دوماهنامه
دوره و شماره: دوره 29، شماره 1، بهار 1394 
مقالات پژوهشی

ارزیابی مکانی پتانسیل جمع آوری آب های سطحی در سیستم آبخیز آق‌امام استان گلستان

صفحه 1-11

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.20490

سجاد نظریان، علی نجفی نژاد، نادر نورا

چکیده کمبود آب در مناطق خشک، بحرانی جدی و مداوم است. بنابراین استحصال آب به عنوان هدفی اقتصادی و موثر مطرح می‌شود. مهمترین مرحله در بکارگیری سامانه‌های گوناگون جمع‌آوری آب باران، مکان‌یابی عرصه‌های مناسب است، که با شناسایی محل‌های مناسب صرفه‌جویی قابل ملاحظه‌ای در زمان و هزینه صورت می‌گیرد. در این تحقیق به ارزیابی مکانی پتانسیل جمع‌آوری آب‌های سطحی در آبخیز آق‌امام در شرق استان گلستان پرداخته شده است. هدف از انجام این تحقیق، ارائه چارچوبی برای مکان‌یابی عرصه‌های دارای توان استحصال آب است. به منظور ارزیابی مکانی پتانسیل تولید رواناب، ابتدا با استفاده از مدل شماره منحنی مقادیر رواناب محاسبه و سپس نقشه پتانسیل رواناب با سه کلاس، پتانسیل کم، متوسط و زیاد تهیه گردید. در آخر برای تعیین عرصه‌های مستعد جمع‌آوری آب باران، نقشه‌های بارش، بافت خاک، شیب و کاربری اراضی، براساس میزان اهمیت‌شان در تعیین عرصه‌های مناسب جمع‌آوری رواناب، وزن‌دهی و در هم ضرب شدند. نتایج نشان داد که زیرحوضه‌های 8 و 3 دارای بیشترین سطح عرصه‌های مناسب برای جمع‌آوری آب باران می‌باشند و همچنین با توجه به نتایج به دست آمده، عرصه‌های مناسب برای جمع‌آوری آب باران در هر زیرحوضه دارای توزیع مکانی یکنواختی نمی‌باشند. عرصه‌های مستعد برای جمع‌آوری باران در آبخیز اغلب منطبق بر مراتع می‌باشد. در نهایت می‌توان گفت که ارزیابی مکانی و شناسایی عرصه‌های مناسب جمع‌آوری رواناب، یک گام مهم و ضروری در بکارگیری سیستم‌های جمع‌آوری آب باران می‌باشد.

مقالات پژوهشی

تاثیر دراز مدت روش های مختلف آبیاری با پساب بر برخی خصوصیات شیمیایی خاک

صفحه 12-22

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.23918

پیام نجفی، سید حسن طباطبائی، هاجر طاهری سودجانی

چکیده نیاز روزافزون به منابع آب در مناطق مختلف جهان، استفاده از پسابها را ضروری میسازد. هنگام استفاده از پسابها باید به سلامت خاک توجه شود. در این پژوهش تاثیر آبیاری با پساب به مدت سه سال بر برخی خصوصیات شیمیایی خاک با استفاده از پنج روش آبیاری شامل آبیاری سطحی (FI)، آبیاری قطرهای سطحی (SDI)، آبیاری قطرهای زیرسطحی در عمق 30 سانتیمتر (SDI30)، آبیاری قطره ای زیرسطحی در عمق 60 سانتیمتر (SDI60) و روش آبیاری بابلر (BI) بررسی شد. در پایان دوره از سه عمق 30-0، 60-30 و 90-60 سانتیمتر از خاک نمونهگیری شد. اندازهگیریهای هدایت الکتریکی (EC، pH)، نسبت جذب سدیم (SAR)، درصد مواد آلی (OM)، کربنات کلسیم معادل (CaCO3) روی نمونههای خاک نشان داد که بیش‌ترین و کم‌ترین میزان شوری تا عمق 90 سانتیمتر در تیمار‌های مورد مطالعه به ترتیب در تیمار آبیاریBI 99/74 درصد افزایش در شوری) و SDI (19 درصد افزایش در شوری) مشاهده شد. تیمار BI و SID30 با 3/14 و 2/8- درصد افزایش در میزان SAR نسبت به ابتدای دوره به ترتیب بیش‌ترین و کم‌ترین افزایش در میزان SAR را داشتند. کاربرد پساب موجب کاهش 4/23 درصدی CaCO3 در لایه 90-60 سانتیمتری و کاهش 75/38 درصدی SAR در لایه 60-30 شد.

مقالات پژوهشی

محاسبه بده سرریز جانبی ذوزنقه‌ای در رژیم جریان زیر بحرانی با استفاده از تئوری سرریز معمولی

صفحه 23-34

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.25060

صالح ریاحی، علی رضا وطن خواه

چکیده سرریز جانبی به عنوان یک سازه کنترل و اندازه‌گیری جریان به صورت گسترده‌ در زمینه‌هایی نظیر مهندسی هیدرولیک، آبیاری و محیط زیست مورد استفاده قرار می‌گیرد. جریان روی سرریز جانبی به عنوان یکی از مسائل جریان متغیر مکانی با کاهش بده شناخته شده و با استفاده از روش‌های آزمایشگاهی، مدل‌سازی عددی و تحلیل نظری بررسی می گردد. تحقیق حاضر به بررسی خصوصیات جریان روی سرریز جانبی ذوزنقه‌ای واقع در یک کانال اصلی با مقطع مستطیلی و در شرایط رژیم جریان زیربحرانی می‌پردازد. پروفیل جریان بر روی سرریز جانبی و ضریب بده جریان با استفاده از نتایج آزمایشگاهی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. با توجه به نتایج این تحقیق و توصیه محققین پیشین، بهترین مقطع برای اندازه‌گیری پروفیل جریان در امتداد محور مرکزی کانال معرفی شده است. مشخص گردید که ضریب بده سرریز جانبی ذوزنقه‌ای به عدد فرود جریان بالادست، نسبت ارتفاع سرریز به عمق جریان، نسبت ارتفاع روگذری به عمق جریان و شیب جداره سرریز بستگی دارد. در این تحقیق برای ارزیابی ضریب بده و ارائه معادله بده برای سرریز جانبی، از تئوری سرریز معمولی استفاده شده است. برای این منظور از سه عمق مشخصه به عنوان هد سرریز استفاده شد و بر اساس هر یک از این اعماق رابطه‌ای برای ضریب بده ارائه گردید. مقایسه نتایج با داده‌های آزمایشگاهی نشان داد که عمق متوسط جریان بهترین جواب را برای ارزیابی ضریب بده ارائه می کند. متوسط خطای برآورد ضریب بده با استفاده از عمق متوسط جریان برابر با 6/2 درصد می‌باشد. لذا می‌توان این روش را برای مقاصد عملی پیشنهاد نمود.

مقالات پژوهشی

اثر زمان و میزان آب آبیاری بر کارآیی مصرف آب و عملکرد لوبیا در شرایط خشک و نیمه خشک

صفحه 35-47

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.26699

سیده سهیلا نوربخش، مهدی قبادی نیا، عبدالرزاق دانش شهرکی، محمدرضا نوری امامزاده‌ایی، روح الله فتاحی نافچی

چکیده برنامه‌ریزی آبیاری یکی از اقدامات مهم در راستای افزایش تولید کمی و کیفی محصول است. در واقع هدف از برنامه‌ریزی آبیاری کنترل وضعیت آب در گیاه برای رسیدن به سطح مطلوب از عملکرد گیاه می‌باشد. عامل مهمی که تنش آبی گیاه و در نهایت میزان عملکرد به آن بستگی داشته و در برنامه‌ریزی آبیاری نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد، زمان آبیاری است. پژوهش حاضر به منظور بررسی اثر زمان و میزان آب آبیاری بر کارآیی مصرف آب، عملکرد و اجزای عملکرد لوبیا در سال 1391 در دانشگاه شهرکرد اجرا گردید. آزمایش در قالب طرح کامل تصادفی و به صورت فاکتوریل شامل چهار سطح زمان آبیاری (ساعت‌های 6، 8، 14 و 18) و دو سطح میزان آب آبیاری (آبیاری کامل و کم‌آبیاری) در چهار تکرار انجام شد. نتایج نشان داد آبیاری در ساعت‌های مختلف روز کارآیی مصرف آب، میزان آب مصرفی، تعداد غلاف در بوته، وزن 100 دانه و عملکرد دانه را تحت تأثیر قرار می‌دهد، به گونه‌ای‌که کارآیی مصرف آب تیمار آبیاری 6 صبح، 5/18 درصد نسبت به تیمار آبیاری ساعت 14 افزایش نشان داد. در حالی‌که زمان آبیاری اثر معنی‌داری بر ارتفاع بوته، تعداد شاخه‌های فرعی و طول غلاف نداشت. همچنین میزان آبیاری بر ارتفاع بوته، تعداد شاخه‌های فرعی، تعداد غلاف در بوته، طول غلاف و وزن صد دانه معنی‌دار بود. در مجموع بررسی‌ها نشان داد که حداکثر میزان صفات اندازه‌گیری شده در تیمارآبیاری 6 صبح حاصل گردید.

مقالات پژوهشی

تأثیر آب مغناطیسی و شوری آب بر گرفتگی قطره‌چکان‌ها در آبیاری قطره‌ای

صفحه 48-57

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.27841

علیرضا کیانی، ابوطالب هزارجریبی، طیبه دهقان، مجتبی خوش روش

چکیده در آبیاری قطره‌ای گرفتگی قطره چکان ها خصوصاً زمانی که آب‌های مورد استفاده کیفیت نامناسبی داشته باشند، یکی از موانع جدی است. در این پژوهش گرفتگی قطره‌چکان‌ها تحت تاثیر آب معمولی، مغناطیسی و اسیدی در سه سطح شوری آب آبیاری (غیرشور، 7 و 14 دسی‌زیمنس بر متر) بررسی شد. طرح آزمایشی شامل کرت‌های خرد شده در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار بود. به‌طورکلی نتایج نشان داد که دستگاه مغناطیس کننده آب که در این پژوهش مورد ارزیابی قرار گرفت، در شرایطی که آب شور نباشد، مزیت نسبی بالاتری نسبت به آب غیرمغناطیس ندارد. در شرایطی که آب شور باشد، اختلاف بسیار جزئی و غیرمعنی‌دار بین تیمارهای آب مغناطیسی و غیرمغناطیسی با ارجحیت آب مغناطیسی مشاهده شد. در اکثر شاخص‌های مورد ارزیابی، تیمار اسیدی با دو تیمار آب مغناطیسی و غیرمغناطیسی اختلاف معنی‌داری نشان داد. گرفتگی قطره‌چکان‌ها با زمان و هم‌چنین افزایش میزان شوری آب آبیاری بیش‌تر شد به‌طوری‌که بیش‌ترین اختلاف مشاهده شده در بین تیمارها، در آخرین آبیاری و شوری 14 دسی‌زیمنس بر متر اتفاق افتاد.

مقالات پژوهشی

تأثیر آبیاری زیرسطحی با کپسول‎های رسی متخلخل بر ویژگی‎های کمی و کیفی گیاه انگور

صفحه 58-66

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.28243

حجت قربانی واقعی، حسینعلی بهرامی، رضا مظهری، علی حشمت پور

چکیده کپسول‌ رسی نوعی لولة تراوا در آبیاری زیرسطحی است که توانایی تأمین هوشمندانه رطوبت ظرفیت زراعی را در ناحیه رشد ریشه دارد. تعیین کارایی مصرف آب به روش زیرسطحی با کپسول رسی متخلخل چندان مورد تحقیق قرار نگرفته است. در این تحقیق، به منظور تامین رطوبت گیاه انگور از کپسول‌های رسی متخلخلی به ارتفاع 12 سانتی‌متر و قطر 5/3 سانتی‌متر استفاده شد و مقدار مصرف آب، عملکرد محصول و کارایی مصرف آب آن در مقایسه با آبیاری قطره‎ای سطحی در مرحله تغییر رنگ حبه‎ها مورد ارزیابی قرار گرفت. در این مرحله صفاتی شامل طول و وزن خوشه، مواد جامد و pH محلول میوه انگور اندازه‎گیری شدند. هم‌چنین میزان کلروفیل برگی، درصد تورم و رطوبت برگ در هر دو روش مورد مقایسه قرار گرفت. بررسی نتایج ویژگی‎های میوه انگور نشان داد که وزن و طول خوشه، مقدار مواد جامد محلول و pH در آبیاری کپسول‎های رسی متخلخل زیر سطحی اختلاف معنی‎داری در سطح 5 درصد با آبیاری قطره‎ای سطحی نداشت. هم‌چنین آنالیز نتایج برگی نشان داد که میزان کلروفیل برگی و رطوبت نسبی برگ گیاه انگور در سطح آماری 5 درصد تحت تأثیر روش آبیاری قرار نداشت. مقدار متوسط مصرف آب و عملکرد میوه در روش آبیاری کپسول رسی زیرسطحی و آبیاری قطره‎ای سطحی به ترتیب 4050 و 6668 متر مکعب در هکتار و 2/14 و 8/14 تن در هکتار بود و با توجه به مقدار عملکرد میوه و مقدار آب مصرفی، شاخص بهره‌وری آب در روش آبیاری کپسول رسی بهتر از روش آبیاری قطره‎ای سطحی بود.

مقالات پژوهشی

اعتبار سنجی مدل AquaCrop به منظور شبیه‌سازی عملکرد و کارایی مصرف آب گندم زمستانه تحت شرایط هم‌زمان تنش شوری و خشکی

صفحه 67-84

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.31304

مسعود محمدی، بیژن قهرمان، کامران داوری، حسین انصاری، علی شهیدی

چکیده بهبود مدیریت آب در مزرعه و ارتقای کارایی مصرف آب تحت شرایط هم‌زمان تنش شوری و کمآبی از اهمیت بالایی برخوردار است. مدل‌هایی که اثرات مقادیر و کیفیت‌های مختلف آب بر روی عملکرد محصول را به صورت کمی شبیه‌سازی می‌کنند، ابزارهایی مفید در مدیریت آب در مزرعه و بهبود کارایی مصرف آب می‌باشند. مدل AquaCrop عملکرد محصول، نیاز آبی و کارایی مصرف آب را تحت شرایط مختلف، از جمله کمآبیاری و کیفیت‌های مختلف آب آبیاری، شبیه‌سازی می‌کند. به منظور اعتبار سنجی مدل AquaCrop در منطقه بیرجند، آزمایشی در قالب طرح کرت‌های خرد شده به صورت فاکتوریل انجام شد، که در آن سه فاکتور شوری آب آبیاری در سه سطح (S1، S2 و S3 به ترتیب معادل ۴/۱، ۵/۴ و ۶/۹ دسیزیمنس بر متر) به عنوان کرت‌های اصلی و دو رقم گندم (قدس و روشن) و مقدار آب آبیاری در ۴ سطح (I1، I2، I3 و I4 به ترتیب معادل ۱۲۵، ۱۰۰، ۷۵ و ۵۰ درصد نیاز آبی گیاه) به صورت فاکتوریل به عنوان کرت‌های فرعی اجرا گردید. در ابتدا مدل به طور جداگانه برای هر تیمار شوری و سپس به طور هم‌زمان برای تیمارهای شوری واسنجی و صحت‌سنجی شد. عملکرد محصول، زیست توده و کارایی مصرف آب برای دو رقم گندم در شرایط شوری و کم‌آبی به خوبی شبیه‌سازی شد به طوری که آماره‌های RMSE، ME ، d، CRM و R2 در شبیه‌سازی عملکرد محصول برای رقم روشن به ترتیب ۰۹/۷ درصد، ۶۱/۱۵ درصد، ۹۷/۰، ۰۰۱/۰ و ۹/۰ و برای رقم قدس به ترتیب ۱۶/۸ درصد، ۴۶/۱۷ درصد، ۹۸/۰، ۰۰۴/۰- و ۸۷/۰ بدست آمد. آنالیز حساسیت نشان داد که مدل نسبت به ضریب گیاهی مربوط به تعرق (KC-Tr)، بهره‌وری آب نرمال شده (*WP)، شاخص برداشت (HIO)، رطوبت در ظرفیت زراعی، رطوبت اشباع و دمای هوا حساس‌تر از سایر پارامترهاست.

مقالات پژوهشی

بررسی رابطه بین فرآیندهای هیدرولوژیک بارش، تبخیر و جریان رودخانه با استفاده از مدل سری‌های زمانی خطی (مطالعه موردی: حوضه های غرب دریاچه ارومیه)

صفحه 85-101

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.33519

مجتبی مروج، کیوان خلیلی، جواد بهمنش

چکیده فرآیندهای طبیعی کنترل کننده منابع آب نقش مهمی در کنترل مدیریت منابع آب دارند. برای درک رابطه بین این فرآیندها و نحوه اثرگذاری آن‌ها بر یکدیگر لازم است که مدل سازی و شبیه سازی تک تک این فرآیندها با دید جامع صورت گیرد. در تحقیق حاضر رابطه بین فرآیندهای هیدرولوژیک بارش، تبخیر و جریان رودخانه با نگرش بر رابطه بین مولفه های سری های زمانی و رابطه بین مدل های منتخب، در حوضه های غرب دریاچه ارومیه با استفاده از تحلیل سری های زمانی در مقیاس ماهانه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان دهنده ارتباط بین مولفه ی روند سری های زمانی این فرآیندها با یکدیگر است. در حوضه نازلوچای رابطه مستقیم روند بارش و جریان رودخانه مشاهده شد. هم‌چنین در رابطه با مدل های منتخب، در حوضه های زولاچای، نازلوچای و شهرچای که بارش از مدل خود ظهمبسته تبعیت می کند، دبی نیز رفتار خودهمبسته نشان داد. درحالی‌که در حوضه ی باراندوزچای که بارش از مدل میانگین متحرک پیروی می کند بخش میانگین متحرک در مدل دبی نیز مشاهده گردید. در نتیجه با مدل سازی همزمان پارامترهای مختلف هیدرولوژیک می توان انتخاب مدل را بهبود بخشید. علاوه بر آن مشاهده شد که در حوضه های اقلیمی مشابه، فرآیندهای هیدرولوژیک از مدل‌های مشابه پیروی نمودند.

مقالات پژوهشی

مطالعه محتوای برخی عناصر غذایی در ریشه و دانه ارقام گندم تلقیح شده با آزوسپیریلوم و قارچ مایکوریزا

صفحه 102-113

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.24409

مجید جیریایی، اسفندیار فاتح، امیر آینه بند، ابراهیم سپهر

چکیده رفع نیاز گیاهان زراعی به عناصر غذایی توسط منابع غیر شیمیایی رویکردی جدید در تولید گیاهان سالم است. پژوهشی در سال زراعی 1392-1391 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهید چمران اهواز اجرا شد. طرح آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب بلوک کامل تصادفی و در 3 تکرار بود. عوامل آزمایش شامل باکتری آزوسپیریلوم لیپوفروم در دو سطح (تلقیح و عدم تلقیح)، قارچ مایکوریزا در سه سطح (عدم کاربرد، استفاده از گونه‎های گلوموس موسه و گلوموس اینترارادیسز) و ارقام گندم در سه سطح (چمران، دنا و بهرنگ) بود. بررسی محتوای عناصر در ریشه و دانه نشان از تأثیر مثبت و معنی‌دار کاربرد قارچ مایکوریزا و آزوسپیریلوم در ارتقای غلظت عناصر در ارقام گندم را داشت، البته کاربرد توأم این ریزموجودات، منجر به افزایش اثرات کاربرد آن‎ها بر صفات برآوردی شد. نهایتاً، بیش‌ترین غلظت نیتروژن (21/2 درصد)، فسفر (50/0درصد) و آهن (88/33 میلی‌گرم در کیلوگرم) در دانه و بیش‌ترین غلظت پتاسیم (93/0 و 54/0 درصد) و منگنز (11/43 و 63/23 میلی‌گرم در کیلوگرم) در به ترتیب در دانه و ریشه، هم‌چنین بیش‌ترین غلظت روی در ریشه (70/19 میلی‌گرم در کیلوگرم) از تیمار تلقیح توام بذور رقم دنا با آزوسپیریلوم و قارچ گلوموس موسه به‌دست آمد.

مقالات پژوهشی

تغییرات مکانی و زمانی برخی عناصر سنگین در غبارات اتمسفری منطقه لنجانات اصفهان

صفحه 114-125

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.25786

نجمه نمازی، محمد حسن صالحی، جهانگرد محمدی

چکیده از راه‌های ورود و تجمع فلزات سنگین در اراضی کشاورزی فرونشست های اتمسفری می باشد. مطالعه ترکیب شیمیایی غبارات اتمسفری به‌دلیل تأثیر آن‌ها روی اتمسفر و سلامت انسان، امروزه مورد توجه بیشتری قرار گرفته است. این مطالعه به منظور بررسی تغییرات مکانی و زمانی فلزات سنگین موجود در غبارات اتمسفری منطقه لنجانات اصفهان انجام گردیده است. نمونه‌برداری از 60 نقطه با ارتفاع تقریبا یکسان در منطقه با استفاده از تله های شیشه ای طی چهار فصل سال، انجام و وزن کل غبارات و میزان عناصر سنگین کادمیم، سرب، روی، مس و نیکل در آن‌ها اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد میانگین مقدار فرونشست غبارات به جز فصل بهار با پاییز در تمام فصول، اختلاف بسیار معنی‌داری باهم دارند. میانگین غلظت عناصر مورد مطالعه در اکثر فصول با یکدیگر تفاوت معنی‌دار داشت. میانگین غلظت عناصر سرب و کادمیم در تمام فصول و عنصر روی به جز فصل بهار، بالاتر از حد مجاز گزارش شده برای خاک بود. بین غلظت برخی از عناصر، همبستگی بسیار معنی داری وجود داشت که می تواند نشان‌دهنده ی منشأ مشترک آن‌ها باشد. تفسیر نقشه‌های کریجینگ نشان داد که آلودگی منطقه به فلزات روی، سرب و کادمیم بیش تر تحت کنترل معدن سرب و روی موجود در منطقه می‌باشد. میزان هم‌خوانی، نشان‌دهندة تفاوت زیاد نقشه های هر عنصر در فصول مختلف بود کهاین تفاوت‌ها به عوامل مختلفی از جمله سرعت باد و تغییر جهت آن، میزان و نوع فعالیت معادن و صنایع و میزان رطوبت خاک و هوا ارتباط داشته است و نشان‌دهنده این است که تفسیر داده‌های غبار بر اساس یک فصل می‌تواند گمراه‌کننده باشد.

مقالات پژوهشی

استفاده از متغیرهای محیطی برای بررسی کیفیت نمونه برداری در نقشه برداری خاک

صفحه 126-138

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.27235

اعظم جعفری، نورایر تومانیان، روح الله تقی زاده

چکیده اطلاعات خاک منبع مهم و ضروری برای تهیه نقشه خاک و واسنجی مدل‌های پیش‌بینی‌کننده خصوصیات خاک هستند. این اطلاعات از روش‌های مختلف نمونه‌برداری استخراج می‌شوند. هیچ معیار آماری برای ارزیابی نمونه برداری خاک در نقشه‌برداری خاک وجود ندارد و این موضوع به عدم تعادل در نمونه‌برداری و کاهش کیفیت نقشه خاک منجر می‌شود. نمونه ‌برداری هایپرکیوب لاتینبه عنوان یک طرح نمونه‌برداری برای نقشه‌برداری رقومی خاک پیشنهاد شده است. در این مطالعه از اصول هایپرکیوب برای ارزیابی کیفیت نمونه‌های خاک با استفاده از الگوریتم "ارزیابی هایپرکیوب نمونه‌برداری خاک"در نرم‌افزار R استفاده گردید. منطقه مورد مطالعه در فلات مرکزی ایران واقع در دره زاینده‌رود اصفهان قرار دارد. متغیرهای محیطی از مدل رقومی ارتفاع استخراج شد. هایپرکیوب لاتین از سه متغیر کمکی ارتفاع، شیب و شاخص خیسی تشکیل و براساس آن شاخص متغیر کمکی و وزن نسبی محاسبه شد. نتایج نشان داد افزایش تراکم و تغییرپذیری متغیر محیطی منجر به افزایش شاخص متغیر کمکی می‌شود. براساس شاخص وزن نسبی، نمونه‌برداری بیش از حد در مناطق با تراکم پایین شاخص متغیر کمکی و نمونه‌برداری کم در مناطق با تراکم و تغییرپذیری بالای شاخص متغیر کمکی مشاهده می‌شود.بنابراین لحاظ کردن فرایندهای ژئومرفولوژی برای بیان تغییرپذیری منطقه خشک در طراحی نمونه‌برداری خاک بسیار مفید و موثر واقع شده که این تنها با عملیات میدانی و صحرایی قابل تشخیص است. به این ترتیب، جزء لاینفک پروژه‌های نقشه‌برداری و شناسایی خاک، عملیات صحرایی و میدانی است که منجر به نمونه‌برداری دقیق‌تر برای برنامه‌های آینده همچون نقشه‌برداری رقومی خاک می‌شود.

مقالات پژوهشی

بررسی توان جابجایی ماسه توسط باد در دشت شیله سیستان

صفحه 139-150

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.27260

سکینه پورمند، احمد غلامعلی زاده آهنگر، عبدالحمید دهواری

چکیده از مهمترین عوامل موثر در شکل گیری تپه های ماسه ای رژیم باد، فراوانی، جهت و مقدار سرعت باد است. مقدار انرژی باد و تغییرات آن در جهات مختلف (رژیم بادی) اثرات زیادی روی مرفولوژی، نگهداری یا تغییر شکل رخساره های فرسایش بادی دارد. در این تحقیق سعی شد با تجزیه و تحلیل آمار باد در دوره آماری (2003-1992)، توسط گلباد و گلماسه نقش رژیم بادی در حجم و جهت انتقال رسوبات مورد بررسی قرار گیرد. مقدار پتانسیل حمل ماسه در منطقه شیله حدود 3439 واحد برداری و جهت نهایی حمل ماسه جنوب شرقی است که با توجه به طبقه‌بندی فرایبرگر و دین (1979) منطقه مورد مطالعه از نظر قدرت فرسایشی باد در کلاس زیاد قرار می-گیرد و دبی حمل ماسه بر اساس معادله لتو-لتو (1978) برابر22/204 کیلوگرم بر متر بر ثانیه می باشد، الگوی وزش باد در تمام فصول سال از جهت شمال غربی تا شمال میباشد، سرعت باد در تابستان حداکثر و در زمستان حداقل بوده و تابستان ناآرامترین فصل سال و زمستان آرامترین فصل سال می باشد. هم چنین بادهای با سرعت بیش تر از 11 متر بر ثانیه در فصل تابستان بیش ترین مقدار و در زمستان کمترین مقدار می باشد. مقدار شاخص همگنی (UDI) برای این منطقه 95/0 می باشد که زمینه را برای ایجاد تپه های عرضی (برخانوئید) فراهم می کند.

مقالات پژوهشی

ارزیابی خطرپذیری آلودگی عناصر سنگین در خاک ها و برخی محصولات کشاورزی در اطراف شهر و مناطق صنعتی زنجان

صفحه 151-163

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.27750

علی افشاری، حسین خادمی، شمس الله ایوبی

چکیده عناصر سنگین ترکیباتی هستند که به طور طبیعی در خاک وجود دارند یا در نتیجه فعالیت‌های انسان وارد خاک می‌شوند. مهم‌ترین مسیر در معرض قرار گرفتن عناصر سنگین مصرف روزانه مواد غذایی است. پژوهش حاضر با هدف تعیین غلظت عناصر سنگین در خاک و برخی محصولات کشاورزی اطراف مناطق شهری و صنعتی زنجان و احتمال خطرپذیری از مصرف آنها انجام گردید. تعداد 75 نمونه خاک سطحی (عمق 0 تا 10 سانتی‌متر) و 101 نمونه از محصولات کشاورزی اطراف مناطق شهری و صنعتی برداشت گردید و تجزیه‌های آزمایشگاهی در نمونه خاک‌ها و گیاهان مختلف انجام شد. میانگین غلظت کل و قابل جذب عناصر به ترتیب برای مس 4/52 و 47/4، روی 8/264 و 15/23، سرب 7/105 و 81/16، نیکل 7/47 و 20/1 و کروم کل 7/21 میلی-گرم برکیلوگرم خاک به دست آمد. همچنین غلظت عناصر سنگین در گیاهان مختلف نشان داد که سبزیجات بیشترین سهم را در جذب و انباشت فلزات نشان می‌دهند. بالاترین مقادیر Zn (شاهی)، Pb (شوید)، Cu (تره)، Ni (ریحان) و Cr (ریحان) به ترتیب با غلظت‌های 25/150، 25/41، 13/23، 46/6 و 47/3 میلی‌گرم برکیلوگرم و کمترین مقدار فلزات مورد بررسی در میوه سیب و بذر گندم و جو مشاهده شد. به صورت کلی میزان جذب فلزات در گیاهان مختلف بدین صورت بدست آمد (Zn>>Pb>Cu>Ni>Cr). فاکتور تجمعی (BAF) فلزات در گیاهان به ترتیب Zn=Cu>Pb>>Cr>Ni حاصل شد. احتمال خطرپذیری (HQ) به بیماری‌های غیرسرطانی برای هر یک از عناصر (به جز سرب) در دو گروه سنی کودکان و بزرگسالان کم‌تر از یک به دست آمد که نشان می‌دهد مصرف‌کنندگان از این محصولات در محدوده امن از نظر تأثیرات سوء بیماری‌های غیرسرطانی قرار گرفتند. همچنین مقدار احتمال خطرپذیری کل (THQ) در کودکان بیشتر از بزرگسالان بدست آمد.

مقالات پژوهشی

مقایسه‌ نکویی شاخص‌های آماری مختلف برای ارزیابی مدل‌های نفوذ آب به خاک

صفحه 164-175

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.27875

سلمان میرزائی، شجاع قربانی دشتکی، حبیب خداوردیلو

چکیده قابلیت مدل‌ها در شبیه سازی فرایندهای خاک عموماً با مقایسه مقادیر اندازه گیری و برآورد شده سنجیده می‌شود. انتخاب و استفاده از شاخص-های آماری مناسب و تفسیر نتایج برای ارزیابی مدل های نفوذ آب به خاک، چالشی اساسی است، زیرا هر کدام از شاخص ها بر نوع خاصی از خطاها تاکید دارد. هدف از این پژوهش، مقایسه نکویی شاخص های آماری مختلف برای ارزیابی مدل های نفوذ آب به خاک است. بدین منظور، مجموعه داده ای دربرگیرنده 145 نقطه-داده اندازه‌گیری شده از نفوذ آب به خاک‌های مختلف ایران با روش استوانه های مضاعف استفاده شد. پارامترهای مدل ها به روش بهینه سازی حداقل مربعات خطا با استفاده از نرم افزار MatLab 7.7.0 (R2008b) تعیین شد. سپس، قابلیت مدل های نفوذ آب به خاک با شاخص های ضریب تبیین (R2)، ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) و شاخص کارآیی (NSEI) و فرم‌های اصلاح شده آن (از جمله NSEjI، NSESQRTI، NSElnI و NSEiI) تعیین و نکویی این شاخص‌ها در انتخاب مدل برتر مقایسه شد. نتایج نشان داد که میانگین شاخص RMSE همیشه نمی‌تواند شاخص مناسبی برای ارزیابی مدل‌های نفوذ آب به خاک باشد. شاخص NSEI، NSEjI، NSESQRTI و NSElnI نیز به دلیل حساس بودن به مقادیر بزرگ داده ها نتوانستند تمایز بین مدل ها را در برآورد نفوذ تجمعی آشکار کنند. شاخص NSEiI با وزن دهی بیش‌تر به داده های نفوذ در زمان های کوتاه تر، به عنوان شاخص آماری مناسب برای مقایسه قابلیت مدل ها نفوذ انتخاب شد. به طورکلی، نتایج این پژوهش نشان داد که قابلیت شاخص‌های آماری مختلف برای ارزیابی مدل ها بستگی به میزان تاثیر آن ها از مقادیر داده های نفوذ در سری های متفاوت زمانی است.

مقالات پژوهشی

تأثیر کاربرد کودهای زیستی و شیمیایی فسفاتی و روی بر عملکرد و اجزاء عملکرد دو رقم لوبیا چیتی

صفحه 176-187

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.28483

محمود محمدی، محمدجعفر ملکوتی، کاظم خاوازی، فرهاد رجالی، محمد حسین داوودی

چکیده به منظور بررسی تأثیر کاربرد کودهای زیستی و شیمیایی فسفاتی و رویبر عملکرد، اجزاء عملکرد و غلظت عناصر غذایی لوبیا چیتی (Phaseolus vulgaris L.)، آزمایش مزرعه‌ای به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح آماری بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. فاکتورهای این آزمایش دو رقم لوبیا چیتی (تلاش و صدری)، چهار سطح فسفر (P0: شاهد،P1:مصرف سوپرفسفات تریپل بر اساس آزمون خاک، P2: مصرف کود زیستی فسفاتی و سوپر فسفات تریپل به میزان 50 درصد توصیه بر اساس آزمون خاک و P3: کود زیستی فسفاتی) و سه سطح روی (Zn0: شاهد،Zn1: مصرف 50 کیلوگرم در هکتار سولفات روی وZn2:کود زیستی روی) بود.کود زیستی فسفاتی شامل تلقیح قارچ‌های میکوریزی و باکتری ازتوباکتر و کود زیستی روی تلقیح با باکتری‌های سودوموناس بود. نتایج نشان داد بین دو رقم، تفاوت معنی‌داریدر سطح یک درصد در عملکرد دانه، تعداد دانه در غلاف، وزن 100 دانه و غلظت عناصر نیتروژن، پتاسیم و روی در اندام هوائی وجود داشت. تیمار فسفر باعث ایجاد تفاوت معنی‌دار در سطح یک درصد در صفات مورد بررسی شد.تیمار روی بر صفات مطالعه شده به غیر از تعداد دانه در غلاف و غلظت منگنز تفاوت معنی‌دار ایجاد نمود. اثر متقابل تیمارهای فسفر و روی بر تعداد غلاف در بوته، وزن 100 دانه و میزان پتاسیم اختلاف معنی‌دار ایجاد ولی بر دیگر صفات مورد مطالعه تأثیر معنی‌دار نداشت. کودهای زیستی در این تحقیق با افزایش جذب فسفر و دیگر عناصر غذایی، باعث افزایش عملکرد و اجزاء عملکرد شدند. هم‌چنین نتایج نشان داد با تلفیق مناسب کودهای زیستی فسفاتی و شیمیائی می توان 50 درصد در مصرف کودهای فسفاتی صرفه‌جوئی نمود.

مقالات پژوهشی

جذب سطحی بور توسط کانی مسکوویت به عنوان تابعی از pH ، قدرت یونی محلول و نوع کاتیون

صفحه 188-197

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.32794

فریده زارع پور، محسن حمیدپور، حسین شیرانی، محمد حشمتی، سید جواد حسینی فرد

چکیده جذب سطحی بور روی کانی مسکوویت به‌عنوان تابعی از pH محلول، قدرت یونی الکترولیت زمینه، نوع کاتیون و غلظت اولیه بور مورد بررسی قرار گرفت. اثر pH بر میزان بور جذب سطحی شده به غلظت اولیة بور بستگی داشت. مقدار جذب سطحی بور با افزایش pH تعادلی افزایش یافت. با افزایش قدرت یونی محلول جذب سطحی بور روی کانی مسکوویت افزایش یافت.این موضوع نشان‌دهنده این است که، تشکیل کمپلکس‌های سطحی درون‌کره‌ای، احتمالاً مکانیسم اصلی جذب سطحی بور روی کانی مسکوویت باشد. در قدرت یونی یکسان، جذب سطحی بیش‌تر بور در حضور Mg2+ در مقایسه با Ca2+ مشاهده شد.نتایج هم‌دماهای جذب نشان داد که مدل‌های فروندلیچ، لانگمویر و سیپس، جذب بور را به‌خوبی توصیف کردند، ولی مدل جذبی سیپس اثر متقابل بین بور و کانی مسکوویت را بهتر از مدل لانگمویر توصیف کرد. حداکثر ظرفیت جذب (qmax) به‌وسیلة مدل لانگمویر برای کانی مسکوویت 98/13میلی‌مول بر کیلوگرم تعیین شد. نتایج این تحقیق نشان داد که به طور متوسط کم‌تر از 5 درصد از غلظت اولیه بور توسط کانی مسکوویت جذب سطحی شد، بنابراین این کانی ظرفیت جذبی مناسبی برای بور ندارد.

مقالات پژوهشی

تأثیر قارچ‌ میکوریز آربسکولار و تنش خشکی بر جذب برخی عناصر غذایی ماکرو توسط سه ژنوتیپ تره با مشخصات ریشه‌ای متفاوت

صفحه 198-209

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.33050

نسترن قاسم جوکار، حبیب نادیان، بیژن خلیل مقدم، مختار حیدری، محمد حسین قرینه

چکیده در یک آزمایش گلدانی در سال 1389 در گلخانه دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین، برای اولین بار نقش ریخت‌شناسی ریشه سه ژنوتیپ تره با حضور قارچ‌های میکوریز-آربسکولار در شرایط خشکی بر جذب عناصر غذایی فسفر،کلسیم، پتاسیم در برگ و ریشه سه ژنوتیپ تره مطالعه گردید. این آزمایش با سه سطح رطوبتی خاک (آبیاری پس از تخلیه 40، 60 و 80 درصد آب قابل استفاده گیاه در خاک)، دو سطح میکوریزا (وجود و عدم وجود قارچ گلوموس اینترارادیسس) و سه ژنوتیپ تره شامل: شادگان (با ریشه‌های کم انشعاب، کوتاه و نازک)، اصفهان (با ریشه‌های منشعب و بلند) و تره فرنگی (با ریشه‌های کم انشعاب، کوتاه و ضخیم) به صورت فاکتوریل در قالب طرح کامل تصادفی در چهار تکرار اجرا گردید. نتایج نشان داد که با افزایش تنش خشکی از مقدار کل عناصر فسفر، پتاسیم و کلسیم کاسته می‌شود، ولی میزان این عناصر با توجه به نوع توده، ساختار ریخت‌شناسی ریشه‌ای و هم‌چنین در برگ و ریشه، متفاوت بود. در تمام سطوح تنش خشکی، غلظت عنصر، مقدار کل عنصر و مقدار کل عنصر در واحد طول ریشه هر سه عنصر در برگ و ریشه هر سه ژنوتیپ تره میکوریزایی از تره‌های غیرمیکوریزایی بیش‌تر بود. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که در بین ژنوتیپ‌های تره، تره شادگان با داشتن سیستم ریشه‌ای ضعیف‌، رابطه همزیستی قویتری با قارچ‌های میکوریزا داشته است که در نهایت منجر به جذب بالاتر عناصر غذایی در تره‌های میکوریزایی شادگان نسبت به تره‌های دیگر گردید و این تأییدی است بر فرضیه بیلیس حتی در شرایط تنش خشکی.

مقالات پژوهشی

تأثیر منابع نیتروژن و فسفر بر خصوصیات شیمیایی خاک و غلظت عناصر در آفتابگردان(Helianthus annuus L.)

صفحه 210-224

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.25854

علیرضا یدوی، زینب یوسف پور

چکیده به منظور بررسی تأثیر کودهای زیستی و شیمیایی بر خصوصیات شیمیایی خاک و غلظت عناصر در برگ و دانة آفتابگردان، آزمایشی به صورت اسپلیت فاکتوریل، در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار، در تابستان 1390 در مزرعه ای در ایوانغرب ( استان ایلام) اجرا شد. فاکتور اصلی شامل چهار سطح کود شیمیایی نیتروژن و فسفر (0، 33، 66 و 100 درصد کود شیمیایی نیتروژن و فسفر مورد نیاز) و فاکتور فرعی شامل فاکتوریل کاربرد کود زیستی نیتروکسین و فسفات بارور2 هرکدام در دو سطح (تلقیح و عدم تلقیح) بود. نتایج نشان داد که برهمکنش کود شیمیایی و فسفات بارور2 بر غلظت پتاسیم دانه اثر معنی داری داشت، به طوری که در سطوح 0، 33، 66 و 100 درصد کود شیمیایی به ترتیب با کاربرد فسفات بارور2 افزایش 30/23، 28/31، 31/31 و 41/11 درصدی در مقدار پتاسیم بذر نسبت به عدم کاربرد آن ایجاد شد. کاربرد تلفیقی کودهای شیمیایی و نیتروکسین بر میزان فسفر بذر اثر افزایشی معنی داری داشتند، به طوری که بیش‌ترین میزان این عنصر (28/1108 میلی گرم در کیلوگرم) مربوط به سطح کاربرد 100 درصد کود شیمیایی و تلقیح با نیتروکسین بود. کاربرد 100 درصد کود شیمیایی مورد نیاز و همچنین کود زیستی فسفات بارور2 به ترتیب باعث افزایش 6/10 و 7/3 درصدی نیتروژن بذر شدند. نیتروکسین و فسفات بارور2 بر میزان فسفر قابل جذب خاک تأثیر معنی داری داشتند، به طوری که کاربرد نیتروکسین و فسفات بارور2 به ترتیب باعث افزایش 75/12 و 64/23 درصدی میزان فسفر قابل جذب در خاک نسبت به عدم کاربرد آن ها شده است. در نهایت نتایج نشان داد که کاربرد کودهای زیستی نیتروکسین و فسفات بارور 2 به همراه کودهای شیمیایی از طریق تأمین بخشی از عناصر مورد نیاز گیاه باعث کاهش مصرف کودهای شیمیایی می شود.

مقالات پژوهشی

ارزیابی و مقایسه مکانی- زمانی مدل MM5 با استفاده از الگوریتم تشابه

صفحه 225-238

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.27442

نگار سیابی، سید حسین ثنایی نژاد، بیژن قهرمان

چکیده داشتن درک درستی از چگونگی تغییرات زمانی و مکانی متغیر های هواشناسی در مطالعات محیطی از اهمیت بسزایی برخوردار است. اخیرا از مدل‌های منطقه ای پیش بینی عددی هواشناسی در تحقیقات بسیاری استفاده می شود. با این وجود برای بررسی چگونگی تغییرات زمانی و مکانی نتایج حاصل از مدل ها تحقیقات زیادی صورت نگرفته است. بر این اساس و با توجه به اهمیت این موضوع یک رویکرد زمانی - مکانی در این مقاله بررسی می شود. در این رویکرد نتایج پیش‌بینی مدل میان مقیاس 4MM5 با مجموعه داده های مشاهده ای، برای میانگین ماهانه و سالانه دما و بارش در دوره سال‌های 1990-2010 در منطقه شمال شرق ایران مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. در این تحقیق ارزیابی کمی شباهت مکانی و زمانی بین مجموعه داده‌ها و مدل آب و هوایی، و نیز شناسایی مناطق جغرافیایی و فصولی که در مدل سازی‌ها مشکل‌ساز می‌باشند انجام شده است. این کار با استفاده از نقشه‌های تهیه شده بر مبنای الگوریتم تشابه5 جبری، که یک روش موثر برای تحلیل مجموعه داده‌های مکانی مختلف، نقشه‌ها و مدل‌ها می‌باشد، انجام شد. مشخص شد که شباهت داده‌های واقعی با نتایج مدل برای متغیر دما بیش‌تر از بارندگی است. نتایج حاصل از مدل برای بارش و دما در فصل‌های گرم سال در مقایسه با داده‌های واقعی از لحاظ پراکندگی مقادیر تشابه، تناقض داشت. هم‌چنین در فصل‌های سرد سال پیش‌بینی دقیق‌تری به وسیله مدل ارائه شده است. علاوه بر این چند منطقه که در آنجا خطای پیش‌بینی بیش‌تر بود به وسیله الگوریتم نقشه‌پردازی تشابه شناسایی شدند. این تحلیل نشان داد که در محدوده‌های کوچکی از جنوب و ناحیه مرکزی منطقه مورد مطالعه بین مدل و داده‌های واقعی تشابه کم‌تری وجود دارد.

مقالات پژوهشی

بکارگیری تبدیل موجک گسسته برای تحلیل روند و شناسایی الگوهای نوسانی دما (مطالعه موردی: ایستگاه سینوپتیک مشهد)

صفحه 239-249

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.28602

علیرضا عراقی، محمد موسوی بایگی، سیدمجید هاشمی نیا

چکیده مطالعه و بررسی روند تغییرات بلند مدت پارامترهای هواشناسی، یکی از روش‌های متداول در مطالعات جوی به ویژه مبحث تغییر اقلیم است. در میان پارامترهای هواشناسی، دما همواره به عنوان یکی از مهم‌ترین عناصر جوی مطرح است و مطالعه آن در جهت درک بهتر پدیده تغییر اقلیم، مفید و موثر بوده است. علاوه بر شناسایی روند تغییرات، استخراج الگوهای نوسانی موجود در رخداد پدیده‌ها و پارامترهای جوی، می‌تواند روشی مطمئن و کاربردی برای کشف ارتباطات پیچیده چرخه جو-اقیانوس و پیامدهای کوتاه مدت و بلند مدت آن باشد. در این مقاله، با استفاده از تبدیل موجک گسسته و انجام آزمون من-کندال، داده‌های دمای متوسط در ایستگاه سینوپتیک مشهد در دوره 55 ساله (1956 تا 2010) مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می‌دهد که روند تغییرات دما در همه مقیاس‌های زمانی مطالعه شده (ماهانه، فصلی، سالانه و فصول به صورت مجزا) مثبت و معنی‌دار است. فرکانس‌های غالب در مقیاس‌های ماهانه، فصلی و سالانه، تائید کننده رفتار نوسانی یکدیگرند، اما در خصوص فصول به نظر می‌رسد که الگوی نوسانی فصل‌های دارای محدوده دمایی مشابه، شباهت بیش‌تری به یکدیگر دارند. از طرفی دیگر، با توجه به شباهت بیش‌تر میان نتایج آزمون من-کندال در فصول گرم و داده‌های با پایه زمانی ماهانه، فصلی و سالانه، به نظر می‌رسد دوره گرم سال تاثیر بیش‌تری بر روند مثبت و معنی‌دار دما در منطقه مطالعاتی دارد.