه 484-496

https://doi.org/10.22067/jsw.v30i2.39163

جواد سیدمحمدی، لیلا اسماعیل نژاد، حسن رمضانپور، کامران افتخاری

چکیده پتانسیل اکسایش و کاهش یکی از مهمترین عوامل در تعیین ویژگی‎های شیمیایی خاک‎های غرقاب بوده و تأثیر زیادی بر میزان فعالیت و جذب عناصر غذایی دارد. شرایط احیاء در خاک‎های خیس غیراشباع، مجموعه‎ای از تغییرات شیمیایی و الکتروشیمیایی ایجاد می‎کند. منطقه مورد مطالعه با وسعت حدود 40 هزار هکتار در استان گیلان واقع شده است. تغییرات مورفولوژیکی، فیزیکوشیمیایی قابل توجهی در اثر شرایط اکسایش و کاهش در خاکرخ‎های مورد مطالعه ایجاد شده است. برای این منظور پتانسیل اکسایش- کاهش، اشکال مختلف آهن از جمله آهن محلول، بلورین، بی‎شکل و کل در خاکرخ‎های واقع در واحدهای مختلف فیزیوگرافی مورد بررسی قرار گرفت. آهن بی‎شکل در افق‎های سطحی همه خاک‎ها با مقدار متوسط 3/24 گرم بر کیلوگرم نسبت به عمق بیشتر بوده که با مقدار ماده ‎آلی همبستگی مثبت داشت. هوادیدگی بیشتر در سطح، شرایط اکسیداسیون و احیاء و ماده آلی زیاد مانع از تبلور آهن بی‎شکل شده است. مقادیر کمتر پتانسیل اکسایش- کاهش با میانگین 7/145 میلی‎ولت و rH با متوسط 6/19 در خاک اراضی پست و ساحلی دلالت بر شرایط احیاء شدید در این خاک‎ها دارد. بررسی اختلاف آهن آزاد و بی‎شکل و نسبت آنها نشان ‎دهنده مقادیر کمتر آهن متبلور با میانگین 8/6 گرم بر کیلوگرم در خاک‎های اراضی پست و ساحلی بوده و دلالت بر تحول کمتر خاک‎های واقع در این واحدها به دلیل بالا بودن سطح آب زیرزمینی و نوسان آن نسبت به خاک‎های اراضی واحدهای فلات‎ها و تراس‎های فوقانی و آبرفت‎های رودخانه‎ای با مقدار متوسط آهن متبلور 8/15 گرم بر کیلوگرم دارد. همچنین مقایسه میانگین مقادیر شکل‎های مختلف آهن با استفاده از آزمون LSD اختلاف معنی‎دار در واحدهای فیزیوگرافی را نشان داد.

کارایی جذب آهن در ارقام مختلف گندم

دوره 28، شماره 3، تابستان 1393، صفحه 556-564

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.20960

سلیمه راحمی، رضا خراسانی، اکرم حلاج نیا

چکیده با توجه به فراهمی کم آهن در خاک های آهکی و تفاوت گونه های گیاهی در جذب آهن خاک، شناسایی و مطالعه گونه های گیاهی با کارایی زیاد آهن در جهت کاهش مصرف کودهای شیمیایی ضروری است. به منظور بررسی کارایی جذب آهن در رقم های مختلف گندم، یک آزمایش گلخانه ای در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با آرایش فاکتوریل، در 3 تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل 3 رقم گندم (پارسی، پیشتاز و فلات) و 3 سطح آهن (صفر، 2 و 6 میلی گرم بر کیلوگرم خاک) بودند. نتایج نشان داد که مصرف آهن تأثیر معنی داری بر وزن خشک بخش هوایی و جذب آهن در دو رقم پارسی و پیشتاز نداشت ولی در رقم فلات وزن خشک بخش هوایی افزایش پیدا کرد. بررسی اینفلاکس آهن و نسبت ریشه به بخش هوایی که دو عامل مهم بر کارایی جذب هستند نشان داد که در رقم پیشتاز و پارسی اینفلاکس بیش تر از رقم فلات بود. در رقم پارسی علاوه بر اینفلاکس طول ریشه نیز افزایش پیدا کرد. در رقم فلات با افزایش آهن، جذب، عملکرد رویشی نسبی، اینفلاکس و نسبت ریشه به بخش هوایی افزایش یافت. بنابراین در مقایسه با دو رقم دیگر، فلات را به عنوان رقم کارا نمی توان در نظر گرفت. احتمالا عدم پاسخ به کود در دو رقم پارسی و پیشتاز، نشان دهنده فعال بودن مکانیسم های خاص دیگر (مثل اثر تراوشات ریشه، سیدروفورها و....) در جذب آهن در سطوح کم این عنصر در خاک می باشد. به عبارت دیگر رقم پیشتاز و پارسی نسبت به رقم فلات کاراتر بودند.