دوماهنامه
دوره و شماره: دوره 27، شماره 5، پاییز 1392 
مقالات پژوهشی

رهیافتی جدید جهت تعیین طول دوره رشد بالقوه در ایران

صفحه 861-871

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.31100

بهلول علیجانی، پیمان محمودی، دوست محمد کلیم

چکیده با توجه به افزایش رو به رشدی که در دقت و صحت پیش بینی‌های کوتاه مدت مشاهده می‌شود و همچنین با توجه به پیشرفتی که در ابزار و ادوات و روش‌های حفاظتی گیاهان در برابر یخبندان رخ داده است می‌توان در تعیین طول دوره رشد تجدید نظرهایی صورت داد. لذا در این مطالعه اقدام به استخراج سه شاخص: طول دوره رشد، طول دوره رشد بالقوه و طول دوره مدیریت ریسک گردید. طول دوره فصل رشد عبارت از فاصله زمانی بین وقوع آخرین یخبندان در فصل بهار و وقوع اولین یخبندان در فصل پاییز بر مبنای آستانه صفر درجه سانتیگراد است. طول دوره فصل رشد بالقوه فاصله زمانی بین آخرین دوره سه روزه ممتد دارای دمای صفر و زیر صفر درجه سانتیگراد در فصل پاییز و آخرین دوره سه روزه ممتد آن در اواخر فصل زمستان یا اوایل فصل بهار و دوره مدیریت ریسک نیز بر اساس فاصله بین وقوع اولین یا آخرین روز یخبندان با اولین یا آخرین دوره ممتد سه روزه یخبندان تعریف شد. در ادامه برای تعیین این سه شاخص در ایران، داده‌های مربوط به دمای حداقل روزانه 62 ایستگاه هواشناسی سینوپتیک برای یک دوره 15 ساله (2007-1991) برای ماه‌های اکتبر تا می‌از سازمان هواشناسی کشور اخذ گردید. نتایج نشان داد که طول دوره فصل رشد در ایران از 161تا 365 روز متغیر است. به طوریکه ایستگاه‌های سقز، اردبیل و شهرکرد هرکدام با 161، 167 و 169 روز دارای کوتاهترین طول فصل رشد در ایران و ایستگاه‌های سواحل جنوبی ایران همچون چابهار، جاسک، بندرعباس، بندر لنگه و بوشهر 365 روز می‌باشد. اما استفاده از شاخص طول دوره رشد بالقوه به جای شاخص طول دوره رشد نشان می‌دهد که طول دوره رشد از 4 روز در ایستگاه دوگنبدان تا 58 روز در ایستگاه گرگان افزایش پیدا می‌کند. ایستگاه‌های سقز، اردبیل و شهر کرد که دارای کوتاه ترین طول دوره رشد در ایران بودند با این شاخص جدید نیز دوباره دارای کوتاه ترین طول دوره رشد در ایران هستند اما با این تفاوت که طول دوره رشد آنها به ترتیب 198، 202 و 211 روز است یعنی نسبت به طول دوره رشد 35، 34 و 41 روز به دوره رشد آنها اضافه شده است. طول دوره مدیریت ریسک نیز بعد از ایستگاه‌های جنوبی ایران که فاقد یخبندان هستند، ایستگاه‌های دوگنبدان، دهلران و بم با 4، 8 و 9 روز، سه ایستگاهی هستند که به ترتیب دارای کوتاه ترین دوره مدیریت ریسک یخبندان بودنده اند. ایستگاه‌های گناباد، زنجان، شهرکرد، تهران، دوشان، رشت، گرگان با بیش از 40 روز، طولانی ترین دوره مدیریت ریسک ایران را به خود اختصاص دادند.

مقالات پژوهشی

کمی سازی گسترش فرسایش شیاری در خاک های مارنی در حوزه آبخیز زنجان رود در شمال غرب زنجان

صفحه 872-881

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.31181

علی رضا واعظی، حکیمه قره داغلی

چکیده مدل های پیش بینی کننده فرسایش خاک از دیدگاه مدیریت حفاظت خاک و آب دارای اهمیتی فراوان می باشند. فرسایش شیاری مهمترین جزء فرآیندهای فرسایش خاک دامنه ای است. بنابراین پیش بینی فرسایش خاک در دامنه ها نیازمند آن است که درک درستی از فرسایش شیاری به دست آید. در این پژوهش تلاش بر این بود که بتوان گسترش فرسایش شیاری را به طور تجربی در دامنه ها کمی کرد. مشخصه های شیار شامل عرض، عمق، سطح مقطع، طول، حجم، هدررفت خاک، تراکم شیارها و میزان فرسایش شیاری در کنار مشخصه های شیب دامنه (تندی و طول) و ویژگی-های خاک در 27 شیار رخ داده در 9 دامنه در سازندهای مارنی واقع در حوزه آبخیز زنجان رود در شمال غرب زنجان مورد بررسی قرار گرفتند. تمام مشخصه های شیار به جز طول آن همبستگی معنی دار با تندی شیب و ویژگی های خاک شامل توزیع اندازه ذرات، نسبت جذب سدیمی، پایداری خاکدانه و هدایت هیدرولیکی اشباع نشان دادند. عمق شیار نسبت به سایر مشخصه های شیار به طور قابل اطمینانی در دامنه ها کمی شد. این مشخصه بالاترین رابطه را با تندی شیب و هدایت هیدرولیکی اشباع خاک نشان داد (001/0>p و 67/0 =2R). میزان فرسایش شیاری برخلاف مشخصه های شیب دامنه، با مقدار رس خاک مرتبط بود (56/0 =2R). این پژوهش نشان داد که ارائه رابطه ای مطمئن برای پیش بینی فرسایش شیاری در سطح حوزه آبخیز در کنار ویژگی های خاک منوط به بررسی تمام مشخصه های دامنه می باشد.

مقالات پژوهشی

تأثیر موقعیت شیب و تغییر کاربری بر برخی ویژگی‌های خاک و پذیرفتاری مغناطیسی در شهرستان فریدونشهر

صفحه 882-895

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.31182

محمدرضا رحیمی آشجردی، شمس الله ایوبی

چکیده تبدیل اراضی جنگلی و مرتع طبیعی به اراضی تحت کشت، وقتی که همراه با افزایش سریع جمعیت شروع شد، به عنوان یک دلیل جدی تخریب خاک مخصوصاً در مناطق تپه ماهوری با توپوگرافی موج دار می‌باشد. این مطالعه به منظور بررسی اثر تغییر کاربری اراضی و موقعیت زمین نما بر تغییرات برخی خصوصیات خاک در منطقه مورد مطالعه انجام گرفت. در این منطقه از دو شیب تپه با کاربری مرتع و تحت کشت نمونه برداری انجام گرفت و در هر شیب تپه از چهار موقعیت شیب شامل: قله شیب، شانه شیب، شیب پشتی و پای شیب و در هر موقعیت از سه نقطه به صورت تصادفی و در عمق‌های 0-10،10-20 و 20-30 سانتی متری نمونه برداری صورت گرفت. نتایج نشان داد که میانگین ماده آلی در کاربری مرتع (1/2درصد) حدود 40 درصد بیشتر از میانگین ماده آلی در کاربری تحت کشت (2/1 درصد) به دست آمد که دارای تفاوت معنی دار بودند. به طور کلی ماده آلی، نیتروژن کل، پتاسیم قابل جذب، درصد رس و شن غالباً به طور معنی داری با تغییر کاربری مرتع به کشاورزی کاهش معنی دار نشان دادند. خصوصیاتی مانند آهک، چگالی ظاهری، اسیدیته و درصد سیلت با تغییر کاربری از مرتع به کشاورزی غالباً به طور معنی داری افزایش یافته اند. تغییر کاربری بر پذیرفتاری مغناطیسی اثر معنی دار داشته است و باعث کاهش معنی دار آن در کاربری تحت کشت به دلیل هدر رفت بیشتر رس و در نتیجه ذرات ریز مغناطیسی همراه آن شده است. تغییرات اکثر خصوصیات اندازه گیری شده خاک با تغییر موقعیت لند فرم نیز غالباً معنی دار شده است که می‌تواند به دلیل وجود فرسایش آبی شدید حاکم بر منطقه و وجود سازندهای حساس به فرسایش و مدریت نامناسب بشری باشد که باعث فرسایش خاک سطحی غنی از ماده آلی، عناصر غذایی و کانی‌های مغناطیسی از موقعیت‌های بالای شیب و رسوب آنها در موقعیت‌های پایین شیب باشد. در مجموع کشت و کار بر روی اراضی شیب دار باعث افزایش معنی دار فرسایش خاک و به دنبال آن هدر رفت بیشتر ذرات ریز خاک، ماده آلی، عناصر غذایی و کانی‌های ریز مغناطیسی می‌شود.

مقالات پژوهشی

مدل سازی و پیش بینی دمای حداکثر و حداقل ماهانه دشت مشهد با استفاده از مدل های سری زمانی

صفحه 896-906

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.31183

بهاره شعبانی، محمد موسوی بایگی، مهدی جباری نوقابی، بیژن قهرمان

چکیده امروزه مدل سازی و پیش بینی پارامترهای اقلیمی به دلیل تغییرات اقلیمی، گرمایش جهانی و خشکسالی های اخیر، اجتناب ناپذیر شده است. از جمله پارامتر های اقلیمی که در مدیریت منابع آبی و در کشاورزی دارای اهمیت هستند دمای حداکثر و حداقل می باشند. در این پژوهش، به منظور مدل سازی دمای حداکثر و حداقل ماهانه دشت مشهد از آمار درازمدت میانگین گیری شده دو ایستگاه مشهد و گلمکان برای دوره آماری مشترک از سال 1987 تا 2008 استفاده شد. با استفاده از سری های زمانی، مدلSARIMA(0,0,0)(0,1,1)12 برای دمای حداکثر ماهانه و مدل SARIMA(0,0,0)(2,1,1)12برای دمای حداقل ماهانه به عنوان الگوهای نهایی تعیین شدند. ضریب همبستگی بالا در مرحله واسنجی و اعتبار سنجی مدل ها گویای انطباق قابل قبول مقادیر مدل سازی شده و واقعی است. در نهایت براساس مدل های برازش یافته، پیش بینی برای 10 سال آتی (2018- 2009) انجام شد. مقایسه نتایج دو دوره آتی (2018- 2009) و دوره پایه (2008- 1987) نشان دهنده ی افزایش میانگین دمای حداکثر به میزان 1 درجه سانتی گراد و افزایش میانگین دمای حداقل به میزان 4/1 درجه سانتی گراد می باشد.

مقالات پژوهشی

بررسی رفتار منابع آب حوضه قره قوم تحت شرایط تغییر اقلیم (مطالعه موردی: زیر حوضه درگز)

صفحه 907-918

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.31184

ایمان بابائیان، مهدی ضرغامی، منصوره کوهی، امید بابائیان، مریم کریمیان، راهله مدیریان

چکیده پدیده گرمایش جهانی نشان پررنگی بر چرخه هیدرولوژی و منابع آب دارد. با توجه به نقش آب در توسعه کشاورزی و زیرساخت‌های اقتصادی شهرستان درگز، در این مطالعه اثرات تغییر اقلیم بر متغیرهای هیدرواقلیمی بخشی از حوضه آبریز قره قوم در زیرحوضه‌های دو رودخانه مهم درگز به نام‌های درونگر و قوزقانچای پرداخته شد. داده‌های دیدبانی دربرگیرنده داده‌های ایستگاههای دبی سنجی گلخندان، محمد تقی بیک، حصار و حاتم قلعه از شرکت آب منطقه ای خراسان رضوی و داده‌های پیش بینی آینده مدل‌های گردش عمومی جو ( شامل GFDL، IPSL، MIROC و NCAR ) در دوره 2100-1961 از شبکه تغییر اقلیم کانادا اخذ گردیدند. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که در سه دوره 2040-2011، 2070-2041 و 2100-2071بارش حوضه به ترتیب به میزان 2/20، 7/23، 9/25 درصد کاهش و دما به ترتیب 95/0، 01/2 و 8/3 درجه سلسیوس افزایش می‌یابد. در بین چهار ایستگاه بیشترین کاهش دبی در ایستگاه گلخندان رخ خواهد داد. میانگین کاهش دبی در سه دوره آتی به ترتیب 12، 9/13 و 7/15 درصد خواهد بود. تحت این شرایط میانگین دبی در ایستگاههای دبی سنجی گلخندان، محمد تقی بیک، حصار و حاتم قلعه با 14/0، 3/0، 18/0 و 72/0 مترمکعب در ثانیه کاهش یافته که به ترتیب به 48/0، 59/3، 35/1 و 77/4 مترمکعب در ثانیه خواهد رسید.

مقالات پژوهشی

ارزیابی آماری خروجی مدل CMORPH در برآورد بارش شمال شرق ایران (مطالعه موردی: خراسان شمالی)

صفحه 919-927

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.31185

آمنه میان آبادی، امین علیزاده، سید حسین ثنایی نژاد، محمد بنایان اول، علیرضا فریدحسینی

چکیده بارش یکی از پارامترهای ورودی مهم مدل‌های مختلف گیاهی و هیدرولوژی می‌باشد. در پروژه های مختلف مدیریتی و پژوهشی بیشتر از داده‌های بارش زمینی برداشت شده در ایستگاه ها استفاده می‌شود. از آنجا که این ایستگاه ها دارای پوشش جغرافیایی بسنده ای نیستند، کاربرد آن ها با خطا همراه است. گرچه بهره گیری از روش‌های گوناگون درون یابی از راهکارهای پذیرفته شده برای برآورد بارش در مناطق بدون ایستگاه است، کاربرد این روش ها همراه با کاستی‌های فراوانی نیز هست. در گذر چند دهه گذشته، با در هم آمیختن دانش و فناوری سنجش از دور با پدیده‌های هواشناسی، مدل‌های پیشرفته ای برای برآورد ویژگی‌های بارش پیشرفت داده شده اند که دارای توانایی‌های بالای آشکارسازی مکانی و زمانی هستند. در این پژوهش از بین مدل‌های ارائه شده، صحت سنجی مدل CMORPH در برآورد بارش شمال شرق ایران بررسی شده است. یافته ها نشان داد که این مدل در مقیاس روزانه دستاورد چندان پذیرفتی ندارد، اما در مقیاس ماهانه و فصلی، یافته‌ها از ریزبینی بالاتری برخوردار هستند. بیشترین همبستگی مدل با داده‌های ایستگاه ها در مقیاس روزانه در ایستگاه فاروج و نامانلو و به میزان 31/0 بود. در مقیاس ماهانه بیشترین همبستگی در ایستگاه‌های بارزو، نامانلو و سه یک آب و به میزان 62/0 و در مقیاس فصلی در ایستگاه غلامان و به میزان 63/0دیده شد. گرچه مدلCMORPH در آشکارسازی روزهای بارانی تا اندازه ای کارآیی داشته، اما در برآورد روزهای تر و خشک، میانگین بارش سالانه و تعیین تعداد روزهای غیر بارانی نتایج قابل قبولی را به همراه نداشت.

مقالات پژوهشی

واسنجی و تحلیل عدم قطعیت مدل COUP برای شبیه سازی دمای خاک در ایستگاه سینوپتیک همدان

صفحه 928-939

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.31186

یونس خوشخو، پرویز ایرانژاد، علی خلیلی، حسن رحیمی، عبدالمجید لیاقت، پر اریک جانسن

چکیده در این پژوهش واسنجی و تحلیل عدم قطعیت مدل COUP با هدف شبیه‌سازی دمای خاک در مقیاس زمانی سه‌ساعته برای ایستگاه سینوپتیک همدان انجام شده است. برای این منظور از روش برآورد عدم قطعیت درست‌نمایی تعمیم یافته (GLUE) استفاده شده است. 22 پارامتر که ارتباط نزدیکی با شبیه‌سازی دمای خاک دارند، انتخاب گردیدند و با انجام نمونه‌گیری‌های تصادفی به ‌روش مونت کارلو از فضای عدم قطعیت آنها، 25000 سناریو از ترکیب مقدار پارامترها تولید و شبیه‌سازی‌های مدل بر اساس آن‌ها انجام شد. برای جداسازی شبیه‌سازی‌های کارآمد و ناکارآمد از یکدیگر سه شاخص نش‌- ساتکلیف، میانگین اریبی خطا، و ریشه میانگین مربعات خطا در نظر گرفته شدند و آستانه‌های قابل پذیرش برای هر شاخص تعریف گردید. با اعمال آستانه‌های قابل پذیرش، تعداد 253 شبیه‌سازی به‌عنوان شبیه‌سازی‌های کارآمد شناسایی شدند و مبنای انجام واسنجی و تحلیل عدم قطعیت مدل قرار گرفتند. بر مبنای توزیع پسین پارامترها، تعدادی از پارامترها به‌عنوان پارامترهای حساس شناخته شدند. واسنجی مدل بر اساس میانه شبیه‌سازی‌های کارآمد و تحلیل عدم قطعیت بر مبنای کران های عدم قطعیت 5% و 95% خطای مربوط به شبیه‌سازی‌های کارآمد انجام شد. نتایج حاکی از بهبود قابل توجه در عملکرد مدل پس از انجام واسنجی در مقایسه با حالت اجرای مدل با مقادیر پیش‌فرض پارامترها بود. همچنین، نتایج حاصل از تحلیل عدم قطعیت نشان داد که به کارگیری روش GLUE در بیشتر موارد منجر به کاهش عدم قطعیت مربوط به پارامترهای مدل گردید و باقی‌مانده اختلافات بین مقادیر شبیه‌سازی شده و داده‌های مشاهداتی به سایر منابع عدم قطعیت نسبت داده شد.

مقالات پژوهشی

تاثیر دوره‌های تر - خشک بر روی خصوصیات ژئوتکنیکی خاک رس تثبیت شده با سیمان و آهک

صفحه 940-948

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.31257

جواد بهمنش، بایرامعلی محمدنژاد

چکیده در اکثر پروژه‌های عمرانی از جمله احداث شبکه‌های آبیاری و زهکشی تثبیت خاک نقش مهمی را دارد. دستیابی به حداکثر دوام یا پایایی در برابر دوره‌های تر – خشک یکی از اهداف تثبیت خاک می‌باشد. لذا لیانت‌های هیدرولیکی مختلفی با مقادیر متفاوت وابسته به نوع و اهمیت پروژه مورد آزمایش قرار می‌گیرد تا نتیجه مطلوب از نقطه نظر اقتصادی و فنی حاصل شود. در این تحقیق تاثیر دوره‌های تر – خشک بر روی خواص مهندسی خاک رس (با خمیرایی کم) تثبیت شده مطالعه و لیانت‌های آهک، سیمان، آهک-سیمان با مقادیر (6-2) درصد وزنی خاک، استفاده گردید. نتایج نشان داد که با تغییر نوع و درصد لیانت، دوام نمونه های مختلف در برابر دوره های تر –خشک مختلف می باشد بطوریکه نمونه های بدون لیانت دوام نداشته و نمونه های با ترکیب آهک4%- سیمان4% ، 12 سیکل تر-خشک را تحمل نمودند. همچنین نتایج نشان داد که پس از سیکل های تر-خشک، حجم و جرم نمونه ها تغییر و مقاومت فشاری آنها کاهش می یابد بطوریکه مقاومت فشاری نمونه ها از 40 درصد تا 60 درصد کاهش یافت. این مطالعه نشان می‌دهد که دوره‌های تر – خشک باعث تغییرات مشخص در خصوصیات ژئوتکنیکی خاک می‌شود.

مقالات پژوهشی

اثر کرم‌خاکی و قارچ میکوریزا بر زیست‌توده میکروبی و فعالیت آنزیمی در خاک‌های آلوده شده به کادمیم در کشت آفتابگردان (Helianthus annuus L.)

صفحه 949-962

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.31258

فاطمه آقابابایی، فایز رئیسی، علیرضا حسین پور

چکیده موجودات زنده خاک مانند کرم‌های خاکی و قارچ‌های میکوریزا آربسکولار نقش مهمی در پایداری اکوسیستم و زیست فراهمی عناصر به‌ویژه فلزات سنگین در خاک دارند. جهت بررسی اثرات این موجودات زنده بر زیست‌توده میکروبی، فعالیت آنزیمی و تنفس در خاک‌های آلوده شده به کادمیم، یک آزمایش فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی در شرایط گلخانه اجرا شد. اثرات کرم‌خاکی (Lumbricus rubellus و بدون کرم‌خاکی) و قارچ میکوریزا آربسکولار (,Glomus intraradices Glomus mosseae و بدون میکوریزا) به‌طور جداگانه و باهم بر ماده آلی، کربن آلی محلول، تنفس خاک، کربن زیست توده میکروبی، فعالیت آنزیم اوره‌آز، فسفاتاز قلیایی و پروتئین گلومالین خاک در خاک‌های آلوده شده با صفر، 10 و 20 میلی‌گرم کادمیم در کیلوگرم خاک، در کشت گیاه آفتابگردان با سه تکرار مطالعه شد. نتایج نشان داد هر دو موجود کرم‌خاکی و قارچ میکوریزا در خاک‌های آلوده زنده ماندند. به‌طور کلی آلودگی کادمیم فعالیت‌های میکروبی خاک را کاهش داد. کرم خاکی کربن آلی محلول را در سطوح مختلف کادمیم 10-4 درصد افزایش داد. مقدار کربن زیست‌توده میکروبی در تیمارهای میکوریزایی 4/2-9/1 برابر تیمارهای غیرمیکوریزایی بود و نسبت آن به کربن آلی خاک از 23 درصد در خاک‌های غیرآلوده تا 53 درصد در خاک‌های آلوده افزایش یافت. آلودگی کادمیم نسبت فعالیت آنزیمی خاک به کربن زیست‌توده میکروبی را کاهش داد ولی کرم‌خاکی و قارچ میکوریزا این نسبت‌ها را به‌ترتیب 18-10 و 54-40 درصد در فسفاتاز قلیایی و 9-4 و 55-40 درصد در اوره‌آز کاهش دادند. در سطح mg kg-1 20 کادمیم تولید گلومالین توسط دو گونه قارچ اختلاف معنی‌دار داشت و در گونه G. mosseae 15 درصد بیشتر بود. تنفس خاک نیز اگرچه با افزایش سطح آلودگی کاهش داشت ولی بر اثر فعالیت کرم‌خاکی و قارچ میکوریزا افزایش یافت.

مقالات پژوهشی

تاثیر پارامترهای اولیه توپوگرافی و عامل پوشش/کاربری اراضی بر تراکم کربن آلی خاک در بخشی از اراضی شمال ایران

صفحه 963-972

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.31260

سامره فلاحتکار، سید محسن حسینی، شمس الله ایوبی، عبدالرسول سلمان ماهینی

چکیده تغییرات پوشش/ کاربری اراضی و تخریب جنگل و خاک به طور مؤثر بر انتشار گازهای گلخانه ای اثر می‌گذارد و منجر به گرمایش جهانی می‌گردد. این تحقیق با هدف بررسی روابط بین تراکم کربن آلی خاک (SOCD) و پارامترهای اولیه توپوگرافی در دو عمق 20-0 و 40-20 سانتی متری در منطقه دیلمان استان گیلان انجام گرفت. از روش تصادفی-طبقه بندی شده به منظور مشخص کردن محل پلات های نمونه برداری در واحدهای همگن استفاده شد. روش والکلی- بلاک برای اندازه گیری میزان کربن آلی خاک استفاده گردید. در نهایت از روش آماری آنالیز واریانس و همبستگی برای بررسی روابط بین تراکم کربن آلی خاک و پارامترهای اولیه توپوگرافی استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که در هریک از طبقات کاربری/پوشش اراضی نقش عوامل اولیه توپوگرافی بر تراکم SOC متفاوت می‌باشد. در اراضی جنگلی شیب دارای نقش مؤثری بر SOCD می‌باشد، درصورتی که در اراضی کشت شده و مراتع فاقد نقش مؤثر می‌باشد. ارتباط معنی داری بین جهت جغرافیایی با SOCD منطقه در هیچ یک از کاربری/پوشش ها در عمق 20-0 سانتی متری وجود ندارد. ارتفاع دارای نقش مؤثر بر تراکم SOC در اراضی کشت شده و مراتع می‌باشد درصورتی که فاقد هر گونه تاثیر معنی دار در اراضی جنگلی است. داشتن اطلاعات کافی از نقش عوامل اولیه توپوگرافی در افزایش فرآیند ترسیب کربن در کاربری‌های مختلف می‌تواند در مدیریت پایدار اراضی به ویژه مناطق شمالی کشور مؤثر باشد.

مقالات پژوهشی

اثر شوری و لجن فاضلاب بر فراهمی و جذب فلزات سنگین توسط گیاه جو

صفحه 985-997

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.31262

علی فلاحتی مروست، علیرضا حسین پور، سید حسن طباطبائی

چکیده هدف این پژوهش، بررسی اثر شوری خاک برفراهمی و جذب کادمیم، سرب، نیکل، روی و مس در یک خاک تیمار شده با لجن فاضلاب بود. شوری خاک (2، 4، 8 و 12 دسی زیمنس بر متر، عصاره گل اشباع) با نسبت 1:1 با استفاده از نمک های کلرید سدیم و کلرید کلسیم ایجاد گردید و خاک به مدت یک ماه در رطوبت مزرعه نگه داری شد. سپس خاک، با لجن فاضلاب (5/1درصد) تیمار گردید و به مدت یک ماه، خوابانده شد. قبل از کشت، غلظت فلزات سنگین در محلول، کلرید محلول و فلزات سنگین عصاره گیری شده باDTPA –TEA تعیین گردید. سپس گیاه جو کشت و 10 هفته پس از جوانه زنی، قسمت های هوایی برداشت و شاخص های گیاهی (عملکرد، غلظت و جذب) تعیین شدند. نتایج نشان داد که کلیه سطوح شوری خاک باعث افزایش معنی دار مقادیر محلول و قابل استفاده کادمیم، سرب، نیکل، روی و مس شد. شوری خاک بر غلظت وجذب کادمیم و سرب گیاه اثر معنی‌داری (05/0p

مقالات پژوهشی

مدل سازی عددی جریان اطراف پایه پل در بسترهای پیچانرودی

صفحه 973-984

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.31261

دل‌آرام هوشمند، کاظم اسماعیلی، علیرضا کشاورزی، علیرضا فریدحسینی

چکیده قرارگیری پایه‌های پل در مسیر جریان، الگوی سه بعدی و پیچیده‌ای از جریان را تولید می کند که باعث فرسایش بستر اطراف آن می گردد. از آنجایی که رودخانه ها دارای مسیر مستقیم نیستند و به صورت پیچانرودی می باشند، ضروری است تا تاثیر تغییر الگوی ایجاد شده در جریان در اثر عبور از قوس بر آبشستگی اطراف پایه های پل بررسی گردد. امروزه با توسعه نرم افزارهای دینامیک سیالات محاسباتی (CFD) امکان شبیه سازی الگوی جریان وجود دارد. به همین جهت هدف این پژوهش مدل سازی جریان اطراف پایه‌های پل مستقر در کانال‌های خمیده به صورت سه بعدی است. برای این منظور از کد تجاری Fluent که معادلات جریان را به روش حجم محدود و الگوی مرکزیت سلول حل می‌نماید استفاده شد. برای گسسته سازی معادلات ناویر استوکس از سه مدل آشفتگی εK- ، K-ω و RSM و جهت لحاظ نمودن سطح آزاد از مدل حجم سیال استفاده شد. جهت صحت سنجی نتایج حاصل از مدل سازی عددی از نتایج حاصل از اندازه گیری سرعت جریان توسط سرعت سنج ADV اطراف مدل فیزیکی پایه پل در یک فلوم روباز مارپیچی شامل 5 قوس استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل آشفتگی RSM نسبت به دو مدل دیگر در مدل سازی عددی سرعت جریان و جریان های ثانویه عملکرد بهتری داشته است. مقایسه قدرت جریان های ثانویه در پایین دست پایه حاکی از آن بود که با قرارگیری پایه پل در میانه کانال قوسی شکل جریان های ثانویه به سمت قوس داخلی کانال متمرکز شده و اثر گردابه های برخاستگی تا مقطع 150 درجه از قوس ادامه خواهد داشت.

مقالات پژوهشی

اثر مونت‌موریلونیت اصلاح شده بر تثبیت کادمیم در دو خاک شنی و لوم رسی

صفحه 998-1008

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.31263

ساره فراحی، حسین شیرانی، محسن حمیدپور

چکیده این پژوهش به‌منظور بررسی اثر مونت‌موریلونیت طبیعی و اصلاح شده با پلی‌اکریل‌آمید بر جذب سطحی و واجذب کادمیم در دو نوع شنی و لوم رسی انجام شد. تمامی آزمایش‌های هم‌دما در الکترولیتی بازمینه‌ی نیترات کلسیم و در 7 سطح غلظت کادمیم (5/1 تا mg/l10) انجام گرفت. آزمایش‌ واجذب بلافاصله پس از اتمام آزمایش جذب سطحی انجام شد. هم‌دما‌های جذب سطحی، به‌وسیله‌ی مدل‌های فروندلیچ، لانگمویر و کوبله-کوریگان به خوبی بر داده‌ها برازش داده شدند. مدل کوبله-کوریگان با بیشترین ضریب تبیین (R2) و کمترین خطا (SEE)، بهترین برازش را بر داده‌ها داشت. هم‌دماهای جذب سطحی کادمیم تحت تأثیر پلی‌اکریل‌آمید قرار گرفتند. مقدار ضریب KL مدل لانگمویر در سوسپانسون‌های خاک شنی و لوم رسی حاوی مونت‌موریلونیت اصلاح شده، به ترتیب 034/0 و 198/0 بود. این مقادیر نشان ‌دهنده تمایل زیاد کادمیم برای جذب سطحی روی مونت‌موریلونیت اصلاح شده است. میزان واجذب کادمیم از مونت‌موریلونیت طبیعی بیش‌تر از اصلاح شده بود. این نتیجه مؤید این است که به‌طور کلی، کانی مونت‌موریلونیت اصلاح شده با پلی‌اکریل‌آمید، تثبیت کننده بسیار خوبی برای کادمیم از خاک‌های آلوده می‌باشد.

مقالات پژوهشی

اثر فرا ریشه لوبیا قرمز (Phaseolus vulgaris L.) بر قابلیت استفاده و شکل‌های مس در تعدادی از خاک‌های آهکی ایران

صفحه 1009-1022

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.31264

حمیدرضا متقیان، علیرضا حسین‌پور

چکیده تغییر در فعالیت‌های ریزجانداران و ویژگی‌های شیمیایی در خاک فرا ریشه می‌تواند بر قابلیت استفاده و جزء‌بندی مس مؤثر باشد. این تحقیق با هدف بررسی اثر فرا ریشه لوبیا بر قابلیت استفاده و جزء‌بندی مس در 10 خاک آهکی ایران با استفاده از ریزوباکس در گلخانه انجام شد. کل کربن آلی، کربن آلی محلول، کربن زیست توده میکروبی، pH، مس قابل استفاده (با استفاده از 7 روش عصاره‌گیری شیمیایی) و شکل‌های مس در خاک‌های فرا ریشه و توده تعیین شدند. نتایج نشان داد که کل کربن آلی، کربن آلی محلول و کربن زیست توده میکروبی در خاک‌های فرا ریشه لوبیا افزایش معنی‌دار (01/0p

مقالات پژوهشی

مقایسه روشهای برآورد نسبت پخشیدگی اکسیژن و گذرپذیری هوا با استفاده از اشباع موثر و مقدار رطوبت خاک

صفحه 1023-1033

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.20431

پناه محمدی، محمدرضا نیشابوری، عباس احمدی

چکیده پخشیدگی یک گاز در خاک نسبت به پخشیدگی آن در اتمسفر (DP/D0) و نیز گذرپذیری هوا درخاک (Ka) تابع خصوصیات فیزیکی خاک نظیر اندازه و پیوستگی منافذ و همچنین تخلخل تهویه ای است. نتایج نشان داد که با افزایش میزان Se و رطوبت خاک DP/D0 و Ka بصورت تابع لگاریتمی کاهش و حداکثر و حداقل مقدار آنها به ترتیب در رطوبت‏های کم و زیاد (نزدیک اشباع)بدست آمد.

مقالات پژوهشی

مطالعه تطبیقی شاخص های خشکسالی مبتنی بر داده‌های ماهواره‌ای و زمینی با استفاده از تکنیک تحلیل بردار تغییر (مطالعه موردی: استان کرمانشاه)

صفحه 1034-1045

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.20985

سجاد ابراهیم زاده، جواد بذرافشان، خلیل قربانی

چکیده تاثیر خشکسالی می تواند به صورت کاهش منابع آب،کاهش تولیدات کشاورزی، تغییر در پوشش گیاهی منطقه و تسریع در بیابان‌زایی مناطق باشد. برای مطالعه و پایش خشکسالی نیاز به کمی سازی اثرات آن با استفاده از شاخص‌های خشکسالی می‌باشد. این شاخص ها بر اساس نوع داده‌های در دسترس به دو دسته کلی زمینی و ماهواره ای تقسیم می شوند. هدف از این مطالعه، مقایسه توان تشخیص و گروه بندی تغییرات رخ داده در پوشش گیاهی بر اثر خشکسالی، بین یک شاخص خشکسالی زمینی (شاخص بارندگی استاندارد شده (SPI)) و چهار شاخص ماهواره ای استخراج شده از تصاویر AVHRR-NOAA (شاخص اختلاف نرمال شده پوشش گیاهی (NDVI)، شاخص شرایط دمایی (TCI)، شاخص نمایه نسبت پوشش گیاهی (RVI)، شاخص استاندارد شده گیاهی (SVI)) در استان کرمانشاه بود. به این منظور از روش تجزیه و تحلیل بردار تغییر (CVA) به عنوان یکی از الگوریتم های مهم تشخیص تغییر استفاده شد. در این روش، تغییر رخ داده در پوشش گیاهی با دو مولفه اندازه تغییر و جهت تغییر نشان داده می شود. نتایج حاصل از اجرای CVA بر خروجی حاصل از شاخص‌های خشکسالی در طی فصل رشد (اسفند تا مرداد) در چهار سال‌های منتخب (دو سال نرمال، یک سال تر و یک سال خشک) نشان داد بهترین پاسخ به خشکسالی در سال‌های مورد بررسی (به جز سال تر 1992) با شاخص SVI بدست می‌آید. کمترین تطابق SPI در سال‌های نرمال و تر با شاخص TCI است. در نهایت پیشنهاد شد برای ارزیابی تاثیر خشکسالی بر پوشش گیاهی به جای شاخص‌های حرارتی از شاخص‌های مبتنی پوشش گیاهی نظیر SVI استفاده شود.

مقالات پژوهشی

اثر رژیم های کاربرد درازمدت پساب شهری بر شاخص های کیفیت فیزیکی خاک (مطالعه ی موردی: مزارع طاقانک شهرکرد)

صفحه 1046-1056

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.21593

حبیب اله بیگی هرچگانی، گلنوش بنی طالبی

چکیده به منظور ارزیابی اثرات آبیاری درازمدت با پساب (13 و 23 سال) بر بعضی شاخص های فیزیکی کیفیت خاک، چهار مزرعه در منطقه ی طاقانک با تاریخچه های متفاوت آبیاری با پساب شهری و آب چاه انتخاب شد. در این مزارع، تغییرات شاخص های مرسوم فیزیکی خاک (کربن آلی، جرم ویژه ی ظاهری و میانگین وزنی قطر خاکدانه ها( و نیز شاخص های مستخرج از منحنی رطوبتی (شاخص Sدکستر، تخلخل منافذ درشت، گنجایش هوایی، آب قابل استفاده ی گیاه و گنجایش نسبی آب) بررسی شدند. پساب کربن آلی را از ۱۱ به ۲۰ گرم بر کیلوگرم و تخلخل خاک را از ۴۰/۰ به حداقل۵۰/۰ افزایش و جرم ویژه ی ظاهری را از ۲۵/۱ به ۱ مگاگرم بر مترمکعب کاهش داد (05/0p

مقالات پژوهشی

اثر زمان بر توزیع شکل های شیمیایی سرب در خاک آلوده

صفحه 1057-1066

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.22872

قدسیه حسینیان رستمی، احمد غلامعلی زاده آهنگر، امیر لکزیان

چکیده افزودن عناصر سنگین به خاک، باعث تغییر الگوی اصلی توزیع عناصر سنگین در خاک می شود و توزیع عناصر سنگین در خاک بستگی به نوع عنصر، سطح کاربرد، زمان افزودن عناصر و ویژگی های خاک دارد. این تحقیق، جهت بررسی اثر زمان بر توزیع بخش های شیمیایی سرب در خاک انجام گردید. تیمارها شامل کاربرد دو سطح کود گاوی (صفر و 5 درصد) و دو سطح سرب با استفاده از نمک نیترات سرب (صفر و 200 میلی گرم در کیلوگرم) به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تکرار بود. نمونه ها به مدت 120 روز در دمای 25 درجه سانتیگراد و رطوبت 60 درصد ظرفیت زراعی، انکوباسیون شدند. و در 4 بازه ی زمانی ( 30-0، 60-0، 90-0، 120-0 روز)، توزیع شکل های شیمیایی سرب، با روش عصاره-گیری پی در پی تعیین شد. نتایج نشان داد گذشت زمان باعث کاهش بخش سرب تبادلی، کربناته و باقیمانده و افزایش سرب متصل به اکسید آهن_منگنز و ماده آلی گردیده است. همچنین در تیمار اثر برهمکنش زمان با کود گاوی، کاهش بخش تبادلی و باقیمانده و افزایش بخش سرب کربناته، اکسید آهن_منگنز و ماده آلی مشاهده شد و حاصل برهمکنش زمان با غلظت سرب، منجر به کاهش در بخش سرب تبادلی، کربناته و باقیمانده و افزایش در بخش سرب متصل به اکسید آهن_منگنز و ماده آلی گردید. لذا از آنجایی که بیش ترین زیست فراهمی و بخش بالقوه سمی سرب، در بخش محلول - تبادلی است، مزیت این تحقیق کاهش این بخش با گذشت زمان است.

مقالات پژوهشی

شبیه سازی جریان رودخانه با استفاده از مدل هیدرولوژیکی – توزیعی WetSpa در حوزه آبخیز اترک

صفحه 1067-1076

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.23037

زهرا نامقی، عبدالرضا بهره مند، مجید اونق، علی گلکاریان

چکیده شبیه سازی فرآیند بارش- رواناب در حوزه آبخیز از نقطه نظر درک بهتر مسائل هیدرولوژیکی، پیش بینی جریان، مدیریت منابع آب، مهندسی رودخانه، سازه های کنترل سیل و ذخیره سیلاب اهمیت ویژه ای دارد. بدین منظور در این تحقیق شبیه سازی جریان رودخانه و برآورد رواناب سطحی با استفاده از مدل هیدرولوژیکی- توزیعی WetSpa صورت گرفت. در مدل WetSpa رواناب حوزه با استفاده از مدل انتقال موج پخشی مبتنی بر شیب، سرعت جریان و ویژگی های توزیعی در طول مسیرهای جریان روندیابی می شود. حوزه آبخیز اترک با مساحتی حدود 11639 کیلومترمربع یکی از حوزه‌های بزرگ شمال ایران بوده و بارش متوسط سالانه آن تقریبا 283 میلیمتر می باشد. داده های هواشناسی سال های 1383 تا 1390 شامل بارش از 25 ایستگاه، دما و تبخیر اندازه گیری شده از 5 ایستگاه به عنوان داده های ورودی مدل استفاده شد. برای اجرای مدل سه نقشه پایه شامل مدل رقومی ارتفاع، کاربری اراضی و تیپ خاک با ابعاد سلولی 100متر تهیه شدند. نتایج شبیه سازی تطابق نسبتا خوبی بین هیدروگراف های محاسبه شده و اندازه‌گیری شده در خروجی حوزه نشان داد. مدل بر اساس معیار ناش- ساتکلیف، هیدروگراف های روزانه را با دقتی بیش از 60 و 53 درصد به ترتیب برای دوره های واسنجی و ارزیابی و بر اساس معیار تطبیق داده شده ناش- ساتکلیف، دبی های حداکثر را با دقت 77درصد برآورد می کند. با توجه به خروجی مدل و فاکتورهای هیدرولوژیکی با توزیع مکانی در هر گام زمانی مدل قابلیت آنالیز اثرات توپوگرافی، بافت خاک و کاربری اراضی در رفتار هیدرولوژیکی حوزه را دارد.