دوماهنامه
دوره و شماره: دوره 23، شماره 4، پاییز 1388 
مقالات پژوهشی

بررسی رد پای اکولوژیک آب در بخش کشاورزی ایران

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.2463

اعظم عربی یزدی، امین علیزاده، فرشاد محمدیان

چکیده عدم توازن بین عرضه و تقاضای آب در کشور مدیریت منابع آب را، بخصوص در بخش کشاورزی، با چالش روبرو ساخته است. در این ارتباط مبادلات بین المللی محصولات کشاورزی و جابجائی آب نهفته در آن ها که به آن آب مجازی گفته می شود می تواند یکی از راه کارهای مدیریت آب باشد. مبادلات آب مجازی برای هر کشور باید براساس بهینه سازی و در نظر گرفتن سیاست های اجتماعی – اقتصادی و مزیت های اقلیمی آن کشور صورت گیرد. برای این منظور قبل از هر گونه برنامه ریزی لازم است بر اساس الگوهای غذایی و مصرف مورد قبول کشور، رد پای اکولوژیک آب محاسبه شود و مشخص گردد که برای جمعیت کشور از نظر تأمین مواد غذائی و رفع آلودگی های حاصل از مصرف آن ها به چه میزان آب مورد نیاز است. در این مقاله رد پای اکولوژیک آب بر مبنای داده های صادرات و واردات مواد غذایی در سال 1385 محاسبه شده است. نتایج نشان می دهد که رد پای اکولوژیک آب کشور در سال مذکور 104 میلیارد مترمکعب بوده است. در سال 1385 کشور با واردات خالص آب مجازی و کسر صادرات آب مجازی بدون در نظر گرفتن راندمان آبیاری 12 و بر مبنای راندمان آبیاری 60 درصد 20 میلیارد مترمکعب از منابع آب داخلی خود را ذخیره کرده است که اگر قرار بود این مقدار محصول در داخل کشور تهیه شود لازم بود 112 میلیارد آب در کشاورزی مصرف شود که چنین مقداری در دسترس نمی باشد.

مقالات پژوهشی

ارزیابی و برآورد تبخیر- تعرق خیار گلخانه‌ای در مراحل مختلف رشد

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.2464

فریده فتحعلیان، روزبه موذن زاده، محمدرضا نوری امامزاده‌ایی

چکیده برآورد دقیق میزان آب مصرفی یک گیاه در کل دوره رشد و آگاهی از چگونگی مصرف این میزان آب در دوره‌های مختلف رشد گیاه می‌تواند نقش بسیار مهمی در مدیریت حاکم بر منابع آب، مدیریت توأم آب و خاک و اعمال برنامه‌های منظم و صحیح آبیاری داشته باشد. این موضوع در محیط درون گلخانه با شرایطی مختص به همین محیط همراه می‌گردد. هدف از این تحقیق ارائه یک مدل پیشنهادی به منظور برآورد مناسب و دقیق تبخیر- تعرق خیار گلخانه‌ای است. در این راستا از دو میکرولایسیمتر مشابه با قطر 28 و ارتفاع 30 سانتیمتر، به صورت همزمان، برای کشت خیار در گلخانه استفاده شد. تبخیر- تعرق این گیاه به روش وزنی و به صورت روزانه در هر دو میکرولایسیمتر اندازه‌گیری گردید. از داده‌های میکرولایسیمتر اول برای اشتقاق مدل‌های پیشنهادی و از داده‌های میکرولایسیمتر دوم برای اعتبار سنجی مدل‌های مذکور استفاده شد. مدل‌های پیشنهادی در تمامی مراحل رشد از طریق ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE)، رسم مقادیر اندازه‌گیری شده در مقابل مقادیر برآورد شده و آماره t ارزیابی شدند. مدل پیشنهادی در ابتدا برای تمام دوره رشد این محصول و در قالب یک تک معادله رگرسیونی با متغیرهای مستقلی نظیر شیب منحنی فشار بخار و رطوبت نسبی ارائه گردید. ولی از آنجا که عملکرد این تک معادله مناسب ارزیابی نشد (61/46= RMSE درصد)، برای هر کدام از مراحل چهار گانه دوره رشد، معادله‌ای مجزا پیشنهاد گردید. نتایج نشان داد که مدل‌های پیشنهادی، برآورد مناسبی از تبخیر- تعرق خیار گلخانه‌ای‌ داشته است. متوسط مقادیر تبخیر- تعرق به کمک مدل‌های پیشنهادی در چهار مرحله رشد به ترتیب 398/0، 79/1، 428/3 و 061/2 میلیمتر به دست آمد. مقادیر RMSE نیز برای چهار مرحله رشد به کمک مدل‌های پیشنهادی 78/15، 48/11، 11/9 و 08/7 درصد به دست آمد. ضریب تبیین حاصل از رسم مقادیر اندازه‌گیری و برآورد شده از 4/0 (استفاده از یک تک معادله) تا 95/0 (استفاده از معادلات مختلف در مراحل متفاوت رشد) متغیر بود. از سوی دیگر مدل‌های پیشنهادی بسیار معنی‌دار بودند (05/0p

مقالات پژوهشی

تأثیر کودهای مختلف نیتروژن بر نیتروژن آلی محلول (DON) و نیتروژن معدنی

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.2465

منا مصدقی، امیر لکزیان، غلامحسین حق نیا، امیر فتوت، اکرم حلاج نیا

چکیده نیتروژن آلی محلول (DON) یکی از بخش های مهم مواد آلی محلول (DOM) خاک است که سهم قابل توجهی از نیتروژن محلول خاک را به خود اختصاص داده و به عنوان منبع مهم نیتروژن در بسیاری از اکوسیستم های آبی و خاکی در نظر گرفته می شود. نیتروژن معدنی محلول (DIN) نیز که شامل نیترات، نیتریت و آمونیوم می باشد از شکل های دیگر نیتروژن در محلول خاک بوده که از دیدگاه تغذیه گیاهی دارای اهمیت است. عملیات مدیریتی خاک همانند کوددهی می تواند بر غلظت و حرکت DON و DIN در خاک تأثیرگذار باشد. هدف از این تحقیق بررسی مقایسه ای اثر کودهای نیتروژن بر کمیت DON و DIN دو خاک آلفی سول در شمال ایران بود. بدین منظور آزمایشی با آرایش فاکتوریل و در قالب طرح کاملاً تصادفی با 400 کیلوگرم کود نیتروژن از سه منبع اوره، نیترات آمونیوم و سولفات آمونیوم به همراه شاهد در شش زمان (صفر، 7، 14، 28، 42 و 60 روز) با سه تکرار و در دو خاک مختلف انجام شد. تغییرات DON،DIN (NO3+NO2)) و NH4 ( و pH در طول مدت زمان 60 روز و در شش زمان مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این آزمایش نشان دادند که افزودن کودهای نیتروژن به هر دو خاک باعث کاهش میزان DON گردید. اما میزان (NO3+NO2) و NH4 افزایش پیدا کرد. در بین کودهای نیتروژن کود سولفات آمونیوم به دلیل کاهش pH، بیشترین تأثیر را در کاهش غلظت DON داشت. نتایج این تحقیق همچنین نشان داد که دامنه نوسانات DON در مدت زمان 60 روز و در شرایط آزمایشگاهی به طور متوسط بین 11 تا 75 درصد بوده است. در هر دو خاک در ابتدای آزمایش DON غالب ترین شکل نیتروژن محلول بوده و بر عکس در انتهای آزمایش مجموع نیترات و نیتریت بخش عمده نیتروژن کل محلول خاک را به خود اختصاص دادند.

مقالات پژوهشی

تأثیر دما و دی اکسید کربن بر شکل‌های نیتروژن محلول در یک خاک آهکی

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.2466

اکرم حلاج نیا، غلامحسین حق نیا، امیر لکزیان، عاطفه رمضانیان

چکیده افزایش غلظت دی اکسید کربن و سایر گازهای گلخانه ای در سال‌های اخیر و در نتیجه آن افزایش دمای کره زمین ممکن است بر چرخه های بیوشیمیای عناصر در خاک تأثیر گذار باشد. به منظور بررسی تأثیر دما و غلظت گاز دی اکسید کربن و اثر متقابل آنها بر شکل‌های نیتروژن محلول خاک آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی با آرایش فاکتوریل با دو سطح دمایی 25 و 35 درجه سانتیگراد و دو سطح غلظت گاز دی اکسید کربن به مقدار 350 و 750 میلیگرم در لیتر بر روی یک خاک آهکی با یک درصد کود گاوی پوسیده به همراه 200 کیلوگرم در هکتار کود اوره انجام شد. تغییرات غلظت شکل‌های نیتروژن محلول خاک شامل نیتروژن محلول کل، نیتروژن معدنی محلول ، نیتروژن آلی محلول، مجموع نیترات و نیتریت و آمونیوم در طی 60 روز بررسی شد. نتایج نشان داد که تأثیر افزایش غلظت دی اکسید کربن در دماهای 25 و 35 درجه سانتیگراد بر غلظت شکل‌های مختلف نیتروژن محلول خاک متفاوت بود. در دمای 25 درجه سانتیگراد افزایش غلظت دی اکسید کربن موجب افزایش نیتروژن آلی محلول و کاهش نیتروژن معدنی محلول و مجموع نیتریت و نیترات گردید و بر مقدار نیتروژن محلول کل تأثیر معنی داری نداشت. در حالی که در دمای 35 درجه سانتیگراد افزایش غلظت دی اکسید کربن از 350 به 750 میلیگرم در لیتر غلظت نیتروژن محلول کل، نیتروژن معدنی محلول و مجموع نیتریت و نیترات را افزایش داد و بر مقدار نیتروژن آلی محلول تأثیر معنی داری نداشت. افزایش غلظت دی اکسید کربن در دماهای بالاتر موجب افزایش تجزیه فرم‌های آلی نیتروژن گردید. در بررسی روند تغییرات غلظت شکل‌های نیتروژن محلول در طی زمان نشان داده شد که تغییرات نیتروژن آلی محلول نسبت به سایر شکل‌ها در طی زمان زیادتر بود. افزایش غلظت دی اکسید کربن در دمای 35 درجه سانتیگراد موجب وقوع زود هنگام حداکثر و حداقل غلظت نیتروژن آلی محلول نسبت به سایر تیمارها در طی زمان گردید. نتایج این تحقیق نشان داد که افزایش دما به همراه افزایش دی اکسید کربن موجب تحریک و افزایش سرعت واکنش‌های بیوشیمیایی نیتروژن در خاک گردید.

مقالات پژوهشی

تأثیر دور آبیاری و بستر کشت بر عملکرد و برخی پارامترهای رشد

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.2467

کامران داوری، سید حسین نعمتی، بیژن قهرمان، نسرین سیاری، پریسا شاهین رخسار

چکیده این آزمایش در سال 1382-1381 در گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد به اجرا درآمد. آزمایش بر اساس طرح کرت‌های خرد شده در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار انجام شد. به طوری که دور آبیاری در سه سطح شامل 12 بار در روز، 4 بار در روز و 2 بار در روز در کرت‌های اصلی و سه بستر پرلیت جدید، پرلیت استفاده شده و سبوس برنج در کرت‌های فرعی قرار گرفتند. بذر کاهو مورد استفاده پاریس ایسلند (Parris Island) بود. فاکتورهایی نظیر عملکرد (وزن تر)، وزن خشک و ارتفاع تحت تأثیر دور آبیاری قرار گرفتند. بر اساس نتایج به دست آمده، دور آبیاری 4 بار در روز با 39/466 گرم بیشترین عملکرد و وزن خشک گیاه و دور آبیاری 12 بار در روز با 94/386 گرم کمترین عملکرد و وزن خشک گیاه را دارا بودند. همچنین دور آبیاری 12 بار در روز موجب افزایش ارتفاع گیاه گردید. بین بسترهای مورد آزمایش از نظر صفاتی نظیر عملکرد و وزن خشک گیاه اختلاف معنی داری وجود داشت. بستر پرلیت استفاده شده نسبت به سایر بسترها موجب افزایش عملکرد و وزن خشک گیاه گردید و این در حالی بود که بستر سبوس برنج کمترین عملکرد و وزن خشک گیاه را دارا بود. اثر متقابل معنی داری بین دور آبیاری و بستر از نظر کلیه صفات دیده نشد.

مقالات پژوهشی

ارزیابی عملکرد چند تابع انتقالی داخلی در برآورد منحنی نگهداشت رطوبتی

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.2468

روزبه موذن زاده، بیژن قهرمان، کامران داوری، علی اصغر خشنود یزدی

چکیده منحنی نگهداشت رطوبتی یکی از مهمترین ویژگی‌های خاک است که کنش متقابل پتانسیل ماتریک و رطوبت خاک را تبیین می‌نماید. اندازه‌گیری مستقیم رطوبت و پتانسیل ماتریک خاک، معمولاً مستلزم صرف هزینه و زمان زیاد می‌باشد. برای حل این مشکل معمولا از روش‌های غیر مستقیم در برآورد منحنی نگهداشت رطوبتی سود جسته می‌شود. یکی از این روش‌های غیر مستقیم استفاده از توابع انتقالی خاک است. در این تحقیق سه تابع انتقالی، مدل‌های اول و دوم قربانی و همایی (1381) و مدل سپاسخواه و بندار (2002) که در ایران به‌دست آمده‌اند، در برآورد منحنی نگهداشت رطوبتی، در تعدادی از خاک‌های کشورمان مورد ارزیابی قرار‌گرفتند. همچنین تلاش شد که با استفاده از اطلاعات در دسترس، توابع متفاوتی که کارایی بالاتری داشته باشند تهیه شود. بدین جهت 42 نمونه خاک با پراکندگی مکانی از مناطق شمالی کشور، شهرهای آمل، بابل و کرج انتخاب و به دو کلاس بافتی لوم (20 نمونه) و لوم رسی (22 نمونه) تقسیم شدند. در مرحله ارزیابی توابع موجود، تمامی 42 نمونه و در مرحله اشتقاق توابع جدید، 36 نمونه بکار گرفته شدند. شش نمونه باقیمانده (از هر کلاس بافتی، سه نمونه) در اعتبار سنجی توابع جدید مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که در مرحله ارزیابی توابع موجود، مدل‌های اول و دوم قربانی و همایی در برآورد رطوبت در تمام بازه پتانسیل ماتریک یکسان و تقریبا مناسب عمل می‌کنند، حال آنکه تابع سپاسخواه و بندار برآورد مناسبی ندارد. ضمن آنکه برآورد هیچکدام از این روش‌ها در هیچ‌‌یک از دو کلاس بافتی برتری محسوسی بر دیگری نداشت. در مرحله اشتقاق توابع جدید، توابع ارائه شده بسیار معنی‌دار بودند (05/0 p

مقالات پژوهشی

تجزیه و تحلیل زمین آماری غلظت سرب، روی و کادمیم درخاک های حومه سپاهان شهر واقع در جنوب اصفهان

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.2469

محمود دیانی، جهانگرد محمدی، مهدی نادری

چکیده فلزات سنگین به طور طبیعی در همه خاک ها وجود دارند ولی آلودگی خاک به دلیل فعالیت های بشری رو به افزایش است. نواحی اطراف معادن به دلیل فعالیت های حاصل از اکتشاف و استخراج در معرض آلودگی شدید این عناصر می باشند. این تحقیق با هدف ارزیابی وضعیت آلودگی خاک های حومه ی سپاهان شهر به فلزات سرب، روی و کادمیم صورت گرفت. در این تحقیق 100 نمونه خاک به صورت تصادفی در نزدیکی معادن و اطراف سپاهان شهر در زمینی به وسعت 9000 هکتار برداشت شد. نمونه ها با اسید نیتریک 4 مولار تیمار شدند و مقدار کل عناصر سرب، روی و کادمیم به کمک دستگاه جذب اتمی اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که غلظت عناصر سرب و روی در بیشتر اراضی اطراف سپاهان شهر بالای آستانه ی خطر (50 پی پی ام و 125 تا 150 پی پی ام به ترتیب برای سرب و روی) می باشد، ولی غلظت کادمیم زیر آستانه ی خطر (5/1 تا 5/2 پی پی ام) می باشد. اراضی اطراف معادن دارای آلودگی بیشتر و با افزایش فاصله از معدن میزان آلودگی کاهش می یابد. لذا لازم است تا توسعه فیزیکی شهر به سوی معادن مربوط و کلیه فعالیت های کشاورزی، اکتشاف و استخراج معادن با رعایت استاندارد های مربوطه انجام گرفته تا از افزایش آلودگی بیشتر جلوگیری گردد. نتایج تجزیه و تحلیل تغییرنماها نشان داد که مؤلفه ی ساختاری وابستگی مکانی بر مؤلفه ی تصادفی غالب است و دامنه این وابستگی مکانی برای هر سه عنصر تقریباً 3/3 کیلومتر می باشد. با استفاده از کریجینگ معمولی آلودگی خاک ها به این سه عنصر پهنه بندی شد و نقشه های واریانس تخمین کریجینگ در مورد عناصر مورد مطالعه نشان می دهد که در حاشیه منطقه و فواصل بین نمونه ها که تراکم نمونه برداری کاهش یافته است بیشترین واریانس تخمین وجود دارد.

مقالات پژوهشی

توسعه مدل ارزیابی آب مجازی شبکه‌های آبیاری با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.2470

علی اصغر منتظر، الهام زادباقر، نادر حیدری

چکیده با توجه به ارتباط حجم آب مجازی و میزان بهره وری آب شبکه های آبیاری به نظر می رسد شاخص آب مجازی شبکه های آبیاری بتواند به عنوان ابزار مناسبی در ارزیابی عملکرد بهره برداری و بهره وری آب این سامانه ها مطرح باشد. این تحقیق با هدف توسعه مدل ارزیابی آب مجازی 14 شبکه آبیاری مدرن ایران با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) انجام گرفت. مطالعه بر روی 14 شبکه آبیاری مدرن کشور صورت پذیرفت. تعداد 14 عامل مؤثر بر مقدار آب مجازی شبکه‌های آبیاری به عنوان معیارهای تصمیم‌گیری در نظر گرفته شد. محاسبات فرایند تحلیل سلسله مراتبی و رتبه بندی آب مجازی شبکه‌های آبیاری با استفاده از نرم افزار Expert Choice انجام گردید. همچنین با توجه به داده‌های موجود، مقدار میانگین 5 ساله (1385-1381) آب مجازی واقعی شبکه‌های آبیاری مورد مطالعه تعیین شد. نتایج نشان داد که در سنوات آماری مورد نظر، کمترین آب مجازی در شبکه آبیاری سفیدرود با 17/2 مترمکعب برکیلوگرم و بیشترین آن در شبکه آبیاری نکوآباد با 04/17 متر مکعب بر کیلوگرم به وقوع پیوسته است. نتایج رتبه‌بندی آب مجازی شبکه‌های آبیاری توسط مدل نشان داد که شبکه‌های آبیاری ساوه و دز به ترتیب با وزن نسبی نهایی 112/0 و 045/0، بیشترین و کمترین مقدار آب مجازی را دارند. تحلیل حساسیت مدل بیانگر آن است که معیارهای سطح زیر کشت و نیاز آبی محصولات الگوی کشت بیشترین تأثیر و معیارهای کیفیت و قیمت آب کمترین تأثیر را بر آب مجازی شبکه‌های آبیاری دارند. مقایسه نتایج مدل AHPو آب مجازی واقعی حاکی از آن است که رتبه‌بندی آب مجازی شبکه‌های آبیاری در دو روش دارای تطابق مطلوبی است. این مطالعه نشان داد که روش AHP شیوه مناسبی برای ارزیابی آب مجازی شبکه‌های آبیاری است و از اینرو، مدل توسعه یافته به عنوان یک ابزار مدیریتی کارآ با کاربری ساده در ارزیابی بهره وری آب سامانه‌های آبیاری قابل توصیه می باشد.

مقالات پژوهشی

مقایسه مدل های شبکه عصبی مصنوعی و توابع انتقالی رگرسیونی برای پیش بینی ظرفیت تبادل کاتیونی خاک های استان چهارمحال و بختیاری

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.2486

مجتبی معماریان فرد، حبیب اله بیگی هرچگانی

چکیده چکیده ظرفیت تبادل کاتیونی (CEC) یکی از مهمترین ویژگی های خاک در ارتباط با مواد غذایی، نگهداری آب در خاک و همچنین مدیریت آلودگی خاک می باشد. اندازه گیری CECکاری دشوار و وقت گیر است .بنابراین تخمین آن از طریق خصوصیات زود یافت خاک مطلوب می باشد. در این مطالعه، توابع انتقالی برای پیش بینی ظرفیت تبادل کاتیونی از خصوصیات اساسی خاک مانند توزیع اندازه ذرات، کربن آلی، درصد رطوبت اشباع و pH توسعه داده شد و با استفاده از روش‌های شبکه عصبی مصنوعی و رگرسیونی چند متغیره خطی ارزیابی شد و سپس توانایی پیش‌بینی این دو روش با استفاده از آماره‌های ارزیابی مقایسه شد. کل 200 نمونه خاک به دو دسته 165 تایی برای توسعه مدل و 35 تایی برای ارزیابی مدل تقسیم شدند. دقت پیش بینی بوسیله آماره های ضریب تعیین (R2) و ریشه دوم میانگین مربعات خطا (RMSE) بین CEC اندازه گیری و پیش بینی شده ارزیابی شد. نتایج نشان داد هنگامی که از شبکه عصبی با یک لایه پنهان و هفت نرون در این لایه و ماده آلی، درصد رطوبت اشباع ، درصد رس و شن به عنوان ورودی استفاده شد، CEC با 81/0 R2=و 05/3 RMSE=سانتی مول بر کیلوگرم خاک بهتر از دیگر مدل‌ها پیش بینی شد. مقادیر R2و RMSE به ترتیب از 66/0 تا 69/0 و از 69/4 تا 26/4 برای روش رگرسیونی، و از 78/0 تا 81/0 و 29/3 تا 05/3 برای شبکه عصبی متغیر بود. نتایج نشان داد که پیش بینی شبکه عصبی بهتر از تابع های رگرسیونی می‌باشد. واژه های کلیدی شبکه های عصبی مصنوعی، ظرفیت تبادل کاتیونی، چهارمحال و بختیاری

مقالات پژوهشی

ارزیابی نقشه برداری خاک به روش ژئوپدولوژی با استفاده از شاخص های تفرق و شباهت

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.2474

عیسی اسفندیارپور بروجنی، نورایر تومانیان، محمد حسن صالحی، جهانگرد محمدی

چکیده چکیده ژئوپدولوژی، یک روش سیستماتیک تجزیه و تحلیل سطوح ژئومرفیک برای نقشه‌برداری خاک است که عملیات صحرایی را عمدتاً بر مبنای کار در منطقه ی نمونه پایه ریزی می کند. هدف از پژوهش حاضر، استفاده از شاخص های تفرق و شباهت در یک توالی سلسله مراتبی از سطوح رده بندی خاک، به منظور تعیین میزان اعتبار تعمیم‌پذیری نتایج حاصل از نقشه‌برداری خاک به روش ژئوپدولوژی برای اشکال اراضی مشابه در منطقه ی بروجن است. پس از تهیه ی نقشه ی تفسیری اولیه بر روی عکس های هوایی با مقیاس 1:20000، بزرگ ترین محدوده ی واحد ژئومرفیک Pi111 که بالاترین سطح از منطقه ی مطالعاتی را در بر می‌‌گرفت، انتخاب گردید و تعداد 19 خاک رخ با فواصل تقریبی 125 متر در این واحد، حفر، تشریح و نمونه‌برداری شدند. میزان اعتبار تعمیم‌پذیری نتایج روش ژئوپدولوژی برای واحد مزبور، از طریق حفر تعداد 15 خاک رخ دیگر در یک واحد مشابه موجود در خارج از منطقه ی نمونه که منطقه ی تعمیم نامیده شده است، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که شاخص تفرق شانن از سطح رده به سمت فامیل خاک، در هر دو منطقه ی نمونه و تعمیم، افزایش می یابد؛ لیکن تنها در سطح فامیل، تفاوت معنی دار بین میانگین تفرق خاک های دو منطقه در سطح اعتماد 95 درصد وجود دارد. افزایش تفرق خاک ها در خلال سلسله‌‌مراتب رده بندی خاک، حتی با تغییر مقیاس درک و تمرکز بر توالی افق های ژنتیکی خاک رخ های حفرشده در مناطق نمونه و تعمیم نیز به اثبات رسید. شاخص جاکارد و شباهت نسبی نیز نشان داد که روش ژئوپدولوژی می‌تواند به منظور تعمیم نتایج برای واحدهای ژئومرفیک مشابه، تنها تا سطح زیر گروه ، مورد استفاده قرار گیرد و برای سطوح پایین تر رده بندی خاک (فامیل و سری) از کارایی لازم برخوردار نمی باشد. بنابراین، به منظور افزایش دقت نتایج روش ژئوپدولوژی، استفاده از فازهای شکل اراضی و نیز تعیین فاز فامیل و یا فاز سری برای هر یک از فازهای شکل اراضی توصیه می شود. واژه های کلیدی: ژئوپدولوژی، تفرق خاک، شاخص شباهت، منطقه ی نمونه، منطقه ی تعمیم

مقالات پژوهشی

ارزیابی کارایی مدل‌های رشد، نمو گیاهان زراعی در شرایط افزایش CO2

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.2476

محمد بنایان اول

چکیده چکیده تشعشع، آب و دی اکسید کربن سه جزء اساسی مورد نیاز گیاهان برای رشد و نمو بوده و در یک دامنه وسیع، افزایش هر سه جزء باعث افزایش رشد و بهره دهی زیست کره می‌گردد. افزایش مصرف سوخت‌های فسیلی باعث افزایش غلظت دی اکسید کربن اتمسفر می‌شود و لذا بر اساس اصول پایه فیزیولوژی گیاه افزایش دی اکسید کربن بایستی باعث افزایش فتوسنتز و بهره دهی اولیه اکوسیستم‌ها شود. در عین حال این احتمال وجود دارد که دیگر مکانیزم‌های فیزیولوژیک حاکم بر رشد و نمو گیاهان نیز دستخوش تغییر شود. برای دستیابی به این شناخت نیاز به یک ابزار پیش بینی است و مدل‌های شبیه سازی ابزار مناسب آن هستند. عمده تحقیقات مربوط به تأثیرات تغییر اقلیم بر تولید محصولات زراعی با استفاده از مدل‌های رشد و نمو گیاهان انجام می‌گیرد، با وجود آنکه تمامی مدل‌های رشد و نمو گیاهان برای شرایط فعلی ساخته شده اند. محققین با استفاده از روابط تجربی بین مقادیر دی اکسید کربن و یا دما و رشد و نمو گیاهان و تغییر در این روابط، سازگاری و تغییرمیزان تولید محصولات زراعی را در شرایط احتمالی تغییر اقلیم آینده پیش بینی می‌نمایند. هدف از انجام این تحقیق، بررسی کارایی مدل‌ها و تعیین احتمال نیاز به تغییر برخی روابط کمی شده مکانیسم‌های رشد و نمو گیاهان در شرایط تغییر اقلیم، می‌باشد. برای انجام این تحقیق از داده‌های منتشر شده از دو تحقیق بین المللی بر روی برنج (افزایش دی‌اکسید کربن و ازت) و بادام زمینی (افزایش دی اکسید کربن و درجه حرارت) استفاده شده است. مدل‌های شبیه سازی واکنش گیاهان به افزایش دی‌اکسید کربن افزایش تولید را تا 30% در محیطهای کنترل شده در شرایطی که محدودیت آب و عناصر غذایی وجود ندارد، پیش بینی کرده اند، اما داده‌های حاصل از آزمایشات مزرعه ای (Free Air CO2 Enrichment: FACE) تصویر دیگری را به نمایش گذاشته است. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که روش‌های جدیدی برای مدلسازی واکنش گیاهان به تغییرات دی اکسید کربن برای درک بهتر وضعیت گیاهان و اکوسیستم‌ها در شرایط آینده مورد نیاز می‌باشد. یکی از راهکارهای اساسی برای تصحیح مدل ها، توصیف فرایندهای اساسی وابسته به دی اکسید کربن است. این امر شامل تحلیل داده‌های آزمایشی برای فرآیندهایی همچون فتوسنتز، مصرف آب و اختصاص مواد فتوسنتزی است. نیاز دوم دستیابی به ساختاری از مدل است که در آن اجزای اصلی و فرایندهای اکوسیستم‌ها که در رابطه غیر مستقیم با دی اکسید کربن هستند شامل اثرات متقابل دی اکسید کربن ودیگر متغیرهای مدیریتی و محیطی در نظر گرفته شده باشد. نتایج این تحقیق نشان داد که شبیه سازی شاخص سطح برگ بر اساس کربن در شرایط افزایش دی اکسید کربن منجر به خطای بالای شبیه سازی شده و همچنین اثرات متقابل پارامتر‌های محیطی به خوبی در مدل‌ها فرموله نشده است. واژه های کلیدی: تغییر اقلیم و کشاورزی، مدل‌های شبیه سازی گیاهان زراعی، افزایش دی اکسید کربن

مقالات پژوهشی

تأثیر منبع و مقدار نیتروژن بر روند فعالیت آنزیمی یک خاک آهکی تحت کشت ذرت علوفه‌ای

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.2477

میترا فریدونی ناغانی، فایز رئیسی، سیف اله فلاح

چکیده چکیده اضافه کردن کودهای آلی و شیمیایی به عنوان مواد اصلاحی برای بهبود حاصلخیزی و کیفیت خاک ممکن است فعالیت میکروبی و آنزیمی خاک را تحت تأثیر قرار دهد. این مطالعه به اثر سطوح مختلف نیتروژن از منبع کود مرغی و اوره بر روند فعالیت آنزیم های اوره‌آز، الکالین فسفاتاز و ساکاراز یک خاک آهکی با بافت لوم رسی در طی دوره رشد ذرت (Zea mays L.) تحت شرایط مزرعه می‌پردازد. تیمارهای این آزمایش شامل، شاهد (عدم مصرف کود)، 100، 200 و 300 کیلوگرم نیتروژن در هکتار از منبع کود مرغی و 100، 200 و 300 کیلوگرم نیتروژن در هکتار از منبع کود اوره به صورت کرت‌های خرد شده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با چهار تکرار بودند. فعالیت آنزیم اوره آز، الکالین فسفاتاز و ساکاراز طی پنج مرحله مختلف به فاصله زمانی 20 روز یک‌بار پس از اعمال تیمارها در طول رشد گیاه اندازه گیری شد. نتایج حاصل از این بررسی نشان داد فعالیت آنزیم اوره آز‌، الکالین فسفاتاز و ساکاراز در همه تیمارهای کودی در مقایسه با تیمار شاهد (بدون کود) افزایش معنی‌دار یافت. همچنین سطوح کودی و زمان نیز اثر معنی دار (05/0P

مقالات پژوهشی

بررسی اثر کودآبیاری جویچه ای بر کارایی مصرف کود و آب، عملکرد و اجزای عملکرد ذرت دانه ای

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.2478

حمزه علی علیزاده، عبدالمجید لیاقت، فریبرز عباسی

چکیده چکیده آب و نیتروژن مهمترین عوامل محدود کنندۀ موثر بر تولید محصولات کشاورزی در نواحی خشک و نیمه خشک هستند. بنابراین افزایش کارایی مصرف آنها ضروری است. روش پخش کود نقشی اساسی در افزایش کارایی مصرف آب و کود دارد. در این پژوهش به منظور مطالعه و بررسی اثر کودآبیاری جویچه ای بر کارایی مصرف کود و آب، عملکرد و اجزای عملکرد ذرت دانه ای رقم دابل کراس 370، آزمایشی به صورت فاکتوریل با طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در چهار تکرار در سال زراعی 87- 1386روی جویچه های انتها باز با طول 165 متر در مزرعه 400 هکتاری موسسه اصلاح و تهیه نهال و بذرکرج انجام شد. بافت خاک لومی، شیب متوسط جویچه های آزمایشی 006/0 متر بر متر و فاصله جویچه ها از هم 75 سانتی متر بود. فاکتور اول شامل چهار سطح آب (W): 60%، 80%، 100% و120% آبیاری کامل و فاکتور دوم شامل چهار سطح کود (N): شاهد بدون کود، 60%، 80% و 100% توصیه کودی به روش کودآبیاری می باشد. تیمارهای 16 گانه فوق در نهایت با روش معمول پخش کود (عرف منطقه)، مقایسه میانگین شدند. کود مصرفی در تیمارهای کودآبیاری طی چهار تقسیط مساوی (قبل از کاشت، مرحله هفت برگی، مرحله ساقه رفتن و مرحله سنبله دهی) و در روش پخش سطحی مطابق با عرف منطقه در دو تقسیط مساوی (قبل از کاشت و مرحله هفت برگی) اضافه گردید. نتایج نشان داد که در سطح 1 درصد اختلاف معنی داری در عملکرد دانه، ارتفاع بوته تا گل تاجی، طول و عرض برگ، قطر ساقه در سطوح مختلف کود و آب وجود داشت. با افزایش مقدار کود، کارایی مصرف آب و کود به ترتیب افزایش و کاهش یافت. با افزایش مقدار آب تا سطح 100 درصد کارایی مصرف نیتروژن افزایش و از آن به بعد کاهش یافت. بیشترین عملکرد و اجزای عملکرد ذرت (ارتفاع بوته، طول و عرض برگ و ....) در تیمار 100 درصد نیاز آبی اتفاق افتاد. هرچند در بیشتر موارد بین سطوح آب 120%، 100% و 80% تفاوت معنی دار وجود نداشت اما از لحاظ رتبه بندی، سطح آبی 80% همواره بالاتر از سطح 120% قرار داشت. بنابراین به منظور افزایش سطح زیر کشت، سطح آبی 80% توصیه می شود. کودآبیاری باعث افزایش عملکرد و کارایی مصرف آب و کود گردید. بیشترین و کمترین کارایی مصرف آب به ترتیب در تیمارهای W80%N100% و W100%N60% با مقادیر 24/2 و 66/0 کیلوگرم بر مترمکعب و بیشترین و کمترین کارایی مصرف کود به ترتیب در تیمارهای W100%N100% و تیمار عرف منطقه با مقادیر 58/29 و 52/8 کیلوگرم بر کیلوگرم بدست آمد. واژه های کلیدی: کودآبیاری، کارایی مصرف کود، عملکرد، ذرت

مقالات پژوهشی

تأثیرات دیواره آب بند و زهکش بر نیروی زیرفشار و گرادیان خروجی زیر سازه‌های آبی با حل عددی معادله عمومی جریان آب درخاک به روش احجام محدود

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.2479

رسول قبادیان، کریم خدائی

چکیده چکیده از جمله اقداماتی که برای جلوگیری از پدیده زیرشویی، کاهش گرادیان خروجی و همچنین دبی نشت از زیر سازه‌های آبی صورت می‌گیرد احداث دیواره‌های آب بند و نصب زهکش می‌باشد. از این رو در این تحقیق به منظور بررسی دقیق تأثیر هر یک از عوامل مذکور بر نیروی زیر فشار و گرادیان خروجی مدلی کامپیوتری تهیه شده است که درآن معادله عمومی جریان آب در خاک همگن اشباع در شرایط همسان و غیر همسان با استفاده روش احجام محدود و الگوریتم گوس- سایدل حل شده است. به منظور صحت سنجی مدل تهیه شده از نتایج اندازه گیری آزمایشگاهی و همچنین نتایج مدل WinMseep که یک مدل پذیرفته شده است استفاده گردید. یکی از مزیت‌های نسبی مدل مذکور در نظر گرفتن نفوذپذیری برای پرده آب بند می‌باشد. نتایج این تحقیق نشان داد که با احداث یک دیواره آب بند در هر وضعیت مکانی، مقدار گرادیان خروجی نسبت به گرادیان خروجی مبنا (بدون دیوار آب بند)کاهش می‌یابد. همچنین بیشترین نیروی زیر فشار و کمترین گرادیان هیدرولیکی خروجی در موقعیتی که دیوار آب بند در پائین دست احداث شود، دیده می‌شود. در شرایط وجود دو پرده آب بند یکی در پاشنه ودیگری در پنجه سد و یک زهکش در حد فاصل آنها هر چقدر زهکش در فاصله بیشتری از پاشنه احداث شود تأثیر آن در کاهش نیروی زیرفشار کل و گرادیان خروجی بیشتر می‌باشد. علاوه براین با افزایش عمق پرده آب بند بالادست در مقایسه با پرده آب بند پائین دست مقدارگرادیان خروجی کاهش می‌یابد. شدت این کاهش برای پرده آب بند پائین دست با عمق کوتاه تر مشهود تر می‌باشد. توزیع فشار بالابرنده و گرادیان خروجی محاسبه شده برای شرایط خاک همسان و غیر همسان در زیر سازه تطابق بسیار نزدیکی با نتایج مدل WinMSeep داشت. واژه‌های کلیدی: سازه هیدرولیکی، دیواره آب بند، زیر فشار، گرادیان خروجی، احجام محدود

مقالات پژوهشی

تأثیر شوری آب در روش آبیاری بارانی بر روی برخی از پارامترهای رشد 3 رقم چمن

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.2480

امین علیزاده، محمدحسین نجفی مود، جواد موسوی، بهداد علیزاده

چکیده چکیده آلودگی محیط زیست باعث گردیده توجه انسان به توسعه فضای سبز هر روز افزایش یابد و یکی از اهداف مهم توسعه فضای سبز، ایجاد فضاهای زیبا و دلنشین و بدنبال آن آرامش روانی است. در این راستا چمن به عنوان مهمترین گیاه پوششی در ایجاد فضاهای سبز زیبا نقش اساسی دارد. از طرفی شوری آب و خاک در مناطق خشک و نیمه خشک از عوامل تأثیر گذار در رشد و نمو گیاهان است و به همین علت استفاده از چمن‌های مقاوم به شوری یکی از راه حلهای ایجاد فضاهای سبز درون شهری در این مناطق است. این تحقیق نیز به منظور بررسی اثر آبیاری بارانی با سطوح مختلف شوری آب آبیاری بر برخی از شاخص‌های رشد و نمو سه گونه چمن پوا رقم بارلین، فستوکا رقم کنتاکی و لولیوم رقم اسکو ئیر در قالب بلوک‌های کامل تصادفی انجام شد که در آن از 3 تیمار مختلف شوری آب آبیاری با هدایت الکتریکی 63/0، 4/2 و 3/5 دسی زیمنس بر متر به همراه 3 رقم متفاوت چمن و هر یک با 9 تکرار استفاده شد. پس از جمع آوری کلیه داده‌های مورد نیاز در طول 7 ماه نسبت به آنالیز آنها به‌طریق روش‌های آماری اقدام گردید. پارامترهای رشد مورد بررسی عبارت از درصد جوانه زنی، ارتفاع ساقه، وزن خشک اندام هوایی و طول ریشه بودند. کلیه مقایسات به روش آزمون چند دامنه ای دانکن و با حداقل دامنه معنی دار (LSR 1%) انجام شد. نتایج نشان می‌دهند که ارقام مربوط به گونه‌های فستوکا، لولیوم و پوا به ترتیب دارای بیشترین مقاومت در مقابل شوری آب آبیاری هستند. همچنین برگهای رقم پوا در تیمار شور با افزایش گرمای هوا بشدت دچار سوختگی شده و از بین رفتند. واژه‌های کلیدی: شوری آب آبیاری، آبیاری بارانی، ارقام چمن، لولیوم، فستوکا، پوا

مقالات پژوهشی

توانایی گیاه جو (Hordeum vulgare L.) در جذب پتاسیم از میکاهای دی و تریاکتاهدرال

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.2481

فاطمه خیامیم، حسین خادمی، امیرحسین خوش گفتارمنش، شمس الله ایوبی

چکیده چکیده هوادیدگی کانی های موجود در خاک، منبع اولیه بسیاری از عناصر غذایی ضروری رشد گیاه از جمله پتاسیم می باشد. نقش مهم پتاسیم در افزایش کیفیت محصولات کشاورزی به خوبی شناخته شده و از طرفی کانی های میکایی به عنوان منبع اصلی تأمین پتاسیم در خاک های کشورمان غالب هستند. بعلاوه، اطلاعات دقیقی در مورد نقش کانی های میکایی در تأمین پتاسیم برای جو که دومین محصول پرتولید کشورمان است وجود ندارد. لذا این مطالعه با هدف بررسی توانایی گیاه جو در استفاده از پتاسیم ساختاری یک نوع میکای دی اکتاهدرال (موسکویت) و نوعی میکای تری اکتاهدرال (فلوگوپیت) انجام شد. در این پژوهش از آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار استفاده شد. بستر کشت مخلوطی از شن کوارتزی (به عنوان ماده پر کننده) و کانی پتاسیم دار (موسکویت و فلوگوپیت) بوده و گیاهان به وسیله دو نوع محلول غذایی (پتاسیم دار و بدون پتاسیم ) در دوره چهار ماهه کشت تغذیه شدند. در این مطالعه از رقم گوهر که به طور معمول در منطقه اصفهان کشت می شود، استفاده شد. در پایان دوره کشت بخش هوایی و ریشه گیاه جدا شده و عصاره گیری به روش خاکستر گیری خشک انجام گردید و مقدار پتاسیم در عصاره گیاه توسط شعله سنج تعیین شد. در تیمارهای بدون پتاسیم مقدار پتاسیم جذب شده توسط گیاه به طور معنی داری تحت تأثیر نوع بستر کشت قرار داشت. به طوریکه بیشترین جذب به گیاهان رشد کرده در بستر حاوی فلوگوپیت مربوط بوده است. اما اختلاف معنی داری بین بستر های موسکویت و کوارتز مشاهده نشد. غلظت پتاسیم در گیاهان رشد کرده در بستر فلوگوپیت حتی تحت محلول غذایی بدون پتاسیم در محدوده کفایت قرار دارد. این مسئله نشان می دهد، در محیطی که پتاسیم ساختاری کانی ها تنها منبع تأمین پتاسیم می باشد، نوع کانی میکایی در میزان پتاسیمی که در دسترس گیاه قرار می گیرد اهمیت بسزایی دارد. واژه های کلیدی: موسکویت، فلوگوپیت، جو، اثرات ریزوسفری، رهاسازی پتاسیم

مقالات پژوهشی

بررسی عوامل موثر بر توسعه جریان جت‌های مستغرق در منابع آب پذیرنده ساکن

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.2482

جواد احدیان، سید حبیب موسوی جهرمی

چکیده چکیده در این مقاله عوامل موثر بر جریان جت مستغرق تخلیه شونده به منابع آب پذیرنده ساکن مورد بررسی قرار گرفته است. در این راستا، کلیه پارامترهای جت، پارامترهای محیطی و پارامترهای هندسی موثر بر جریان جت‌های دایره‌ای مستغرق، بررسی و با استفاده از آنالیز ابعادی روابط بدون بعد مربوطه استخراج شد. برای بررسی چگونگی ارتباط بین این پارامترها یک مدل فیزیکی در آزمایشگاه هیدرولیک دانشگاه شهید چمران اهواز ساخته شد و آزمایش‌های مختلف در هندسه و جریان غلیظ متفاوت جت به طور مجموع 215 آزمایش انجام گردید. در این تحقیق خصوصیات مهم منحنی‌های تراژکتوری‌ جریان جت که شامل طول شناوری مثبت، حداکثر طول مرز بالایی و حداکثر طول مرز پایینی بررسی شده است. از طرفی با استفاده از سیستم سرعت سنجی آکوستیک پروفایلر، UVDP، پروفیل‌های سرعت در مقاطع مختلف از جت اندازه‌گیری و مورد بررسی قرار گرفته است. پروفیل‌های سرعت اندازه‌گیری شده با روابط تئوری توزیع نرمال گوسین مقایسه و مشخص شد کلیه پروفیل‌های سرعت اندازه‌گیری شده از تابع گوسین پیروی می‌کنند. همچنین غلظت و میزان رقیق شدگی جریان در مکان‌های مختلف از جت، اندازه‌گیری شد. اندازه گیری‌های سرعت و غلظت در مکان‌های مختلف از جت نهایتاً مشخص نمود که داده‌های اندازه‌گیری شده با نتایج تئوری تطابق خوبی دارد. نتایج حاصل از این تحقیق با استفاده از تحلیل آماری نشان داد که رابطه غیر خطی با دقت قابل قبولی بین خصوصیات تراژکتوری با عوامل توسعه جریان جت برقرار است. یافته‌ها نشان داد که به طور کلی با افزایش زاویه همگرایی جت، از 15 درجه به 90 درجه مقدار طول نهایی مرز بالایی تراژکتوری در حدود 25 درصد، و برای مرز پایینی در حدود 28 درصد افزایش می‌یابد. واژه‌های کلیدی: جت مستغرق، زاویه همگرایی، تراژکتوری، الگوی جریان، ضریب انتشار

مقالات پژوهشی

الگوهای رگرسیونی رواناب حاصل از سطوح آبگیرکوچک

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.2483

جواد طباطبایی یزدی، حجت رضائی پژند، هادی خاتمی مشهدی

چکیده چکیده این مقاله تحلیل نتایج حاصل از یک طرح پژوهشی استحصال آب باران از سطوح کوچک (پشت بام ها) است. پشت بام دانشگاه آزاد اسلامی مشهد محل جمع آوری داده هاست. رواناب حاصل از رگبارهای مختلف ریزشی براین سطوح پس از نصب باران سنج معمولی و یک منبع ذخیره (حجم4 متر مکعب) برآورد و رگبارها و رواناب حاصل به مدت دو سال (23/10/86 تا 9/3/88) اندازه گیری شده است. حجم نمونه مشاهد ه ای 35 مورد است. رابطه بین رواناب - بارش با الگوهای رگرسیون بررسی و الگوی مناسب پس از تحلیل باقی مانده ها و آزمون های لازم انتخاب و رواناب حاصل از پشت بام ها به کمک الگوها برآورد شده است. طول دوره آماربرداری کوتاه است. لذا از پنجاه و پنج سال آمار بارش سالانه ایستگاه سینوپتیک مشهد (1951 تا 2005) استفاده شده است. این آمار تحلیل فراوانی شده و نتایج تحلیل فراوانی پنجاه و پنج ساله فوق در دوره های بازگشت ترسالی و خشکسالی به دست آمده است. رواناب پشت بام های این دانشگاه به کمک این تحلیل برای دوره های بازگشت ترسالی و خشکسالی حساب شده است. سطح پشت بام ها و متوسط سالانه رواناب آنها به ترتیب: 18680 مترمربع و 8428 متر مکعب است. واژه های کلیدی: استحصال آب، پشت بام، رواناب، دانشگاه آزاد اسلامی مشهد