فصلنامه
کلیدواژه‌ها = کود دامی
علوم خاک

بررسی اثر کاربرد کودهای شیمیایی و آلی بر کیفیت خاک

دوره 39، شماره 4، مهر و آبان 1404، صفحه 416-403

https://doi.org/10.22067/jsw.2025.95005.1494

رسول میرخانی، فرهاد مشیری، سید علی غفاری نژاد، حامد رضایی

چکیده کیفیت خاک نقش بسیار مهمی در تولید محصول دارد. ارزیابی کمی و سریع کیفیت خاک امکان بررسی به موقع تأثیر روش­های مدیریتی از جمله مدیریت کوددهی بر شرایط خاک را فراهم می نماید. به‌منظور برررسی اثرات کاربرد کودهای آلی و شیمیایی بر کیفیت خاک، این تحقیق به‌مدت سه سال در قالب طرح آماری بلوک­های کامل تصادفی در سه تکرار در کرت­های 200 متر مربعی در استان البرز انجام شد. تیمارهای کودی شامل: 1) آیش، 2) شاهد بدون مصرف کود، 3) کاربرد کودهای شیمیایی نیتروژنی، فسفری و پتاسیمی بر اساس آزمون خاک، 4) کاربرد 20 تن کود گاوی هر دو سال یکبار+ کاربرد 75 درصد مقدار نیتروژن توصیه شده + کاربرد 50 درصد مقدار فسفر و پتاسیم توصیه شده، 5) کاربرد 20 تن کمپوست پسماند هر دو سال یکبار + کاربرد 75 درصد مقدار نیتروژن توصیه شده + کاربرد 50 درصد مقدار فسفر و پتاسیم توصیه شده، 6) کاربرد سالانه 20 تن کود گاوی + کاربرد 75 درصد مقدار نیتروژن توصیه شده، 7) کاربرد سالانه 20 تن کمپوست پسماند + کاربرد 75 درصد مقدار نیتروژن توصیه شده، 8) کاربرد سالانه 20 تن کود گاوی، 9) کاربرد سالانه 20 تن کمپوست پسماند بود. پس از نمونه برداری خاک در پایان کشت گندم (هر سال) و تعیین ویژگی­های pH، هدایت الکتریکی، کربن آلی، فسفر و پتاسیم قابل استفاده، جرم مخصوص ظاهری، میانگین وزنی قطر خاکدانه­ها اندازه­گیری و شاخص­های کیفیت خاک تجمعی (SQI) و نمورو (NQI) محاسبه شد. نتایج نشان داد که بین تیمارها در شاخص­های مورد بررسی اختلاف معنی­داری وجود داشت ولی بین ساله­های مختلف اختلاف معنی­دار نبود. تیمارهای کاربرد توأم کود آلی و شیمیایی موجب افزایش معنی­داری عملکرد گندم نسبت به تیمار کاربرد کود شیمیایی و تیمارهای کاربرد کود آلی (کود گاوی و کمپوست پسماند) داشت و بین تیمارهای کاربرد توأم کودهای آلی و شیمیایی نیز اختلاف معنی­داری وجود نداشت در ضمن همه تیمارها نیز نسبت به تیمار شاهد (تیمار بدون مصرف کود) افزایش معنی­داری داشتند. در سال سوم بین عملکرد و شاخص­های کیفیت خاک همبستگی معنی­داری وجود داشت.

علوم خاک

ارزیابی اثرات مونوپتاسیم فسفات و کود دامی بر پویایی فسفر و ویژگی‌های شیمیایی خاک

دوره 39، شماره 3، مرداد و شهریور 1404، صفحه 289-275

https://doi.org/10.22067/jsw.2025.93603.1483

افسانه برور، ناصر برومند، مجید حجازی مهریزی، محمد سادات حسینی

چکیده چکیده

فسفر یکی از عناصر غذایی کلیدی در خاک به شمار می‌رود و مطالعه تأثیر کودهای فسفره بر نحوه توزیع و تحرک آن در خاک، می‌تواند نقش مهمی در بهینه‌سازی مصرف کود، ارتقاء عملکرد محصولات کشاورزی، و کاهش پیامدهای زیست‌محیطی ناشی از کاربرد بیش از حد کودهای شیمیایی ایفا کند. به‌منظور بررسی تأثیر مصرف کود مونوپتاسیم فسفات و کود آلی بر اشکال مختلف فسفر در خاک، یک آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی انجام شد. تیمارها شامل چهار سطح کود مونوپتاسیم فسفات (صفر، 70، 140 و 210 کیلوگرم در هکتار) و دو سطح کود گاوی (صفر و 30 تن در هکتار) بود. تأثیر تیمارهای مورد مطالعه بر میزان هدایت الکتریکی، pH، کربن آلی و اشکال مختلف فسفر در خاک (فرم قابل استخراج با آب و سود و اسید کلریدریک و بی‌کربنات، فسفر اولسن و فسفر باقیمانده) بررسی شد. به‌طورکلی نتایج این تحقیق نشان داد که افزودن مونوپتاسیم فسفات و کود گاوی به خاک سبب افزایش میزان هدایت الکتریکی و ماده آلی خاک شد. نتایج نشان داد که کود مونوپتاسیم فسفات باعث افزایش معنی‌دار هدایت الکتریکی (تا 2/49 واحد) و کود دامی موجب افزایش کربن آلی خاک تا 1.74 درصد شد. حضور کود دامی در سطح 210 کیلوگرم کود شیمیایی موجب کاهش هدایت الکتریکی نسبت به کاربرد تنها کود شیمیایی شد. بیشترین مقدار فسفر در بخش قابل استخراج با آب (Water-P) مشاهده شد که با کاربرد هم‌زمان کود دامی و فسفر شیمیایی، نسبت به شاهد، به ترتیب تا 35، 51، 9/36 و 1/62 درصد افزایش یافت. فسفر قابل استخراج با بی‌کربنات (NaHCO₃-P) نیز در حضور کود دامی تا 3/28 درصد نسبت به شاهد افزایش نشان داد. در مقابل، فسفر قابل حل در اسید کلریدریک (HCl-P) با افزایش سطح فسفر کاهش یافت؛ به‌ویژه در سطح 210 کیلوگرم کود، نسبت به شاهد کاهش معنی‌داری مشاهده شد. فسفر باقیمانده (Residual-P) نیز با کاربرد 210 کیلوگرم فسفر و کود دامی، تا 48.5 درصد افزایش یافت. همبستگی معنی‌داری بین کربن آلی و فسفرهای قابل استخراج با آب (r=0.57) و اسید کلریدریک (r=0.60) مشاهده شد.

کلمات کلیدی: فرکشن‌بندی فسفر، فسفر محلول در آب، کود آلی، فسفر اولسن

اثر تلفیق اوره با کود دامی و دو نوع کمپوست (لجن فاضلاب و پسماند شهری) بر عملکرد دانه، برگ و ساقه گندم و غلظت نیتروژن، فسفر و پتاسیم آن‌ها

دوره 33، شماره 1، بهار 1398، صفحه 63-81

https://doi.org/10.22067/jsw.v33i1.73420

نصرت اله نجفی، راشد احمدی نژاد، ناصر علی اصغرزاد، شاهین اوستان

چکیده برای استفاده مؤثر از کودهای شیمیایی و آلی، کاهش آلودگی محیط‌زیست و دستیابی به کشاورزی پایدار، مصرف تلفیقی کودهای آلی و شیمیایی توصیه شده است. لذا، این پژوهش برای بررسی تأثیر تلفیق کود دامی، کمپوست پسماند شهری و کمپوست لجن فاضلاب شهری با اوره بر عملکرد و غلظت نیتروژن، فسفر و پتاسیم دانه، برگ و ساقه گندم (Triticum aestivum L.) رقم الوند، در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با 15 تیمار و سه تکرار در شرایط مزرعه­ای و در کرت‌هایی به ابعاد 2 × 9/1 متر مربع انجام شد. تیمارها شامل 1-شاهد (بدون مصرف کود آلی و اوره)، 2-کود اوره (kg/ha150)، 3-کود اوره (kg/ha300)، 4-کمپوست پسماند شهری (t/ha30)، 5-کمپوست پسماند شهری (t/ha30)+ کود اوره (kg/ha150)، 6-کمپوست پسماند شهری (t/ha60)، 7-کمپوست پسماند شهری (t/ha60)+ کود اوره (kg/ha150)، 8-کمپوست لجن فاضلاب شهری (t/ha30)، 9-کمپوست لجن فاضلاب شهری (t/ha30)+ کود اوره (kg/ha150)، 10-کمپوست لجن فاضلاب شهری (t/ha60)، 11-کمپوست لجن فاضلاب شهری (t/ha60) + کود اوره (kg/ha150)، 12-کود دامی (t/ha30)، 13-کود دامی (t/ha30) + کود اوره (kg/ha150)، 14-کود دامی (t/ha60)، و 15-کود دامی (t/ha60)+ کود اوره (kg/ha150) بودند. نتایج نشان داد که مصرف 300 کیلوگرم اوره در هکتار نسبت به تیمار شاهد، عملکرد دانه و غلظت نیتروژن، فسفر و پتاسیم دانه، ساقه و برگ گندم را افزایش اما عملکرد ساقه را کاهش داد. مصرف 150 کیلوگرم اوره در هکتار بر عملکرد برگ اثر معناداری نداشت اما تلفیق آن با 60 تن کمپوست پسماند شهری عملکرد برگ را نسبت به شاهد و 60 تن کمپوست پسماند شهری به‌طور معناداری افزایش داد. تلفیق 150 کیلوگرم اوره با 30 و 60 تن کمپوست لجن فاضلاب، کمپوست پسماند شهری و کود دامی عملکرد دانه و ساقه و غلظت نیتروژن و فسفر آن‌ها را نسبت به شاهد و اوره و کودهای آلی به‌تنهایی افزایش داد. مصرف کمپوست لجن فاضلاب، کمپوست پسماند شهری و کود دامی عملکرد دانه و غلظت نیتروژن، فسفر و پتاسیم دانه، ساقه و برگ گندم را نسبت به شاهد افزایش داد اما اثر آن‌ها بر عملکرد ساقه و برگ به نوع کود آلی و سطح آن بستگی داشت. بیشترین عملکرد و غلظت نیتروژن و فسفر دانه، ساقه و برگ گندم در تیمارهای تلفیق کودهای آلی با اوره مشاهده شد. به‌طورکلی، در این پژوهش مشاهد شد که برای کاهش مصرف کود­های نیتروژن، بهبود تغذیه نیتروژن، فسفر و پتاسیم گندم و بهبود کیفیت آن و افزایش عملکرد گندم، مصرف توأم 60 تن کود دامی و 150 کیلوگرم اوره در هکتار بهترین تیمار بود. بااین‌حال، اگر کود دامی در دسترس نباشد، می‌توان مصرف 60 تن لجن فاضلاب شهری یا کمپوست پسماند شهری به همراه 150 کیلوگرم اوره در هکتار را در شرایط مشابه توصیه کرد.

تأثیر کاربرد گوگرد و کود دامی بر عملکرد و کیفیت میوه خرمای رقم برحی

دوره 32، شماره 5، پاییز 1397، صفحه 1003-1012

https://doi.org/10.22067/jsw.v32i5.72413

حجت دیالمی، محمدرضا گرشاسبی

چکیده با هدف بررسی تأثیر کاربرد گوگرد و کود دامی بر عملکرد و کیفیت میوه خرما و امکان تولید محصول سالم، آزمایشی در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با6 تیمار و 4 تکرار (هر تکرار شامل یک اصله نخل) بر روی نخل خرمای بارور رقم برحی در پژوهشکده خرمای و میوه­های گرمسیری (اهواز) به مدت 2 سال اجرا گردید. تیمارهای آزمایشی عبارت از: =T1تیمار شاهد (بدون مصرف کود)، T2  =مصرف کودهای معدنی برای هر اصله نخل خرما بر اساس آزمون خاک، T3  =مصرف 30 کیلوگرم کود دامی برای هر اصله نخل خرما بر اساس عرف منطقه، =T4 تیمار سوم به علاوه گوگرد عنصری مخلوط شده با مایه تلقیح تیوباسیلوس به میزان 5 درصد وزنی کود دامی مورد استفاده،  =T5تیمار سوم به علاوه گوگرد عنصری مخلوط شده با مایه تلقیح تیوباسیلوس به میزان 10 درصد وزنی کود دامی مورد استفاده،  =T6تیمار سوم به علاوه گوگرد عنصری مخلوط شده با مایه تلقیح تیوباسیلوس به میزان 15 درصد وزنی کود دامی مورد استفاده، می­باشند. نتایج نشان داد که عملکرد نخل خرما در تمامی تیمارهای کودی در مقایسه با تیمار شاهد بالاتر می­باشد. مصرف کودهای معدنی و گوگرد عنصری عملکرد نخل خرما را به ترتیب به میزان 10 و 7 درصد افزایش داد. بر اساس نتایج این تحقیق، به منظور افزایش عملکرد و بهبود خصوصیات کمی میوه خرما، کاهش مصرف کودهای شیمیایی در نخلستان و امکان تولید محصول سالم خرما، مصرف 1500 گرم گوگرد پودری مخلوط شده با مایه تلقیح تیوباسیلوس به همراه 30 کیلوگرم کود دامی به ازای هر اصله نخل به عنوان بهترین تیمار معرفی و کاربرد آن در نخلستان توصیه می­گردد.

تأثیر بیوچارهای مختلف و مواد اولیه آن‌ها بر برخی خصوصیات شیمیایی خاک و عناصر غذایی با گذشت زمان در یک خاک آهکی

دوره 32، شماره 2، بهار 1397، صفحه 299-312

https://doi.org/10.22067/jsw.v32i2.66097

مجید فروهر، رضا خراسانی، امیر فتوت، حسین شریعتمداری، کاظم خاوازی

چکیده تبدیل مواد آلی به بیوچار و مصرف آن در خاک، راهکار نوینی است برای تغییر جهت و هدایت "انقلاب سبز" به سمت داشتن "اکوسیستم‌های زراعی پایدار". برای بهره‌مندی از مزایای بیوچار و مشخص کردن محدودیت‌های احتمالی کاربرد آن در خاک‌های کشورمان، بررسی اثر انواع بیوچارها از جنبه‌های مختلف ضروری است. در همین راستا در تحقیقی که به صورت اسپلیت پلات در زمان در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار انجام شد، تأثیر مصرف سه نوع بیوچار مختلف بر pH، شوری و مقدار قابل استفاده فسفر و پتاسیم خاک در مقایسه با مواد اولیه آن‌ها، مورد بررسی قرار گرفت. تیمارهای آزمایش عبارت بودند از: کمپوست زباله شهری، لجن فاضلاب، کود گاوی و بیوچارهای آن‌ها. پس از اعمال تیمارها (بر اساس مصرف وزن‌های یکسان کربن آلی و معادل با 17 تن در هکتار کود گاوی) در نمونه‌های یک کیلوگرمی از یک خاک آهکی با بافت لوم شنی و رساندن رطوبت آن‌ها به حد ظرفیت مزرعه، نمونه‌های تیمار شده، در دمای 25 درجه سانتی‌گراد در انکوباتور، نگهداری شدند. در زمان‌های 10، 30، 60، 120 و 180 روز بعد از شروع آزمایش از خاک‌های تیمار شده نمونه‌برداری شد و فاکتورهای مورد نظر، در آن‌ها اندازه‌گیری شد. بر اساس نتایج بررسی اثرمتقابل تیمار در زمان روی پارامترهای مورد اندازه‌گیری، تحت تأثیر هر یک از تیمارها تغییرات فسفر قابل استفاده خاک با زمان، یک روند اغلب افزایشی معنی‌دار را نشان داد. تغییرات پتاسیم قابل استفاده، pH و شوری خاک با گذشت زمان معنی‌داری نبود. طبق نتایج مقایسه اثر تیمارها، هم بیوچارها و هم مواد اولیه آن‌ها توانایی چشمگیری در افزایش فسفر و پتاسیم قابل استفاده خاک دارا بودند، اما اثر بیوچارها بارزتر بود. فسفر قابل جذب خاک از مقدار 4/6 میلی‌گرم در کیلوگرم در شاهد، به ترتیب به مقادیر 5/11، 7/15، 21، 3/17، 7/40 و 2/25 میلی‌گرم تحت تأثیر هر یک از تیمارهای کمپوست زباله شهری، کود گاوی، لجن فاضلاب، بیوچار کمپوست زباله شهری، بیوچار کود گاوی و بیوچار لجن فاضلاب، افزایش یافت. مصرف این مواد، پتاسیم قابل استفاده خاک را از 75 میلی‌گرم در کیلوگرم به ترتیب به 135، 198، 181، 150، 390 و 81 میلی‌گرم در کیلوگرم خاک رساند. افزایش شوری خاک در تمام تیمارها نسبت به شاهد (عدم مصرف بیوچار یا مواد اولیه آن‌ها) ملاحظه شد. pH خاک در اثر مصرف هر یک از تیمارها نسبت به شاهد کاهش یافت. از این نظر تفاوتی بین بیوچار‌ها و مواد اولیه آن‌ها ملاحظه نشد. با توجه به اثرات بارزتری که بیوچارهای مورد بررسی در این تحقیق در افزایش فسفر و پتاسیم قابل استفاده خاک نسبت به مواد اولیه خود نشان دادند به نظر می‌رسد که بتوان در کاهش مصرف کودهای شیمیایی فسفره و پتاسه، به طور مؤثرتری از آن‌ها بهره جست.

تأثیر مدیریت تلفیقی محصول بر کربن و اشکال نیتروژن خاک

دوره 31، شماره 4، پاییز 1396، صفحه 1093-1107

https://doi.org/10.22067/jsw.v31i4.57204

امیرصالح بغدادی، مهیار بالازاده، علی کاشانی، فرید گل زردی

چکیده به‌منظور بررسی تأثیر مدیریت تلفیقی محصول بر میزان کربن آلی، نیتروژن کل، نیتروژن نیتراتی و نیتروژن آمونیومی خاک بعد از برداشت گیاه ذرت سیلویی در دو عمق خاک، آزمایشی مزرعه‌ای به‌صورت کرت‌های خردشده بر پایه طرح بلوک‌های کامل تصادفی در چهار تکرار در سال زراعی 93-1392 در کرج اجرا شد. فاکتور اصلی شامل تیمارهای پیش‌کاشت در چهار سطح آیش، کود دامی، کود سبز پرکو (Perko PVH) و بوکو (Buko) از خانواده براسیکاسه، فاکتور فرعی کود نیتروژن در سه سطح 120، 240 و 360 کیلوگرم در هکتار از منبع اوره در نظر گرفته شد. نتایج تجزیه واریانس و مقایسه میانگین داده‌ها نشان داد برهمکنش تیمارهای پیش‌کاشت و سطوح نیتروژن اثر معنی‌دار بر میزان کربن آلی، نیتروژن کل، نیتروژن نیتراتی و آمونیومی خاک و محتوای نیتروژن ذرت داشت. بیشترین میزان کربن آلی (08/1 و 97/0 درصد)، نیتروژن کل (102/0 و 087/0 درصد)، نیتروژن نیتراتی (9/26 و 81/21 میلی‌گرم در کیلوگرم) و نیتروژن آمونیومی (05/2 و 95/1 میلی‌گرم در کیلوگرم) خاک پس از برداشت ذرت سیلویی در تیمار پیش‌کاشت پرکو و بوکو به همراه 360 کیلوگرم نیتروژن در هکتار مشاهده شد و کمترین میزان کربن آلی (58/0 درصد) و نیتروژن کل (047/0 درصد) خاک در تیمار پیش‌کاشت کود دامی به همراه 120 کیلوگرم نیتروژن در هکتار مشاهده شد. بیشترین عملکرد علوفه و محتوای نیتروژن ذرت با کاربرد کود سبز پرکو و بوکو به دست آمد. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده از این پژوهش، گیاهان پرکو و بوکو به‌عنوان بهترین پیش‌کاشت در منطقه کرج می-باشند و می‌توانند تیمارهای امیدبخشی به‌منظور کاهش مصرف کود نیتروژن شیمیایی باشند.

اثر غرقاب، لجن فاضلاب و کود دامی بر جذب برخی عناصر پرمصرف و سدیم در گیاه آفتابگردان در یک خاک شن لومی

دوره 26، شماره 3، تابستان 1391

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.14927

نصرت اله نجفی، سنیه مردمی، شاهین اوستان

چکیده در یک آزمایش گلخانه ای، تأثیر غرقاب، لجن فاضلاب و کود دامی بر جذب و غلظت P، K، Ca، Mg و Na در ریشه و بخش هوایی آفتابگردان ((Helianthus annuus L. بررسی گردید. آزمایش به صورت فاکتوریل و در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی با سه تکرار شامل مدت غرقاب در پنج سطح (صفر، 2، 4، 8، 22 روز)، منبع کود آلی در دو سطح (کود دامی و لجن فاضلاب) و هر کود آلی در سه سطح (صفر، 15، 30 گرم بر کیلوگرم خاک) انجام شد. نتایج نشان داد که با افزایش مدت غرقاب شدن خاک، جذب و غلظت P و K در ریشه و بخش هوایی، غلظت Ca و Na در ریشه، غلظت Mg بخش هوایی، جذب Ca و Mg در ریشه و جذب و غلظت Na در بخش هوایی آفتابگردان افزایش یافت ولی جذب و غلظت P در ریشه و جذب K در ریشه و بخش هوایی مجدداً کاهش یافت. با افزایش مدت غرقاب شدن خاک، جذب و غلظت Ca در بخش هوایی کاهش یافت ولی غلظت Ca در بخش هوایی دوباره افزایش یافت. اثر غرقاب شدن خاک بر جذب Mg در بخش هوایی معنی دار نبود. با کاربرد کود دامی و لجن فاضلاب و افزایش سطح مصرفی آنها جذب و غلظت P در ریشه و بخش هوایی، جذب Ca در ریشه و بخش هوایی و جذب و غلظت Na در بخش هوایی افزایش یافت. جذب و غلظت K در بخش هوایی با کاربرد کود دامی و افزایش سطح مصرفی آن افزایش یافت ولی با مصرف لجن فاضلاب کاهش یافت. تأثیر غرقاب شدن خاک بر جذب و غلظت عناصر پرمصرف و سدیم در ریشه و بخش هوایی به منبع و مقدار کود آلی مصرفی بستگی داشت و برعکس. نتایج نشان داد که حتی دوره های کوتاه غرقاب شدن خاک (2 روز) بر غلظت های عناصر در گیاه اثرات طولانی مدت داشت. به طور کلی، گیاه آفتابگردان P،Mg و Naرا در ریشه و Ca را در بخش هوایی انباشته کرد در حالی که غلظت K در ریشه تفاوت معنی داری با بخش هوایی نداشت.

تأثیر سیستم‌های مختلف خاک‌ورزی و کود‌دهی بر تودة زنده میکروبی و فعالیت آنزیمی خاک در زراعت آفتابگردان

دوره 26، شماره 1، بهار 1391

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.13634

خسرو محمدی، غلامرضا حیدری، محسن جواهری، مجید آقاعلیخانی

چکیده به منظور بررسی تأثیر روش‌های مختلف کوددهی و خاک‌ورزی بر توده زنده میکروبی، فعالیت آنزیمی خاک و صفات زراعی آفتابگردان، آزمایشی به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار، در شهرستان سنندج اجرا گردید. روش‌های خاک‌ورزی شامل خاک‌ورزی متداول (T1)، خاک‌ورزی حداقل (T2) و سیستم بدون خاک‌ورزی (T3) به عنوان عامل اصلی و روش‌های کود‌دهی شامل کاربرد 15 تن کود دامی در هکتار (N1)، 10 تن کمپوست زباله شهری در هکتار (N2)، کود شیمیایی شامل 75 کیلوگرم سوپر فسفات تریپل + 150 کیلوگرم اوره و 50 کیلوگرم سولفات پتاسیم در هکتار (N3)، 5 تن کمپوست زباله شهری + 10 تن کود دامی (N4)، 5 تن کمپوست زباله شهری + 10 تن کود دامی + 25 کیلوگرم سوپر فسفات تریپل + 75 کیلوگرم اوره + 25 کیلوگرم سولفات پتاسیم در هکتار (N5) و تیمار شاهد (N6)، به عنوان سطوح عامل فرعی بودند. نتایج نشان داد بیشترین تعداد باکتری (106× 1/109) در هر گرم خاک خشک، در سیستم بدون خاک‌ورزی وجود داشت. همچنین کاربرد همزمان کود دامی و کمپوست، تعداد باکتری و فعالیت آنزیم‌های اوره‌آز، فسفاتاز، کاتالاز و سلولاز را افزایش داد. کود شیمیایی نیز به طور معنی‌داری فعالیت کلیه آنزیم‌های مورد مطالعه را کاهش داد. فعالیت فسفاتاز اسیدی (51 درصد)، قلیایی (27 درصد) و سلولاز (83 درصد) در تیمار بدون خاک‌ورزی افزایش آماری معنی‌داری نسبت به سیستم‌ خاک‌ورزی متداول داشت. بالاترین عملکرد دانه و روغن در تیمار N5تولید گردید. خاک‌ورزی حداقل نیز بیشترین عملکرد دانه (3201 کیلوگرم در هکتار) را به همراه داشت