دوماهنامه
دوره و شماره: دوره 28، شماره 3، تابستان 1393 
مقالات پژوهشی

بررسی الگوی عبور خطوط نشت و طراحی زهکش پنجه در سدهای خاکی همگن روی پی نفوذ ناپذیر با استفاده از مدل فیزیکی و نرم افزار PLAXIS

صفحه 451-461

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.39492

نویده نجف پور، محمد شایان نژاد، حسین صمدی

چکیده از مهمترین ویژگی ها یا کمیت های مورد نیاز در بررسی ها و تحلیل های یک سد خاکی، اندازه گیری فشار آب منفذی، میزان نشت و زه خروجی از بدنه و پی آن است که اندازه‌گیری این کمیت ها از همان شروع ساخت سدآغاز می گردد. به دلیل کمبود مطالعات قبلی برای سد‌های خاکی همگن با زهکش پنجه و با استفاده از مدل فیزیکی، در این تحقیق مدلی فیزیکی از یک سد خاکی همگن در فلوم آزمایشگاهی با هدف بررسی و تعیین زاویه بهینه و شاخصی بی بعد در طراحی زهکش پنجه ای، اجرا گردید سپس میزان فشار منفذی با پیزومترهای نصب شده در بدنه ی فلوم و مقدار دبی نشت به صورت حجمی اندازه گیری شد. در آخر فشار و دبی های اندازه گیری شده در آزمایشگاه با نتایج نرم افزارPLAXIS با استفاده از نرم افزار آماری SAS در سطح اعتماد 95 درصد برازش و زوایای 45 و 60 درجه و شاخص بی بعد 35/0= p/h به عنوان معیار‌های بهینه برای طراحی زهکش پنجه‌ای تعیین گردید.

مقالات پژوهشی

بررسی مقادیر برگاب در آبیاری بارانی در دو گیاه سویا و گندم بهاره

صفحه 462-470

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.39493

مهدی مهاجرپور، امین علیزاده، محمد موسوی بایگی

چکیده برگاب از جمله پارامترهای مهم و تأثیرگذار بر میزان تبخیر-تعرق و نیز روابط هیدرولوژیک می باشد، که در بسیاری از موارد از آن صرف نظر می‌شود. به منظور بررسی چگونگی اثر گذاری دو پارامتر شاخص سطح برگ و ضریب استهلاک نور بر میزان برگاب در این بررسی دو گیاه گندم و سویا تحت شرایط یکسان با آبیاری بارانی در لایسیمترهای تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در بهار و تابستان 1391 کشت گردید و مقدار برگاب از روش بیلان آبی اندازه گیری شد. نتایج بدست آمده حاکی از رابطه ی میان میزان برگاب و شاخص سطح برگ و ضریب استهلاک نور بود، به نحوی که با افزایش شاخص سطح برگ، برگاب به طور معنی داری افزایش یافت (با شیب 15/0) و بیشترین مقدار آن در سویا به مقدار2/1 سانتی متر در شاخص سطح برگ 19/6 و برای گندم حداکثر به 1/1 سانتی‌متر در شاخص سطح برگ 58/4 بدست آمد. همچنین با کاهش ضریب استهلاک نور، برگاب با شیب 023/1 کاهش یافت. نتایج نشان داد که در سطوح برگ یکسان (2/3) مقادیر برگاب گیاه گندم بیشتر از سویا بود، این مقدار برای گندم و سویا به ترتیب 74/0 و50/0 سانتیمتر اندازه گیری شد. در حالی که در ضریب استهلاک نور یکسان مقدار برگاب در هر دو گیاه برابر بود.

مقالات پژوهشی

افزایش کارایی فرایند خوشه بندی K- میانگین توسط روش های سلسله مراتبی

صفحه 471-480

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.20583

بیژن قهرمان، کامران داوری

چکیده به علت کمبود آمار و اطلاعات همیشه امکان استفاده از تحلیل فراوانی مکانی جهت تخمین چندک های سیلاب وجود ندارد. از آن جاکه استفاده از یک روش واحد برای ناحیه ای کردن معمولاً نتایج قابل قبولی را به دست نمی دهد، لذا معمولاً چندین روش منطقه ای به طور توأم مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این مطالعه سه الگوریتم خوشه‌ای هیبرید که هر یک به طور جداگانه فرایند خوشه‌ای کردن را برای تعیین نواحی مشابه به کار می‌برند، مورد بررسی قرار گرفت. از الگوریتم های خوشه ای سلسله مراتبی متراکمی از روش های پیوند تکی، پیوند کامل و وارد، و از الگوریتم خوشه-ای تفکیکی، از الگوریتم K- میانگین استفاده شد. تأثیر تحلیل خوشه ای هیبرید در ناحیه ای کردن با استفاده از آمار روزآمد شده ی 68 حوضه ی آبریز استان‌های خراسان مورد بررسی قرار گرفت. از چهار شاخص آزمون خوشه ای شامل ضریب کوفنتیک، متوسط عرض سیلهوت، نمایه های دان و دیویس- بولدین جهت تعیین تعداد بهینه ی خوشه ها استفاده گردید. نتایج نشان داد که روش های پیوند تکی و کامل برپایه ی نمایه های اعتبارسنجی ضریب کوفنتیک و متوسط عرض سیلهوت بهتر بودند ولی منجر به تشکیل خوشه هایی نامتجانس (یک خوشه ی بزرگ و تعدادی خوشه ی بسیار کوچک) گردید که در تحلیل فراوانی سیلاب مناسب نمی باشد. گرچه تحلیل خوشه ای هیبرید در حداقل سازی تلاش لازم جهت نیل به نواحی همگن مؤثر بود ولی درجه ی موثر بودن به تعداد خوشه ها بستگی داشت. معیارهای ناهمگنی هاسکینگ منفی بود که بیانگر همبستگی سیلاب در ایستگاه ها بود. نهایتاً هیبرید الگوریتم وارد و K- میانگین برای استفاده در ناحیه ای کردن پیشنهاد گردید. چهار ناحیه همگن تشخیص داده شد.

مقالات پژوهشی

ارزیابی مدل فائو برای پیش بینی عملکرد محصول، بیلان آب و املاح تحت تنشهای محیطی (مطالعه موردی گندم زمستانه)

صفحه 481-491

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.20745

وحید رضا وردی نژاد، محمد همتی، حجت احمدی، علی شهیدی، بهنام آبابایی

چکیده در این مطالعه مدل اگروهیدرولوژیکی فائو به منظور پیش بینی عملکرد محصول، بیلان آب و املاح خاک، با استفاده از داده های میدانی محصول گندم زمستانه، تحت تنش های آبی و شوری بررسی و ارزیابی گردید. برای این منظور آزمایش های مزرعه ای با سه سطح شوری آب آبیاری شامل: S1، S2 و S3، به ترتیب 4/1، 5/4 و 6/9 دسی زیمنس بر متر و چهار سطح عمق آبیاری شامل: I1، I2، I3 و I4، به ترتیب 50، 75، 100 و 125 درصد نیاز آبی گیاه، بر روی دو رقم گندم شامل روشن و قدس، با سه تکرار، در مزرعه آزمایشی دانشگاه بیرجند، طی سال 85-1384 انجام گردید. بر اساس نتایج، متوسط خطای نسبی مدل در پیش بینی عملکرد دانه برای ارقام روشن و قدس، به ترتیب 2/9 و 1/26 درصد به دست آمد. بیشترین خطای مدل در پیش بینی عملکرد دانه، در هر دو رقم قدس و روشن، برای تیمارهای S1I1، S2I1 و S3I1 به دست آمد. خطای نسبی پیش-بینی عملکرد رقم روشن، برای تیمارهای S1I1، S2I1 و S3I1 به ترتیب 20، 1/28 و 6/26 درصد و رقم قدس به ترتیب 61، 5/94 و 9/99 درصد به دست آمد که نشان دهنده خطای بیش برآورد قابل ملاحظه مدل، تحت تنش شدید کم آبی می باشد. متوسط خطای نسبی مدل در پیش بینی مقدار تخلیه آب خاک، برای 12 تیمار مختلف برابر 1/7 درصد و در پیش بینی شوری عصاره اشباع خاک برابر 8/5 درصد به دست آمد که نشان دهنده تخمین نسبتاً دقیق مدل در پیش بینی مقدار رطوبت و شوری خاک می باشد.

مقالات پژوهشی

استخراج قواعد ایستا و پویای بهره‏برداری مخزن توسط برنامه‏ریزی ژنتیک

صفحه 492-502

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.21581

حبیب اکبری الاشتی، امید بزرگ حداد

چکیده با توجه به نقش بارز سدها در کنترل و بهره برداری از آب های سطحی، اهمیت استخراج قواعده بهره برداری مناسب در جهت بهره برداری بهینه و پایدار نمایان می گردد. در تحقیق حاضر، با استفاده از روش های بهره برداری برنامه ریزی غیرخطی (NLP)، الگوریتم ژنتیک (GA)، برنامه ریزی ژنتیک (GP) و GP با موقعیت ثابت ژن (FLGGP) در بهره‏برداری به‏هنگام و در دو رویکرد استخراج قواعد بهره‏برداری ایستا و پویا با هدف تأمین برق آبی سامانه تک مخزنه کارون3 پرداخته شده است. در رویکرد استخراج قاعده بهره‏برداری ایستا، برای تمامی ماه‏های سال در دوره‏های مختلف بهره‏بردرای تنها یک منحنی فرمان برای کلیه ماه ها استخراج می‏شود. در حالی که در رویکرد استخراج قاعده بهره‏برداری پویا برای هریک از ماه‏های سال (12 ماه) منحنی فرمان‏های مختص به همان ماه استخراج می‏شود. همچنین از قاعده بهره برداری غیرخطی (NLDR) در استخراج منحنی فرمان استفاده شده و تابع کل کمبود نسبی به عنوان تابع هدف برای ارزیابی عملکرد هریک از روش ها و رویکردها مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج حاکی از کارآیی مناسب روش های GP و FLGGP در استخراج قاعده بهره برداری در هر دو رویکرد مورد بحث می باشد و برتری این دو روش نسبت به روش های بهره برداری NLP و GA به طور متوسط 5 درصد می باشد. همچنین با توجه به نتایج می توان اظهار داشت که در مسائلی که به علت محدودیت های روش GP نمی توان از این روش استفاده نمود، روش FLGGP جایگزین مناسبی برای روش GP به شمار می رود. در مقایسه دو رویکرد استخراج قواعد بهره‏برداری ایستا و‏ پویا، نتایج حاکی از برتری 10 درصد رویکرد استخراج قاعده بهره‏برداری پویا نسبت به رویکرد قاعده بهره برداری ایستا بوده است و این رویکرد از توانایی‏های بیشتری در بهره‏برداری به‏هنگام از سامانه مخازن برخوردار می‏باشد.

مقالات پژوهشی

تأثیر پوشش گیاهی دشت سیلابی بر آبشستگی تکیه گاه پل در مقطع مرکب

صفحه 503-512

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.26239

یوسف رمضانی، مهدی قمشی، حسین خزیمه نژاد

چکیده شکست پل ناشی از آبشستگی در تکیه گاه اهمیت مطالعه در مورد پیش بینی آبشستگی و راه های کاهش آن را روشن می سازد. اکثر تکیه گاه پل ها در دشت سیلابی قرار گرفته اند. یکی از موارد متداول در دشت سیلابی وجود پوشش گیاهی می باشد. هدف این تحقیق بررسی تأثیر پوشش گیاهی دشت سیلابی بر آبشستگی تکیه گاه پل با دیواره عمودی در مقطع مرکب می باشد. نتایج نشان می دهد، در یک طول تکیه گاه و عمق آب ثابت، با افزایش تراکم پوشش گیاهی، عمق آبشستگی کاهش یافته که این کاهش عمق، دارای یک نرخ افزایشی است. در تراکم و طول تکیه گاه ثابت، با افزایش عمق آب در دشت سیلابی، به تدریج از میزان اثر پوشش گیاهی در کاهش عمق آبشستگی کاسته شد. در طول تکیه گاه 26 سانتی متر و تراکم 8S=، در عمق 8/4 سانتی متری دشت سیلابی 40 درصد کاهش در عمق آبشستگی مشاهده شد که با افزایش عمق آب به 8/11 سانتی متر این میزان به 22 درصد کاهش یافت. همچنین پوشش گیاهی تأثیر بسزایی در کاهش ابعاد حفره آبشستگی و تغییرات توپوگرافی پایین دست دارد.

مقالات پژوهشی

تحلیل شاخص‌های ارزیابی با استفاده از فرصت نفوذ در آبیاری جویچه‌ای

صفحه 513-522

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.26538

رضا لاله زاری، فریده انصاری سامانی، سعید برومند نسب

چکیده روش‌های ارزیابی برای طراحی و مدیریت مؤثر سامانه‌های آبیاری توسعه یافته‌اند. آبیاری جویچه‌ای یکی از روش های اصلی کاربرد آب در مزرعه است. در تحقیق حاضر روشی جدید برای ارزیابی میدانی توزیع آب در آبیاری جویچه‌ای ارائه شده است. بدین منظور راندمان کاربرد (Ea)، راندمان نیاز آبی (Er)، نفوذ عمقی (DP) و نسبت رواناب انتهایی (TWR) بر اساس مقادیر میانگین بدون بعد عمق نفوذ یافته استخراج شده است. روابط میان ضریب یکنواختی (CU) و یکنواختی توزیع (DU) توسط مدت زمان نفوذ در هر چارک از طول مزرعه و استفاده از معادله خطی بجای تابع نفوذ تشریح می گردد. روش پیشنهادی با سایر روش‌های موجود توسط 9 سناریو از داده‌های مزرعه‌ای با دبی‌ها و طول‌های مختلف مقایسه شده است. نتایج نشان می‌دهد شاخص‌های ارزیابی آبیاری جویچه‌ای با استفاده از پارامترهای بدون بعد زمان و ضرایب جدید معادله خطی نفوذ قابل محاسبه است. همچنین اختلاف معنی‌داری بین مقادیر شاخص‌های پیشنهاد شده و پارامترهای کارایی موجود مشاهده نگردید.

مقالات پژوهشی

مدل سازی جریان رودخانه هیرمند با استفاده از روش های کاپیولا و خودرگرسیون میانگین متحرک فصلی

صفحه 523-533

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.29031

احمدعلی کیخا، مهدیه مسنن مظفری، محمود صبوحی، غلامرضا سلطانی

چکیده مدل سازی جریان رودخانه در برنامه ریزی و مدیریت منابع آب از اهمیت ویژه ای برخوردار است. با این وجود، ایجاد داده هایی که بتواند شباهت زیادی با داده های حقیقی داشته باشد، به دلیل اندک بودن داده های جریان رودخانه و وابستگی و همبستگی ماهانه و سالانه آنها، کاری مشکل و پیچیده است. در این مطالعه از آمار 50 ساله و دو روش خودرگرسیون میانگین متحرک فصلی و کاپیولاهای فرانک و کلیتون که به ترتیب روش های پیش بینی و شبیه سازی در مدل سازی جریان رودخانه هستند، برای ایجاد داده-های جریان رودخانه هیرمند استفاده شد. نتایج نشان داد، داده های بازسازی‌شده در روش خودرگرسیون میانگین متحرک مقادیر کم جریان رودخانه را به خوبی پیش بینی می کنند، ولی از همبستگی داده های تاریخی برخوردار نبوده و حداکثر جریان رودخانه را کمتر از حد واقعی نشان می دهند. از طرف دیگر، کاپیولا همبستگی داده های جریان رودخانه را حفظ کرده و مقادیری مشابه داده های واقعی ایجاد می کند. لذا، پیشنهاد می شود از روش کاپیولا برای مدل سازی داده های تصادفی جریان رودخانه هیرمند استفاده شود. به علاوه استفاده از این روش برای شبیه سازی جریان سایر رودخانه ها توصیه می شود. همچنین کاربرد انواع روش های کاپیولا برای مدل سازی جریان رودخانه می تواند موضوع تحقیقات آتی باشد.

مقالات پژوهشی

پیش بینی دبی متوسط روزانه جریان رودخانه بهشت آباد با استفاده از آنالیز موجک

صفحه 534-545

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.29201

سجاد عبداللهی اسدآبادی، یعقوب دین پژوه، رسول میرعباسی نجف آبادی

چکیده پیش بینی دبی رودخانه ها یکی از موارد کلیدی در برنامه ریزی و مدیریت منابع آب می باشد. در این مطالعه از دو روش مبتنی بر آنالیز موجک و شبکه عصبی مصنوعی (ANN) به منظور پیش بینی دبی جریان رودخانه بهشت آباد استفاده شد. بدین منظور، داده های دبی متوسط روزانه رودخانه مذکور و اطلاعات بارش روزانه مربوط به 17 ایستگاه هواشناسی در طول دوره آماری 2008-1999 استفاده گردید. در روش اول موسوم به روش موجک متقاطع (CW)، از موجک مختلط مورلت به عنوان تابع آنالیزگر استفاده شد. تجزیه موجک برای هر یک از سری های زمانی مجموع بارش روزانه و دبی متوسط روزانه جریان بصورت جداگانه انجام گرفت. فاز اولیه و اختلاف فاز زیر سری های حاصل از تجزیه موجک و ثابت های واسنجی محاسبه گردید. سپس بازسازی سری های ساختاری انجام و میانگین مولفه های ساختاری بازسازی شده محاسبه شد. مدل دبی جریان به ازای افق های پیش بینی 1 روز، 2 روز، 3 روز و 7 روز جلوتر بسط داده شد. در روش دوم موسوم به روش تلفیقی موجک و شبکه عصبی (WNN)، ابتدا با استفاده از موجک گسسته میر، پردازش اولیه بر روی ماتریس ورودی اولیه انجام گرفت. سپس با نرمالسازی درایه های ماتریس ورودی اولیه، ماتریس ورودی ثانویه تشکیل گردد. ماتریس ورودی ثانویه و ماتریس هدف به یک شبکه سه لایه پیشخور با الگوریتم پس انتشار (FFBP) اعمال شدند. آموزش شبکه با استفاده از تابع آموزش لونبرگ مارکوارت (LM) انجام گرفت. نهایتاً، پیش بینی جریان به ازای افق های زمانی کوتاه مدت انجام شد. نتایج نشان داد پیش بینی های مدل WNN در مقایسه با مدل های CWو ANN از دقت بالاتری برخوردار می باشد.

مقالات پژوهشی

شبیه سازی عددی جریان دو بعدی غیر ماندگار اشباع- غیر اشباع به طرف زهکش ها

صفحه 546-555

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.30623

رسول قبادیان

چکیده به منظور طراحی و ارزیابی سیستم های زهکشی لازم است جریان آب به طرف زهکش ها، تغییرات تراز سطح ایستابی و تخلیه زهکش ها مدل شوند. پیشرفت های اخیر در روش های عددی و کامپیوتری این امکان را فراهم نموده که بتوان معادلات دیفرانسیل غیر خطی حاکم بر جریان آب در خاک اشباع -غیر اشباع را حل نمود. از اینرو در این تحقیق مدلی کامپیوتری تهیه شده است که در آن معادله دوبعدی جریان غیر ماندگار در خاک اشباع- غیر اشباع به روش حجم کنترل و روش گسسته سازی کرنک- نیکلسون حل شد. ارتباط هدایت هیدرولیکی غیر اشباع و هد فشار با استفاده از رابطه ون گنوختن انجام شد. پس از صحت سنجی دقیق مدل نوسانات سطح ایستابی بین دو زهکش به فاصله 20 متر و عمق نصب 120 سانتیمتری شبیه سازی شد. نتایج نشان داد برای شرایط تخلیه( بدون آبیاری و بارندگی)، دبی زهکشی و سطح ایستابی در ابتدا به شدت و سپس به آرامی افت پیدا می کند. در حالت تغذیه عکس این امر به وقوع می پیوندد. دبی خروجی از زهکش بلافاصله بعد از تغذیه از سطح زمین افزایش نمی یابد بلکه با تاخیر رخ می دهد. مدت زمان تاخیر در محدوده مورد مطالعه این تحقیق 125/3 روز محاسبه شد.

مقالات پژوهشی

کارایی جذب آهن در ارقام مختلف گندم

صفحه 556-564

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.20960

سلیمه راحمی، رضا خراسانی، اکرم حلاج نیا

چکیده با توجه به فراهمی کم آهن در خاک های آهکی و تفاوت گونه های گیاهی در جذب آهن خاک، شناسایی و مطالعه گونه های گیاهی با کارایی زیاد آهن در جهت کاهش مصرف کودهای شیمیایی ضروری است. به منظور بررسی کارایی جذب آهن در رقم های مختلف گندم، یک آزمایش گلخانه ای در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با آرایش فاکتوریل، در 3 تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل 3 رقم گندم (پارسی، پیشتاز و فلات) و 3 سطح آهن (صفر، 2 و 6 میلی گرم بر کیلوگرم خاک) بودند. نتایج نشان داد که مصرف آهن تأثیر معنی داری بر وزن خشک بخش هوایی و جذب آهن در دو رقم پارسی و پیشتاز نداشت ولی در رقم فلات وزن خشک بخش هوایی افزایش پیدا کرد. بررسی اینفلاکس آهن و نسبت ریشه به بخش هوایی که دو عامل مهم بر کارایی جذب هستند نشان داد که در رقم پیشتاز و پارسی اینفلاکس بیش تر از رقم فلات بود. در رقم پارسی علاوه بر اینفلاکس طول ریشه نیز افزایش پیدا کرد. در رقم فلات با افزایش آهن، جذب، عملکرد رویشی نسبی، اینفلاکس و نسبت ریشه به بخش هوایی افزایش یافت. بنابراین در مقایسه با دو رقم دیگر، فلات را به عنوان رقم کارا نمی توان در نظر گرفت. احتمالا عدم پاسخ به کود در دو رقم پارسی و پیشتاز، نشان دهنده فعال بودن مکانیسم های خاص دیگر (مثل اثر تراوشات ریشه، سیدروفورها و....) در جذب آهن در سطوح کم این عنصر در خاک می باشد. به عبارت دیگر رقم پیشتاز و پارسی نسبت به رقم فلات کاراتر بودند.

مقالات پژوهشی

ارزیابی تاثیر مواد آلی بر توابع نمره دهی کیفیت خاک

صفحه 565-574

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.22840

حجت امامی، علیرضا آستارایی، امیر فتوت

چکیده کیفیت خاک اهمیت زیادی در ارزیابی وضعیت حاصلخیزی و فیزیکی خاک دارد و در تعیین آن باید ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی خاک لحاظ شود. این پژوهش جهت بررسی تاثیر مواد آلی بر مقادیر کمی کیفیت خاک انجام شد. بدین منظور سه سطح (15، 30 و 60 تن در هکتار) از ترکیبات مختلف ماده آلی شامل کمپوست زباله شهری، لجن فاضلاب، کود گاوی، کاه و کلش گندم به همراه تیمار شاهد در سه تکرار به خاک لومی اضافه شدند و به مدت شش ماه در 70 درصد رطوبت ظرفیت زارعی در گلخانه نگهداری شدند. سپس کیفیت خاک با استفاده از 14 شاخص فیزیکی و شیمیایی و بر اساس تابع نمره دهی غیرخطی تعیین شد. نتایج نشان داد که نمره تیمار شاهد 7/52 بود و کیفیت خاک در کلاس 4 یعنی پایین قرار داشت. افزودن مواد آلی مختلف، سبب بهبود کیفیت خاک شد و کلاس کیفیت خاک بین یک یا دو درجه ارتقاء یافت. در بین تیمارهای مورد بررسی بیشترین میزان در بهبود کیفیت خاک در نتیجه افزودن 60 تن در هکتار لجن فاضلاب و سطوح 30 و 60 تن در هکتار کمپوست به دست آمد. افزودن سایر تیمارهای مواد آلی نیز باعث افزایش مقادیر کمی کیفیت خاک نسبت به شاهد و ارتقاء کلاس کیفیت خاک به میزان یک درجه شد. در بین شاخصهای مورد بررسی، عناصر آهن، منگنز، روی، تخلخل تهویه ای و میانگین وزنی قطر خاکدانه ها از مهمترین عوامل تضعیف کننده کیفیت خاک در تیمار شاهد بودند، که افزودن کمپوست و لجن فاضلاب سبب افزایش نمره آنها شد.

مقالات پژوهشی

مقایسه ی تغییرات مکانی پذیرفتاری مغناطیسی و برخی از عناصر سنگین در خاک های منطقه ی لنجانات اصفهان

صفحه 575-585

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.26557

شهربانو جورکش، محمد حسن صالحی، عیسی اسفندیارپور بروجنی

چکیده خاک، یکی از اجزای مهم محیط زیست می باشد که به صورت طبیعی یا در اثر فعالیت های انسانی دچار آلودگی می‌شود. یکی از مهم ترین آلاینده های خاک، فلزات سنگین می باشند. از طریق آنالیز شیمیایی نمونه های خاک می توان میزان آلودگی را تعیین کرد ولی این تحقیقات پر هزینه و زمان بر است، به همین دلیل، برای ارزیابی سریع منطقه از ویژگی های دیگری مانند پذیرفتاری مغناطیسی استفاده می گردد که بسیار آسان تر اندازه گیری می‌شوند. هدف از این تحقیق، بررسی پراکنش مکانی عناصر کادمیم، سرب، نیکل و مس در سه سری خاک اصفهان، خمینی شهر و زاینده رود در منطقه لنجانات استان اصفهان و نیز امکان تخمین این عناصر با استفاده از تعیین پذیرفتاری مغناطیسی بوده است. غلظت کل عناصر کادمیم، سرب، نیکل و مس در نمونه های خاک اندازه‌گیری گردید و مقدار پذیرفتاری مغناطیسی نمونه ها نیز تعیین شد. روابط آماری نشان داد تخمین عناصر از طریق پذیرفتاری مغناطیسی در نمونه‌های هیچکدام از سری‌های خاک از دقت قابل قبولی برخوردار نیست، در صورتی که تجزیه و تحلیل‌های زمین‌آماری و نقشه های پیوسته نشان داد پراکنش مکانی فلزات سنگین و پذیرفتاری مغناطیسی در این خاک ها از شباهت بالایی برخوردار هستند. بنابراین، می توان گفت پذیرفتاری مغناطیسی تنها می تواند شاخص خوبی برای بررسی روند آلودگی فلزات سنگین در خاک های مورد مطالعه باشد.

مقالات پژوهشی

تاثیر روش کاربرد زئولیت اصلاح شده در خاک بر نفوذ‌پذیری و کیفیت پساب شهری

صفحه 586-595

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.26564

مریم حاج هاشم خانی، مهدی قبادی نیا، سید حسن طباطبائی، علیرضا حسین پور، سعداله هوشمند گوچی

چکیده با توجه به کمبود منابع آب، امروزه از پساب ها به عنوان یکی از منابع آبیاری استفاده می‌شود. در این راستا استفاده از جاذب ها از جمله زئولیت ها برای بهبود ویژگی های پساب توصیه شده است. نتایج نشان داده که زئولیت طبیعی هرچند باعث کاهش غلظت آلودگی خروجی می‌گردد اما نفوذپذیری خاک را به شدت کاهش می‌دهد که می‌تواند اثرات نامطلوبی روی خاک گذارد. این پژوهش در سال 1391 در دانشگاه شهرکرد در 27 ستون PVC به منظور بررسی اثر ذرات میکروزئولیت اصلاح شده روی نفوذپذیری و کیفیت زه‌آب خروجی انجام شد. آزمایش ها شامل دو فاکتور نوع میکروزئولیت(طبیعی و اصلاح شده) و روش کاربرد میکروزئولیت(مخلوط و لایه ای) با سه تکرار و در مجموع 9 تیمار بود. تزریق پساب به داخل خاک به طریق غرقابی و 15 مرتبه با تناوب هفتگی تکرار شد. حجم پساب به کار برده شده در هر مرتبه آبیاری برابر nv می باشد. در تناوب های تزریق 1، 3، 5، 7، 11 و 15 نفوذ به روش بار افتان اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که به ترتیب تیمارهای اصلاح شده شامل مخلوط، لایه ای در وسط و لایه ای در سطح بیشترین سرعت نفوذ و تیمارهای همراه با زئولیت طبیعی شامل مخلوط، لایه ای در وسط و لایه ای در سطح دارای کمترین سرعت نفوذ بودند. همچنین نمونه های اصلاح شده 111 درصد نسبت به تیمارهای طبیعی مقدار کلسیم زه آب خروجی را کاهش داده و در نتیجه باعث شدند که تیمارهای اصلاح شده %45 نسبت به تیمار شاهد و %132 نسبت به تیمارهای اصلاح نشده میزان SAR را کاهش دهند.

مقالات پژوهشی

ارزیابی کارآیی شش رقم آفتابگردان در استخراج گیاهی سرب از یک خاک حاوی سرب با سابقه بلند مدت

صفحه 596-604

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.26830

محمدرضا نادری، عبدالرزاق دانش شهرکی، فایز رئیسی

چکیده انتخاب دقیق ارقام گیاهی مناسب به منظور حصول سازگاری مطلوب با محیط و آلاینده‌ی خاص، یک استراتژی مهم جهت موفقیت در فن‌آوری گیاه‌پالایی محسوب می‌شود. آفتابگردان از جمله گیاهانی است که به دلیل برخورداری از رشد سریع و بیوماس بالا، همواره گیاهی مناسب جهت جذب و استخراج فلزات سمی از خاک‌های آلوده محسوب می‌شود. به منظور ارزیابی کارآیی شش رقم آفتابگردان در استخراج‌گیاهی فلز سنگین سرب از یک خاک حاوی سرب، این آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در گلخانه‌ی تحقیقاتی دانشگاه شهرکرد به اجرا در آمد. ارقام مورد استفاده در این آزمون شامل آلستار، هایسان 33، سیرنا، سانبرا، رکورد و ایروفلور بودند. نتایج نشان داد که میان ارقام آفتابگردان از لحاظ غلظت سرب اندام هوایی، فاکتور انتقال و کل سرب برداشت شده توسط اندام هوایی، اختلاف معنی‌داری در سطح احتمال 1 درصد وجود داشت. به‌طورکلی، به دلیل آنکه فاکتور انتقال تمامی ارقام مورد مطالعه در این آزمون کمتر از یک بود، می‌توان اظهار داشت که هیچ یک از ارقام کارآیی مناسبی جهت استخراج سرب از خاک آلوده نداشتند. با این وجود، بالا بودن غلظت سرب ریشه‌ی این ارقام و در عین حال اندک بودن فاکتور انتقال آن‌ها بیانگر آن است که کارآیی ارقام مورد مطالعه جهت استفاده در تکنیک تثبیت‌گیاهی بیشتر از تکنیک استخراج‌گیاهی است.

مقالات پژوهشی

منشأیابی برخی فلزهای سنگین در خاک های اطراف نیروگاه همدان با رویکرد پدولوژی

صفحه 605-615

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.27928

شیوا نصرتی‌پور، محسن نائل، محسن شکل آبادی، علی‌اصغر سپاهی‌گرو

چکیده به منظور تعیین منشأ فلزهای سنگین، تأثیر عواملِ مواد مادری، نحوه پیدایش خاک، و فعالیت های انسانی بر مقدار و توزیع فلزهای منتخب در زمین های اطراف نیروگاه شهید مفتح در استان همدان بررسی شد. مواد مادری مختلف شامل شیل، شیست، سنگ آهک، دشت آبرفتی، پادگانه آبرفتی و نهشته مخروط افکنه ای شناسایی و نحوه تشکیل خاک در آن ها بررسی شد. غلظت کل فلزهای Cd، Cu، Mn، Ni، Zn، Pb و Fe در افق های پدوژنیک و مواد مادری تعیین و غلظت آنها در چهار بخش شیمیایی، شامل بخش قابل استخراج با اسید استیک، بخش قابل احیا، بخش قابل اکسید و بخش باقیمانده، به روش عصاره گیری متوالی چهار مرحله ای اندازه گیری شد. درجه تحول خاک های منطقه اندک است، به طوریکه در بسیاری موارد شباهت زیادی بین خاک ها و مواد مادری از نظر مقدار فلزهای سنگین مشاهده می‌شود. خاک-های آهکی و سنگ های آهکی نسبت به سایر خاک ها و سنگ ها دارای کمترین مقادیر فلزهای مس، منگنز، نیکل، روی، سرب و آهن هستند. مستقل از نوع خاک و مواد مادری، بیشترین مقدار فلزهای سنگین، به استثنای منگنز، در بخش باقیمانده اندازه گیری شد. غلظت منگنز، در همه خاکرخ ها، در بخش قابل احیا بیشتر است. توسعه کم خاک ها و نیز حضور بیشتر فلزها در بخش باقیمانده، نشان دهنده تأثیر بیشتر ماده مادری در کنترل غلظت فلزها است؛ سهم فرایندهای خاکسازی در مرتبه دوم می باشد. سهم فعالیت های انسانی در غلظت بیشتر فلزها نامحسوس است؛ با این وجود، حضور قابل توجه سرب و، در مواردی، کادمیوم در بخش قابل استخراج با اسید استیک، بیانگر تأثیر فعالیت های انسانی بر غلظت این دو فلز است.

مقالات پژوهشی

برآورد میزان تابش خورشیدی با استفاده از محصولات دمای سطح زمین سنجنده MODIS و مدل شبکه عصبی

صفحه 616-624

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.39508

سعید امامی فر، امین علیزاده

چکیده برآورد درست مقدار تابش رسیده به سطح زمین (Rs ) به عنوان یکی از پارامترهای مهم در مدل های بیلان انرژی، شبیه سازی رشد گیاهان و تبخیر- تعرق اهمیت زیادی دارد. اغلب مدل های پیش بینی تابش رسیده به سطح زمین با استفاده از داده های ماهواره ای، مبتنی بر دمای سطح زمین هستند. در این مطالعه دقت برآورد تابش خورشیدی، با استفاده از چهار مدل مختلف شبکه عصبی (با نام های ANN1، ANN2،ANN3 وANN4 )، با ورودی محصولات دمای سطح زمین سنجنده مودیس (مدل های1و2 مبتنی بر محصولاتMOD11A1 و مدل های 3و4 مبتنی بر محصولات MYD11A1) در ترکیب با تابش برون زمینی (Ra) و نسبت ساعت آفتابی (n/N) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که هر چهار مدل هوشمند شبکه عصبی با همبستگی خوبی (85 R2>/) توانستند مقدار تابش رسیده به سطح زمین را برآورد کنند. لیکن مدل های مبتنی بر محصولات MOD11A1 دارای دقت بالاتری نسبت به مدل های مبتنی بر محصولات MYD11A1 هستند. مدل شبکه عصبیANN1 (مبتنی بر محصولات MOD11A1 ، نسبت ساعت آفتابی و تابش برون زمینی) با ضریب تعیین (R2) برابر 9332/ و جذر میانگین مربعات خطا (RMSE) برابر 4448/1 مگاژول بر متر مربع در روز در برآورد تابش خورشیدی نسبت به مدل های دیگر دارای دقت بالاتری است. همچنین نتایج نشان داد که مدل شبکه عصبیANN2 ( مبتنی بر جذر تغییرات دمای محصولات MOD11A1 و تابش برون زمینی) در مقایسه با مدل هارگریوز و سامانی که مبتنی بر داده‌های دمای هوا و تابش برون زمینی است، با دقت بیشتری تابش رسیده به زمین را برآورد می کند.

مقالات پژوهشی

اعتبارسنجی برآوردهای بارندگی روزانه شبکه APHRODIT و برآوردهای حاصل از درون یابی مکانی بارندگی در استان خوزستان

صفحه 625-637

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.22014

مژده جامعی، محمد موسوی بایگی، محمد بنایان اول

چکیده وجود داده های صحیح و قابل اطمینان بارندگی در مطالعات هیدرولوژی، مدیریت و برنامه ریزی منابع آب از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این مطالعه برای دستیابی به مناسب ترین روش برآورد بارندگی منطقه ای در استان خوزستان، داده های بارندگی روزانه برآوردی حاصل از مناسب ترین روش درون یابی و داده های بارندگی روزانه موجود شبکه APHRODITE طی سال های2000-2007 با مقادیر اندازه گیری شده در 44 ایستگاه هواشناسی مقایسه شدند. مناسب ترین روش درون یابی بارندگی روزانه از ارزیابی چهار روش: وزنی عکس فاصله، کریجینگ عمومی، کوکریجینگ و رگرسیون کریجینگ تعیین گردید. در روش های کریجینگ برای تحلیل نیم تغییرنماها پنج مدل نیم-تغییرنمای کروی، نمایی، خطی، خطی دارای حد آستانه و گوسی بر داده های بارندگی برازش داده شد. مقایسه داده-های بارندگی روزانه APHRODITE با داده های ثبت شده ایستگاه ها، از روش نزدیکترین همسایگی صورت پذیرفت. برای ارزیابی روش های مختلف از تکنیک اعتبارسنجی حذفی و تعیین دقیق ترین روش برآورد براساس شاخص های ریشه میانگین مربعات خطا، میانگین خطای اریب، خطای مطلق میانگین و تحلیل رگرسیونی انجام گردید. نتایج ارزیابی خطای روش های درون یابی نشان داد که روش رگرسیون کریجینگ دقت بالاتری در درون یابی داده های بارندگی روزانه استان خوزستان دارد. بنابراین روش های درون یابی مبتنی بر روابط رگرسیونی که از چندین متغیر کمکی استفاده می کنند، دقت برآورد بارندگی را در منطقه بهبود می دهند. مقایسه شاخص های خطا و تحلیل رگرسیونی روش درو یابی رگرسیون کریجینگ و برآوردهای شبکه APHRODITE بیانگر آن بود دقت برآورد رگرسیون کریجینگ در بیشتر روزهای مورد بررسی بالاتر از APHRODITE است. بنابراین برای آگاهی از توزیع مکانی و برآورد داده های بارندگی روزانه در استان خوزستان، استفاده از روش درون یابی رگرسیون کریجینگ دقیق تر از داده های موجود APHRODITE می باشد.

مقالات پژوهشی

بررسی تعیین مناطق مناسب جهت پایش خشکسالی با استفاده از داده‌های ماهواره TRMM (مطالعه موردی: استان خراسان رضوی)

صفحه 638-647

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.27974

هادی غفوریان، سید حسین ثنایی نژاد، کامران داوری

چکیده اکثر سیستم‌های ارزیابی خشکسالی عمدتاً برمبنای داده‌های بارش استوارند. اما کوتاه بودن دوره آماری بسیاری از داده ها، تراکم ناکافی‌ ایستگاه‌ها و کیفیت نامطلوب داده‌های شبکه‌های سنجش بارش، توانایی نشان دادن الگوی مکانی خشکسالی را کاهش می‌دهد. بنابراین لازم است منابع داده‌ اقلیمی، که بتوانند این نقیصهها را مرتفع سازند، شناسایی نموده و پس از ارزیابی، به عنوان مکمل یا جایگزین مورد استفاده قرار گیرند. بر همین اساس در این پژوهش برای پایش خشکسالی در استان خراسان رضوی، با کمک داده‌های 10 ایستگاه‌ سینوپتیک و 107 ایستگاه باران‌سنجی واقع در این استان، اقدام به ارزیابی داده‌های ماهانه ماهوارهTRMM گردید. محاسبات پایش خشکسالی به کمک شاخص SPI و برای مقیاس‌های زمانی 1، 3، 6 و 12 ماهه در دوره آماری 13ساله (2010- 1998 میلادی) انجام پذیرفت. ارزیابی داده‌های ماهانه ماهواره با کمک شاخص‌های CSI و R2 انجام شد. نتایج نشان داد غیر مقیاس‌ زمانی 1 ماهه، سازگاری بسیار خوبی بین دادههای ماهانه ماهواره و ایستگاه‌های زمینی وجود دارد. میزان مطابقت، در تمامی مقیاس‌های زمانی در بیشتر مناطق استان بیش از 50% بدست آمد. بر اساس نتایج بدست آمده، برای دستیابی به دقت بیش از 60% در استفاده از داده‌های ماهواره TRMM برای مناطق مختلف استان در مقیاس‌های زمانی 1،3، 6 و 12 ماهه، باید به صورت زیر برای پایش خشکسالی استفاده شود: 1 ماهه فقط برای مناطق شمالی، 3 ماهه برای تمامی مناطق غیر از بخش شرقی، 6 ماهه برای تمامی مناطق غیر از بخش شمالی و 12 ماهه برای تمامی مناطق غیر از بخش شمالی و قسمتی از مرکز استان.