دوماهنامه
دوره و شماره: دوره 32، شماره 4 - شماره پیاپی 60، پاییز 1397، صفحه 848-646 
مقالات پژوهشی

بررسی ضرایب ورودی گیاهی مدل WOFOST در شرایط کم آبیاری بخشی ریشه برای گیاه آفتابگردان

صفحه 647-660

https://doi.org/10.22067/jsw.v32i4.64170

سیده فاطمه هاشمی، علی شاهنظری، محمود رائینی، علی قدمی فیروزآبادی، ابراهیم امیری

چکیده پژوهش هایی که تاکنون در پیوند با مدل WOFOST منتشر شده است، به روش های سنتی کم آبیاری معطوف بوده که یا به صورت درصد کم آبیاری در شرایط بهینه لحاظ می شده یا بر اساس بررسی شرایط رشد در روزهای معینی پس از آبیاری است. همچنین بررسی این پژوهش ها نشان می دهد با وجودی که گیاهان یکساله زیادی مبنای بررسی ها بوده اند، اما هیچ کدام شامل گیاه آفتابگردان نبوده است. لذا در این پژوهش توانایی آخرین نسخه مدل WOFOST در شبیه سازی واکنش آفتابگردان در شرایط کم آبیاری بخشی ریشه و خشکی ریشه در دو سطح 55 و 75 درصد در مقایسه با شرایط آبیاری کامل مورد بررسی قرار گرفت تا بتوان ضرایب گیاهی را برای هر تیمار محاسبه کرد. ضریب های به دست آمده مبنایی برای محاسبات میزان بهره وری مصرف آب در مزرعه پژوهشی دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی ساری می باشد. نتایج حاصل از واسنجی نشان داد که ضرایب گیاهی وابسته به شرایط آب و هوایی، طول و عرض جغرافیایی منطقه و خصوصیات فنولوژیکی و فیزیولوژیکی گیاه برای یک گیاه خاص در طول شبیه سازی ثابت مانده و ضرایب آبیاری وابسته به نوع تیمارهای آبیاری و رفتار آنها در طول دوره رشد توانایی تغییر دارند. همچنین نتایج نشان داد که با کاهش حجم آب داده شده به گیاه، ضریب بیشینه آهنگ جذب دی اکسیدکربن در برگ و ضریب خاموشی کاهش و برعکس ضریب کارایی مصرف نور افزایش یافت. همچنین ارزیابی تمامی پارامترهای مورد بررسی بین مقادیر شبیه سازی و مشاهده ای نشان می دهد که شاخص ریشه میانگین مربعات خطای نسبی (nRSME) عملکرد دانه و زیست توده کل در هر دو رقم مورد بررسی کمتر از 10 درصد، شاخص ضریب جرم باقی مانده‌ها (CRM) نزدیک به صفر، ضریب کارآیی مدل (EF) 89/0، ضریب همبستگی (R)96/0 بدست آمد و مدل به خوبی توانسته است با استفاده از ضرایب واسنجی شده، پاسخ گیاه آفتابگردان را در تیمارهای کم آبیاری شبیه سازی کند.

مقالات پژوهشی

اثر آبیاری سطحی و زیرسطحی با آب شور و مالچ بر عملکرد و بهره‌وری آب ذرت و توزیع املاح در خاک

صفحه 661-674

https://doi.org/10.22067/jsw.v32i4.69323

عبدالمجید لیاقت، مسعود پورغلام آمیجی، پوریا مشهوری نژاد

چکیده با توجه به محدودیت منابع آب در ایران و شرایط خاص جغرافیایی کشور، استفاده از شیوه‌های نوین آبیاری با مصرف کمتر آب امری بدیهی خواهد بود. با اعمال مدیریت صحیح در سیستم آب، خاک و گیاه می‌توان ضمن افزایش محصول، یک کشاورزی پایدار ایجاد کرد. بدین منظور در این پژوهش، 12 عدد لایسیمتر بتنی به ابعاد 25/1×2×2 متر استفاده شد تا اثر پوشش گیاهی (مالچ) روی راندمان مصرف آب و عملکرد محصول برای گیاه ذرت، تجمع نمک و همچنین میزان شستشوی نیترات در پروفیل خاک تحت دو سیستم آبیاری سطحی و آبیاری زیرزمینی تراوا موردبررسی قرار گیرد. برای آبیاری از آبی با هدایت الکتریکی dS/m 4 استفاده شد. طرح مذکور دارای دو تیمار اصلی (آبیاری سطحی و زیرزمینی تراوا) و دو تیمار فرعی (مالچ و بدون مالچ) با آزمایش به‌صورت فاکتوریل و در در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی و در سه تکرار در مرکز تحقیقات آب و هواشناسی پردیس کشاورزی دانشگاه تهران واقع در شهر کرج در سال 1389 اجرا گردید. آبیاری سطحی بر اساس رطوبت موردنیاز خاک و آبیاری زیرزمینی تراوا روزانه به‌اندازه مقدار آب مصرف‌شده، صورت ‌گرفت. نتایج نشان داد که سیستم آبیاری زیرزمینی اثر بسیار معنی‌داری در کاهش آب مصرفی (53 درصد با مالچ و 40 درصد بدون مالچ) و افزایش عملکرد محصول (46 درصد در عملکرد دانه‌ای، 50 درصد در عملکرد علوفه‌ای و 12 درصد در وزن هزار دانه ذرت) نسبت به سیستم آبیاری سطحی دارد. همچنین آبیاری زیرزمینی با کاهش آبشویی نیترات و نمک، از شور شدن و آلودگی لایه‌های زیرین خاک جلوگیری نموده است. وجود مالچ در لایسیمتر ها نیز، اثر بسیار معنی‌داری بر کاهش آب مصرفی و عملکرد ذرت نشان داد. همچنین وجود مالچ در هر دو سیستم آبیاری زیرزمینی تراوا و سطحی، غلطت نمک در سطح خاک را به ترتیب 40 و 30 درصد کاهش داده است. درنتیجه در مناطقی که از آب شور برای آبیاری استفاده می‌کنند، سیستم آبیاری زیرزمینی تراوا عملکرد بهتری را نسبت به سیستم آبیاری سطحی حاصل می‌کند و استفاده از مالچ، می‌تواند باعث افزایش عملکرد و کاهش نیاز آبشویی شود.

مقالات پژوهشی

اثر آبیاری بخشی منطقه ریشه و زئولیت بر کارایی مصرف آب و خصوصیات فیزیولوژیک فلفل دلمه‌ای

صفحه 675-690

https://doi.org/10.22067/jsw.v32i4.69640

پروین دانش‌پژوه، احمد رضا قاسمی، محمدرضا نوری امامزاده‌ایی، رحیم برزگر

چکیده سهم بالای مصرف آب در بخش کشاورزی اهمیت پژوهش در این بخش را افزایش داده است. این پژوهش به منظور بررسی تاثیر مصرف زئولیت و نحوه توزیع آن در خاک به همراه آبیاری بخشی منطقه ریشه (PRD) و کم آبیاری بر عملکرد، اجزای عملکرد و کارایی مصرف آب فلفل‌دلمه‌ای در دانشگاه شهرکرد اجرا شد. این مطالعه در سه سطح آبیاری 100 درصد، 75 و 50 درصد نیاز آبی گیاه به‌صورت آبیاری بخشی منطقه ریشه و کانی زئولیت در دو سطح شامل 2 و 4 درصد وزنی و به‌صورت پخش در یک و دو طرف گلدان اجرا شد. نتایج تحقیق بصورت طرح کاملا تصادفی و همچنین آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی تحلیل شدند. نتایج اختلاف معنی‌داری بین تیمار شاهد و صفات وزن تر و خشک اندام هوایی، وزن تر کل میوه و شاخص‌های شیمیایی ویتامین ث، pH، مواد جامد محلول، قطر میوه و غلظت کلروفیل a نشان داد. نتایج مقایسه میانگین‌ها نیز نشان داد که تغییرات وزن تر و قطر میوه‌ها در تمام تیمارها نسبت به شاهد کاهش معنی‌دار دارند. تعداد میوه نیز در کمآبیاری شدید (50 درصد) و وزن میوه در تمام تیمارها نسبت به شاهد کاهش معنی‌دار نشان داد. به عبارت دیگر استفاده از زئولیت در بیشترین سطح مورد بررسی (4 درصد) هم نتوانسته تاثیر منفی تنش خشکی را جبران کند. همچنین نتایج نشان داد که کاربرد روش PRD به همراه زئولیت و کمآبیاری منجر به افزایش معنی‌دار کارایی مصرف آب در تمام تیمارها شده است. بالاترین کارایی مصرف آب به میزان 110 درصد مربوط به تیمار 2 درصد زئولیت، کم‌آبیاری 50 درصد و پخش زئولیت در دو طرف گلدان و کمترین میزان افزایش کارایی مصرف آب نیز مربوط به دو تیمار 4 درصد زئولیت، کم‌آبیاری 75 درصد و پخش زئولیت در یک طرف گلدان و تیمار 2 درصد زئولیت، کم‌آبیاری 75 درصد و پخش زئولیت در دو طرف گلدان و به میزان 18 درصد (18 درصد افزایش نسبت به شاهد) بدست آمد. تیمارهای با کم‌آبیاری 50 درصد دارای بالاترین مقدار کارایی مصرف آب می‌باشند که از بین این تیمارها، تیمار 4 درصد زئولیت، کم‌آبیاری 50 درصد و پخش زئولیت در دو طرف گلدان از نظر وزن‌تر میوه و تعداد میوه (دو پارامتر مهم در تولید فلفل دلمه‌ای) نیز نسبت به دیگر تیمارهای کم‌آبیاری 50 درصد شرایط بهتری دارد، بنابراین این تیمار به عنوان تیمار مناسب توصیه می‌گردد. نتایج این تحقیق می‌تواند در افزایش راندمان تولیدات گلخانه‌ای بویژه در مناطق کم آب مورد استفاده قرار گیرد.

مقالات پژوهشی

شبیه سازی تغییرات نیتروژن خاک و گیاه توسط مدل CERES-Wheat

صفحه 691-707

https://doi.org/10.22067/jsw.v32i4.70443

فرزاد مندنی، بابک غلامی، علیرضا باقری، غلامرضا محمدی

چکیده مصرف بیش از حد نیتروژن باعث آبشویی نیترات و آلودگی آب‌های زیرزمینی می‌شود، بنابراین اطلاع از توزیع اشکال مختلف نیتروژن و چگونگی حرکت آن‌ها در خاک اهمیت بالایی دارد. به منظور شبیه‌سازی اثر کود نیتروژن بر رشد و عملکرد گندم و همچنین تغییرات نیتروژن خاک و گیاه با استفاده از مدل CERES-Wheat، دو آزمایش در سال زراعی 1395-1394 اجرا شد. هر دو آزمایش در قالب طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی با 3 تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل کاربرد سطوح کود نیتروژن (90، 180، 300 و360 کیلوگرم اوره در هکتار) بود. از نتایج یک آزمایش به منظور استخراج ضرایب ژنتیکی و واسنجی مدل و از دیگری به منظور ارزیابی مدل استفاده شد. نتایج واسنجی نشان داد که مدل قادر است با حداقل اختلاف ویژگی‌های رشد و نمو گندم را شبیه‌سازی کند که بیانگر دقت بالای ضرایب ژنتیکی محاسبه شده بود. نتایج ارزیابی‌ها نشان داد که مدل قادر بود با دقت بالای صفات مورد ارزیابی گندم را شبیه سازی کند، بطوریکه میزان جذر میانگین مربعات خطای نرمال شده برای مراحل نموی، وزن خشک کل و عملکرد دانه به ترتیب در حدود 7 تا 8، 5 تا 9 و 11 تا 17 درصد میانگین مشاهدات بود. نتایج شبیه‌سازی‌ها نشان داد، همزمان با کاربرد کود اوره محتوای یون‌های نیترات و آمونیوم خاک افزایش یافت. بیشترین میزان نیترات در تیمارهای 90، 180، 300 و 360 کیلوگرم اوره در هکتار به ترتیب حدود 3/41، 5/54، 1/72 و 9/80 کیلوگرم در هکتار بود. با افزایش مصرف نیتروژن، مقدار آبشویی نیتروژن نیز به شدت افزایش یافت، به طوری‌که میزان هدر رفت نیتروژن در تیمارهای 90 ، 180، 300 و 360 کیلوگرم اوره در هکتار به ترتیب حدود 3/259، 2/276، 4/310 و 5/335 کیلوگرم در هکتار بود. همچنین با افزایش کاربرد کود اوره میزان نیتروژن در اندام‌های هوایی و دانه گندم افزایش یافت. بطورکلی نتایج این بررسی نشان داد که مدل CERES-Wheat توانایی قابل قبولی در شبیه سازی تغییرات وضعیت نیتروژن خاک و گیاه دارد.

مقالات پژوهشی

تاثیر بیوچار و کمپوست ضایعات هرس و تلقیح میکروبی بر فراهمی فسفر

صفحه 709-722

https://doi.org/10.22067/jsw.v32i4.67298

میرحسن رسولی صدقیانی، رقیه واحدی، محسن برین

چکیده فسفر از عناصر پرمصرف مورد نیاز گیاه می‌باشد که کمبود آن یکی از مشکلات خاک‌های آهکی است. به منظور بررسی تاثیر بیوچار و کمپوست ضایعات هرس درختان سیب و انگور و تلقیح میکروبی بر فعالیت آنزیم فسفاتاز و فراهمی فسفر در ریزوسفر گندم، آزمایشی بصورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی در شرایط گلخانه‌ای در رایزوباکس اجرا گردید. فاکتورها شامل ماده آلی (بیوچار، کمپوست ضایعات هرس و شاهد بدون ماده آلی)، تلقیح میکروبی (قارچ میکوریزای آربوسکولار (AMF) و باکتری‌های ریزوسفری محرک رشد (PGPR) و خاک (خاک ریزوسفری و غیرریزوسفری) بود. نتایج نشان داد که کاربرد همزمان کمپوست و تلقیح میکروبی باعث افزایش معنی‌دار فعالیت ACP،ALP و فسفر قابل جذب در خاک نسبت به تیماربدون ماده آلی شد، بطوریکه بیشترین افزایش فعالیت ALP و مقدار فسفر قابل جذب مربوط به تیمار مشترکPGPR وکمپوست بود. همچنین در تیمارکمپوست، فعالیت ACP و ALP در خاک ریزوسفری به ترتیب 39/1 و 33/1برابر خاک غیرریزوسفری بود. با این وجود مقدار فسفر قابل جذب در خاک غیرریزوسفری تیمار کمپوست 19/21 درصد بیشتر از خاک ریزوسفری بود. بیشترین غلظت فسفر در ریشه و اندام هوایی بترتیب در تیمارهای کمپوست تلقیح شده با میکوریزا و بیوچار تلقیح شده با میکوریزا مشاهده شد. همچنین، غلظت فسفر اندام هوایی در تیمار مشترک بیوچار و AMF 31/1 برابر غلظت فسفر در تیمار بیوچار و تلقیح PGPR بود. بطورکلی استفاده ازماده آلی و تلقیح میکروبی تأثیر قابل توجهی در فراهمی فسفر و بهبود رشد گیاه دارد.

مقالات پژوهشی

بررسی تغییرات اندازه ذرات با استفاده از روش نوین پراش لیزری و کانی‌شناسی رسی خاک‌های مدرن لسی در طول گرادیان اقلیمی در شمال ایران

صفحه 723-736

https://doi.org/10.22067/jsw.v32i4.67072

جعفر شریفی گرم دره، فرهاد خرمالی، کریستین رلف، مارتین کهل، علی شهریاری، مانفرد فرشن

چکیده مطالعه لس‌های شمال ایران به دلیل قرار گرفتن در میانه کمربند لسی آسیا و اروپا دارای اهمیت بسزایی است. علاوه بر این لس ها به دلیل قرار گرفتن در یک شیب اقلیمی که از شمال به جنوب و از غرب به شرق میزان بارندگی در آن افزایش می‌یابد و تقریباً دما در آن ثابت است برای بررسی تغییرات اقلیمی و شرایط محیطی بسیار مناسب است. هدف از این مطالعه بررسی روند تغییرات اندازه ذرات در این شیب اقلیمی و استفاده از اندازه ذرات و کانی‌شناسی رسی و پذیرفتاری مغناطیسی برای تعیین منشا رسوبات خاک‌های مدرن بود. از این‌رو، 6 خاکرخ در طول گرادیان اقلیمی با بارندگی‌های مختلف از حدود 200 تا 700 میلی‌متر در نظر گرفته شد و آنالیزهای اندازه ذرات و کانی‌شناسی رسی بر روی آنها انجام شد. نتایج نشان داد که میانه اندازه ذرات و U-ratio به سمت مناطق با بارندگی بیشتر کاهش و مقدار رس و سیلت ریز افزایش یافت. میکا و کلریت وکائولینیت کانی‌های بخش رس و کوارتز و پلاژیوکلاز کانی‌های بخش سیلت مواد مادری در طول گرادیان اقلیمی مقدارشان ثابت بود. تغییرات اندازه ذرات نشان داد که با دور شدن از منطقه با بارش کمتر در شمال منطقه از منبع اصلی دور شده و روند کانی‌شناسی رسی نشان دهنده وجود منبع مشترک بین خاکهای مدرن بود؛ با این تفاوت که اقلیم تغییراتی در مقدار برخی کانی‌ها در سولوم خاک ایجاد کرده است.

مقالات پژوهشی

نقشه‌برداری رقومی کربن آلی خاک (مطالعه موردی: مریوان، استان کردستان)

صفحه 737-750

https://doi.org/10.22067/jsw.v32i4.68318

شلیر اسکندری، کمال نبی اللهی، روح الله تقی زاده مهرجردی

چکیده کربن آلی خاک یکی از خصوصیات مهم خاک می‌باشد که اطلاعات پیرامون تغییرات مکانی آن جهت مدیریت زراعی، تخریب اراضی و مطالعات زیست محیطی حائز اهمیت می‌باشد. هدف از این پژوهش استفاده از روش شبکه عصبی مصنوعی برای تهیه نقشه کربن آلی خاک می‌باشد. بنابراین، تعداد 137 نمونه خاک از عمق 30-0 سانتی‌متری خاک‌های منطقه مریوان استان کردستان برداشت شده و خصوصیت کربن آلی خاک اندازه‌گیری شد. متغیرهای محیطی که در این پژوهش استفاده شد شامل اجزاء سرزمین و داده‌های تصویر +ETM ماهواره لندست می‌باشد. جهت ارتباط دادن بین کربن آلی خاک و متغیرهای کمکی، از مدل شبکه عصبی مصنوعی بهره گرفته شد. بر اساس نتایج انالیز حساسیت به روش رپر، برای پیش‌بینی کربن آلی خاک، متغییرهای کمکی شامل شاخص خیسی، شاخص همواری دره، فاکتور LS، شاخص NDVI و باند 3 مهم‌ترین بودند. نتایج این تحقیق نشان داد که مدل شبکه عصبی مصنوعی دارای 80/0، 01/0- و 67/0 به ترتیب برای ضریب تبیین، میانگین خطا و میانگین ریشه مربعات خطا می‌باشد. لذا پیشنهاد می‌شود که جهت تهیه نقشه رقومی خاک از مدل‌های شبکه عصبی مصنوعی در مطالعات آینده استفاده شود.

مقالات پژوهشی

تغییرات خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک تحت تأثیر شدت چرای دام در مراتع مغان

صفحه 751-762

https://doi.org/10.22067/jsw.v32i4.69025

سیما جعفری، اردوان قربانی، کاظم هاشمی مجد، سحر غفاری

چکیده خاک از مهمترین اجزای تشکیل‌دهنده اکوسیستم‌های مرتعی و تخریب آن، کاهش توان تولید مرتع را در پی خواهد داشت. این تحقیق با هدف بررسی تأثیر شدت چرا بر خصوصیات خاک در مراتع مغان با استفاده از چارچوب گرادیان چرایی انجام شد. سه روستای تولکلو، کلش و پنجالو بعنوان نماینده مراتع علف - بوته‌زار مغان انتخاب شد. نمونه‌برداری، از سه شدت چرا و در سه فاصله از هر سه روستا انجام شد. در هر فاصله از روستا، سه نمونه خاک، از عمق 0 تا 30 سانتی‌متری (27 نمونه) برداشت شد. پارامترهای خاک شامل اسیدیته، هدایت الکتریکی، رطوبت وزنی اشباع، سدیم، پتاسیم، کلسیم و منیزیم محلول، پتاسیم تبادلی، فسفر قابل جذب، درصد مواد خنثی‌شونده، کربن آلی، کربن آلی ذره‌ای، رس قابل انتشار، نیتروژن کل، میانگین وزنی قطر خاکدانه‌ها و بافت خاک اندازه‌گیری شد. برای مشخص کردن روند تغییر پارامتر‌ها در شدت چراهای مختلف، از شدت چراهای سنگین، متوسط و سبک هر سه روستا میانگین گرفته شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با روش تجزیه واریانس دو طرفه و با استفاده از آزمون دانکن انجام شد. نتایج نشان داد، میزان پتاسیم محلول و آهک خاک با افزایش شدت چرا، افزایش (05/0>P) ولی میزان سدیم محلول و درصد سیلت خاک به صورت معنی‌داری کاهش (05/0>P) می‌یابند ولی در پارامترهای دیگر اختلاف معنی‌داری مشاهده نشد. نتایج همچنین نشان داد که شدت چرا اثر منفی بر برخی خصوصیات فیزیکوشیمیایی خاک از جمله آهک، سدیم محلول و درصد سیلت خاک دارد. بنابراین، در مدیریت مراتع و انجام برنامه‌های اصلاحی و احیایی، باید به خصوصیات فیزیک وشیمیایی خاک توجه شود.

مقالات پژوهشی

تأثیر زئولیت، ورمی‌کمپوست و کود حیوانی بر رشد و جذب عناصر کم مصرف در ذرت

صفحه 763-778

https://doi.org/10.22067/jsw.v32i4.68534

سیده زهره تقدیسی حیدریان، رضا خراسانی، حجت امامی

چکیده زئولیت عموماً به عنوان یک ماده اصلاحی برای خاک استفاده می‌شود. اضافه کردن برخی از مواد معدنی نظیر زئولیت علی‌رغم تأثیر مثبت بر خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک می‌تواند در سطوح زیاد تأثیر منفی بر جذب عناصر غذایی و رشد گیاه داشته باشد. به همین منظور آزمایش گلدانی با هدف بررسی تأثیر زئولیت، کود حیوانی و ورمی‌کمپوست بر رشد و جذب عناصرکم مصرف در گیاه ذرت به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار در گلخانه پژوهشی تحت شرایط کنترل شده انجام شد. فاکتورهای آزمایشی شامل زئولیت در سه سطح (صفر، 6 و 12 درصد وزنی)، نوع ماده آلی شامل ورمی‌کمپوست در سه سطح (صفر، 125/0 و، 25/0 درصد وزنی) و کود گاوی پوسیده در سه سطح (صفر، 5/0 و، 1 درصد وزنی) بودند. نتایج آزمایش نشان داد در بین سطح 6 و 12 درصد زئولیت، سطح 6 درصد آن نسبت به 12 درصد کارایی بهتری داشته است و سطح 12 درصد زئولیت نسبت به شاهد باعث کاهش 19 درصدی وزن خشک گیاه و کاهش وزن تر، که کاهش وزن تر نسبت به شاهد معنی‌دار نبود. همچنین این سطح زئولیت جذب عنصر روی، آهن و منگنز در گیاه کاهش داد و به ترتیب سبب افزایش 93/8 و 40 درصدی pH و غلظت منگنز خاک شد. در بین تیمارهای آزمایشی، سطح 1 درصد کود گاوی در عدم حضور زئولیت بیشترین مقدار وزن تر و خشک گیاه، ارتفاع گیاه، جذب عناصر روی، آهن و منگنز در اندام هوایی گیاه را دارا بود. همچنین کمترین مقدار pH خاک مربوط به این سطح بوده که اختلاف معنی‌داری نسبت به بقیه تیمارها و همچنین تیمار شاهد داشت. در نهایت در بین تیمارهای آزمایشی، کارایی ورمی‌کمپوست نسبت به کود گاوی کمتر بوده و بیشترین تأثیر بر رشد و جذب عناصر کم مصرف در گیاه ذرت مربوط به تیمارهای کود گاوی و کمترین مربوط به تیمار زئولیت بود.

مقالات پژوهشی

اثر زغال‌های زیستی تهیه‌شده در دماهای مختلف بر قابلیت استفاده روی و پاسخ‌های ذرت در یک خاک آلوده به روی

صفحه 779-793

https://doi.org/10.22067/jsw.v32i4.72071

پروین کبیری، حمیدرضا متقیان، علیرضا حسین پور

چکیده فعالیت‌های انسانی، نقش مهمی بر توزیع ژئوشیمیایی فلزات سنگین داشته‌است و باعث ورود بیش از حد مجاز آنها به محیط زیست شده‌است. وجود فلزات سنگین در محیط زیست، اثرات سوئی بر خاک، آب‌های سطحی و آب‌های زیرزمینی دارد و حیات موجودات زنده را با خطرات جدی مواجه می-کند. اخیراً زغال زیستی به صورت گسترده‌ای جهت کاهش سمیت فلزات سنگین در خاک استفاده می‌شود. هدف این مطالعه بررسی تأثیر دمای گرماکافت زغال زیستی برگ گردو بر قابلیت استفاده و پاسخ‌های رشد ذرت در یک خاک شن‌لومی آهکی آلوده به فلزات سنگین بوده است. بدین منظور، در آزمایشی گلدانی مقادیر 0، 5/0، 1 و 2 درصد (وزنی) زغال زیستی تهیه‌شده در دماهای 200، 400 و 600 درجه سلسیوس با 3 کیلوگرم خاک در 3 تکرار مخلوط و به‌مدت 45 روز در شرایط گلخانه خوابانده شد. پس از خواباندن، در هر گلدان ذرت علوفه‌ای (رقم سینگل‌کراس 704) کشت و پس از دو ماه، پاسخ‌های رشد ذرت (وزن خشک اندام هوایی، وزن خشک ریشه، غلظت روی در اندام هوایی، غلظت روی در ریشه، ضریب تجمع زیستی و ضریب انتقال) و غلظت روی قابل استفاده (محلول و DTPA-TEA) خاک تعیین شد. نتایج نشان داد که با افزایش دمای گرماکافت زغال زیستی، رشد ذرت و ضریب انتقال روی افزایش می‌یابد. همچنین تیمار خاک‌ها با 2 درصد زغال زیستی تهیه‌شده در دمای 600 درجه سلسیوس، غلظت روی در اندام هوایی و ریشه را به‌ترتیب 6/21 و 0/33 درصد کاهش و وزن خشک اندام هوایی و ریشه را به‌ترتیب 4/131 و 7/116 درصد نسبت به شاهد افزایش داد. ضریب انتقال روی در سطوح مختلف زغال زیستی تفاوت معنی‌داری نداشت (05/0P>). نتایج نشان داد که با افزایش مقدار و دمای تهیه زغال‌های زیستی، غلظت روی محلول و روی عصاره‌گیری‌شده با DTPA-TEA کاهش معنی‌داری یافت (05/0P

مقالات پژوهشی

ارزیابی زمین‌آماری پایداری خاکدانه‌ها و نسبت جذبی سدیم در خاک‌های متأثر از نمک اطراف دریاچه ارومیه

صفحه 795-807

https://doi.org/10.22067/jsw.v32i4.72257

شکراله اصغری، محمود شهابی

چکیده این پژوهش به منظور برآورد تغییرات توزیع مکانی میانگین وزنی قطر خاکدانه‌ها (MWD) و نسبت جذبی سدیم (SAR) در خاک‌های متأثر از نمک اطراف دریاچه ارومیه اجرا گردید. نمونه‌های خاک از دو کاربری کشاورزی (49 نمونه) و بایر (51 نمونه) به‌هم چسبیده (ha 80) برای اندازه‌گیری شن، سیلت، رس، کربن آلی، اسیدیته، آهک، هدایت الکتریکی (EC)،SAR و MWD به‌صورت شبکه‌های منظم m 100×100 در بخش شندآباد منطقه شبستر برداشته‌شد. از روش‌های درون‌یابی کریجینگ معمولی (OK) و وزن‌دهی عکس فاصله (IDW) برای تحلیل تغییرات مکانی متغیرهای خاک استفاده گردید. متغیرهای کربن آلی و EC به‌ترتیب از کمترین (m 660) و بیشترین (m 1987) دامنه تأثیر برخوردار بودند. وابستگی‌های مکانی قوی و متوسط به‌ترتیب برای SAR با دامنه تأثیر m 1903 و MWD با دامنه تأثیر m 1614 به‌دست آمد. مدل نیم‌تغییرنمای گوسی برای SAR و MWD برازش گردید. بهترین تخمین براساس ضریب تطابق (CCC) با روش OK برای (382/0)SAR و با روش IDW توان 2 برای (325/0) MWD انجام گرفت. نقشه‌های توزیع مکانی نشان داد که از کاربری کشاورزی به سمت کاربری بایر به‌دلیل نزدیک شدن به رسوبات دریاچه، مقادیر EC، SAR، اسیدیته، آهک و رس افزایش ولی شن، کربن آلی و MWD کاهش یافت.

مقالات پژوهشی

تاثیر همزیستی میکوریزی بر جذب عناصر غذایی و کارآیی مصرف آب در گوجه‌فرنگی تحت شرایط تنش خشکی

صفحه 809-820

https://doi.org/10.22067/jsw.v32i4.72731

مرتضی پوزش شیرازی، حسن حقیقت نیا، رحیم خادمی

چکیده به‌منظور بررسی اثرات تلقیح چند گونه قارچ میکوریز آربسکولار بر میزان کلنیزاسیون ریشه، غلظت عناصر غذایی برگ و کارایی مصرف آب در گیاه گوجه‌فرنگی تحت شرایط تنش خشکی، پژوهشی گلخانه‌ای بصورت آزمایش فاکتوریل و در قالب طرح کاملاً تصادفی با دو فاکتور در سه تکرار، ‌طی یک دوره 100 روزه در سال 1396 در مرکز تحقیقات کشاورزی بوشهر انجام گردید. فاکتور اول شامل تلقیح ریشه گیاه با چهار گونه قارچ میکوریز آربوسکولار (Glomus mosseae ،Glomus intraradices، Glomus vsersiform و Glomus caledonium) و نیز یک تیمار بدون تلقیح بعنوان شاهد و فاکتور دوم شامل سه سطح رطوبتی خاک بر اساس نقصان رطوبت یا تخلیه مجاز رطوبتی شامل I1=25، I2=50 و I3=70 درصد از آب قابل استفاده بود. نتایج نشان داد که هم اثرات اصلی و هم برهمکنش آنها (بجز برای غلظت نیتروژن برگ) بر همه صفات اندازه‌گیری شده در سطح یک درصد معنی‌دار بودند. کاربرد مایه تلقیح قارچ‌های میکوریزی سبب بالا رفتن درصد کلنیزاسیون ریشه شد به گونه‌ای که از33/5 درصد در تیمار شاهد به 07/22 درصد در تیمار مایه‌زنی شده با گلوموس اینترارادیسز افزایش یافت. تلقیح با تمام گونه‌ها نسبت به شاهد سبب بهبود غلظت عناصر در برگ گردید. کارآیی مصرف آب نیز با استفاده از قارچ گلوموس اینترارادیسز در تیمارهای بدون تنش، تنش ملایم و شدید بترتیب 9/67، 6/49 و 1/52 درصد افزایش یافت. استفاده از قارچ‌های میکوریزی بویژه گونه‌های گلوموس اینترارادیسز و گلوموس کالدونیوم سبب بیشترین افزایش عملکرد و کارآیی مصرف آب شد که این موضوع در نتیجه افزایش مقاومت به تنش خشکی بوده است.

مقالات پژوهشی

بررسی رابطه تغییرات رطوبت خاک با شاخص‌های اقلیمی در رویشگاه جنگلی مله سیاه در استان ایلام

صفحه 821-830

https://doi.org/10.22067/jsw.v32i4.71927

جعفر حسین زاده، افسانه تنگو، علی نجفی فر، احمد حسینی

چکیده پایش مستقیم رطوبت خاک و استخراج داده‌های رطوبت به صورت نقطه‌ای نه تنها پر هزینه و وقت‌گیر است، بلکه در سطوح وسیع، غیر عملی است. این در حالی است که خشک‌سالی پدیده‌ای منطقه‌ای بوده و برای پایش آن به داده‌های وسیع و منطقه‌ای نیاز است از این رو، برآورد رطوبت خاک با استفاده از داده‌های هواشناسی گزینه‌ای مناسب است. پژوهش حاضر با بررسی امکان برآورد رطوبت خاک جنگل از طریق پارامترهای آب و هوایی از جمله بارندگی، دمای متوسط، میانگین حداکثر دما، میانگین حداقل دما، رطوبت نسبی، حداقل دمای مطلق، حداکثر دمای مطلق و رطوبت نسبی انجام شد. برای این منظور، در دو دامنه جنوبی و شمالی رویشگاه جنگلی مله‌سیاه در ایلام، تعداد ١٨ جفت حس‌گر سنجش رطوبت در عمق‌های ۵٠، ٧٠ و ١١٠ سانتی‌متری نصب و رطوبت خاک، با استفاده از دستگاه تی‌دی‌آر5 در فاصله زمانی ماهانه در مدت سه سال متوالی اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد که می‌توان از شاخص‌های هواشناسی برای برآورد بیلان رطوبت خاک در عرصه‌های جنگلی مورد مطالعه، که اندازه‌گیری مستمر و گسترده رطوبت خاک در آنها مشکل است، به‌نحو مطلوبی استفاده کرد. میزان رطوبت خاک این منطقه در شهریور ماه به حداقل خود می‌رسد. رطوبت ماهانه خاک، حتی در عمق زیاد، بیش‌ترین همبستگی را با پارامترهای اقلیمی همان ماه داشته و در این رابطه میانگین دما و رطوبت نسبی هوا به ‌ترتیب بیش‌ترین همبستگی را نشان داد. مقدار ضریب تبیین (R2) برای رابطه رگرسیونی، حدود ٩۳/٠ بود که نشان دهنده برآورد بسیار مناسب رطوبت خاک به ‌وسیله مدل می‌باشد. لذا بطورکلی می‌توان نتیجه گرفت که بر اساس پارامترهای حاصل از ایستگاه‌های هواشناسی نزدیک، می‌توان وضعیت بیلان رطوبت خاک جنگل را به نحو مناسبی برآورد و حتی حداقل برای یک ماه آتی پیش‌بینی نمود.

مقالات پژوهشی

ارزیابی عملکرد روش‌های انتخاب متغیر در ریزمقیاس نمایی بارش روزانه دو اقلیم متفاوت

صفحه 831-848

https://doi.org/10.22067/jsw.v32i4.72732

جواد رمضانی مقدم، مصطفی یعقوب زاده، احمد جعفرزاده

چکیده فرآیند ریزمقیاس نمایی آماری با هدف ارتقای شبیه‌سازی‌های مدل‌های GCMs و کاربست نتایج آن‌ها در مقیاس محلی انجام می‌شود. در این بین انتخاب متغیرهای ورودی ریزمقیاس نمایی اولین گام مهم این فرآیند می‌باشد. از آنجا که هدف اصلی ریزمقیاس نمایی بهبود شبیه‌سازی مدل‌های اقلیمی می‌باشد، بسیاری از مطالعات روش‌های متنوعی را برای انتخاب متغیرهای ورودیِ ریزمقیاس نمایی مورد ارزیابی قرار داده‌اند.این مطالعه درنظر دارد تا با استفاده از آزمون‌های مقایسه‌ای جامع، عملکرد شبکه عصبی را در فرآیند ریزمقیاس نمایی بارش روزانه تخت تأثیر چهار روش انتخاب متغیر PCA، CA، SRA و ParCA در اقلیم‌های متفاوت مورد ارزیابی قرار دهد. بدین منظور در ابتدا داده‌های مشاهداتی 30 ساله مربوط به ایستگاه‌های بیرجند (اقلیم خشک- کویری) و اردبیل (اقلیم سرد- نیمه‌خشک)، حدفاصل سال‌های 2004-1977 گرداوری شد. به‌منظور شبیه‌سازی رفتار مؤلفه‌های اقلیمی متأثر از پدیده تغییر اقلیم از خروجی مدل CanESM2 استفاده شد. بدین ترتیب داده‌های بزرگ مقیاس مدل CanESM2 برای هر دو ایستگاه سینوپتیک به منزله متغیرهای ورودی و بارندگی مشاهداتی به عنوان متغیر خروجی درنظر گرفته شد. آزمون‌های مقایسه‌ای شامل شاخص‌های ارزیابی، مقایسه مشخصه‌های آماری، جدول Contingency Table Event جهت تشخیص سری روزهای تر و خشک و مقایسه نموداری توزیع آماری از جمله ابزارهای مورد استفاده در این مطالعه جهت ارزیابی عملکرد روش‌های مختلف انتخاب متغیر می‌باشد. نتایج مطالعه نشان داد که به طور کلی ریزمقیاس نمایی بارش روزانه در تمامی روش‌های انتخاب متغیر در ایستگاه بیرجند دارای عملکرد بهتری نسبت به ایستگاه اردبیل می‌باشد. همچنین نتایج آزمون‌های مختلف نشان داد که روش‌های انتخاب متغیر CA و ParCA در اقلیم‌های خشک و روش‌ SRA در اقلیم سرد-نیمه‌خشک از عملکرد بهتری برخوردار می‌باشد. بهترین مقادیرشاخص‌های RMSE، R و NSE برای ایستگاه بیرجند به ترتیب 2/1 میلی‌متر در روز، 55/0 و 25/0 و در ایستگاه اردبیل به ترتیب 75/1 میلی‌متر در روز، 14/0 و 013/0 بدست آمد.ارزیابی روش‌ها در تشخیص درست روزهای تر و خشک در بیرجند نشان داد که دقت روش‌های CA و ParCA به ترتیب 25 و 22 درصد می‌باشد. این بدان معنی است که روش CA توانسته است 25 روزهای تر را به درستی تر تشخیص دهد.