دوماهنامه
دوره و شماره: دوره 36، شماره 6 - شماره پیاپی 86، بهمن و اسفند 1401، صفحه 645-785 
مقالات پژوهشی علوم آب

ارزیابی کارایی مصرف آب و عملکرد سیب‌زمینی (Solanum tuberosum L.) با فراهمی کود فسفر در شرایط کم‌آبیاری و خشک‌کردن جزئی منطقه ریشه

صفحه 645-659

https://doi.org/10.22067/jsw.2022.75179.1141

اعظم اسدی، حمید خزاعی، جعفر نباتی

چکیده امروزه باتوجه به کمبود منابع آب، توجه بیشتری به استفاده از روش‌های کاهش مصرف آب در کشاورزی می‌شود. این پژوهش در سال 1395 به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با پنج تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد، روی گیاه سیب‌زمینی رقم فونتانه، اجرا شد. عوامل مورد بررسی شامل سه سطح آبیاری: آبیاری کامل (100 درصد ظرفیت زراعی)، کم‌آبیاری (70 درصد ظرفیت زراعی)، خشک‌کردن جزئی منطقه ریشه (70 درصد ظرفیت زراعی)، دو زمان اعمال تنش (دو هفته پس از کاشت و 50 درصد گلدهی) و دو سطح کود فسفاته (براساس آزمایش خاک (mg.Kg-125) و افزودن 25 درصد بیشتر از میزان توصیه‌شده (mg.Kg-131) بودند.در تیمارهای آبیاری یک قسمت از گلدان‌ها دو هفته بعد از کاشت، تحت تنش قرار گرفت و قسمت دوم گلدان‌ها تا شروع گلدهی به‌طور کامل آبیاری شدند و در مرحله 50 درصد گلدهی تیمارهای آبیاری روی آن‌ها اعمال شد. با افزایش کود فسفاته از 25 به mg.Kg-131 میزان زیست‌توده گیاه افزایش یافت. تیمار آبیاری کامل و خشک‌کردن جزئی منطقه ریشه، به ترتیب 28 و 4/17 درصد افزایش زیست‌توده نشان دادند. در تیمار کم‌آبیاری کل دوره رشد و سطح فسفر mg.Kg-131 کمترین کارایی مصرف آب مشاهده شد. کارایی مصرف آب تیمار خشک‌کردن جزئی ریشه از زمان گلدهی و mg.Kg-131 فسفر، با تیمار آبیاری کامل در mg.Kg-125 فسفر کارایی مصرف آب مشابه داشتند ولی در این تیمار عملکرد 28 درصد کاهش یافت درصورتی‌که در تیمار کم‌آبیاری نسبت به تیمار آبیاری کامل، کارایی مصرف آب 50 درصد کاهش عملکرد غده در تک بوته نشان داد؛ به‌طور کلی روش خشک‌کردن جزئی ریشه روش‌ مناسب‌تری نسبت روش کم‌آبیاری ازنظر صرفه‌جویی در مصرف آب و حفظ عملکرد است.

مقالات پژوهشی علوم آب

بررسی اثر رفتار نواحی ماندابی در مدل‌های یک بعدی هیدرودینامیک و انتقال مواد محلول در رودخانه‌ها

صفحه 661-675

https://doi.org/10.22067/jsw.2022.77613.1181

امیرحسین منتظری، سجاد خدام باشی امامی، مهدی مظاهری

چکیده بیان رودخانه به عنوان مسئلۀ یک بعدی باعث شده بسیاری از عوامل دخیل در انتقال آلاینده در رودخانه ساده شوند و یا در نظر گرفته نشوند. در رودخانه‌ها نواحی نگهداشت عاملی اثرگذار در کیفیت آب می‌باشند. عموماً محدودیت داده‌های مشاهداتی که یکی از عوامل محدود کننده استفاده از مدل‌های دوبعدی و سه‌بعدی است باعث استفاده گسترده‌تر از مدل‌های یک‌بعدی شده است. اکثر مدل‌های تجاری موجود بر اساس معادله انتقال– انتشار کلاسیک توسعه یافته‌اند و نواحی نگهداشت را در نظر نمی‌گیرند. به این منظور برای مدل‌سازی تأثیرات نواحی ماندابی از سرعت و ضریب پراکندگی مؤثر به عنوان روشی برای بهبود عملکرد معادلۀ انتقال- انتشار پیشنهاد شده است. سرعت و ضریب پراکندگی مؤثر، از طریق اصلاح سرعت متوسط جریان و ضریب پراکندگی طولی، با نسبت مساحت سطح مقطع ناحیۀ ماندابی به سطح مقطع عرضی رودخانه تعریف می‌شوند. با جای‌گذاری این پارامترها در حل معادلات سنت– ونانت و انتقال– انتشار در مدل‌های یک‌بعدی می‌توان نتایج را بهبود بخشید. در این مطالعه برای اثبات بهبود عملکرد مدل از MIKE11 به عنوان نماینده‌ای از مدل‌های یک بعدی اعمال و رودخانۀ اروند با آن مورد بررسی قرار گرفت. برای واسنجی و صحت‌سنجی مدل از داده‌های مشاهداتی غلظت در طول رودخانه استفاده شد. پارامتر‌های فاکتور پراکندگی و توان پراکندگی همراه با نسبت مساحت سطح مقطع ناحیۀ ماندابی به سطح مقطع عرضی رودخانه برای ایستگاه sehan در 123 کیلومتری از القرنه، با الگوریتم بهینه سازی کلونی مورچگان برآورد شد و برای ایستگاه‌های Faw و Dweeb با داده‌های غلظت مورد صحت‌سنجی قرار گرفت. در ایستگاه Sehan، Dweeb و Faw سه پارامتر خطای ضریب همبستگی، نش- ساتکلیف و جذر میانگین مربعات در مدل اصلاح شده کاهش یافته و به عنوان مثال پارامتر آماری خطای جذر میانگین مربعات به ترتیب به 78/1، 27/1 و 84/0 کاهش می‌یابد؛ بنابراین اصلاحات حاکی از بهبود نتایج پیش‌بینی طبق مدل مفهومی جدید است.

مقالات پژوهشی علوم آب

ارزیابی اثر تنش‌های توأمان آبی و شوری در برآورد عملکرد بیولوژیکی ذرت علوفه‌ای از طریق تبخیر و تعرق دوره‌ای

صفحه 677-693

https://doi.org/10.22067/jsw.2022.77735.1183

فرامرز زرگریعقوبی، مهدی سرائی تبریزی، علی محمدی ترکاشوند، مهرداد اسفندیاری، هادی رمضانی اعتدالی

چکیده تأثیر توأمان کمّیت و کیفیت آب آبیاری در شرایط غالب مناطق خشک و نیمه‌خشک از جمله چالش‌های مهم بخش کشاورزی در کاهش میزان تبخیر-تعرق گیاه و تولید محصول نهایی می‌باشد. به‌منظور بررسی اثر هم‌زمان سطوح مختلف تنش آبی و شوری بر تبخیر و تعرق دوره‌ای و عملکرد تر ذرت علوفه‌ای رقم سینگل کراس 704، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل (32) در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در کرت‌های به مساحت 9 مترمربع در مزرعه کشاورزی و دام‌پروری علی­آباد فشافویه واقع در استان قم در سال 1399 اجرا گردید. تیمارهای اعمال شده شامل شوری آب آبیاری در سه سطح هدایت الکتریکی 8/1 (S0)، 2/5 (S1) و  dS/m6/8 (S2) که از طریق اختلاط آب چاه شور منطقه با آب شیرین تهیه و تنش آبی نیز در سه سطح به‌ترتیب شامل 100% (W0)، 75% (W1) و 50% (W2) نیاز آبی گیاه (کنترل با دستگاه TDR-150) استفاده شد. تبخیر و تعرق کل در تیمارهای مختلف بین 7/692 (W0S0) تا 9/344 (W2S2) میلی‌متر و عملکرد تر بین 4/50 تا 2/33 تن بر هکتار اندازه‌گیری شد. نتایج این پژوهش نشان داد که بیش‌ترین میزان تبخیر و تعرق دوره‌ای در تمامی تیمار‌ها در مراحل توسعه و میانی صورت گرفته است. به‌طوری‌که میزان تبخیر و تعرق نسبی در مراحل توسعه، میانی و پایانی رشد به‌ترتیب بین تیمار شاهد و بقیه تیمار‌ها 100-45%، 100-49% و 100-44% برآورد شد. میزان عملکرد نسبی تر نیز در تیمارهای W0S0 تا W2S2 بین 100 تا 66 درصد محاسبه گردید. همچنین نتایج نشان داد که بیش‌ترین کاهش درصد عملکرد بین گروه‌ تیماری W2 (تیمار‌های W2S0، W2S1 و W2S2) برابر با 6/13 درصد و سپس گروه تیماری W0 (تیمار‌های W0S0، W0S1 و W0S2) برابر با 12 درصد و کم‌ترین آن بین گروه‌ تیماری W1 (تیمار‌های W1S0، W1S1 و W1S2) به میزان 3 درصد به‌دست آمد. نتایج مدل‌سازی عملکرد نسبی محصول بر اساس مقدار تبخیر و تعرق نسبی ذرت در مراحل مختلف رشدی و در شرایط تیمارهای مختلف تنش‌های آبی و شوری حاکی از مناسب بودن مدل‌ جمع‌پذیر سینگ با ارزیابی‌های آماری EF، R2 و RMSE  به‌ترتیب 361/0، 891/0 و 065/0 و ضرب‌پذیر رائو با آنالیز‌های ذکر شده 171/3-، 914/0 و 165/0 بوده و مدل‌ مینهاس نا‌مناسب در این برآورد تشخیص داده شد. بنابراین مدل‌های انتخابی با برآورد مناسب عملکرد نسبت به آب مصرفی علاوه بر تأمین نیاز آبی گیاه موجب کاهش حجم آب آبیاری و هدر رفت آن و استفاده بهینه از منابع آبی کشور می‌گردد.

مقالات پژوهشی علوم آب

تخمین عددی شاخص کیفی آب شرب با استفاده از روش‌های درختی و رویکردهای ترکیبی موجک و تحلیل مؤلفه اصلی

صفحه 695-709

https://doi.org/10.22067/jsw.2022.78452.1196

محمدتقی ستاری، سحر جاویدان

چکیده آگاهی از کیفیت آب، یکی از نیازهای مهم در برنامه‌ریزی، توسعه و حفاظت از منابع آب برای مصارف مختلف از جمله شرب به شمار می‌رود. استفاده از روش‌های مدرن داده‌کاوی، می‌تواند رویکرد مناسبی برای پیش‌بینی و طبقه‌بندی کیفیت آب باشد. در پژوهش حاضر، برای محاسبه شاخص کیفی آب شرب از پارامترهای شیمیایی شامل سختی کل، قلیائیت، هدایت الکتریکی، کل مواد جامد محلول، کلسیم، سدیم، منیزیم، پتاسیم، کلر، کربنات، بی­کربنات و سولفات ایستگاه هیدرومتری باغ کلایه استان قزوین، در دوره آماری 23 ساله (1998-2020) استفاده شد. روش درخت تصادفی برای تخمین و مدل‌سازی مقادیر عددی شاخص کیفی آب شرب براساس ترکیب‌های مختلفی از پارامترهای شیمیایی به کار برده شد. ماتریس همبستگی و الگوریتم رلیف، مبنای انتخاب ترکیب‌های مختلفی از پارامترهای شیمیایی به‌عنوان ورودی روش‌های داده‌کاوی در قالب سناریوهای مختلف در نظر گرفته شدند. در جهت بهبود نتایج تخمین عددی شاخص کیفی آب شرب، از رویکرد‌های تبدیل موجک، دسته‌بندی مدل‌ها و تحلیل مؤلفه اصلی استفاده شد. بررسی نتایج نشان داد که ترکیب 3 روش تحلیل مؤلفه اصلی (با در نظر گرفتن 3 عامل اصلی)، رویکرد پیش‌پردازش Bagging و درخت تصادفی، با ضریب همبستگی برابر با 98/0، ریشه میانگین مربعات خطا برابر با 17/2، میانگین خطای قدر مطلق برابر با 52/1 و ضریب ویلموت اصلاح شده برابر با 97/0 می‌تواند دقت بالایی در تخمین مقادیر عددی شاخص کیفی آب شرب داشته باشد. براساس نتایج کلی به دست آمده، در صورت کمبود نمونه‌های آزمایشگاهی و یا عدم دسترسی به تمام پارامترهای شیمیایی، روش‌های معرفی شده در این مطالعه، به علت دقت بالا جهت تخمین شاخص کیفی آب شرب قابل توصیه خواهند بود.

مقالات پژوهشی علوم آب

ارزیابی تبخیرتعرق مرجع با استفاده از روش‌های داده‌کاوی و مقایسه آن با نتایج سامانه نیازآب در استان قزوین

صفحه 711-727

https://doi.org/10.22067/jsw.2022.78652.1200

آزاده صداقت، نیازعلی ابراهیمی پاک، آرش تافته، سیده نرگس حسینی

چکیده برآورد دقیق تبخیر­تعرق مرجع (ET0) یکی از عوامل مهم برای محاسبۀ نیاز آبی و آب مصرفی گیاهان زراعی و باغی است. پیچیدگی فرآیند تبخیرتعرق و وابستگی آن به داده­های هواشناسی برآورد دقیق این متغیر را دشوار کرده است. ویژگی غیرخطی، عدم قطعیت ذاتی و نیاز به اطلاعات اقلیمی متنوع در برآورد ET0 از دلایلی بوده­اند که باعث شده پژوهشگران به­سوی روش­های داده­کاوی همچون شبکه عصبی مصنوعی (ANNs)، جنگل تصادفی (RF) و ماشین بردار پشتیبان (SVM) روی آورند. در این تحقیق، داده‌های هواشناسی در بازه زمانی ده ساله (1399-1389) از ایستگاه­های هواشناسی استان قزوین جمع­آوری شد. ابتدا مقادیر ET0 در سامانه نیاز آب که از روش پنمن-مانتیث محاسبه شد، استخراج گردید. سپس این مقادیر به‌عنوان مقادیر واقعی (اندازه­گیری شده) با مقادیر تخمینی بدست آمده با روش­های داده­کاوی (ANNs، RF و SVM) ارزیابی شد. جهت اعتبارسنجی نتایج بدست آمده، داده­های هر ایستگاه به دو مجموعه آموزش (دوسوم داده­ها) و آزمون (یک­سوم داده­ها) تقسیم شدند. نتایج بررسی­های آماری و دیاگرام نشان دادند، در هر سه روش استفاده شده با در نظر گرفتن تمامی پارامترهای هواشناسی (میانگین دمای هوا، میانگین رطوبت نسبی، ساعت آفتابی و سرعت باد) به­عنوان ورودی مدل، در ایستگاه سینوپتیک قزوین و ایستگاه کلیماتولوژی نیروگاه رجایی، در هر دو مرحله آموزش و آزمون، ET0 با دقت بالاتری برآورد شد. همچنین در این تحقیق دقت نتایج روش ANNs نسبت به دو روش دیگر به­طور نسبی بالاتر بوده است. در هر دو مرحله آموزش و آزمون مقادیر NRMSE و R2 بدست آمده از روش ANNs، در ایستگاه سینوپتیک قزوین برابر و به ترتیب برابر 11/0 و 97/0، و در ایستگاه کلیماتولوژی نیروگاه رجایی برابر و به­ترتیب برابر 10/0 و 97/0 می­باشد. به­طورکلی نتایج نشان داد که میانگین دمای هوای روزانه مهمترین پارامتر هواشناسی تأثیرگذار در برآورد ET0 می­باشد.

مقالات پژوهشی علوم آب

نقش تلفیقی GIS، RS و ژئوالکتریک در تعیین مناطق مستعد احداث سد زیرزمینی (مطالعه موردی: حوزه پشوئیه استان کرمان)نج

صفحه 729-742

https://doi.org/10.22067/jsw.2022.79034.1207

نجمه حاج سید علی خانی، حمزه سعیدیان

چکیده کنترل و استحصال آب با استفاده از سدهای زیرزمینی در مناطق خشک از زمان‌های نه چندان دور مورد توجه پژوهشگران و محققین بوده است. در این تحقیق برای تعیین مناطق مستعد احداث سد زیرزمینی با استفاده از بازدیدهای میدانی حوزه آبخیز پشوئیه انتخاب شد. برای برقراری ارتباط میان معیارهای تاثیرگذار و صرفه‌جویی در وقت و هزینه از روشی مبتنی بر تلفیق نقشه‌ها در سامانه اطلاعات جغرافیایی GIS و RS استفاده شده است. نتایج نشان داد که حوزه آبخیز پشوئیه مکانی مستعد برای ساخت سد زیرزمینی در منطقه کویر لوت به منظور ذخیره آب نیست. با توجه به نتایج سونداژهای ژئوالکتریک و شواهد صحرایی سنگ کف در محل گزینه پیشنهادی از نوع رس متراکم دارای املاح فراوان می‌باشد و عمق برخورد به سنگ کف نیز بین حداقل 6/2 متر و حداکثر0/7 متر متغیر است. بر روی سنگ بستر یک لایه آبرفت رودخانه‌ای مشتمل بر دو افق آبدار و خشک قرار دارد. همچنین لایه آبرفت رودخانه‌ای شامل توالی لایه‌هایی با دانه‌بندی و نفوذپذیری متفاوت می‌باشند. چنانچه نتایج برداشت‌ها نشان می‌دهد مقاومت الکتریکی لایه‌های مختلف به ندرت به بیش از 30 اهم بر متر می‌رسد که این امر ناشی از بافت ریز دانه و تراکم بالای رسوبات و نیز شوری آب می‌باشد. ضمنا نتایج نشان داد نقش تلفیقی GIS، RS و ژئوالکتریک در تعیین مناطق مستعد احداث سد زیرزمینی باعث می‌شود دقت احداث مکان‌یابی درست احداث سدهای زیر زمینی و حتی کشف سفره‌های زیر زمینی بسیار بالاتر رود و به نتایج ارزشمندی دست پیدا کرد.

مقالات پژوهشی علوم آب

مطالعه شاخص مقاومت به آنتی‌بیوتیک در باکتری‌های هتروتروف و کلی‌فرم آب و رسوب رودخانه گوهررود

صفحه 743-759

https://doi.org/10.22067/jsw.2022.72320.1088

فاطمه صابری نیا، محمدباقر فرهنگی، نفیسه یغمائیان مهابادی، ریحانه شوکتی، نسرین قربان زاده

چکیده استفاده بی­رویه از آنتی­بیوتیک­ها یک نگرانی جهانی است چرا که سبب ایجاد مقاومت آنتی­بیوتیکی در ریزجانداران می­شود. این پژوهش با هدف مطالعه باکتری­های مقاوم به آنتی­بیوتیک در رودخانه گوهررود انجام شد. از آب و رسوب رودخانه گوهررود در سه نقطه در طول رودخانه و در چهار فصل نمونه­برداری شد. مقاومت باکتری­های هتروتروف و کلی­فرم آب و رسوب به ترتیب با کشت روی محیط NA و EMB با و بدون آنتی­بیوتیک بررسی و شاخص مقاومت آنتی­بیوتیکی (ARI) با تقسیم تعداد کلنی­ها روی پتری دارای آنتی­بیوتیک بر پتری کنترل محاسبه شد. از آنتی­بیوتیک­های پرکاربرد سفالکسین، جنتامایسین، داکسی­سایکلین، سیپروفلوکساسین و تری­متوپریم استفاده شد. قطر ناحیه بازدارندگی رشد برای باکتری ایشریشیا کولی به عنوان باکتری شاخص در محیط مولر-هینتون اندازه­گیری شد. روند مقاومت باکتری­های آب و رسوب در برابر آنتی­بیوتیک­ها به صورت سفالکسین > جنتامایسین > سیپروفلوکساسین > داکسی­سایکلین > تری­متوپریم بود. در باکتری­های هتروتروف، ARI با عبور رودخانه از شهر افزایش یافت ولی برای کلی­فرم­ها در وسط شهر بیشتر بود. فصل تابستان بیشترین تاثیر را بر ARI داشت به طوری­که 78/30% هتروتروف­ها و 78/50% کلی­فرم­های آب در تابستان در برابر سیپروفلوکساسین و سفالکسین مقاوم بودند. باکتری ایشریشیا کولی در همه نقاط نمونه­برداری به سفالکسین مقاوم بود. بنابراین، آب رودخانه گوهررود در مسیر عبور از شهر رشت به ویژه در فصل تابستان، به باکتری­های مقاوم به آنتی­بیوتیک آلوده شده و این آلودگی را به پایین­دست منتقل می­کند و برای جلوگیری از ورود آلودگی به زنجیره غذایی، استفاده از آب رودخانه در آبزی­پروری و آبیاری در تابستان باید مدیریت شود.

مقالات پژوهشی علوم خاک

امکان‌سنجی کاربرد Zn[Mn]-Al LDHs به عنوان ماتریکسی برای رهاسازی B، Zn و Mn در محیط شبیه‌سازی شده محلول خاک

صفحه 761-771

https://doi.org/10.22067/jsw.2022.73093.1109

حدیث حاتمی، امیر فتوت

چکیده این پژوهش با هدف بررسی تاثیر نوع هیدروکسید مضاعف لایه­ای (LDH) و نوع محلول زمینه بر واجذب B در محیط شبیه­سازی شده محلول خاک و نیز رهاسازی کاتیون­های ساختاری (Zn و Mn) در این محیط انجام شد. بدین منظور ابتدا هم­دماهای جذب B در محلول 03/0 مولار نیترات پتاسیم حاوی غلظت­های 25/0 تا 10 میلی­مولار B برای سه ترکیب Zn-Al LDH، Zn–Mn1–Al LDH (Mn/Zn برابر با  02/0 نسبت مولی) و Zn–Mn2–Al LDH (Mn/Zn برابر با 1/0 نسبت مولی) (به اختصار به­ترتیب Zn-Al، Zn–Mn1 و Zn–Mn2) بررسی شد. سپس واجذب B از این ترکیبات در بیش­ترین غلظت و تحت تاثیر محلول­های 03/0 مولار نیترات پتاسیم، 25/1 میلی­مولار اسید اگزالیک و 25/1 میلی­مولار اسید سیتریک اندازه­گیری شد. همچنین غلظت کاتیون­های Zn و Mn در محلول واجذب تعیین گردید. بر اساس نتایج، داده­های جذب و واجذب B در تمام LDHs برازش خوبی با معادله فرندلیچ نشان دادند. علاوه­براین، تاثیر کاربرد LDHs سه­تایی بر میزان جذب و واجذب B معنی­دار بود. بدین صورت که Zn–Mn1 و Zn–Mn2 در مقایسه با Zn-Al دارای جذب بیشتر (57/0-46/0 میلی­مول بر گرم) و واجذب کمتری در هر سه محلول زمینه (2/38-6/18 درصد) بودند. این امر می­تواند به متفاوت بودن مکانیسم جذب B در LDHs سنتز شده نسبت داده شود. اسیدهای آلی به دلیل ایجاد کی­لیت با کاتیون­های ساختاری LDHs و افزایش احتمال انحلال آن، سبب افزایش واجذب B و همچنین رهاسازی Zn و Mn در مقایسه با نیترات پتاسیم گردید. با توجه به رهاسازی آهسته B و همچنین Zn و Mn در شرایط شبیه­سازی شده محلول خاک، ممکن است LDHs قادر به تامین این سه عنصر غذایی برای گیاهان باشند که بررسی آن نیازمند مطالعه در شرایط واقعی خاک و در حضور گیاه می­باشد.

مقالات پژوهشی علوم خاک

پیامد سه‌ساله خاک‌ورزی حفاظتی و گیاه پوششی بر برخی شناسه‌های کیفیت خاک و اجزاء عملکرد ذرت

صفحه 773-785

https://doi.org/10.22067/jsw.2022.78321.1195

محسن نائل، سیده صبا صالحی، جواد حمزه ئی، مرضیه زندی باغچه مریم

چکیده بهره­گیری از خاک­ورزی حفاظتی و کاشت گیاهان پوششی در چارچوب کشاورزی حفاظتی نه تنها در بلند مدت به حفظ منابع خاک و آب کمک می­کند بلکه می­تواند به پایداری تولید نیز بیانجامد. به منظور مقایسه اثر روش­های مختلف خاک­ورزی حفاظتی و گیاهان پوششی بر برخی شناسه­های کیفیت خاک و اجزاء عملکرد ذرت، یک آزمایش مزرعه­ای سه­ساله به صورت طرح فاکتوریل دو عاملی در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. نظام خاک­ورزی در سه سطح (بی­خاک­ورزی، کم­خاک­ورزی و خاک­ورزی مرسوم) و گیاه پوششی در سه سطح (ماشک گل­خوشه­ای، خلر و بدون گیاه پوششی) اجرا شدند. ادوات مورد استفاده در خاک­ورزی مرسوم شامل گاوآهن برگردان­دار و دیسک، در کم­خاک­ورزی شامل گاوآهن چیزل، و در بی­خاک­ورزی صرفا از دروگر برای درو کردن گیاه پوششی استفاده شد. نمونه­برداری از خاک سطحی (15-0 سانتی متر) در سال سوم آزمایش و پس از برداشت ذرت انجام گرفت. مقدار کربن آلی کل، ذخیره کربن خاک[1]، کربن فعال[2]، شاخص مدیریت کربن[3]، تنفس پایه[4]، فسفر و پتاسیم فراهم، جرم مخصوص ظاهری، میانگین وزنی قطر خاکدانه­های پایدار در آب و فعالیت آنزیم فسفاتاز قلیایی تعیین شد. به­جز فسفر فراهم، سایر شناسه­های کیفیت خاک در نظام کم­خاک­ورزی، در مقایسه با خاک­ورزی مرسوم، بهبود یافت. با این حال، این دو تیمار تفاوت معنی‌داری از نظر کربن فعال، ذخیره کربن و شاخص مدیریت کربن نشان ندادند. به علاوه، کمترین مقادیر کربن آلی کل (74/0 درصد) در تیمار بی­خاک­ورزی دیده شد، که تفاوت معنی‌داری با تیمار خاک­ورزی مرسوم (83/0 درصد) نداشت. نظام کم­خاک­ورزی با افزایش میانگین وزنی قطر خاکدانه­های پایدار و انباشت بقایای گیاهی، در نگهداشت کربن آلی خاک موثر بود. نظام کم­خاک­ورزی در مقایسه با بی­خاک­ورزی، باعث بهبود اغلب شناسه­های کیفیت خاک شد. هر دو گیاه پوششی باعث بهبود اغلب شناسه­های کیفیت خاک، در مقایسه با شاهد شدند. هرچند گیاه ماشک، در مقایسه با خلر، به طور مؤثرتری باعث بهبود شاخص مدیریت کربن شد. ذخیره کربن در تیمار ماشک و خلر، به ترتیب 54 و 40 درصد بیشتر از تیمار بدون گیاه پوششی بود. در خاک­ورزی مرسوم، کمترین مقدار عملکرد بیولوژیک، عملکرد دانه، وزن صد دانه، وزن بلال، وزن دانه در بلال و تعداد ردیف دانه در بلال مشاهده شد. در مقابل، بیشترین مقدار عملکرد دانه، وزن صد دانه، وزن بلال و وزن دانه در بلال در تیمار بی­خاک­ورزی مشاهده شد. با این حال، تفاوت معنی­داری بین دو تیمار خاک­ورزی حفاظتی (بی­خاک­ورزی و کم­خاک­ورزی) از نظر عملکرد بیولوژیک، عملکرد دانه، وزن بلال و تعداد ردیف دانه در بلال وجود نداشت. از طرف دیگر، تأثیر گیاه پوششی بر عملکرد بیولوژیک و تعداد دانه در ردیف بلال معنی­دار بود، به طوری که بیشترین مقدار این دو صفت در تیمار ماشک گل­خوشه­ای مشاهده شد. در کل، تلفیق کم­خاک­ورزی و گیاه پوششی ماشک گل­خوشه­ای به عنوان مناسب­ترین نظام کشت از نظر بهبود شناسه­های کیفیت خاک و عملکرد ذرت در منطقه مورد مطالعه معرفی می­گردند.
 
[1]- Soil (organic) Carbon Stock
[2]- Active Carbon
[3]- Carbon Management Index
[4]- Basal Respiration