دوماهنامه
دوره و شماره: دوره 30، شماره 5 - شماره پیاپی 49، پاییز 1395 
مقالات پژوهشی

تأثیر سه ناقل الکترون بر کاهش زیستی آهن فریک در دو خاک اسیدی و آهکی

صفحه 1646-1661

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.52030

ستاره شریفی، امیر لکزیان، علیرضا آستارایی، نسرین قربان زاده

چکیده چرخه آهن یکی از مهم‌ترین فرآیندهای ژئوشیمیایی است که افزایش زیست فراهمی این عنصر در خاک‌ها وابسته به فرآیند کاهش زیستی آهن فریک است. در این پژوهش اثر سه ناقل‌ الکترون AQS، اسیدهیومیک و اسیدفولویک در فرآیند کاهش زیستی آهن فریک با دو باکتری در دو خاک اسیدی و آهکی در شرایط بی‌هوازی آزمایشگاهیبررسی شد. آزمایش در قالب فاکتوریل با طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایش چهار سطح ناقل الکترون (بدون ناقل الکترون، AQS، اسیدهیومیک و اسیدفولویک) و سه سطح باکتری (بدون باکتری،باکتریShewanella sp. و باکتری Pseudomonas aeruginosa) بودند. نتایج نشان داد که تیمار AQS توانست در نبود باکتری، اندازه آهن فرو خاک اسیدی و خاک آهکی را به ‌ترتیب 8 و 7/15 برابر نسبت به اندازه نخستین آهن فرو افزایش دهد که تفاوت معنی‌داری نسبت به دیگر ناقل‌های الکترون نشان داد. همچنین بودن باکتری Shewanella sp. در دو خاک اسیدی و آهکی منجر به افزایش 2/7 و 3/16 برابری اندازه آهن فرو شد ولی این افزایش در بودن باکتری P. aeruginosa به 6/5 و 1/12 برابر رسید. نتایج نشان داد که اندازه آهن فرو خاک‌های اسیدی و آهکی در تیمار باکتری Shewanella sp. و ناقل الکترون AQS به ‌ترتیب 7/11 و 2/22 برابر نسبت به اندازه نخستین آهن فرو افزایش داشت. در تیمار باکتری P. aeruginosa و ناقل الکترون AQS این افزایش به 5/7 و 16 برابر رسید. نتایج نشان دادند که در هر دو خاک اسیدی و آهکی، ناقل الکترون AQS و باکتریShewanella sp.، پیامد سودمند بیشتری بر فرآیند کاهش زیستی در برابر دیگر تیمارها داشتند.

مقالات پژوهشی

ارزیابی شاخص خشکسالی محصول خاص (CSDI) برای محصول گندم دیم در اقلیم معتدل سرد (مطالعه موردی: کرمانشاه)

صفحه 1662-1672

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.22090

لیلا جلالی، جواد بذرافشان، علیرضا توکلی

چکیده تاکنون شاخص‌های مختلفی مانند شاخص شدت خشکسالی پالمر (PDSI)، شاخص رطوبت محصول (CMI) و شاخص اکتشاف خشکسالی (RDI) برای پایش خشکسالی کشاورزی ارائه شده‌اند که عموماً شرایط کلی رطوبت خاک را به عنوان تابعی از پارامترهای اقلیمی دما و بارش مدل می‌کنند ولی اختصاص به محصول معینی ندارند. شاخص خشکسالی محصول خاص که بر پایه یک مدل بیلان آبی است جزء شاخص‌هایی است که تبخیر-تعرق را مستقیما وارد پایش خشکسالی کرده و براساس نسبت تبخیر-تعرق واقعی به تبخیر-تعرق پتانسیل تعریف می‌شود. در این مطالعه یک مدل شاخص خشکسالی محصول خاص با استفاده از داده‌های 9 ساله هواشناسی، خاک، عملکرد و فنولوژی محصول گندم ایستگاه کرمانشاه واقع در اقلیم معتدل سرد،مورد واسنجی و اعتبارسنجی قرار گرفت. همچنین، رابطه شدت خشکسالی محصول خاص با یک شاخص واجد طبقه‌بندی، شاخص اکتشاف خشکسالی،مورد ارزیابی قرار گرفت. مدل بامقدار بالای ضریب تبیین (95/0) و شاخص توافق (748/0) و مقدار پایین RMSE (098/0) و MAE (068/0) در ایستگاه موردنظر بخوبی اجرا شد. همچنین، نتایج حاکی از ارتباط قابل قبول شاخص خشکسالی محصول خاص با شاخص اکتشاف خشکسالی در طول دوره رشد محصول می‌باشد.

مقالات پژوهشی

بررسی نقطه‌ی شکست و روند تغییرات دامنه شبانه‌روزی دمای هوای شهر مشهد

صفحه 1673-1685

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.40804

شیده شمس، محمد موسوی بایگی

چکیده اختلاف دامنه‌ی شبانه‌روزی دمای هوا یک متغییر هواشناسی است که نقش مؤثری در تعیین اقلیم هر منطقه دارد. این مطالعه به بررسی تغییراختلاف دامنه شبانه‌روزی دمای هوا در مقیاس‌های سالانه، فصلی، ماهانه و روزانه‌ی شهر مشهد پرداخته است. آزمون‌هایSNHT، Buishand، Pettitt، Von-Neumann و کندال-تاو برای این منظور مورداستفاده قرار گرفت. نتایج به‌دست‌آمده از این مطالعه حاکی از وجود روند کاهشی DTR در طی 60 سال گذشته (2010-1951) در ایستگاه مشهد است. با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه مشخص شد که شیب تغییرات در سری زمانیدامنه ی تغییرات شبانه‌روزی دمای هوای سالانه(DTR) کاهشی است (029/0- درجه‌ی سانتی‌گراد در سال). بیشترین میزان تغییرات DTR در فصل پاییز (043/0- درجه‌ی سانتی‌گراد در سال) و کمترین آن وابسته به فصل بهار (015/0- درجه‌ی سانتی‌گراد در سال) است. همچنین از نیمه‌ی دوم دهه‌ی 1980 تا 2010 همان‌گونه که انتظار می‌رفت تغییراتDTR روندی کاهشیاست. بررسی آماری اختلاف دمای حداکثر و حداقل ماهانه نیز نشان داد که در طی سال‌های آماری 1951 تا 2010 DTR روندی کاهشی دارند. نقطه‌ی شکست در این سری‌های زمانی نیز همانند سری‌های فصلی و سالانه در حوالی سال 1985 رخ‌داده است. روند کاهشی اختلاف دمای شبانه‌روز حاکی از افزایش بیشتر دمای حداقل در برابر دمای حداکثر است. این امر می‌تواند بر بخش کشاورزی اثرات قابل توجهیاعمال کند. لذا در یک مدیریت صحیح کشاورزی بایستی چنین مواردی را مدنظر قرار داد.

مقالات پژوهشی

چشم انداز تغییرات اقلیم به روش ریزمقیاس‌نمایی آماری چندمکانی (مطالعه موردی گیلان)

صفحه 1686-1699

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.47008

وستا افضلی، مسعودرضا حسامی کرمانی

چکیده به منظور تبدیل خروجی‌های بزرگ‌مقیاس مدل‌های جهانی به ریزمقیاس، تحت تاثیر متغیرهای محلی مانند دما، به تکنیک‌های ریزمقیاس‌نمایی قابل اعتماد نیاز است. روش‌های کلاسیک ریزمقیاس‌نمایی آماری با در نظر گرفتن وابستگی زمانی، مدل را اجرا نموده و به شبیه‌سازی طرح اقلیمآینده می‌پردازند. در این تحقیقبا کمک مدلASD به ریزمقیاس‌نمایی چندمکانی پارامترهای دما و بارش با داده‌های بروز شده‌ی CGCM3.1 با سناریوی A2 برایدو ایستگاه‌رشت و بندرانزلی به طور همزمان با در نظرگرفتن همبستگی‌های چند‌‌‌ ‌‌مکان پرداخته و سپس برای سه دوره‌ی سی ساله آینده، اقلیم شبیه‌سازی شد. هدف از استفاده این روش، نشان دادن اهمیت مدل‌های چندمکانی و ایجاد زمینه‌ی مناسب برای محاسبه‌ی عدم قطعیتشبیه‌سازی‌‌های اقلیم آینده است. به منظور انتخاب متغیرهای غالب برای مدل‌سازی چند مکانی از روش رگرسیون گام به گام استفاده شد؛ به طوری که متغیرهای ارتفاع ژئوپتانسیل سطح 850 هکتوپاسکال، رطوبت ویژه سطح 850 هکتوپاسکال،رطوبت ویژه سطح 1000هکتوپاسکال و دمای سطح در ارتفاع 2 متری مهم‌ترین متغیرها برای مدل‌های دما و بارش هستند. نتایجبه‌طور میانگین افزایش دما و کاهش بارندگی را برای سال‌های آتینشان می‌دهد. در ناحیه مورد مطالعه، میزان کاهش در میانگین بارش مقدار 15/0 تا 3/0 میلی‌متر در روز و کاهش شاخص‌ اقلیمی درصد روزهای مرطوب 6 تا 25/7 درصد نسبت به دوره‌ی مبنا (1990-1961) برآورد شده است؛ از طرفی افزایش شاخص میانگین دمای حداکثر، میانگین و حداقل به ترتیب 17/3، 5/2 و 1/2 درجه سانتی‌گراد نسبت به دوره مبنا دیده شده است.

مقالات پژوهشی

پایش وضعیت‌های رطوبتی و روند آن‌ها بر مبنای شاخص بارش- تبخیر و تعرق استاندارد شده (SPEI) در نواحی مختلف آب و هوایی ایران

صفحه 1700-1717

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.47565

محمد قبائی سوق، حمید زارع ابیانه، ابوالفضل مساعدی، سیده زهرا صمدی

چکیده خشکسالی یک ویژگی طبیعی تکرار شونده از تغییرات اقلیمی می‌باشد که اساسا در ارتباط با کمبود بارش تعریف می‌گردد. امروزه همگان پذیرفته‌اند که خشکسالی یک پدیده‌ی چند متغیره می‌باشد و نوسانات هر یک از متغیرهای جوی و اقلیمی می‌توانند سبب افزایش یا کاهش شدت این پدیده گردد. شاخص نسبتاً جدید بارش- تبخیر و تعرق استاندارد شده (SPEI) از داده‌های بارش و تبخیر و تعرق در قالب یک مدل بیلان آبی بر پایه‌ی مفاهیم شاخص بارش استاندارد شده (SPI) استفاده می‌کند و قادر به در نظر گرفتن اثرات ناشی از گرمایش جهانی می‌باشد. در این تحقیق با بررسی ارتباط بین شاخص SPEI با شاخص‌های SPI و شناسائی خشکسالی (RDI)، از شاخص SPEI برای پایش خشکسالی 11 ایستگاه واقع در 6 منطقه‌ی مختلف آب و هوائی ایران در مقیاس‌های سالانه، کوتاه‌مدت (1، 3 و 6 ماهه) و بلندمدت (9، 12، 18و 24 ماهه) استفاده شده است. هم‌چنین به منظور بررسی روند وضعیت‌های رطوبتی طی 51 سال اخیر (2010- 1960) در کشور از روش گرافیکی LOWESS و آزمون ناپارامتری من– کندال به ترتیب در مقیاس سالانه و ماهانه استفاده شده است. مطابق نتایج بدست آمده بیشترین همبستگی شاخص ‌SPEI با شاخص های SPI و RDI مربوط به ایستگاه‌های واقع در نواحی مرطوب ساحلی می‌باشد و با کم‌شدن مقدار رطوبت، همبستگی آن‌ها با یکدیگر کاهش می‌یابد. مقایسه‌ی نتایج شاخص‌های SPI و SPEI نشان داد که شاخص SPI ضمن داشتن نتایج مناسب در مناطق مرطوب، در مناطق خشک دقت کمتری دارد. هم‌چنین بر اساس نتایج شاخص SPEI در مقیاس‌های بلندمدت، سه دوره‌ی مشخص رطوبتی در طول 51 سال گذشته قابل تشخیص می‌باشد که شروع وقایع خشکسالی دوره‌ی سوم از سال 1997 می‌باشد. نتایج بررسی روند سالانه وضعیت‌های رطوبتی نیز نشان دهنده‌ی تغییرات افزایشی وقوع خشکسالی‌ها در سال‌های منتهی به سال 2010 می‌باشد. از طرفی بررسی روند وضعیت‌های رطوبتی بر اساس شاخص SPEI یک ماهه نشان می‌دهد که روند مشاهد شده برای بیشتر ماه‌های سال (اکتبر تا دسامبر و ژانویه تا ژوئن) در ایستگاه‌های مورد بررسی به جز تهران و شیراز بیشتر از نوع کاهشی می‌باشد که نشانگر افزایش کمبودهای رطوبتی طی سال زراعی می‌باشد.

مقالات پژوهشی

تأثیر نانو آهن صفرظرفیتی پایدار شده با اسید آسکوربیک بر توزیع شکل‌های مختلف کادمیوم در سه نوع خاک

صفحه 1620-1633

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.46220

محدثه سواسری، سید مصطفی عمادی، محمدعلی بهمنیار، پوریا بی پروا

چکیده آلودگی خاک ها با فلزات سنگین یکی از مشکلات زیست محیطی عمده در جوامع بشری است. در این راستا استفاده از نانو ذرات آهن صفرظرفیتی به عنوان اصلاح کننده آلودگی های محیط زیست مورد توجه محققان می باشد. بدین منظور سنتز و تعیین مشخصات نانو آهن صفرظرفیتی پایدار شده با اسیدآسکوربیک (AAS – ZVIN) در شرایط هوازی و ارزیابی تأثیر آن بر قابلیت جذب کادمیوم در خاک و توزیع شکل-های شیمیایی آن در سه خاک شنی، اسیدی و آهکی مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور، آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با تیمارهایی شامل کادمیوم در سطوح 15 و 45 میلی گرم بر کیلوگرم و AAS – ZVIN در سطوح 0، 5/0، 1 و 2 درصد وزنی در سه خاک شنی، اسیدی و آهکی در دو دوره زمانی یک و چهار هفته با سه تکرار انجام شد. توزیع شکل های شیمیایی کادمیوم با استفاده از عصاره گیری دنباله ای تعیین گردید. نتایج تصاویر SEM، XRD نشان داد که نانو آهن سنتز شده با اسیدآسکوربیک به ترتیب دارای اندازه کمتر از 50 نانومتر، حداکثر پیک در2θ برابر 8/44 درجه دارد. نتایج نشان داد که در هر سه خاک شنی، اسیدی و آهکی، کاربرد 5/0، 1 و 2 درصد وزنی از AAS - ZVIN در هر دو سطح آلودگی 15 و 45 میلی گرم بر کیلوگرم مقدار کادمیوم قابل جذب کاهش یافت. با گذشت زمان از یک به چهار هفته با کاربرد AAS – ZVIN تغییرات کادمیوم قابل جذب، روند کاهشی داشت. هم چنین نتایج حاصل از عصاره گیری دنباله ای نشان داد که در هر سه خاک شنی، اسیدی و آهکی با افزایش غلظت AAS – ZVIN از صفر به 2 درصد وزنی، شکل های محلول و تبادلی و کربناتی کاهش و شکل های متصل به ماده آلی و اکسید آهن و منگنز و باقیمانده کادمیوم افزایش یافت. بنابراین می‌توان بیان داشت کارایی نانو آهن صفرظرفیتی در کاهش کادمیوم از خاک بالا بوده و می‌تواند به عنوان یک روش کارآمد در رفع آلودگی این قبیل خاک ها معرفی شود.

مقالات پژوهشی

بررسی تغییرات مکانی برخی از ویژگی‌های خاک با ویـژگی‌های کمی، کیفی و رویشی پرتقال والنسیا در منطقه کازرون استان فارس

صفحه 1634-1645

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.50503

مینا کیانی، محمد حسن صالحی، جهانگرد محمدی، عبدالرحمان محمدخانی

چکیده آگاهی از نحوه ی تغییرپذیری مکانی ویژگی های خاک و ارتباط آن ها با عملکرد محصول در باغات برای دست یابی به تولید بیش تر و مدیریت بهتر ضروری می باشد. به منظور بررسی ارتباط آماری و زمین آماری برخی از ویژگی های فیزیکی و شیمیایی خاک با عملکرد، ویژگی های کیفی و رویشی پرتقال والنسیا در باغی به مساحت حدود 1 هکتار در منطقه کازرون استان فارس از دو عمق 40-0 و 80-40 سانتی متری، در مجموع، 120 نمونه خاک برداشت شد. نمونه برداری از درختان پرتقال بصورت ترکیبی از دو درختی که فاصله کمتری با نمونه های خاک داشتند، انجام گردید. ویژگـی های فیزیکی و شیمیایی خاک، عمـلکرد، ویـژگی های کیفی و رویشی پرتقال بر اسـاس روش های استاندارد تعیین شدند. نتایج آمـاری نشـان داد که pH کم ترین (48/2درصد) و ویتامین ث پرتقال بیـش ترین (46/59درصد) ضریب تغییرات را دارند. عملکرد پرتقال با ماده ی آلی و منگنز قابل جذب در عمق صفر تا 40 سانتی متری از سطح خاک، دارای رابطه ی مثبت و معنی داری (به ترتیب، 29/0 در سطح 95درصد و 31/0 در سطح 99درصد) بود. نقشه های حاصل از میان یابی توسط کریجینگ نشان داد ویژگی های خاک و عملکرد محصول دارای پراکنش مکانی هستند و همچنین، برخـی از ویـژگی های خاکی شامل درصد ماده آلی، پتاسیم محلول، فسفر، روی و منگنز قابل جذب در هر دو عمـق نمونه برداری در شرق و جنوب شرقی منطقه ی مورد مطالعه بیش تر از دیگر مناطق می باشد که این نقشه ها با عملکرد میوه، الگوی پراکنش مکانی تقریباً مشابهی دارند. با توجه به تاثیری که عناصر و ماده آلی در این تحقیق نشان دادند مطالعه ی تاثیر مصرف کودها بر ویژگی های کمی، کیفی و رویشی پرتقال در باغات منطقه به منظور روشـن تر شدن تاثیـر این عنـاصر توصـیه می گردد.

مقالات پژوهشی

تغییرات فصلی بارش و درجه حرارت حوضه آبخیز کشف رود در دوره های آتی با رویکرد مدل های گردش کلیسری CMIP5

صفحه 1718-1732

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.56154

امیرحسین آقاخانی افشار، یوسف حسن زاده، علی اصغر بسالت پور، محسن پوررضا بیلندی

چکیده چرخه هیدرولوژی در حوضه رودخانه ها و منابع آب قابل دسترس در مناطق خشک و نیمه خشک جهان به شدت تحت تأثیر تغییرات اقلیم و افزایش بیش از حد انتشار گازهای گلخانه ای قرار دارند؛ به گونه ای که در سال های اخیر، افزایش درجه حرارت ناشی از انتشار بیش از حد گازهای گلخانه ای سبب ایجاد یک ناهنجاری در سیستم اقلیم کره زمین گردیده است. هدف از این تحقیق بررسی فصلی روند تغییرات آتی مؤلفه های اقلیمی در یکی از بزرگترین حوضه های کوهستانی شمال شرقی ایران (حوضه آبخیز کشف رود) با استفاده از برونداد مدل های گردش کلیسری CMIP5 و تحت سناریوهای جدید انتشار RCP می باشد. در این تحقیق با درنظر گرفتن دو پارامتر بارش و درجه حرارتبه عنوان مهم ترین پارامترهای اقلیمی در حوضه‌های آبخیز، چهارده مدل از بین مدل هایCMIP5 انتخاب گردید. در دوره تاریخی (1384-1371)، داده های شبیه سازی شده توسط این مدل ها با داده های مشاهداتی و با استفاده از چهار معیار ارزیابی شامل: ضریب ناش-ساتکلیف، درصد اریبی، ضریب تعیین و نسبت جذر ریشه مربعات خطاء به انحراف معیار استاندارد داده های مشاهداتی، مورد مقایسه و ارزیابی قرار گرفتند. در نهایت، چهار مدل اقلیمی به نام های GFDL-ESM2G، IPSL-CM5A-MR، MIROC-ESM و NorESM1-M که براساس معیارهای ارزیابی بیشترین انطباق را با داده های مشاهداتی از خود نشان دادند، انتخاب گردید. علاوه بر این، تغییرات اقلیم آینده توسط چهار سناریوی جدید انتشار (RCPs) به نام های RCP2.6، RCP4.5، RCP6.0 و RCP8.5 و تحت سه بازه زمانی آینده نزدیک (1416-1385)، آینده متوسط (1449-1416) و آینده دور (1479-1449) در این چهار مدل مورد مقایسه و ارزیابی قرار گرفتند. به منظور بررسی روند تغییرات سالانه و فصلی مؤلفه های اقلیمی از آزمون غیرپارامتری من-کندال استفاده گردید. نتایج حاصل از آزمون من-کندال، نشان داد که مؤلفه بارش، از یک روند مثبت و منفی که از نظر آماری معنی دار می باشد، پیروی می کند. همچنین درجه حرارت متوسط نیز یک روند مثبتمعنی دار با سطوح اعتماد 90، 99 و 9/99 درصد را از خود نشان داد. بیشترین و کمترین بارش ها در فصل های بهار و تابستان رخ خواهد داد و درجه حرارت متوسط در تمامی فصول سال بیشتر از دوره پایه (تاریخی) می باشد. همچنین، به طور متوسط در تمامی مدل ها و سناریوها، بیشترین و کمترین درجه حرارت متوسط نیز در فصل های تابستان و زمستان حاصل خواهد شد و به تبع آن میزان بارش های فصلی نیز در این فصول به ترتیب کاهش و افزایش خواهد یافت.

مقالات پژوهشی

اثر مدیریت‌های مختلف آبیاری یک درمیان با آب شور- غیرشور بر روی عملکرد ذرت و توزیع رطوبت و شوری در نیمرخ خاک

صفحه 1595-1606

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.41857

علیرضا کیانی، افشین مساوات

چکیده تاثیر روش‌های مختلف آبیاری یکدرمیان با آب شور بر روی عملکرد ذرت، توزیع شوری و رطوبت در نیمرخ خاک در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار به مدت دو سال مورد بررسی قرار گرفت. تیمارهای آزمایشی شامل: T1 و T2 به ترتیب 100 و 50 درصد آب مورد نیاز گیاه با آب غیرشور، T3 و T4 آبیاری با آب غیر شور– شور به ترتیب بصورت متناوب و ثابت، T5 و T6 کم آبیاری با آب غیرشور و آبیاری یک درمیان به ترتیب بصورت ثابت و متناوب و T7 آبیاری کامل با آب شور بود. شوری آب آبیاری در تیمارهای غیرشور و شور به ترتیب 5/1 و 8 دسی‌زیمنس بر متر بود. تیمارهای کم‌آبیاری (T2، T5 و T6) و همچنین تیمارهای آبیاری با آب شور یک درمیان (T3 و T4) از نظر عملکرد نسبت به هم اختلاف معنی‌داری نداشته بطوری که عملکرد در تیمارهای T3 و T4 با 50 درصد ذخیره آب شیرین نسبت به تیمار T1 به ترتیب در حدود 7 و 1 درصد کاهش داشت. مقایسه توزیع رطوبت در تیمارهای کم آبیاری نشان داد که بیشترین رطوبت در سطح و عمق خاک به ترتیب مربوط به تیمارهای T6 و T2 بود. بررسی دو ساله‌ی توزیع شوری در نیمرخ خاک در تیمارهای T3 و T4 نشان داد که امکان کاربرد آب شور برای تولید ذرت وجود دارد ولی برای حفظ پایداری، زهکشی و آبشویی خاک مورد نیاز است.

مقالات پژوهشی

اثر کاربرد ورمی‌کمپوست بر کاهش اثر سوء تنش آبی بر رشد و ترکیب شیمیایی ذرت در یک خاک آهکی

صفحه 1607-1619

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.46319

لیلا زارع، عبدالمجید رونقی، سید علی اکبر موسوی، رضا قاسمی

چکیده به منظور مطالعه اثر کاربرد ورمی کمپوست بر رشد و ترکیب شیمیایی ذرت تحت تنش آبی، آزمایشی گلخانه ای به صورت فاکتوریل (3×4) و در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار اجرا شد. تیمارهای مورد استفاده شامل چهار سطح ورمی کمپوست دامی (0، 10، 20 و 30 گرم در کیلوگرم خاک) و سه سطح رطوبت ( 100، 80 و 60 درصد ظرفیت مزرعه) بود. نتایج نشان داد که افزایش سطوح ورمی کمپوست سبب افزایش معنادار وزن خشک ذرت و غلظت نیتروژن، فسفر، آهن، مس و روی در اندام هوایی ذرت شد. اما غلظت منگنز به طور معناداری کاهش یافت، هرچند غلظت منگنز در گستره کفایت بود. با افزایش سطوح تنش آبی وزن خشک ذرت به طور معناداری کاهش یافت و به دلیل کاهش زیست توده گیاه، غلظت عناصر ذکر شده در اندام هوایی ذرت افزایش معنادار داشت. کاربرد 30 گرم ورمی کمپوست تحت تنش آبی 60 و 80 درصد ظرفیت مزرعه، غلظت نیتروژن، فسفر، روی، مس و آهن اندام هوایی ذرت را نسبت به تیمار شاهد در هر سطح تنش آبی به طور معناداری افزایش داد. در سطح تنش آبی 60 درصد ظرفیت مزرعه کاربرد 30 گرم ورمی کمپوست سبب افزایش معنادار وزن خشک ذرت نسبت به تیمار شاهد (در تنش آبی مربوطه) شد. با توجه به اثر مثبت کاربرد ورمی‌کمپوست در کاهش اثر سوء تنش آبی بر عملکرد و غلظت عناصر غذایی و همچنین با توجه به نقش این کود در بهبود وضعیت تغذیه ای ذرت، کاربرد ورمی کمپوست می تواند کود مناسبی برای استفاده در زمین های کشاورزی که با مشکل کمبود آب مواجه هستند، باشد.

مقالات پژوهشی

غلظت فلزات سنگین در خاک‌های اراضی فضای سبز شرکت فولاد مبارکه

صفحه 1574-1583

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.35976

وحید مرادی نسب، مهران شیروانی، شمس الله ایوبی، محمدرضا بابایی

چکیده با توجه به کمبود آب در نواحی خشک و نیمه خشک کشور، استفاده از آب های نامتعارف نظیر فاضلاب های تصفیه شده جهت آبیاری گیاهان ضروری است. شرکت فولاد مبارکه جهت آبیاری قطره ای حدود 1350 هکتار از اراضی فضای سبز خود از فاضلاب صنعتی تصفیه شده این مجتمع استفاده می کند. لذا این مطالعه به منظور بررسی تأثیر آبیاری با پساب تصفیه شده این شرکت به مدت 2، 6 و 18 سال بر غلظت فلزات سنگین خاک در مقایسه با آب چاه و خاک بدون آبیاری انجام گرفت. بدین منظور از ناحیه پیاز رطوبتی درختان از سه عمق 20-0، 40 -20 و 60-40 سانتی متر نمونه‌های خاک تهیه و غلظت قابل دسترس و کل فلزات سنگین در آن‌ها اندازه گیری گردید. نتایج این مطالعه افزایش معنی داری را در غلظت آهن، مس، روی، سرب، کادمیم و نیکل قابل دسترس در خاک های آبیاری شده با پساب به مدت 6 و 18 سال نسبت به خاک بکر (نمونه شاهد) نشان داد. مقادیر کل فلزات سنگین نیز نسبت به نمونه شاهد افزایش یافت ولی غلظت این فلزات بطور قابل توجهی کمتر از استانداردهای سازمان محیط زیست کشور بود. بنابراین، استفاده از پساب حاصل از تصفیه فاضلاب صنعتی، حتی در درازمدت، سبب آلوده شدن خاک های اراضی فضای سبز شرکت فولاد مبارکه نشده است. بنابراین، آبیاری اراضی جنگلی با پساب تصفیه شده می تواند به عنوان روشی مناسب در مدیریت بحران آب در مراکز صنعتی کشور مورد استفاده قرار گیرد.

مقالات پژوهشی

بررسی تأثیر مصرف تقسیطی کود اوره بر تلفات نیتروژن در کودآبیاری جویچه‌ای

صفحه 1584-1594

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.41254

فرید فیض اله پور، مهدی کوچک زاده، فریبرز عباسی، محمدنبی غیبی، رجب چوگان

چکیده کودآبیاری به دلیل امکان مصرف تقسیطی عناصر غذایی روشی مؤثر برای افزایش کار آیی مصرف آب و کود و کاهش تلفات کودهای نیتروژنی است .در پژوهش حاضر به‌منظور بررسی اثر مصرف تقسیطی کود اوره در کودآبیاری جویچه‌ای بر تلفات کود، تحقیقی بر روی ذرت دانه‌ای رقم سینگل کراس 260 در مزرعه پژوهشی موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر (کرج) در سال زراعی 1392 انجام شد. این آزمایش‌ شامل 7 تیمار به‌صورت یک تیمار پخش سطحی کود و شش تیمار کودآبیاری بود و در چهار تکرار انجام گردید. طرح آزمایش به‌صورت فاکتوریل و در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی اجرا گردید. فاکتور اول (S) شامل دو سطح تقسیط کود اوره (سه و چهار تقسیطی) و فاکتور دوم (N) شامل سه سطح کودی (100، 80 و 60 درصد توصیه کودی) بود. تیمارهای کودآبیاری در نهایت با روش کود دهی سطحی مورد مقایسه قرار گرفتند. کود مورد نیاز در تیمار سنتی در دو تقسیط مساوی و به‌صورت پخش سطحی به خاک اضافه گردید. بر اساس نتایج حاصل از تجزیه واریانس داده‌ها، درصد تلفات نیتروژن از طریق رواناب سطحی، تحت تأثیر مقدار کود مصرفی و اثر متقابل آن با تقسیط کود قرار گرفت. بیشترین تلفات نیتروژن توسط رواناب، در سطح کودی 100 درصد اتفاق افتاد و تفاوت معنی‌داری بین سطوح 60 و 80 درصد توصیه کودی حاصل نشد. از لحاظ درصد نیتروژن باقی‌مانده در خاک، تیمار سنتی با روش پخش سطحی کود، دارای بیش ترین مقدار نیتروژن موجود در خاک بعد از آزمایشات کودآبیاری بود. علاوه بر این در بررسی اثر متقابل تقسیط و مقدار کود مصرفی مشاهده شد که با کاربرد تنها 60 درصد توصیه کودی طی چهار تقسیط مساوی در طول فصل رشد، می‌توان ضمن دست‌یابی به عملکرد مطلوب، میزان آلودگی زیست‌محیطی را کاهش داد.

مقالات پژوهشی

حذف آفت‌کش کنفیدور از آب‌های آلوده توسط گونه‌های مختلف قارچ تریکودرما

صفحه 1543-1555

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.37115

فرناز ارشادفتح، حسین بانژاد، فریبا محسن زاده

چکیده آفت کش ها در شمار مهم‌ترین آلاینده های آب های سطحی و زیرزمینی می باشند. تجزیه زیستی مهم ترین و مؤثرترین راه برای نابودی آفت-کش ها در محیط بشمار می رود. فنون زیست پالایی به دلیل هزینه های کم، سازگاری با محیط زیست و بازدهی زیاد به عنوان گزینه مناسبی جهت کاهش و یا حذف آلاینده ها از محیط مورد توجه می باشند. هدف از پژوهش حاضر بررسی پتانسیل حذف آفت کش کنفیدور از آب های آلوده توسط گونه های مختلف قارچ تریکودرما تحت تأثیر متغیرهای pH، غلظت سم و زمان می باشد. بدین منظور 3 گونه قارچ تریکودرما در pH های 5، 7 و 9 در محیط های کشت PDB حاوی غلظت های 1، 3 و 5 میلی گرم در لیتر از سم، کشت داده شدند. مقدار سم باقیمانده در نمونه ها در 4 مرحله قرائت و نتایج حاصل توسط نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید. نتایج نشان داد گونه های قارچی مورد مطالعه قادر به حذف سم کنفیدور از آب آلوده می باشند و گونه T.harzianum با درصد حذف 34/60، از بیشترین توانایی و گونه T.tomentosum با راندمان حذف 60/44 درصد، از کمترین توانایی در زیست پالایش سم مذکور از آب های آلوده برخوردار می باشند. افزایش غلظت سم از 1 به 5 میلی گرم در لیتر، سبب افزایش درصد حذف سم کنفیدور از محیط‌های کشت گردید. نتایج درصد حذف سم کنفیدور در pH های مختلف نشان داد در همه گونه های قارچی راندمان حذف سم در 5= pHبالاتر از سایر pH ها می باشد.

مقالات پژوهشی

واسنجی مقادیر نیتروژن قابل استفاده و محتوی آب خاک با عملکرد دانه گندم دیم

صفحه 1556-1573

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.36954

ولی فیضی اصل، امیر فتوت، علیرضا آستارایی، امیر لکزیان، میراحمد موسوی شلمانی، علی خراسانی

چکیده نیتروژن مهمترین عامل تغذیه‌ای محدودکننده رشد گندم دیم بشمار می‌آید. به منظور برقراری ارتباط بین اشکال مختلف نیتروژن در خاک با پاسخ گندم دیم، پژوهشی در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی به صورت کرت‌های دو بار خرد شده در ایستگاه تحقیقات کشاورزی دیم (مراغه) به اجرا در آمد. زمان مصرف نیتروژن در کرت‌های اصلی (کل نیتروژن در پائیز و در پائیز + در بهار)، مقادیر نیتروژن در کرت‌های فرعی (0، 30، 60 و 90 کیلوگرم در هکتار) و 7 ژنوتیپ در کرت‌های فرعی در 3 تکرار مورد بررسی قرار گرفتند. در مرحله ساقه رفتن (ZGS32)، نمونه‌های خاک از لایه‌های 20-0، 40-20، 60-40 و 80-60 سانتی‌متری از کرت‌های فرعی تهیه و نیترات و آمونیوم در آن‌ها اندازه‌گیری شد. در این لایه‌ها میزان رطوبت خاک نیز با استفاده از دستگاه Diviner2000 قرائت شد. نتایج نشان داد، نیتروژن معدنی مناسب‌ترین فرم نیتروژن بود که به همراه رطوبت خاک توانستند 80 درصد از تغییرات عملکرد دانه را توجیه نمایند. مطابق این مدل، اثر محتوی آب خاک در تولید گندم دیم، 3/2 برابر نیتروژن بود. مناسب‌ترین لایه برای واسنجی نیتروژن، 40-0 سانتی‌متری و حد بحرانی نیتروژن معدنی برای تولید عملکردهای بیش از 5/2 تن در هکتار، 41 کیلوگرم در هکتار می‌باشد. مصرف پائیزی 50 کیلوگرم نیتروژن در هکتار قادر به تامین حد بحرانی یادشده در شرایط آزمایش می‌باشد. در مجموع استنباط می‌شود، بین نیتروژن خاک و محتوی رطوبتی آن با پاسخ گندم دیم ارتباط منطقی وجود دارد و از این مدل می‌توان به عنوان ابزار کمکی در توصیه کودهای نیتروژنی برای گندم دیم استفاده نمود.

مقالات پژوهشی

خصوصیات فیزیکوشیمیایی، میکرومورفولوژیکی و کانی‌شناسی رسی خاک‌های منطقه بردسیر متأثر از سازندهای زمین‌شناسی، ژئومورفولوژی و اقلیم

صفحه 1515-1530

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.33013

امیر بیات، محمد هادی فرپور، اعظم جعفری

چکیده تشکیل و تکامل خاک‌ها در مناطق خشک و نیمه خشک شدیداً تحت تأثیر سازندهای زمین شناسی و ژئومورفولوژی منطقه می باشد. نهشته های جوان کواترنری، مارن های نئوژن و کرتاسه از مهم‌ترین و گسترده ترین سازندهای زمین شناسی در منطقه بردسیر می باشند. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر سازندهای زمین شناسی و همچنین اقلیم و سطوح ژئومورفولوژی بر ویژگی های فیزیکوشیمیایی، کانی-شناسی و میکرومورفولوژی خاک های منطقه می باشد. در این مطالعه 11 خاکرخ متأثر از این سازندها و در رژیم های رطوبتی اریدیک، مرز اریدیک- زریک و زریک و بر روی سطوح ژئومورفیک پدیمنت پوشیده و سنگی، دشت های سیلابی و دامنه ای، سطوح حدواسط، باهادا و تراس ها حفر شد. حداکثر مقدار گچ در خاک های واقع بر سازندهای کواترنری و مارن های کرتاسه و حداکثر مقدار کربنات کلسیم در سازندهای نئوژن مشاهده شد. خاک های متکامل مانند آلفی سول ها در رژیم رطوبتی زریک و سطوح ژئومورفولوژی دشت دامنه ای و خاک-های انتی سول در رژیم رطوبتی اریدیک و سطوح ژئومورفولوژی پدیمنت سنگی تشکیل شده اند. کانی های رسی مشاهده شده در این منطقه شامل اسمکتیت، ورمی‌کولیت، ایلیت، کائولینیت و کلریت می باشد که با حرکت از رژیم رطوبتی اریدیک به زریک نسبت اسمکتیت به ایلیت افزایش یافت. مطالعات میکرومورفولوژیکی نیز نشان داد با حرکت از رژیم رطوبتی اریدیک به زریک از بلورهای گچ کاسته شده و یا اثری از آن ها دیده نمی‌شود و بالعکس بر ضخامت پوشش های رس و بلورهای کلسیت افزوده شد. همچنین این مطالعات نشان داد عوارض خاک ساخت گچی عمده عوارض مشاهده شده در سازندهای کرتاسه و انواع عوارض خاک ساخت آهکی عمده عوارض مشاهده شده در سازندهای نئوژن می باشد.

مقالات پژوهشی

اثر نوسان ها و شوری آب زیرسطحی بر اشکال مختلف آهن در برخی از خاک‌های خوزستان

صفحه 1531-1542

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.35151

مصطفی پژوهان نیا، مصطفی چرم، سیروس جعفری

چکیده اشکال آهن و نسبت آن‌ها در خاک می‌تواند درجه تکاملی خاک‌ها را نشان دهد. هدف از این تحقیق، تعیین همبستگی بین شوری و سطح آب زیرسطحی بر تکامل خاک و اثرات زهکشی بر تشکیل این فرایندها در شرایط خاک‌های شور و غیرشور است. برای این منظور 12 خاک رخ و 6 مته در مناطق حاشیه جنوبی شوش و عبدالخان در استان خوزستان حفر گردید. خصوصیات فیزیکوشیمیایی خاک و اشکال آهن خاک به دو روش دیتیونایت سدیم (Fed) و اگزالات آمونیوم (Feo) عصاره گیری و اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که نسبت آهن اگزالات به آهن دیتیونایتی در این خاک‌ها تحت تأثیر شوری، بافت خاک، مواد آلی،کشت وکار، سطح آب زیرسطحی متفاوت است. شوری برخی از خاکرخ‌ها سبب شده که ریزجانداران مؤثر بر فرایند اکسایش و احیا امکان فعالیت نداشته باشند. بین مقدار شوری آب و Fec و مقدار شوری آب وFeo همبستگی مثبتی ملاحظه شد ((R2=0.85. در مناطق شور، تجمع آهن بیشتر به صورت بی شکل و در منطقه غیرشور به شکل بلوری بود. این امر نشان دهنده شرایط مناسب برای تشکیل آهن بلوری در منطقه غیرشور است. با افزایش مقدار رس و قدمت کشت و کار، مقدار آهن بلوری هم بیشتر شد. نتایج نشان داد افزایش یون هایSO42- و –Cl در خاک ها، باعث واکنش این یون ها به آهن شده و مانع از تشکیل آهن بلوری می شود و آهن بیشتر به ‌صورت بی شکل رسوب نموده است.

مقالات پژوهشی

تأثیر کاربری اراضی مختلف بر غلظت و الگوهای شیمیایی برخی عناصر سنگین در اراضی مرکزی استان زنجان

صفحه 1489-1501

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.27751

علی افشاری، حسین خادمی، شمس الله ایوبی

چکیده مطالعه حاضر با هدف بدست آوردن اطلاعاتی در مورد غلظت و الگوی شیمیایی برخی عناصر سنگین در خاک های اطراف زنجان تحت تأثیر کاربری های اراضی مختلف انجام گرفت. برای این منظور تعداد 241 نمونه خاک سطحی (عمق 10-0 سانتی متر) برداشت گردید که سهم کاربری-های اراضی کشاورزی، مرتع و شهری به ترتیب 137، 77 و 27 نمونه بود. غلظت کل (241=N)، قابل جذب (75=N) و عصاره گیری متوالی (75=N) به ترتیب با روش اسید نیتریک 5 نرمال، DTPA و تسیر انجام شده و با استفاده از دستگاه جذب اتمی قرائت گردید. نتایج نشان داد که غلظت کل سرب، روی، مس و کادمیم در کاربری شهری بالاتر می باشد (به ترتیب میانگین 1/220، 1/399، 9/75 و 47/2 میلی گرم برکیلوگرم). در کاربری شهری میانگین (هندسی) مقادیر قابل جذب عناصر نیز بالاتر از سایر کاربری های اراضی بود و برای روی، سرب، نیکل، مس و کبالت به ترتیب 09/27، 24/27، 11/1، 24/4 و 41/0 میلی گرم برکیلوگرم بدست آمد. کاربری اراضی مختلف تأثیر آشکاری بر توزیع فرم های شیمیایی عناصر گذاشته است. در تمام نمونه های خاک بیشترین درصد کبالت، نیکل و مس در جزء باقیمانده و کمترین مقدار برای کبالت جزء متصل به مواد آلی و برای نیکل و مس جزء تبادلی بود. جزءبندی روی و سرب در کاربری کشاورزی و مرتع تقریباً یکسان است و جزء باقیمانده بیشترین سهم را دارد. در کاربری شهری جزء متصل به اکسیدهای آهن و منگنز، جزء غالب بوده و برای روی و سرب به ترتیب 8/40 درصد و 8/30 درصد مشاهده گردید. جزء باقیمانده در این دو فلز در رتبه دوم قرار داشت.

مقالات پژوهشی

اثر قارچ‌های مایکوریزا- آربسکولار و فسفر بر جذب آرسنیک از خاک‌های آلوده به آرسنیت و آرسنات به‌وسیله گیاه آفتابگردان

صفحه 1502-1514

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.29795

سعید باقریفام، امیر لکزیان، امیر فتوت، رضا خراسانی

چکیده در سال‌های اخیر آلودگی خاک‌ها و آب به آرسنیک به دلیل کاربردهای صنعتی و فعالیت‌های معدن‌کاری منجر به نگرانی‌های جدی زیست محیطی شده است. روش‌های مختلفی برای مدیریت زیست محیطی و پالایش خاک‌های آلوده پیشنهاد شده که در بین این روش‌ها گیاه پالایی به عنوان گزینه‌ای موثر و سازگار با محیط زیست مطرح شده است. به منظور پی بردن به اثرات همزیستی مایکوریزایی و غلظت فسفر بر جذب آرسنیت و آرسنات بوسیله گیاه آفتابگردان، مطالعه‌ای گلخانه‌ای به صورت کاملا تصادفی در قالب فاکتوریل با سه سطح مایکوریزا (شاهد، Glomus intraradices وmosseae Glomus)، دو سطح فسفر (0 و 60 میلیگرم بر کیلوگرم) و دو گونه معدنی آرسنیک (50 میلیگرم بر کیلوگرم آرسنیت یا آرسنات) انجام شد. نتایج حاصل از آزمایش نشان داد همزیستی مایکوریزایی غلظت آرسنیک در بخش هوایی گیاه را کاهش و افزایش سطح فسفر خاک غلظت آرسنیک را در بخش هوایی گیاه آفتابگردان افزایش می‌دهد. بنابراین همزیستی مایکوریزایی بوسیله گیاه آفتابگردان بازدهی تثبیت گیاهی و افزایش غلظت فسفر در خاک بازدهی جذب گیاهی آرسنیک را در خاک‌های آلوده به آرسنیک افزایش می‌دهد.

مقالات پژوهشی

پتانسیل‌یابی آب زیرزمینی در سازندهای سخت با بکارگیری روش‌های تصمیم‌گیری چند معیاره AHP وSAW (مطالعه موردی: حوضه آلمانه)

صفحه 1461-1477

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.46758

عبدالرضا واعظی هیر، مهری تبرمایه

چکیده محدوده مطالعاتی آلمانه با مساحت 7011 هکتار در جنوب غرب شهرستان مریوان واقع شده است. گسترش سازندهای ماسه سنگی و آذرین در این مناطق سفره‌های سازند سخت با منابع آبی مناسب از نظر کیفی بوجود آورده‌اند که در کنار منابع آبرفتی می‌توان از این آبخوان‌های سازند سخت برای تامین منابع آب استفاده نمود. بدین منظور در این پژوهش دو روش وزن دهی تجمعی ساده و فرآیند تحلیل سلسله مراتبی با بکارگیری فن بردار ویژه، برای پتانسیل‌یابی منابع آب زیرزمینی مورد استفاده قرار گرفته و پارامترهای مختلف به صورت لایه های لیتولوژی، تراکم شکستگی، ارتفاع، شیب، پوشش گیاهی و جهت شیب و تراکم آبراهه جهت بررسی پتانسیل منابع آبی در نظر گرفته شده است. در این راستا لایه‌های اطلاعاتی مربوط به هر کدام از این معیارها تهیه و در محیط GIS و IDRISI طبقه‌بندی، وزن‌دهی و با استفاده از وزن دهی تجمعی ساده و فرآیند تحلیل سلسله مراتبی تلفیق شدند. نتایج هر کدام از روش‌ها در پنج طبقه خیلی کم، کم، متوسط، زیاد، خیلی زیاد طبقه‌بندی شد. بر اساس نقشه‌های حاصل در هر دو روش مذکور به ترتیب مناطق شمالی غربی، غربی و جنوب غربی محدوده مطالعاتی دارای پتانسیل منابع آبی بیشتری نسبت به سایر مناطق بوده و دلیل آن می‌تواند انطباق این مناطق با مناطقی با شیب و ارتفاع پایین و پوشش گیاهی بالا و وجود پوششی از لایه تغذیه کننده آبرفتی سازند سخت باشد. مقایسه نتایج حاصل از دو روش با هم پوشانی موقعیت چشمه‌های موجود در منطقه و بررسی ارتباط بین تعداد چشمه‌ها و موقعیت قرار گیری آن‌ها بر روی مناطقی با آسیب‌پذیری متفاوت نشان می دهد که در محدوده مورد مطالعه روشAHP نسبت به SAW نتایج بهتری را نشان می دهد. بر اساس این روش بیش از 50 درصد منطقه دارای پتانسیل منابع آبی متوسط به بالایی می‌باشد که بیشتر مناطق غربی و مرکزی محدوده را شامل می‌شود.

مقالات پژوهشی

برهمکنش باکتری‌ حل کننده فسفات و قارچ میکوریزا بر رشد و فراهمی فسفر سورگوم

صفحه 1478-1488

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.25651

عبدالحسین ضیائیان، علیرضا فرحبخش، حسین بشارتی، لادن جوکار

چکیده یکی از راه‌های مؤثر برای افزایش جذب فسفر در خاک‌های آهکی، استفاده از ریزجانداران خاکزی است. به منظور مطالعه نقش کاربرد باکتری‌های حل‌کننده فسفات و میکوریزا بر رشد و فراهمی فسفر سورگوم، آزمایشی گلدانی با 16 تیمار در سه تکرار، به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی اجرا گردید. تیمارهای آزمایشی ترکیبی از چهار سطح صفر، 25، 50 و 75 میلی‌گرم در کیلوگرم P2O5 از منبع سوپر فسفات تریپل، دو تیمار تلقیح و عدم تلقیح با باکتری حل کننده فسفات و دو تیمار تلقیح و عدم تلقیح با میکوریزا بود. نتایج نشان داد که با استفاده از باکتری‌ حل کننده فسفات قطر ساقه، عملکرد ماده خشک، جذب فسفر و مقدار فسفر در خاک پس از برداشت افزایش معنی‌داری یافت. تلقیح قارچ میکوریز نیز تاثیر معنی‌داری (P

مقالات پژوهشی

ارزیابی مدل AquaCrop در شبیه‎سازی عملکرد ذرت (Zea mays L) تحت شرایط تنش شوری

صفحه 1426-1439

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.43858

آیدا مهر آذر، جابر سلطانی، امید رحمتی

چکیده مدل‎های شبیه‎سازی، به دلیل ارائه تاثیرات کیفی وکمی آب بر عملکرد محصول، ابزاری ارزشمند برای بهبود مدیریت مصرف آب در مزرعه هستند.به همین منظور، در این طرح به ارزیابی مدل AquaCrop و بررسی دقت آن در شبیه‎سازیعملکرد محصول ذرت (Zea ma ys L) تحت تاثیر تنش شوری پرداخته شد. واسنجی مدل از طریق مقایسه‎ی نتایج حاصل از مطالعات صحرایی و نتایج شبیه‎سازی شده در مدل انجام شد. این آزمایش در قالب بلوک‎های کاملا تصادفی با پنج سطح شوری آب آبیاری شامل 0، 53/4، 06/9، 59/13 و 13/18 دسی زیمنس بر متر و چهار تکرار در دو زمان نمونه‌برداری در منطقه کرج اجرا شد. نتایج حاصل از مدل AquaCrop و مقایسه میانگین با روش چند دامنه‌ای دانکن و تجزیه واریانس داده‌ها در نرم‎افزار SAS ver 9.1 نشان داد که تنش شوری اثر بسیار معنی‌داری بر روی تمام صفات مورد اندازه‎گیری داشته به طوری که با افزایش تنش‌های شوری، کلیه صفات کاهش معنی داری پیدا کردند. نتایج شاخص‎های آماری نشان دادند که مدل AquaCrop در پیش‎بینی عملکرد ذرت تحت تاثیر تنش شوری دقت مناسبی دارد. طبق شاخص آماری CRM، مدل AquaCrop در پیش بینی عملکرد ذرت تحت تاثیر تنش شوری نسبت به عملکرد اندازه‎گیری شده در سطح مزرعه بیش‎برآورد داردو با افزایش میزان شوری خطای شبیه‎سازی عملکرد تحت تنش شوری بیشتر می‎شود. بیشترین و کمترین میزان خطا‎به ترتیب متعلق به تیمار 13/18 و 0دسی‎زیمنس بر متر می‎باشد و با گذشت زمان در برداشت دوم نیز همین روند ادامه یافته است.

مقالات پژوهشی

ارزیابی عملکرد مدل‌های سری زمانی خطی ARMA و غیرخطی آستانه TAR در مدل‌سازی دبی روزانه

صفحه 1440-1460

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.48161

فرشاد فتحیان، احمد فاخری فرد، یعقوب دین پژوه، سید سعید موسوی ندوشنی

چکیده مدل‌های سری زمانی از ابزارهای مهم در مدل‌سازی و پیش‌بینی فرآیندهای هیدرولوژیکی است که به منظور طراحی و مدیریت علمی پروژه‌های منابع آب به کار می‌روند. در این تحقیق به منظور مدل‌سازی میانگین دبی روزانه 6 ایستگاه آب‌سنجی واقع در بالادست سد زرینه‌رود از مدل‌های خطی خودهمبسته میانگین متحرک (ARMA) و غیرخطی خودهمبسته آستانه (TAR) 2 و 3 رژیمی استفاده شده است. به دلیل اینکه داده‌ها دارای نوسانات فصلی می‌باشند، در ابتدا داده‌های دبی روزانه برای یک دوره 15 ساله (2011-1997)، با استفاده از سری فوریه و برآورد شاخص‌های آماری نظیر میانگین و انحراف استاندارد، استاندارد شدند. سپس، داده‌های استاندارد شده برای یک دوره 13 ساله (2009-1997) واسنجی و یک دوره 2 ساله (2011-2010) صحت‌سنجی شدند. در نهایت، مدل‌های خطی و غیرخطی مناسب با استفاده از معیارهای آکائیکه و آزمون استقلال باقیمانده‌های مدل (Ljung-Box) انتخاب شدند. نتایج این تحقیق نشان داده است که بر اساس معیارهای ارزیابی، عملکرد مدل‌های‌ غیرخطی آستانه 2 و 3 رژیمی برای همه ایستگاه‌ها دارای برتری نسبت به مدل خطی در مدل‌سازی جریان روزانه رودخانه‌های بالادست سد زرینه رود می‌باشد. همچنین مدل‌سازی و مقایسه مدل‌های غیرخطی آستانه نشان داد که مدل غیرخطی 3 رژیمی دارای معیارهای ارزیابی مناسب‌تری نسبت به مدل 2 رژیمی می‌باشد.

مقالات پژوهشی

ضریب انتشار جریان جت مستغرق غلیظ کم عمق و عمیق

صفحه 1403-1414

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.42869

رضا سجادی فر، جواد احدیان

چکیده در این پژوهش ضریب انتشار آلاینده چگال، تحت جت هیدرولیکی در سیال پیرامون آب زلال و در حالت محیط پذیرنده‌ی کم عمق و عمیق به صورت آزمایشگاهی بررسی گردید. پارامترهای مورد بررسی شامل، دبی تزریق، غلظت سیال آلاینده، قطر و همچنین زاویه همگرایی نازل جت و محیط پذیرنده‌ی کم عمق و عمیق می‌باشد. آزمایش‌های این تحقیق در یک فلوم آزمایشگاهی برنامه‌ریزی و انجام گردید. نتایج آزمایش‌ها نشان داد، که ضریب انتشار تابعی از غلظت آلاینده و عمق محیط پذیرنده می‌باشد؛ به‌طوری که با افزایش غلظت، در محیط پذیرنده‌ی عمیق ضریب انتشار افزایش می‌یابد؛ از طرفی در محیط پذیرنده‌ی عمیق مشخص شد که افزایش عدد فرود چگال تا حدود 30 باعث کاهش ضریب انتشار می‌گردد و سپس ضریب به مقدار ثابت حدود 1/0 میل می‌نماید. همچنین نتایج نشان داد که در محیط پذیرنده‌ی کم‌عمق، مرزهای حرکتی به صورت غیرخطی با معادله‌ی درجه‌ی دوم توسعه می‌یابند. در این حالت حداکثر ضریب انتشار برابر با 28/0 و حداقل آن برابر با 095/0 بدست آمد. مقایسه نتایج در محیط کم عمق نشان داد که در یک عمق نسبی ثابت، با افزایش عدد فرود چگال از حدود 52 به 120 مقدار ضریب انتشار تا 7/2 برابر کاهش می‌یابد. این در حالی است که برای یک عدد فرود چگال ثابت، به طور متوسط با افزایش عمق نسبی از 5 به 15 مقدار ضریب انتشار در حدود 5/16 درصد افزایش می‌یابد.

مقالات پژوهشی

بررسی واکنش عملکرد ارقام پنبه حساس و متحمل به خشکی در شرایط تنش کمبود آب

صفحه 1415-1425

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.46506

حمید رضا مهرآبادی، احمد نظامی، محمد کافی، ملیحه احمدی فرد

چکیده بررسی عکس العمل ارقام متحمل و حساس گیاه در شرایط تنش می تواند منجر به بهبود صفات مرتبط با تحمل و افزایش رشد و عملکرد گیاه پنبه در مناطق خشک شود. این پژوهش به منظور ارزیابی واکنش عملکرد چهار رقم حساس و متحمل به خشکی پنبه در سطوح مختلف آبیاری انجام گرفت. ارقام پنبه به عنوان کرت‌های فرعی در سه سطح آب آبیاری (به میزان 33، 66 و 100 نیاز آبی) به عنوان کرت‌های اصلی با استفاده از آزمایش کرت‌های خرد شده و در قالب بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار در ایستگاه تحقیقات کشاورزی کاشمر طی سال 1390 مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد تمامی اجزاء عملکرد پنبه بجز وزن غوزه بطور معنی داری تحت تاثیر سطوح کم آبیاری قرار گرفتند. ریزش کمتر گل و غوزه و ابقاء بیشتر غوزه در بوته و حفظ زیست توده در شرایط تنش خشکی مهم‌ترین عوامل موثر در عملکرد ارقام متحمل به خشکی پنبه در مقایسه با ارقام حساس بودند. در شرایط تنش همبستگی بالا و معنی دار بین عملکرد وش با تعداد غوزه در بوته، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت مشاهده شد. درصورتی‌که در شرایط آبیاری کامل این همبستگی تنها بین دو صفت ارتفاع بوته و عملکرد بیولوژیک دیده شد.

مقالات پژوهشی

شناسایی ایستگاه‌های همگن شبکه پایش کیفی آبخوان مشهد برمبنای آلودگی نیترات

صفحه 1382-1393

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.44678

مسلم اکبرزاده، بیژن قهرمان، کامران داوری

چکیده در راستای پایش پایدار منابع آب، ارزیابی شبکه پایش و ارزیابی کیفیت آبخوان با تجزیه و تحلیل دقیق اطلاعات به دست آمده از مقادیر آلودگی حاصل می‌شود. از اساسی ترین این تحلیل ها سنجش دقیق پهنه های مستعد خطر و شناسایی ایستگاه‌های همگن از نظر شاخص آلودگی است. با شناسایی چاه‌های همگن از نظر آلودگی به نیترات می‌توان سبب بهبود شرایط پایش شد. براین اساس در این پژوهش، آبخوان شهر مشهد با دو معیار فاصله اقلیدسی و آنتروپی، خوشه‌بندی شد. نتایج نشان داد بهترین ساختار خوشه بندی با چهار خوشه همگن حاصل می‌شود. با توجه به پراکندگی چاه‌ها و میانگین گشتاورهای خطی، روش مبتنی بر معیار آنتروپی بر روش فاصله اقلیدسی برتری دارد. همچنین تغییرات نیترات نقش بسزایی را در شناسایی ایستگاه‌های همگن مبتنی بر آنتروپی ایفا می‌کند. بنابراین با خوشه‌بندی مبتنی بر آنتروپی می‌توان چاه‌های همگن از نظر تغییرپذیری شاخص آلودگی نیترات را شناسایی کرد که این امر می‌تواند گامی مهم و موثر در جهت پایش آبخوان مشهد و ارزیابی وضعیت کیفی آن باشد. همچنین در راستای ارزیابی و بهینه‌سازی شبکه پایش، هر چه شبکه موجود خوشه‌های کمتری به خود اختصاص دهد، همگنی بیشتری دارد. بنابراین رویکرد بهینه سازی از افزایشی به کاهشی (تعدیل شبکه پایش) توجیه خواهد داشت. در این صورت هزینه‌های پایش اعم از حفر، تجهیز، نمونه‌برداری، نگهداری و آنالیز آزمایشگاهی نیز کاهش می‌یابد.

مقالات پژوهشی

تأثیر عمق جایگذاری نوار آبیاری و میزان آب کاربردی بر عملکرد و بهره‌وری آب سیب زمینی در دشت دهگلان

صفحه 1394-1402

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.45453

زینب فتحی تیلکو، پرویز فتحی، فرزاد حسین پناهی

چکیده بحران آب یکی از مسائل اساسی در مناطق خشک و نیمه خشک مانند ایران است. در این مناطق توجه به افزایش بهره‌وری آب در بخش کشاورزی ضرورتی اجتناب‌ناپذیر محسوب می‌شود. با استفاده از روش‌های نوین آبیاری نظیر آبیاری قطره‌ای نواری و نیز کاربرد استراتژی‌های آبیاری همچون کم‌آبیاری می‌توان بهره‌وری آب را افزایش داد. هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر عمق جایگذاری نوار آبیاری قطره‌ای و سطح آب آبیاری بر عملکرد و بهره‌وری آب آبیاری محصول سیب‌زمینی (رقم آگریا) در دشت دهگلان، استان کردستان می‌باشد. آزمایش‌های مزرعه‌ای این ‌تحقیق در قالب کرت‌های خرد شده بر پایه بلوک‌های کامل تصادفی و در سه تکرار انجام شد. کرت‌های اصلی و فرعی این طرح، به ترتیب، شامل سطح آب آبیاری ( 100،80،60و 120 درصد نیاز آبی گیاه ) و عمق جایگذاری نوار آبیاری قطره ای (0، 5، 10 و 15 سانتی متر) بود. نتایج نشان داد که اثر عمق آب آبیاری و عمق جایگذاری نوار آبیاری قطره‌ای بر عملکرد و بهره‌وری آب در سطح آماری یک درصد معنی دار می‌باشد. بیشترین عملکرد و بهره‌وری آب آبیاری به ترتیب مربوط به تیمارهای آبی 120 درصد و 60 درصد نیاز آبی گیاه می‌باشد. نتایج همچنین نشان داد که عمق جایگذاری نوار آبیاری برابر 15 سانتی‌متر، بهترین عمق جایگذاری نوار در شرایط استفاده از سیستم آبیاری قطره‌ای نواری در دشت دهگلان می‌باشد.

مقالات پژوهشی

پدیده‌های آشفتگی جریان در رسوبشویی تحت‌فشار با توسعه مجرای تخلیه‌کننده تحتانی در مخزن سد

صفحه 1358-1369

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.29530

سهیلا توفیقی، جمال محمد ولی سامانی، سید علی ایوب زاده

چکیده در رسوبشویی تحت فشار مخلوط آب و رسوب توسط مجرای تخلیه‌کننده تحتانی از مخزن سد تخلیه می شود و حفرهای از آبشستگی به شکل مخروط جلوی تخلیه کننده بوجود آمده و توسعه می‌یابد. در تحقیق حاضر، تأثیر توسعه مجرای تخلیه‌کننده تحتانی در مخزن و تحلیل آماری آشفتگی نزدیک کف در این فرآیند مورد مطالعه قرار گرفته است. آزمایشات با عمق و دبیهای مختلف جریان در طول‌های مختلف توسعه مجرا به منظور تعیین ژئومتری مخروط رسوبشویی طراحی و انجام گردید و برای بررسی پدیدههای آشفتگی، برداشت سرعت جریان با استفاده از دستگاه سرعت‌سنج صوتی داپلر صورت گرفت. نتایج نشان‌دهنده تاثیر مثبت و محسوس توسعه مجرا در مخزن بر ابعاد مخروط رسوبشویی است، به طوریکه توسعه به میزان 5/0،1و 5/1 برابر ارتفاع رسوبات در مخزن موجب افزایش طول مخروط رسوبشویی به میزان 48، 83 ،113 درصد و افزایش حجم مخروط به میزان 50، 74 و 96 درصد نسبت به حالت بدون توسعه مجرا میگردد. بررسی پدیدههای آشفتگی نزدیک کف نیز نشان داد که در درون مخروط رسوبشویی احتمال وقوع پدیدههای جاروبی و بیرونرانی بیشتر از پدیدههای اندرکنش روبه بیرون و رو به داخل هستند و زاویه اعمال نیروی لحظه ای ناشی از این پدیده‌ها بر کف مخروط رسوبشویی با کاهش فاصله از دهانه ورودی مجرای تخلیهکننده کاهش و قدرت جریان افزایش می یابد. همچنین با افزایش طول مجرای تخلیهکننده در مقاطع متناظر هم، احتمال وقوع پدیدههای جاروبی و بیرونرانی افزایش و میزان زاویه اعمال نیروی متلاطم کاهش می یابد.

مقالات پژوهشی

تأثیر سطوح مختلف آب آبیاری بر خواص کمی و کیفی سیب زمینی در شهرکرد و تعیین عمق آب مصرفی بهینه آن

صفحه 1370-1381

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.37681

مسعود نادری، محمد شایان نژاد، سجاد حیدری، بیژن حقیقتی

چکیده تحقیق حاضر به منظور بررسی تأثیر سطوح مختلف آب آبیاری بر خصوصیات کمی و کیفی سیب زمینی (رقم بورن) و تعیین عمق آب مصرفی بهینه در شهرکرد انجام شد. این آزمایش در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با 7 تیمار سطوح مختلف آب آبیاری در 3 تکرار انجام شد. سطوح مختلف آب آبیاری عبارت بودند از:40، 55، 70، 85، 100، 115و 130 درصد کمبود رطوبت خاک از حد FC. نتایج نشان داد، سطوح مختلف آب آبیاری بر میزان عملکرد تأثیر معنی‌داری دارد به طوری که با افزایش آب آبیاری مقدار عملکرد نیز افزایش  یافت. کمترین و بیشترین عملکرد به ترتیب مربوط به سطوح آبیاری 40 و 130 درصد آبیاری کامل با مقادیر به ترتیب 2/13 و 2/45 تن در هکتار بود. سطوح مختلف آب آبیاری تأثیر معنی‌داری روی درصد نشاسته، درصد قند محلول، درصد ماده خشک، کارائی مصرف آب آبیاری و وزن غده های بازارپسند در یک بوته دارد، به طوری که با افزایش آن درصد قند محلول و وزن غده های بازارپسند افزایش و میزان نشاسته و درصد ماده خشک کاهش می یابد. همچنین سطوح مختلف آب آبیاری، تأثیر معنی‌داری روی درصد ازت و وزن غده‌های بذری در یک بوته نداشت. بیشترین در آمد به ازای عمق آب مصرفی 821 میلی‌متر (126 درصد آبیاری کامل) به دست آمد. در اثر کم آبیاری و استفاده از عمق بهینه ی، 533 میلی متر آب (82 درصد آبیاری کامل) می‌توان به حداکثر سود خالص نایل شد و با اعمال کم آبیاری می‌توان سطح زیر کشت را 22 درصد افزایش داد.

مقالات پژوهشی

مدل سازی تبخیرتعرق با استفاده از رگرسیون خطی، غیرخطی و شبکه عصبی مصنوعی در گلخانه (مطالعه موردی گیاه مرجع، خیار و گوجه‌فرنگی)

صفحه 1334-1346

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.31432

وحید رضا وردی نژاد، مریم شبانیان اصل، سینا بشارت

چکیده در این مطالعه تبخیرتعرق روزانه گیاه مرجع، گوجه فرنگی و خیار گلخانه ای به روش لایسیمتری در منطقه ارومیه اندازه گیری شد. برای مدل-سازی تبخیرتعرق در گلخانه، انواع مدل های رگرسیون های خطی، غیرخطی و شبکه های عصبی مصنوعی در نظر گرفته شد. برای این منظور پارامترهای اقلیمی مؤثر بر فرایند تبخیرتعرق شامل دما (T)، رطوبت نسبی (RH)، فشار هوا (P)، کمبود فشار بخار اشباع (VPD)، تشعشع داخل گلخانه (SR)، تعداد روز پس از کشت (N) اندازه گیری و در نظر گرفته شدند. براساس نتایج، تابع نمایی سه متغیره از VPD، RH و SR با RMSE برابر 378/0 میلیمتر بر روز، دقیق ترین مدل رگرسیون در تخمین تبخیرتعرق مرجع به دست آمد. RMSE مدل بهینه شبکه عصبی مصنوعی در تخمین تبخیرتعرق مرجع برای داده های آزمایش و آزمون به ترتیب 089/0 و 364/0 میلیمتر بر روز به دست آمد. در تخمین تبخیرتعرق خیار، عملکرد مدل های لگاریتمی و نمایی به ویژه در تعداد متغیر مستقل زیاد، مناسب بود و دقیق ترین مدل رگرسیون مربوط به تابع نمایی با پنج متغیر N، VPD، T، RH و SR با RMSE برابر با 353/0 میلیمتر بر روز به دست آمد. همچنین در تخمین تبخیرتعرق گوجه فرنگی، دقیق ترین عملکرد مدلهای رگرسیون برای تابع نمایی چهار متغیره از N، VPD، RH و SR با RMSE برابر 329/0 میلی‌متر بر روز به دست آمد. بهترین عملکرد شبکه عصبی مصنوعی برای تخمین تبخیرتعرق هر دو محصول خیار و گوجه‌فرنگی، با پنج پارامتر ورودی VPD، T، N، RH و SR به دست آمد. مقادیر RMSE داده‌های آزمون تبخیرتعرق خیار و گوجه‌فرنگی به ترتیب 24/0 و 26/0 میلی‌متر بر روز به دست آمد که نشان دهنده‌ی عملکرد دقیق تر شبکه های عصبی در مقایسه با رگرسیون خطی و غیرخطی می باشد.

مقالات پژوهشی

بررسی نقش روش‌های بهره‌برداری از ایستگاه‌های پمپاژ آب کشاورزی در مصرف انرژی

صفحه 1347-1357

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.29554

مرتضی دلفان آذری، عاطفه پرورش ریزی

چکیده در سامانه‌های آبیاری یکی از علل کاهش راندمان ایستگاه‌های پمپاژ، استفاده از روش‌های نامناسب تنظیم و کنترل جریان در زمان بهره‌برداری است. در این تحقیق پس از طراحی سامانه آبیاری قطره‌ای، منحنی مقاومت سامانه استخراج شد و پمپ‌ها دقیقا متناسب با نیاز سامانه انتخاب شدند. شیر کنترل دبی یک روش متداول کنترل جریان در لوله رانش پمپ‌های دور ثابت است. بنابراین با درنظر گرفتن سه روش مختلف کنترل دبی بوسیله شیرکنترل در پمپ‌های دور ثابت، و همچنین بهره‌برداری از ایستگاه‌ مجهز به پمپ دور متغیر، مقدار مصرف انرژی در شیوه های مختلف بهره‌برداری مقایسه شدند. نتایج حاکیست که به شرط طراحی مناسب، بالاترین راندمان مصرف انرژی در استفاده از پمپ‌های دور متغیر است که تلفات انرژی را 44 تا 54 درصد کاهش می‌دهد.