دوماهنامه
دوره و شماره: دوره 23، شماره 1، بهار 1388 
مقالات پژوهشی

تعیین آستانه سمیت فلزات مس و روی در باکتری E. coli (حسگر زیستی))

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.1493

امیر لکزیان

چکیده چکیده امروزه آلودگی خاکها به عناصر سنگین که از منابع مختلف وارد خاکها می شوند در دنیا بصورت یک مسئله کاملا جدی مطرح می‌باشد. برای تشخیص آلودگی فلزات سنگین روشهای متفاوتی مورد استفاده پژوهشگران قرار می‌گیرد. استفاده از حسگرهای زیستی یکی از روشهای جدید برای ارزیابی سمیت فلزات در خاک می‌باشد. در این مطالعه غلظتهای مختلف برای عناصر مس )0، 5، 20، 120، 300، 755 و 2000 میلی گرم برکیلوگرم) و روی ( 0، 10، 30، 70، 160، 400، 1000 و 3000 میلی گرم برکیلوگرم) بر روی یک خاک از سری لینکن واقع در نیوزیلند در دو محل جداگانه اعمال شد. غلظت کل عناصر مس و روی در نمونه های خاک پس از گذشت یکسال اندازه گیری شد. سپس آستانه سمیت این دو فلز سنگین به کمک حسگر زیستی E.Coli تعیین شد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که با افزایش غلظت عناصر مس و روی میزان بیولومینسنس باکتری E.Coli کاهش یافت. نتایج این مطالعه همچنین نشان داد که به ترتیب در غلظتهای کل 450 و 65 میلی گرم بر کیلوگرم مس و روی، میزان بیولومینسنس پنجاه درصد نسبت به شاهد کاهش پیدا کرد. نتایج حاصل از پردازش داده ها و مطالعه همبستگی بین میزان بیولومینسنس و غلظت کل فلزات مس و روی نشان داد که تاثیر عنصر روی بر کاهش میزان لومینسنس باکتریایی 10 مرتبه بیشتر از عنصر مس بوده است. واژه‌های کلیدی : بیولومینسنس، فلزات سنگین، مس، روی حسگر زیستی

مقالات پژوهشی

مقایسه دو عصاره گیر در تعیین اورانیوم (238U) قابل جذب گیاه در خاک لومی شنی

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.1494

سعید باقریفام، امیر لکزیان، سیدجواد احمدی، امیر فتوت، محمدفرهاد رحیمی

چکیده چکیده اورانیوم از گروه فلزات سنگین بوده و پرتوزاست. در اثر گسترش صنایع هسته‌ای و استفاده از کودهای فسفری حاوی اورانیوم احتمال آلودگی خاک‌ها به این عنصر وجود دارد. به منظور مقایسة دو عصاره‌گیر شیمیایی رایج در استخراج اورانیوم مطالعه‌ای در قالب طرح کاملاً تصادفی با آرایش فاکتوریل شامل دو نوع گیاه آفتابگردان و سویا، و شش غلظــت اورانیوم (0، 50، 100، 250، 500 و 1000 میلی گرم بر کیلوگرم) با سه تکرار در شرایط گلخانه انجام شد. گیاهان بعد از یک دورة 40 روزه و قبل از ورود به مرحله زایشی برداشت شدند. نمونه‌های خاک بوسیلة دو عصاره‌گیر DTPA و AAAcEDTAعصاره‌‌گیری شدند. نتایج نشان داد که با افزایش مقدار اورانیوم خاک، مقدار اورانیم در گیاهان افزایش پیدا کردند. مقدار اورانیوم در ریشه آفتابگردان و سویا 20 تا 100 برابر مقدار آن دربخش هوایی گیاه بود. نتایج حاصل از آزمایش نشان داد که عصاره گیر‌های فوق با افزایش غلظت اورانیوم خاک، غلظت بالاتری از اورانیوم را استخراج کردند اما AAAcEDTA در تمام غلظت‌ها اورانیوم بیشتری را عصاره‌‌گیری کرد. مطالعات همبستگی نشان داد که هر دو عصاره گیر همبستگی خوبی را با غلظت اورانیوم در نمونه‌های گیاهی داشتند. هم‌چنین غلظت اورانیوم در نمونه‌های گیاهی با AAAcEDTA همبستگی بالاتری را نشان داد. واژه‌های کلیدی: اورانیوم، زیست‌فراهمی، لیزر فلوریمتری، آفتابگردان، سویا

مقالات پژوهشی

شبیه سازی شرایط کیفی مخازن سدها(مطالعه موردی – مخزن سد طرق)

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.1495

مصطفی خیامی، شهناز دانش، سعید رضا خداشناس، کامران داوری

چکیده چکیده در این تحقیق با کاربرد مدلDynamic Reservoir Simulation و آمار موجود، شرایط کیفی آب مخزن سد طرق از نقطه نظر تغییرات زمانی پارامتر‌های دما، شوری و اکسیژن محلول مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان دادند که در سالهای پرآب مانند سال 1998 که در آن دبی رودخانه ورودی بیش از میانگین دبی دراز مدت آن است، به دلیل بالا بودن تراز سطح آب ( بیش از50 متر)، لایه بندی حرارتی به صورت کامل از اواسط بهار تا اواخر تابستان در داخل مخزن اتفاق می‌افتد که این امر تغییرات خصوصیات فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی آب را در ترازهای مختلف به دنبال دارد. ولی در سالهایی مانند سال 2002 به علت کم بودن حجم آب ورودی و بالا بودن نسبی میانگین درجه حرارت سالانه، تراز سطح آب در مخزن تقلیل می‌یابد و به حدود 16 تا 20 متر می‌رسد. در این شرایط لایه بندی حرارتی یا تشکیل نمی شود و یا اگر تشکیل گردد، از نظر زمانی زودتر شروع شده و طول دورۀ استقرار آن نیز کوتاه می‌شود. بر اساس نتایج این مطالعات، در سال 1998 میانگین دما ی لایه‌های سطحی و عمقی مخزن اختلافی معادل 10 و 11 درجه سانتیگراد را به ترتیب در فصول بهار و تابستان نشان دادند. این در حالیست که تفاوت مذکور برای بهارسال 2002، حدود 5/1 درجه سانتیگراد مشاهده گردید. در ارتباط با تغییرات شوری، نتایج حاصل از بررسی‌ها دلالت بر آن داشت که همزمان با لایه بندی حرارتی، لایه بندی شوری نیز در آب مخزن اتفّاق می‌افتد و غلظت املاح از سطح به عمق افزایش می‌یابد. در سال 1998، تفاوت مشاهده شده در میانگین غلظت‌های املاح بین لایه‌های بالایی و پایینی مخزن به ترتیب معادل 43 میلیگرم در لیتر برای فصل بهار و 10 میلیگرم در لیتر برای فصل تابستان بود. شبیه سازی میزان اکسیژن محلول در دوره‌های لایه بندی حرارتی، دامنۀ تغییراتی بین صفر تا 9 میلیگرم در لیتر را بین ترازهای بالایی و پایینی مخزن نشان دادند. با شروع پدیده لایه بندی حرارتی از اردیبهشت ماه، به تدریج غلظت اکسیژن محلول در اعماق پایین تر از 20 مترکاهش می‌یابد به طوریکه در اواسط تیر ماه یک لایه بی هوازی به ضخامت10 متر در کف مخزن توسعه می‌یابد که شرایط را برای تولید بو، رنگ و طعم نامطبوع مهیا می‌سازد. در کلیه سالهای مورد مطالعه (1998 تا 2004)، در فصول پاییز و زمستان، به دلیل اختلاط آب مخزن و یکنواخت شدن شرایط، تفاوتی در میزان شوری و سایر خصوصیات کیفی آب در ترازهای مختلف مشاهده نگردید. واژه‌های کلیدی: مدل‌های کیفی آب، لایه بندی حرارتی، شوری آب، اکسیژن محلول، مخزن سد

مقالات پژوهشی

تحلیل فراوانی سیلاب منطقه ای با استفاده از تئوری گشتاورهای خطی و سیلاب نمایه در حوضه های آبریز استان های خراسان

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.1532

حمیرا شامکوئیان، بیژن قهرمان، کامران داوری، مجید سرمد

چکیده چکیده روش تحلیل فراوانی سیلاب منطقه ای یکی از روش های متداول تحلیل فراوانی سیلاب بوده که به جای استفاده از آمار یک ایستگاه، آمار و ویژگی های مجموعه ای از ایستگاه های هم رفتار مورد استفاده قرار می گیرد. در مطالعه حاضر این روش با استفاده از گشتاور های خطی و سیلاب نمایه در حوضه های آبریز استان های خراسان (شمالی، رضوی و جنوبی) و به کمک نرم افزار MATLAB مورد استفاده قرار گرفت. از آمار دبی سیلاب اوج لحظه ای سالانه 68 ایستگاه آب سنجی با حداقل و حداکثر طول دوره آماری 6 و 39 سال و ویژگی های فیزیوگرافی حوضه های آبریز آن ها استفاده شد. با استفاده از روش تحلیل خوشه ای، منطقه مورد مطالعه به 7 ناحیه همگن تقسیم شد. در این نواحی بترتیب 16، 5، 20، 5، 11 و ایستگاه قرار گرفت. به کمک آزمون ناهمنوایی بر اساس گشتاورهای خطی، تنها یک ایستگاه به عنوان ایستگاه ناهمنوا تشخیص داده شد. آزمون ناهمگنی بر اساس گشتاورهای خطی، تمامی نواحی را همگن تشخیص داد. توابع توزیع لوگ نرمال سه پارامتری در دو ناحیه A و B، مقادیر حدی تعمیم یافته در ناحیه C، پارتو تعمیم یافته در دو ناحیه D و E، لوجستیک تعمیم یافته در ناحیه F و نهایتاً پیرسون نوع 3 در ناحیه G با استفاده از آزمون های نیکوئی برازش Z و کلموگروف- اسمیرنوف انتخاب شدند. با این وجود در آزمون نیکوئی برازش Z تمامی توابع توزیع در دامنه مجاز واقع شدند. ولیکن انتخاب نهایی توابع بر اساس آزمون نیکوئی برازش کلموگروف- اسمیرنوف صورت گرفت تا بدینوسیله برازش توابع در دوره بازگشت های بالا ملاک انتخاب قرار گیرد. علاوه بر توابع توزیع برتر، تابع توزیع مقادیر حدی تعمیم یافته برای تمامی نواحی همگن مناسب تشخیص داده شد، به طوریکه تنها عوامل این تابع در نواحی مختلف متفاوت است. مدلی لگاریتمی و چهار متغیره به منظور برآورد سیلاب نمایه در هر نقطه از نواحی همگن، و مقیاس دار کردن مقادیر سیلاب بی بعد ناحیه ای با استفاده از ویژگی های فیزیوگرافی حوضه ها استخراج شد. واژه‌های کلیدی: تحلیل منطقه ای سیلاب، گشتاورهای خطی، سیلاب نمایه، تحلیل خوشه ای، خراسان

مقالات پژوهشی

مقایسه تبخیرتعرق روزانه با مجموع ساعتی در ایستگاه هواشناسی مرجع کرمان

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.1533

بهرام بختیاری، علی خلیلی، عبدالمجید لیاقت، محمد جواد خانجانی

چکیده چکیده در سال‌های اخیر ایستگاه‌های هواشناسی خودکار جهت ثبت داده‌های هواشناسی در مقیاس‌های زمانی مختلف مورد استفاده قرار گرفته‌اند، لذا با در دست داشتن اطلاعات هواشناسی در بازه زمانی کوتاه، می‌توان دقت برآورد معادلات ترکیبی تبخیرتعرق مرجع (ETo) را مورد ارزیابی قرار داد. از آنجایی‌که تبخیرتعرق در مقطع زمانی روزانه، انتگرالی از تبخیرتعرق زمان‌های کوتاه تلقی می‌شود، هدف از این مطالعه, بررسی میزان اختلاف بین ETo برآورد شده در دوحالت روزانه (24 ساعته) و مجموع ساعتی است. بدین منظور از 7270 داده ساعتی ایستگاه مرجع هواشناسی خودکار مستقر در مزرعه دانشگاه شهید باهنر کرمان در سال 1384 استفاده گردید. روش‌های به کار گرفته ‌شده جهت محاسبهETo مرجع چمن شامل دو مدل پنمن- مونتیث فائو- 56 و پنمن-‌‌مونتیث استانداردASCE در دو بازه زمانی ساعتی و روزانه (24 ساعته) می‌باشد. جهت مقایسه مقادیر ETo محاسبه شده به دو روش روزانه (24 ساعتی) و مجموع ساعتی، در هر یک از ماه‌ها، از آزمون t استیودنت استفاده گردیده است. نتایج آزمون نشان داده است که اختلاف میانگین دو روش در هر دو مدل ترکیبی مورد استفاده در سطح 5 درصد معنی دار بوده، بطوریکه در مدل فائو-56، ETo محاسبه شده به روش مجموع ساعتی در ماه‌های مختلف بین 8/5 تا 6/44 درصد بیش برآورد نسبت به روش 24 ساعته نشان می‌دهد. همچنین این بیش برآورد در روش ASCE در ماه‌های مختلف بین 4/7 تا 6/47 درصد محاسبه گردیده است. ضرایب رگرسیون حاصل از معادلات همبستگی به دو روش (مجموع ساعتی و روزانه) در هر یک از مدل‌های ترکیبی، معنی دار بوده است. واژه‌های کلیدی: تبخیر تعرق مرجع، بازه ساعتی، پنمن- مونتیث - فائو56، پنمن- مونتیث ASCE

مقالات پژوهشی

کاربرد رادارهای هواشناسی باند X در برآورد میزان بارندگی در حوضه های کوچک

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.1534

زهرا طوفانی نژاد، غلامعلی کمالی، امین علیزاده

چکیده چکیده اطلاع از میزان واقعی ارتفاع بارندگی برای شبیه سازی وقایع هیدرولوژیک و پیش بینی وضعیت هوا امری بسیار مهم است. داده های راداری می‌توانند دید روشنی از تغییرات مکانی بارندگی در اختیار قرار دهد که به کمک‌این داده ها، تخمین شدت بارندگی در سطحی وسیع را امکان پذیر می سازد. سیستم رادارهای هواشناسی معمولاً با باندهای فرکانسی X, S و C کار می کند. از آنجایی که سیستم باند X به آنتن کوچکتری نسبت به سایر باندها نیاز دارد، برای نظارت حوضه های کوچک مناسب به نظر می‌رسد. البته شایان ذکر است که میزان بارندگی تخمین زده با رادار به دلیل وجود برخی خطا ها مانند کلاتر زمین و تضعیف سیگنال های رادار در طول مسیر دارای مقداری خطا می باشد. در‌این مطالعه، توانایی سیستم راداری باند X در تخمین بارندگی در یک منطقه شهری در کشور هلند مورد بررسی قرار گرفته است. از‌این رو ابتدا داده های راداری از خطاهای ناشی از کلاتر زمین و تضعیف سیگنال تصحیح شده و سپس شدت بارندگی از روی داده های اصلاح شده محاسبه شده است و در نهایت نتایج حاصله با میزان شدت بارندگی ثبت شده توسط 4 باران سنج موجود در منطقه مورد مقایسه قرار گرفته است. بررسی ها نشان داد که روند سری زمانی نتایج راداری مطابق روند سری زمانی داده های ثبت شده توسط باران سنج ها می‌باشد، اما‌اندازه گیری های انجام شده توسط رادار نیاز به اصلاح و واسنجی دارد. واژه‌های کلیدی: رادار های هواشناسی زمینی، کلاتر زمین، تضعیف سیگنال، تخمین بارندگی

مقالات پژوهشی

امکان تصحیح اثرات شوری بر قرائت بلوک گچی در اندازه گیری رطوبت خاک

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.1535

بیژن قهرمان، کامران داوری، علیرضا آستارایی، میثم مجیدی، سکینه تمسکی

چکیده چکیده برای مدیریت و برنامه ریزی های آبیاری،بررسی و اندازه گیری مداوم رطوبت خاک الزامی است. یکی از روش های اندازه گیری رطوبت، استفاده از بلوک های گچی است که تحت تأثیرغلظت الکترولیت محلول خاک و ساختار بلوک گچی قرار می گیرد. این تحقیق روی 90 بلوک‌گچی در محل گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. در این آزمایش ابتدا بلوک های‌گچی در آب مقطر واسنجی شدند. سپس قرائت بلوک ها در محلول های آبی با سطوح شوری 2 ، 6 ، 10 و 18 دسی زیمنس بر متر ثبت گردید. همچنین سه محیط خاکی با بافت های لوم شنی، لوم و لوم رسی و در پنج سطح شوری (ناچیز، 2 ، 6 ، 10 و 18 دسی زیمنس بر متر در عصاره اشباع) به عنوان 15 تیمار مورد بررسی قرار گرفتند. قرائت بلوک ها، در رطوبت های مختلف، به کمک دستگاه رطوبت‌سنج ELE مدل 5910A انجام گردید . برای هر تیمار قرائت ها در مقابل مقادیر رطوبت ها رسم شدند. این منحنی ها با منحنی استاندارد (همان بافت خاک و بدون شوری) مقایسه گردیدند. در انتها روابطی برای تصحیح قرائت بلوک گچی وحذف اثر شوری بدست آمد. واژه‌های کلیدی: بلوک گچی، شوری، تصحیح اثرات شوری، غلظت الکترولیت محلول خاک

مقالات پژوهشی

بررسی و پهنه بندی یخبندان های زود هنگام پاییزه، دیرهنگام بهاره و زمستانه با استفاده از GIS

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.1536

آمنه میان آبادی، محمد موسوی بایگی، سید حسین ثنایی نژاد، احمد نظامی

چکیده چکیده گیاهان در دامنه گرمایی مشخصی قابلیت رشد و نمو و فعالیت زیستی دارند. اگرچه در هواشناسی دمای صفر درجه سلسیوس به عنوان دمای یخبندان مطرح است، اما در هواشناسی کشاورزی یخبندان در دماهای پایین تری که برای هر گیاهی متفاوت است، اتفاق می افتد و منجر به آسیب به بافت های گیاهی می شود. در استان خراسان نخستین یخبندان های پاییزه باعث وارد آوردن خسارت پنبه و چغندر قند در زمان برداشت می شود و بر زمان کشت گندم و جو موثر است. آخرین یخبندان بهاره نیز همه ساله خسارات زیادی به محصولات کشاورزی وارد می آورد. چرا که وقوع این یخبندان هنگام گلدهی درختان میوه باعث از بین رفتن گل ها می شود. برای بررسی این پدیده در استان خراسان رضوی، یخبندان های پاییزه، بهاره و زمستانه با تعیین آستانه های دمایی مناسب بررسی و احتمال وقوع آن ها به دست آمد. در نهایت سطح استان خراسان رضوی از لحاظ وقوع پدیده یخبندان پهنه بندی شد. نتایج نشان داد که وقوع یخبندان های پاییزه از شمال استان آغاز شده و سپس مناطق جنوبی را در بر می گیرد. همچنین یخبندان های بهاره در جنوب استان زودتر به پایان می رسد. یخبندان های زمستانه نیز بیشتر در شمال استان به وقوع می پیوندد. واژه های کلیدی : یخبندان پاییزه، یخبندان بهاره، یخبندان زمستانه، خرا سان رضوی ، پهنه بندی

مقالات پژوهشی

استفاده از حداقل داده های هواشناسی برای برآورد تبخیر و تعرق گیاه مرجع و ارائه ضرایب اصلاحی (مطالعه موردی: استان خراسان رضوی)

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.1537

محمد موسوی بایگی، مریم عرفانیان، مجید سرمد

چکیده چکیده یکی از راه های کاهش تلفات آب در مزارع، برنامه ریزی صحیح آبیاری می باشد که اساس آن را برآورد دقیق نیاز آبی گیاهان تشکیل می دهد. معادلاتی که برای محاسبه تبخیر و تعرق پتانسیل استفاده می شوند، پارامترهای اقلیمی یکسانی را به کار نمی گیرند و به دلیل ماهیت تجربی آنها برای تمام شرایط اقلیمی مناسب نیستند. به همین دلیل لازم است که معادله مناسب هر منطقه مشخص شود. بدین منظور در این تحقیق با استفاده از داده های لایسیمتری برداشت شده در دوره شش ماهه اردیبهشت تا شهریور سال 1384 در ایستگاه هواشناسی دانشکده کشاورزی مشهد، مقدار تبخیر و تعرق گیاه مرجع محاسبه شده با روش های فائو پنمن- مانتیث و تشت تبخیر و هم چنین اعمال ضرایب اصلاحی ماهانه و سالانه مورد مقایسه قرار گرفتند و روابط اصلاحی هر روش ارائه شدند. علاوه بر این، بین مقدار تبخیر و تعرق روزانه گیاه مرجع محاسبه شده به روش فائو پنمن- مانتیث در کلیه ایستگاه های سینوپتیک استان خراسان رضوی و پارامترهای دمای هوا، تابش و ضریب رطوبتی، رگرسیون بندی شده و در نهایت یک معادله ساده شده جهت برآورد تبخیر و تعرق گیاه مرجع با این روش ارائه گردید. با توجه به نتایج به دست آمده مشخص شد که نزدیکترین جواب های حاصله به داده های لایسیمتری از معادله فائو پنمن- مانتیث با اعمال ضرایب ماهانه (ضریب تعیین 99/0) و پس از آن با ضرایب سالانه (ضریب تعیین 92/0) به دست آمده است. لذا توصیه می شود جهت به کارگیری این معادله در مطالعات، ابتدا شرایط مرجع بودن ایستگاه مورد بررسی قرار گرفته و در صورت غیر مرجع بودن آن از ضرایب اصلاحی ماهانه جهت برآورد مقدار تبخیر و تعرق گیاه مرجع استفاده شود. واژه های کلیدی: تبخیر و تعرق گیاه مرجع، لایسیمتر، روش فائو پنمن- مانتیث، ضرایب اصلاحی

مقالات پژوهشی

اثر سیستم های خاک ورزی و کود دامی بر مرفولوژی ریشه ذرت

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.1538

حسین شیرانی، محمدعلی حاج عباسی، مجید افیونی، عباس همت

چکیده چکیده روش‌های خاک‌ورزی و مواد آلی بر توزیع و عمق ریشه و بنابراین بر جذب عناصر توسط گیاه و رشد آن تأثیر دارند. این تحقیق در دو سال متوالی انجام گردید. تیمارهای خاک‌ورزی شامل شخم با دیسک سطحی + دو دیسک سطحی به عنوان کم‌خاک‌ورزی (عمق شخم 15 سانتی‌متر) و شخم با گاوآهن برگردان دار + دو دیسک سطحی به عنوان خاک‌ورزی مرسوم (عمق شخم 30 سانتی‌متر) می باشند. هم چنین، سه سطح 0، 30 و 60 تن در هکتار کود گاوی به‌عنوان تیمارهای ماده آلی به‌کار رفتند. تیمارهای فوق در قالب طرح بلوک های خرد شده با سه تکرار و تحت کشت ذرت به مدت دو سال انجام شدند. برای تعیین خواص مرفولوژیک ریشه گیاه، نمونه‌گیری توسط یک سیلندر درپوش دار از روی پشته انجام و طول و دانسیته ریشه اندازه گیری شد. نتایج نشان داد سیستم‌های خاک‌ورزی تأثیر معنی‌داری (p=0.05) بر طول و دانسیته ریشه ذرت در عمق )20-0( سانتی‌متری خاک داشتند. در تیمار کم خاک ورزی، طول و دانسیته ریشه در مراحل 9 و 11 برگی به طور معنی‌داری نسبت به خاک ورزی مرسوم افزایش یافت، ولی عمق ریشه تحت خاک‌ورزی مرسوم به طور معنی‌داری بیشتر از کم‌خاک‌ورزی بود. این روند مربوط به وجود خاک نرم (خاک شخم خورده) در عمق پائین تری از سطح پشته در خاک‌ورزی مرسوم می باشد. نتایج نشان داد که کود دامی تأثیر معنی‌داری بر ویژگی‌های ریشه نداشت‌، اما عملکرد بیولو‍‍ژیک ذرت را افزایش داد. واژه های کلیدی: کم خاک ورزی، خاک ورزی مرسوم، کود دامی، ریشه ذرت

مقالات پژوهشی

بررسی مناسب ترین زمان شروع آبیاری زراعت زعفران در استان های خراسان رضوی، شمالی و جنوبی

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.1539

امین علیزاده، نسرین سیاری، جواد احمدیان، آزاده محمدیان

چکیده چکیده زعفران یکی از عمده ترین گیاهان اقتصادی برای کشاوزران استان خراسان می باشد. تقریباً تمامی زعفران ایران از استان های خراسان تهیه می شود. زمان اولین آبیاری فاکتوری بحرانی است که بر مقدار و کیفیت راندمان تأثیر گذار می باشد. بر اساس تحقیقات انجام شده در مزرعه مشخص شد، زمانی که دمای هوا به 12 درجه سانتیگراد می رسد گلدهی رخ می دهد. همین طور مشخص شد که 2 تا 3 هفته پس از آبیاری گلدهی به وقوع می پیوندد. اولین آبیاری بایستی زمانی انجام شود که بعد از این دوره زمانی زعفران قابل برداشت باشد. در این مطالعه مناسب ترین تاریخ برای اولین آبیاری با احتمالات 50، 75 و 95 درصد برای نقاط مختلف استان های خراسان تعیین و پهنه بندی لازم انجام شد. بر اساس نتایج حاصله تاریخ گلدهی و زمان انجام اولین آبیاری گیاه زعفران بسته به اقلیم و دمای منطقه مورد مطالعه بسیار متفاوت است. در مکان هایی با ارتفاع بالاتر از سطح دریا و میانگین دمای کمتر، معمولا تاریخ گلدهی و زمان آبیاری زود هنگام و در اوایل پائیز می باشد. با کم شدن ارتفاع و بالا رفتن دمای هوا تاریخ گلدهی و زمان انجام اولین آبیاری به اواسط و حتی به اواخر پائیز منتقل می شوند. واژه‌های کلیدی: زعفران، خراسان، دما، گلدهی، اولین آبیاری

مقالات پژوهشی

ارزیابی مدل CROPWAT در مدیریت کم آبیاری گندم و جو در منطقه کرج

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.1540

هادی رمضانی اعتدالی، بیژن نظری، علیرضا توکلی، مسعود پارسی نژاد

چکیده چکیده کم آبیاری شیوه ای است که در آن افزایش کارآیی مصرف آب با کاهش کفایت آبیاری به دست می آید. در این تحقیق توانایی مدل CROPWAT در مدیریت کم آبیاری برای دو محصول گندم و جو در اقلیم کرج بررسی شده است. در این راستا شاخص های ارزیابی مدل شامل مجذور میانگین مربعات خطا (RMSE1) و ضریب باقیمانده (CRM2) محاسبه گردید و مقادیر آنها به ترتیب در محدوده 8/9 تا 2/17 درصد و 32/0 تا 51/0 بود که نشان گر این است که درصد کاهش عملکرد را کمتر از نتایج واقعی برآورد می کند. مقادیر منفی به‌دست آمده برای شاخص کارآیی مدل سازی (EF3) در هر دو محصول برای دور آبیاری 14 روزه بیانگر ناکارآمدی مدل در پیش بینی کاهش عملکرد در دور آبیاری 14روزه است. از محدودیت های اساسی مدل CROPWAT این است که این مدل تنها اثر تنش خشکی را در پیش بینی عملکرد در نظر می گیرد و اثرات تنش های دیگر مانند شوری را نادیده می‌گیرد. این مطالعه نشان می دهد که کاربرد مدل CROPWAT بدون کالیبره کردن ضرایب گیاهی و خصوصیات خاک می تواند خطاهای قابل توجه‌ای داشته باشد و در استفاده از این مدل باید احتیاط نمود. در این مطالعه کارآیی مصرف آب در گیاهان مورد مطالعه در محدوده 3/1 تا 3/2 کیلوگرم بر متر مکعب به‌دست آمده است و حداکثر مقادیر آن مربوط به تیمار کم آبیاری 20 درصد نیاز آبی می باشد. اعمال مدیریت مناسب کم آبیاری می‌تواند نقش قابل توجهی در ارتقای کارآیی مصرف آب داشته باشد. واژه‌های کلیدی: کارآیی مصرف آب،کاهش عملکرد، تابع عملکرد،CROPWAT

مقالات پژوهشی

تعیین عوامل موثر بر گسترش آبکند ها در منطقه کنارتخته استان فارس

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.1545

سید مسعود سلیمان پور، مجید صوفی، حسن رحیمی

چکیده چکیده فرسایش آبکندی یکی از انواع فرسایش آبی است که به دلیل تولید رسوب و خسارات فراوان به اراضی، راه ها و سازه های عمرانی در استان فارس، از اولویت بالایی برخوردار است. در این تحقیق 15 آبکند فعال و معرف انتخاب و ویژگی های مورفومتریک حوزه آبخیز، خاک، پوشش گیاهی و اقلیم اندازه‌گیری شد. جهت تعیین عوامل موثر در گسترش و رسوب زایی آبکند ها، رابطه بین حجم آبکند به عنوان متغیر وابسته و ویژگی های آبکند نظیر طول، عرض، عمق، ویژگی های آبخیز نظیر مساحت، شیب، ضریب شکل، دانه بندی ذرات خاک، درصد پوشش گیاهی و حداکثر بارش 24 ساعته به عنوان متغیرهای مستقل با استفاده از روش رگرسیون گام به گام در نرم افزار SPSS (نسخه 13) مورد تحلیل آماری قرار گرفت. نتایج نشان می دهد، رسوب تولیدی ناشی از گسترش آبکند ها در کنارتخته، تابع پنج متغیر درصد رس، شن، سیلت، شیب و پوشش گیاهی در آبخیز واقع در بالای پیشانی آبکند ها است. این نتیجه دلالت بر تاثیر عامل خاک، زمین شناسی و ویژگی های حوزه آبخیز بر تولید رسوب ناشی از فرسایش آبکندی دارد. نقش عامل خاک و زمین شناسی مهم تر از ویژگی های حوزه آبخیز بود. بررسی آستانه توپوگرافی نشان داد که به علت مثبت شدن نمای رابطه توانی (b) فرآیند رواناب زیرسطحی در گسترش آبکند های این منطقه غالب است. این نتایج نیز، بیانگر تاثیر بیشتر ویژگی سازند زمین شناسی در تولید رسوب ناشی از فرسایش آبکندی است. غالب بودن فرآیند هیدرولوژیک زیرسطحی با مشاهدات میدانی از فرسایش تونلی، و نقش انحلال در ایجاد و گسترش آبکند ها تطبیق دارد. واژه‌های کلیدی: فرسایش آبکندی، تولید رسوب، آستانه توپوگرافی، کنارتخته، استان فارس

مقالات پژوهشی

تأثیر اجرای عملیات تغذیه مصنوعی با فاضلاب تصفیه شده شهرک اکباتان بر انتقال آلاینده‌های معدنی و بیولوژیک به آبخوان کم عمق

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.1546

علیرضا حسن اقلی، عبدالمجید لیاقت

چکیده چکیده تغذیه مصنوعی آبخوان ها با استفاده از فاضلاب به عنوان یکی از روش‌های مهم و کاربردی در استفاده مجدد از این منبع آب ارزشمند، به ویژه در مناطق خشک و نیمه خشک، به شمار می‌آید. با عنایت به لزوم اجرای تحقیقات محلی برای یافتن راهبردهای مدیریتی مناسب جهت بهره برداری بهینه از سیستم تغذیه مصنوعی و منطبق با شرایط منطقه، تحقیقات مقدماتی به انجام رسید. به همین منظور ستون های استوانه‌ای شکل به ارتفاع 200 و قطر 60 سانتی متر ساخته شد تا شرایط حوضچه‌های تغذیه مصنوعی را به صورت فیزیکی شبیه سازی نمایند. ستون ها از خاکی با بافت ماسه رسی سیلتی پر شد و با بهره‌گیری از پساب تصفیه شده فاضلاب خانگی شهرک اکباتان، جمعاً سه گزینه مدیریتی متفاوت از نظر طول مدت دوره غرقابی- خشکی در خارج از فصل زراعی به ستون ها اعمال گردید. در این شرایط میزان انتقال عوامل آلاینده مهمی همچون BOD5، COD، نیتروژن، فسفر و عوامل بیماریزای بیولوژیک به عمق خاک و تغییرات آن با گذشت زمان اندازه‌گیری شد. گزینه‌های مدیریتی اعمال شده شامل غرقابی بلند مدت (دائم)، غرقابی کوتاه مدت (12 ساعت غرقابی و 12 ساعت خشکی) و غرقابی میان مدت (یک هفته غرقابی و یک هفته خشکی) بود. نتایج به دست آمده حکایت از آن داشت که بهترین عملکرد سیستم تغذیه مصنوعی از نظر تقلیل BOD5، COD و نیتروژن انتقال یافته به عمق خاک، به ترتیب با متوسط حذفی برابر با 5/93، 5/79 و 4/40 درصد در راهبرد غرقابی کوتاه مدت حاصل شد. بیشترین حذف فسفر در گزینه مدیریتی غرقابی بلند مدت و به میزان 75 درصد اتفاق افتاد. مقدار حذف کلیفرم و کلیفرم مدفوعی در تمامی گزینه‌ها بسیار بالا بود و درصد حذفی مابین 99 - 97 درصد مشاهده گردید. واژه‌های کلیدی: تغذیه مصنوعی، مدل فیزیکی، فاضلاب تصفیه شده، کلیفرم مدفوعی

مقالات پژوهشی

آرایش کاشت و مقادیر آب در زراعت سیب‌زمینی با آبیاری قطره‌ای در مشهد

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.1547

جواد باغانی

چکیده چکیده به منظور بررسی اثرات سه سطح آب آبیاری در آبیاری قطره‌ای و سه آرایش کاشت بر عملکرد سیب‌زمینی، آزمایشی به صورت کرت‌های خرد‌شده در قالب بلوک‌های کامل تصادفی در چهار تکرار، در ایستگاه تحقیقات کشاورزی طرق (مشهد) طی دو سال متوالی (83 و1382) انجام شد. تیمارهای آرایش کاشت شامل تیمارB1: یک ردیف کاشت روی هر پشته با فاصله 75 سانتی‌متر بین ردیف‌ها با یک نوار آبیاری قطره‌ای، تیمار B2: دو ردیف کاشت با فاصله 35 سانتی متر روی پشته و یک نوار آبیاری مابین آنها با فاصله لوله‌های 125 سانتی‌متر و تیمار B3: دو ردیف کاشت با فاصله 45 سانتی متر روی پشته و یک نوار آبیاری مابین آنها با فاصله لوله‌های 150 سانتی‌متر و سه سطح آبیاری I1، I2 و I3 معادل 100، 80 و 60 درصد تأمین آب مورد نیاز گیاه بود. تحلیل آماری نتایج نشان داد که عملکرد تیمار آبیاری I1 نسبت به تیمارهای آبیاری I2 و I3 به ترتیب به میزان 86/5 و 57/5 تن در هکتار افزایش داشت. تیمار آرایش کاشت B2 بیشترین عملکرد کل (7/19 تن در هکتار)، عملکرد قابل ارائه به بازار (5/18 تن در هکتار) و همچنین غده‌های 35 تا 55 میلی‌متری را تولید کرد. کارآیی مصرف آب آبیاری تیمار B2 (54/3 کیلوگرم بر مترمکعب)، برتر از دو تیمار دیگر آرایش کاشت بود، گرچه تفاوت‌ها معنی دار نبود. کاهش سطح تأمین آب آبیاری در زراعت سیب‌زمینی، باعث کاهش تولید کل غده و همچنین محصول قابل ارائه به بازار شد. تولید غده‌های 55-35 و بزرگتر از 55 میلی متری و همچنین کارآیی مصرف آب آبیاری در تیمار آبیاری حداکثر سطح تامین آب آبیاری (53/3 کیلوگرم بر مترمکعب) نسبت به آبیاری‌های کمتر برتری معنی داری داشت واژه‌های کلیدی: سیب‌زمینی، آبیاری قطره‌ای، آرایش کاشت، کارآیی مصرف آب آبیاری

مقالات پژوهشی

تغییرپذیری مکانی ویژگی‌های خاک و عملکرد گندم آبی در یک نقشه تناسب کمّی (مطالعه‌‌ی موردی: منطقه شهرکیان، استان چهار محال‌و‌بختیاری)

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.1548

حمید افشار، محمد حسن صالحی، جهانگرد محمدی، عبدالمحمد محنت کش

چکیده چکیده کیفیت نقشه‌های خاک به توانایی آن‌ها برای نشان دادن تغییرپذیری خاک‌ها وابسته است. بنابراین، دقت نقشه‌هایی که برای توصیه کشت محصول استفاده می‌شوند به دقت نقشه خاک بستگی دارد. این تحقیق به منظور بررسی میزان تغییرپذیری مکانی ویژگی‌های خاک و عملکرد گندم آبی در دو واحد اراضی با کلاس تناسب S2 و S3 از یک نقشه نیمه‌تفصیلی تناسب کمّی (مقیاس 1:50000) واقع در منطقه شهرکیان استان چهار محال‌و‌بختیاری، انجام شد. برای نیل به اهداف مطالعه، از هر یک از واحدهای مذکور،80 نمونه خاک و گندم جمع‌آوری شد. نمونه‌برداری خاک از هر یک از واحدها به روش چند مقیاسی در پلاتی به ابعاد 48×112 متر و از عمق صفر تا30 سانتی‌متری خاک و نمونه‌برداری از گندم در پلات‌های 5/0×5/0متر با مرکزیت 160 نقطه نمونه برداری شده از خاک، انجام پذیرفت. پس از اندازه گیری ویژگی‌های خاک شامل بافت خاک، pH، هدایت الکتریکی، کربنات کلسیم معادل، ماده آلی، ازت کل، پتاسیم و فسفر قابل جذب و ویژگی‌های عملکرد گندم شامل بیوماس کل بالای سطح زمین، وزن هزاردانه و شاخص برداشت، با استفاده از کریجینگ بلوکی، اقدام به پهنه‌بندی ویژگی‌های خاک و گندم گردید. نتایج آماری بیانگر این است که از میان متغیرها pH، کمترین ضریب تغییرات (07/1 درصد در واحد S2 و 925/0 درصد در واحد S3) و پتاسیم قابل استفاده، بیشترین ضریب تغییرات (43/47 درصد در واحد S2 و 46/46 درصد در واحد S3) را نشان دادند. تجزیه تغییرنماها نشان داد که تمامی متغیرهای بررسی شده در هر دو واحد دارای ساختار مکانی می باشند. دامنه تاثیر تغییرنماها از 75/17 متر برای ازت تا 06/61 متر برای هدایت الکتریکی در واحد S2 و از 47/17 متر برای فسفر تا 93/62 متر برای وزن هزار دانه در واحد S3 در نوسان بود. نقشه‌های کریجینگ نشان می دهند که الگو و پراکنش مکانی ویژگی‌های خاک و گیاه درون واحدهای اراضی نقشه تناسب کمّی و حتی درون یک مزرعه، بسیار متفاوت است. به همین دلیل، این نقشه‌ها در کشاورزی دقیق از قابلیت اعتماد کافی برخوردار نیست. استفاده از اطلاعات کلیه نیمرخ‌‌ها علاوه بر پروفیل شاهد واحدهای اراضی و ترکیب اطلاعات نقشه‌های تناسب اراضی با اطلاعات زمین‌آماری می تواند راهی برای افزایش دقت و کیفیت نقشه های تناسب اراضی باشد. واژه های کلیدی: تغییرپذیری مکانی، تغییرنما، کریجینگ بلوکی، نقشه تناسب کمّی، شهرکیان

مقالات پژوهشی

اثرآبیاری بارانی و جویچه ای بر عملکرد کمی و کیفی و کارآیی مصرف آب چغندرقند

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.1549

سید حسین صدرقاین، قاسم زارعی، سید ابوالقاسم حقایقی مقدم

چکیده چکیده به منظور بررسی کارآیی مصرف آب و عملکرد کمی و کیفی محصول در دو روش آبیاری بارانی و نشتی در مورد چغندرقند طی دو سال در مناطق مشهد، کرج و اصفهان این مطالعه انجام شد. در سال اول، آزمایش‌ها در سه منطقه فوق بدون تکرار و مقایسه‌ها در هر منطقه بر اساس آزمون "t" انجام شدند. در سال دوم، آزمایش در منطقه مشهد و کرج در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایش، آبیاری بارانی، آبیاری نشتی با کاهش جریان و آبیاری نشتی معمولی بودند. میزان آب آبیاری در هر نوبت در تیمار آبیاری بارانی با روش پنمن- مانتیت برآورد و اعمال گردیدند. تیمار آبیاری جویچه ای معمولی مطابق عرف محل آبیاری شدند و در تیمار آبیاری جویچه ای با کاهش دبی جریان، دبی جریان ورودی به جویچه به اندازه 6/0 تا 7/0 دبی جریان جویچه ای معمولی بعد از رسیدن آب به انتهای شیار بود. نتایج نشان داد که از نظر عملکرد ریشه، عملکرد قند خالص و ناخالص، کارآیی مصرف آب و درصد قند خالص، بین مناطق اجرای آزمایش اختلاف معنی داری وجود داشت. همچنین، بین تیمارهای آزمایش از نظر عملکرد ریشه و کارآیی مصرف آب اختلاف معنی داری وجود داشت. تیمار آبیاری بارانی با متوسط 5/56 تن در هکتار بالاترین عملکرد ریشه را دارا بود. تیمارهای آبیاری نشتی با کاهش جریان و نشتی معمولی بترتیب با 48 و 6/43 تن در هکتار، در رده های بعدی و در یک گروه آماری قرار گرفتند. از نظر کارآیی مصرف آب عملکرد ریشه و قند ناخالص نیز تیمار آبیاری بارانی بترتیب با مقادیر 55/5 و 86/0کیلوگرم به ازای یک مترمکعب آب مصرفی بر دو تیمار آبیاری نشتی برتری داشت و در سطح 5% اختلاف معنی داری نشان داد. گرچه آبیاری نشتی با کاهش جریان به طور معنی داری اختلاف در کارآیی مصرف آب بر عملکرد ریشه و قند ناخالص نسبت به آبیاری نشتی معمولی از خود نشان داد، ولی در مجموع آبیاری بارانی به دلیل میزان مصرف آب کمتر در طول دوره رشد، بازدهی آبیاری و عملکرد ریشه بالاتر و نیز افزایش کارآیی مصرف آب بر عملکرد ریشه و قند بر روش‌‌های آبیاری نشتی برتری قابل توجهی نشان داد. با عنایت به نتایج به‌دست آمده توصیه می‌شود در مناطقی که دچار کمبود آب هستند و مشکل اصلی تولید آب است، استفاده از روش آبیاری بارانی برای افزایش تولید و بالا بردن کارآیی مصرف آب در دستور کار قرار گیرد. همچنین، اراضی که محدودیت استفاده از روش آبیاری بارانی را دارند (به دلیل بادخیز بودن منطقه، سنگین بودن خاک و …)، با اعمال مدیریت مناسب در روش آبیاری نشتی و انجام عمل ساده و قابل انجامی همچون کاهش دبی جریان، بازدهی آبیاری و بهره وری آب افزایش یابد. واژه‌های کلیدی: آبیاری بارانی، آبیاری جویچه ای، بهره‌وری آب، چغندر قند

مقالات پژوهشی

برآورد پارامترهای نفوذ آب به خاک با استفاده از شبکه‌های عصبی مصنوعی

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.1550

شجاع قربانی، مهدی همایی، محمدحسین مهدیان

چکیده چکیده فرآیند نفوذ آب به خاک از مهمترین اجزای چرخه‌ هیدرولوژی در طبیعت است. در سال‌های اخیر استفاده از شبکه‌های عصبی مصنوعی برای برآورد پدیده‌های هیدرولوژی افزایشی چشمگیر داشته است. هدف از این پژوهش، بررسی امکان تخمین پارامترهای مدل‌های فیلیپ، کوستیاکوف، کوستیاکوف-لوییز و هورتون با استفاده از شبکه‌های عصبی مصنوعی بود. بدین منظور، نفوذپذیری خاک در 123 نقطه از استان‌های اردبیل، زنجان، فارس، اصفهان و بوشهر به روش استوانه‌های مضاعف تعیین و پارامترهای مدل‌ها به روش حداقل مجموع مربعات خطا تعیین گردید. با حفر پروفیل در نزدیکی نقاط اندازه‌گیری نفوذ آب به خاک، لایه‌های پدوژنیک خاک مشخص و از دو افق بالایی نمونه‌برداری و ویژگی‌هایِ رطوبت اولیه، جرم ‌ویژه‌ ‌ظاهری، فراوانی نسبی ذرات، ماده آلی، درصد سنگریزه، آهک خاک، ظرفیت زراعی و رطوبت پژمردگی دایم اندازه‌گیری شد. شبکه‌های عصبی پرسپترون چند لایه برای برآورد پارامترهای نفوذ به‌کار گرفته شد. از ویژگی‌های زودیافت دو افق پدوژنیک خاک و پارامترهای نفوذ به ترتیب، به عنوان داده‌های لایه ورودی و خروجی شبکه‌های عصبی استفاده شد. در این تحقیق دو نوع شبکه عصبی پی‌ریزی شد. در گروه اول از ویژگی‌های زودیافت لایه‌ی اول به‌عنوان متغیرهای ورودی استفاده شد. در شبکه‌های عصبی پی‌ریزی شده‌ گونه‌ دوم، از ویژگی‌های زودیافت هر دو لایه‌ی پدوژنیکی به روش تجزیه مولفه‌های اصلی به عنوان متغیرهای ورودی استفاده گردید. مقایسه‌ عملکرد شبکه‌ها گونه‌ نخست و گونه‌ دوم، برتری شبکه‌های گونه‌ نخست را در برآورد پارامترهای مدل‌های نفوذ نشان داد. بنابراین، به منظور برآورد منحنی تجمعی نفوذ آب به خاک تنها از شبکه‌های گونه‌ نخست استفاده گردید. بهترین رتبه‌ برآوردگری را شبکه‌های طراحی شده برای مدل دو پارامتری فیلیپ داشته است. اعتبارسنجی مدل‌های نفوذ نشان داد شبکه‌های ایجاد شده برای پارامترهای مدل فیلیپ با میانگین RMSD معادل 644/6 سانتی‌متر، دارای بهترین عملکرد در برآورد نفوذ تجمعی آب به خاک بوده و شبکه‌های پی‌ریزی شده برای مدل‌های هورتون، کوستیاکوف-لوییز و کوستیاکوف به ترتیب در رتبه‌های دوم تا چهارم قرار گرفتند. واژه‌های کلیدی: پرسپترون چندلایه، شبکه‌های عصبی مصنوعی، نفوذ آب به خاک، مدل‌های نفوذ

مقالات پژوهشی

بررسی تاثیرکاربرد سویه‌هایی از سودوموناسهای فلورسنت بر عملکرد و اجزای عملکرد گندم در سطوح مختلف شوری خاک

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.1551

حمیدرضا ذبیحی، علیرضا ثواقبی، کاظم خاوازی، علی گنجعلی

چکیده چکیده باکتریهای ریزوسفری محرک رشد گیاه به طرق مستقیم وغیر مستقیم باعث بهبود رشد و عملکرد گیاه می‌شوند.در این تحقیق توان چهار سویه ازسودوموناسهای فلورسنت بر شاخصهای رشد گندم در شرایط شور مورد بررسی قرار گرفت.برای این منظور آزمایشی گلخانه ای به صورت فاکتوریل وبر اساس طرح پایه کاملا تصادفی در سه تکرار انجام گرفت.تیمارها شامل فاکتور اول چهار سطح شوری خاک(1،4،8و12 دسی زیمنس بر متر) از مخلوط نمکهای (کلرید سدیم +کلریدکلسیم+کلریدمنیزم با نسبت اکی والانمساوی ) و فاکتور دوم پنج سطح سویه باکتری( چهار مایه تلقیح شامل سودوموناس فلورسنس153،سودوموناس فلورسنس169، سودوموناس پوتیدا 108، سودوموناس پوتیدا 4 و شاهد( بدون تلقیح) )بود.بذرهای گندم رقم مهدوی پس از تلقیح با سویه‌های مورد نظر در گلدانها کاشته شدند.در دوره رشد گیاه رطوبت گلدانها با اضافه کردن آب مقطر در محدوده 80 درصد ظرفیت مزرعه نگهداری شدند . قبل از برداشت، شاخص‌های رشد گیاه شامل ارتفاع گیاه، طول خوشه و تعداد پنجه وسپس وزن خشک اندام هوایی وعملکرد دانه تعیین شدند. نتایج بدست آمده نشان داد که با افزایش شوری عملکرد دانه، وزن هزار دانه، تعداد دانه در خوشه، ارتفاع گیاه و عملکرد بیولوژیک گیاه به طور معنی داری(05/0(P< کاهش یافت. تلقیح گندم با سویه‌های مورد نظر در تمامی سطوح شوری باعث افزایش معنی دار(05/0(P< شاخص‌های یاد شده گردید. در بین سویه‌های مورد برسی، سویه سودو موناس پوتیدا 108بیشترینتاثیر رابر عملکرد و اجزائ عملکرد گندم در شرایط شور داشت. در مقایسه با سایر سویه‌های مورد استفاده تاثیر سویه سودو موناس پوتیدا 108بر شاخصهای عملکرد دانه و وزن هزار دانه معنی دار بود در خصوص سایر شاخص‌های اندازه گیری شدهتفاوت معنی داری وجود نداشت. نتایج این تحقیق نشان داد که در شرایط شور می توان از کلیه سویه‌های باکتریهای مورد آزمایش بعنوان باکتریهای محرک رشد گیاه استفاده نمود. واژه‌های کلیدی: باکتریهای ریزوسفری محرک رشدگیاه،تنش شوری،گندم، عملکرد

مقالات پژوهشی

مدلسازی هوشمند سری زمانی آورد ماهانه ورودی به سد وحدت سنندج

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.1552

پرویز فتحی، یوسف محمدی، مهدی همایی

چکیده چکیده پیش بینی جریان ورودی به منابع آبی یکی از مهمترین مسائل در برنامه‌ریزی و مدیریت بهینه آنها در جهت تولید انرژی برق آبی و تخصیص آب به منابع مصرف، محسوب می شود. پارامترهای مختلفی بر میزان دبی ورودی به سد تاثیرگذار می‌باشند. در مناطق خشک و نیمه خشک نظیر ایران، متغیرهای اقلیمی نظیر درجه حرارت و بارندگی بیشترین تاثیر را بر میزان رواناب ورودی به منابع آبی دارند. یک مدل بارش - رواناب ماهانه مناسب، ابزاری توانمند جهت بررسی اثر تغییرات اقلیمی بر قابلیت دسترسی آب برای تولید انرژی برق -آبی به شمار می‌آید. تحقیقات نشان داده است که رابطه مابین مقدار رواناب و متغیرهای تاثیر گذار بر آن ارتباطی غیرخطی و پیچیده دارند. شبکه های عصبی مصنوعی به علت خصوصیات منحصربفرد خود، قابلیت بالایی را در شبیه سازی روابط غیرخطی دارا می‌باشند. شبکه‌های عصبی مصنوعی تحولی عظیم در تحلیل رفتار سیستم‌های دینامیک در علوم مختلف مهندسی آب ایجاد کرده است. در این تحقیق سعی شده است با تبیین ویژگی‌های شبکه عصبی مصنوعی، شبکه استاتیکی برای بازیابی ارتباط غیرخطی مابین متغیرهای مستقل و وابسته طراحی گردد تا به کمک آن، تخمین هوشمند دبی متوسط ماهیانه ورودی به سد وحدت میسرگردد. در ادامه، با طراحی و بسط مدل شبکه عصبی دینامیکی بر مبنای کارکرد سری زمانی، مقدار آورد ماهانه ورودی به سد، مورد پیش‌بینی قرار گرفت. سپس از شبکه عصبی برای مدل سازی سری زمانی غیر خطی آورد ماهانه رودخانه استفاده شد. همچنین با مقایسه نتایج حاصل از مدل شبکه عصبی استاتیکی و دینامیکی، عملکرد مدل‌های طراحی شده مورد ارزیابی و سنجش قرار گرفت. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که انطباق خوبی مابین مقادیر پیش بینی شده با شبکه‌های عصبی ترکیبی و داده‌های مشاهداتی وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که مدل شبکه عصبی دینامیکی سری زمانی با دقت بالاتری نسبت به مدل استاتیکی، مقدار آورد ماهانه را پیش‌بینی می‌نماید. واژه‌های کلیدی: دبی متوسط ماهیانه، شبکه عصبی مصنوعی، سری زمانی

مقالات پژوهشی

رسوبات معلق: تخمین گری مناسب برای هدررفت مواد آلی خاک

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.1553

سیدحمیدرضا صادقی، پری سعیدی

چکیده چکیده رسوبات معلق ناشی از فرسایش‌های پخشی زمینه ساز انتقال و هدررفت عناصر و مواد غذایی موجود در خاک بوده که تأثیر زیادی بر کاهش حاصل خیزی خاک دارد. فرسایش خاک نقش مهمی در هدررفت مواد آلی خاک داشته، و لذا مقایسه ارتباط اجزای فرایندهای مختلف آن با ماده آلی حائز اهمیت فراوان است. از طرفی تاکنون ارتباط بین انتقال رسوب و هدررفت مواد آلی به‌ندرت مورد توجه قرار گرفته، لذا تحقیق حاضر به صورت مطالعه موردی و با هدف بررسی ارتباط بین رسوب معلق حاصل از فرسایش خاک و ماده آلی در حوزة آبخیز جنگلی آموزشی کجور با مساحت 13263 هکتار از طریق نمونه برداری واندازه گیری هم زمان رسوب معلق و محتوای ماده آلی موجود در آن انجام پذیرفت. برداشت نمونه آب و رسوب معلق با استفاده از روش انتگراسیون عمقی و تعیین غلظت رسوب معلق به وسیله روش برجاگذاری و تخلیه آب صورت گرفت. میزان ماده آلی موجود در رسوبات نیز از طریق سوزاندن تعیین گردید. سپس ارتباط بین متغیّرهای مورد بررسی با استفاده از آماره های توصیفی و رگرسیون دو متغیره ارزیابی شد. نتایج حاصل از تحقیق نشان دهنده تغییرات زیاد مقادیر ماده آلی و رسوبات معلق با ضریب تغییرات به ترتیب حدود 150 و 107 درصد و از طرفی هم سویی روند آن ها با روابط رگرسیونی حاصل در مقاطع زمانی مختلف با ضریب همبستگی بین 48/0 (01/0>P) تا 94/0 (001/0>P) و خطای تخمین و تأیید به ترتیب کم تر از 83/26 و 60/26 درصد بوده است. واژه‌های کلیدی: حوزه آبخیز کجور، رسوبات معلق، ماده آلی، فرسایش خاک

مقالات پژوهشی

تعیین ضرایب معادله آنگستروم و توسعه یک معادله رگرسیونی برآورد تابش خورشیدی (مطالعه موردی: منطقه مشهد)

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.1554

امین علیزاده، نجمه خلیلی

چکیده چکیده تابش خورشیدی رسیده به سطح زمین (Rs)، در بسیاری از زمینه های مهندسی کشاورزی، آبیاری و هیدرولوژی کاربرد گسترده ای دارد و به این دلیل روش های مختلفی برای تخمین آن ارائه شده است که معادله آنگستروم – پرسکات یکی از مهم ترین معادلات موجود در این زمینه است. این معادله دارای ضرایب تجربی است که برای هر موقعیت متفاوت می باشند. در این تحقیق با استفاده از داده های اندازه گیری شده روزانه Rs در سال های 1378 الی 1380 در ایستگاه سینوپتیک مشهد، ضرایب رابطه آنگستروم – پرسکات بر اساس نسبت ساعات آفتابی واقعی روزانه (n) به حداکثر ساعات آفتابی (N) واسنجی گردید. همچنین یک معادله رگرسیونی منطقه ای با در نظرگرفتن عوامل مختلف هواشناسی شامل اطلاعات روزانه مقدار کمبود فشار بخار اشباع، بارش، دمای میانگین هوا، درصد رطوبت نسبی و نسبت n/N ارائه شد. در نهایت با استفاده از داده های مستقل اندازه گیری شده روزانه Rs در سال های 1381 و 1382 دو مدل اعتبارسنجی شدند. نتایج آنالیز آماری روابط نشان داد که دقت معادله منطقه ای چندمتغیره با رابطه آنگستروم – پرسکات اختلاف معنی داری نداشته و می توان بدون صرف هزینه و زمان لازم برای جمع آوری داده های هواشناسی و تنها با داشتن داده های ساعات آفتابی و محاسبه تابش فرازمینی، تابش واقعی خورشیدی را در منطقه مشهد با ضرایب 23/0 a=و 44/0 b=و با دقت مناسبی تخمین زد. واژه‌های کلیدی: آنگستروم- پرسکات، تابش خورشیدی، ساعات آفتابی، مشهد

مقالات پژوهشی

تاثیر لجن فاضلاب و زمان بر فراهمی و توزیع گونه‌های نیکل و کادمیم در محلول خاکهای آهکی

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.1555

محمد حسین روانبخش، امیر فتوت، غلامحسین حق نیا

چکیده چکیده پژوهش حاضر با هدف مطالعه اثر لجن فاضلاب و زمان بر گونه‌های نیکل و کادمیم در محلول با دو خاک متفاوت به لحاظ درصد کربنات کلسیم (4 و 30)، دو خاک متفاوت به لحاظ درصد رس (8 و 40)، دو سطح نیکل (0 و 100 میلی گرم بر کیلو گرم)، دو سطح کادمیم (0 و 25 میلی گرم بر کیلو گرم) و ماده آلی لجن فاضلاب در دو سطح(0 و 50 تن در هکتار) در سه زمان (0 ، 30 و 60 روز) در قالب طرح کاملاً تصادفی در آزمایشگاه انجام گرفت. در نهایت توزیع گونه‌های نیکل و کادمیم در محلول به وسیله مدل MINTEQA2 تعیین شد. نتایج این پژوهش نشان داد در تیمارهای حاوی لجن فاضلاب غلظت نیکل و کادمیم افزایش یافت، که در مورد نیکل این افزایش معنی دار بود. با گذشت زمان، مقدار نیکل و کادمیم قابل دسترس کاهش معنی‌داری نشان داد. در خاک لوم‌شنی در تمام زمانها افزایش معنی‌داری در غلظت نیکل نسبت به خاک رسی مشاهده شد. با افزایش لجن فاضلاب مصرفی، میزان کادمیم و نیکل آزاد کاهش یافت که در مورد کادمیم این کاهش معنی دار بود. همچنین در خاک دارای کربنات کلسیم 4 درصد افزایش معنی‌داری در کادمیم و نیکل آزاد در مقایسه با خاک 32 درصد کربنات کلسیم مشاهده شد. و در مقابل در خاک با کربنات کلسیم بالا درصد نیکل و کادمیم به فرم کربناتی زیادتر بود. نیکل و کادمیم آزاد با افزایش زمان از شروع آزمایش کاهش یافتند. با توجه به وجود مقادیر زیاد آهک در خاکهای ایران، به نظر می‌آید که ظرفیت نگهداری کادمیم و نیکل در این خاکها به مراتب بیشتر از حدود مجاز توصیه شده به وسیله سازمانهای حفاظت محیط زیست باشد. واژه‌های کلیدی: محلول خاک، فلزات سنگین، کربن آلی محلول

مقالات پژوهشی

بررسی کارایی فیلتر شن- خاک – ماده‌آلی، در حذف فلزات سنگین مس، نیکل، روی و کروم از فاضلاب صنعتی

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.1556

میترا محمدی، امیر فتوت، غلامحسین حق نیا

چکیده چکیده به‌منظور حصول اطمینان از حذف یا کاهش فلزات‌سنگین مس، نیکل، روی و کروم از فاضلاب‌های صنعتی توسط فیلتر شن-خاک–ماده‌آلی و بررسی امکان استفاده مکرر از آن، آزمایشی در قالب طرح کاملاً تصادفی با شانزده تیمار و چهار تکرار انجام گرفت. لوله های پلی اتیلن به ارتفاع 5/66 و قطر 10 سانتی‌متر انتخاب و به ترتیب از پایین به بالا به‌وسیله ریگ درشت به ارتفاع 15 سانتی‌متر، شن به ارتفاع 15 سانتی‌متر، خاک به ارتفاع 5/2 و یا 5 سانتی‌متر، ماده‌آلی به ارتفاع 15 سانتی‌متر، ریگ ریز به ارتفاع 5 سانتی‌متر پر شدند. سپس به مجموعه فیلتر مذکور فاضلاب صنعتی یک کارخانه آبکاری به میزان 1100 میلی‌لیتر اضافه شد و پس از خشک‌شدن کامل سطح آن 30 میلی‌لیتر از زه‌آب حاصل‌شده جمع‌آوری و به‌منظور اندازه‌گیری pH و غلظت فلزات‌سنگین مس، نیکل، روی و کروم به وسیله دستگاه جذب‌اتمی به آزمایشگاه انتقال داده شد و این عمل برای هر فیلتر به تعداد نه مرتبه (9 حجم منفذی = PV = 9 pore volume‌9) تکرار گردید. نتایج این مطالعه نشان داد که کاربرد فیلتر شن-خاک–ماده‌آلی باعث افزایش معنی‌دار pH زه‌آب خروجی به محدوده خنثی تا کمی قلیایی و در اکثر موارد کاهش معنی‌دار غلظت فلزات‌سنگین مورد بررسی شد. همچنین مکانیزم‌های احتمالی همچون جذب، رسوب، تبادل یونی و کمپلکس شدن که باعث تغییر در خصوصیات شیمیایی زه‌آب حاصله گشته نیز مورد بحث قرار گرفت. به‌طور‌کلی می‌توان گفت که کاربرد این فیلترها در حذف یا کاهش عناصر سنگین مورد مطالعه از فاضلاب‌های صنعتی مؤثر و قابل توصیه می‌باشد. واژه‌های کلیدی : فاضلاب، فلزات‌سنگین و جذب

مقالات پژوهشی

آزاد سازی پتاسیم از موسکویت و فلوگوپیت توسط چند اسید آلی

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.1557

سمیرا نوروزی، حسین خادمی

چکیده چکیده اسید های آلی در افزایش زیست فراهمی عناصر غذایی خاک نقش مهمی دارند. پتاسیم غیر تبادلی خاک ها که عمدتاً در بین لایه های میکاها محبوس گردیده است، منبع مهمی برای پتاسیم مورد نیاز گیاهان در بسیاری از خاک ها محسوب می شود. این مطالعه به منظور تعیین تأثیر برخی اسیدهای آلی در رها سازی پتاسیم از کانی های میکایی و مطالعه تغییرات کانی شناسی کانی ها تحت تأثیر اسیدهای آلی انجام شد. آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی با آرایش فاکتوریل در بر گیرنده دو نوع کانی رسی ( موسکویت و فلوگوپیت )، سه نوع اسید آلی ( اگزالیک، سیتریک و مالیک ) با چهار غلظت ( صفر، 500، 2000 و 4000 میکرومولار) در شش زمان مختلف ( 5 ساعت، 2، 10، 30، 60 و 120 روز ) با سه تکرار انجام شد. کانی های میکایی ( کوچک تر از 60 میکرومتر) تحت تأثیر اسیدهای آلی با غلظت های مختلف در دوره های زمانی معین قرار گرفتند. سپس مقدار پتاسیم رها شده از این کانی ها به محلول، با دستگاه فلیم فتومتر‌اندازه گیری شد. نتایج نشان دادند که سرعت رهاسازی پتاسیم بسته به نوع اسیدهای آلی و ترکیب شیمیایی و ساختمان تبلور کانی های میکایی متفاوت است. اسید سیتریک با غلظت 4000 میکرومولار در بین سایر اسیدها پتاسیم بیشتری از کانی ها آزاد نمود و مقدار پتاسیم رها شده از کانی ها با افزایش غلظت اسیدها، افزایش یافت. کانی فلوگوپیت در تمام تیمارها، پتاسیم بیشتری نسبت به کانی موسکویت آزاد نمود. روند رها سازی پتاسیم غیر تبادلی از کانی ها دارای دو فاز مشخص رهاسازی سریع در مراحل اولیه و رهاسازی با سرعت ثابت تا انتهای آزمایش بود. به نظر می رسد اسیدهای آلی از طریق کئوردیناسیون گروه های کربوکسیلیک و هیدروکسیل با کاتیون های فلزی جذب کانی ها شده و کئوردیناسیون قوی اسیدهای آلی، آزادسازی پتاسیم به محلول را افزایش می دهد. کانی های میکایی تحت تأثیر اسیدهای آلی تا غلظت 4000 میکرومولار و تا 4 ماه تغییر کانی شناسی قابل تشخیص با دستگاه پراش پرتو ایکس نداشتند. واژه های کلیدی: آزاد سازی پتاسیم، اسیدهای آلی، موسکویت، فلوگوپیت، تغییرات کانی شناسی