دوماهنامه
دوره و شماره: دوره 34، شماره 2 - شماره پیاپی 70، بهار 1399، صفحه 513-241 
مقالات پژوهشی

بررسی عددی عوامل مؤثر بر توزیع غلظت رسوب معلق نامتعادل در رودخانه‌های طبیعی (مطالعه موردی: رودخانه قره‌سو، کرمانشاه)

صفحه 241-253

https://doi.org/10.22067/jsw.v34i2.76326

رسول قبادیان، حامد شکری

چکیده چگونگی تغییرات غلظت رسوب معلق در طول مسیر رودخانه و بررسی عوامل تأثیرگذار بر آن همواره مورد توجه مهندسین علم هیدرولیک و محیط زیست می­باشد. عدم وجود ایستگاه‌­های اندازه­گیری کافی و مشکلات نمونه­‌برداری رسوب معلق، تهیه مدل‌­هایی که به درستی رسوب معلق را در طول مسیر رودخانه روندیابی نمایند ضروری می­نماید. در طبیعت رسوب بصورت نامتعادل انتقال می‌یابد در حالی‌که خیلی مدل­های تجاری حالت ظرفیت حمل یا متعادل را در نظر می‌گیرند. از این رو در تحقیق حاضر مدلی عددی تهیه شده با حل عددی معادله تک­بعدی انتقال و پخش غیرماندگار روندیابی رسوب معلق در یک بازه رودخانه­ای را در شرایط عدم تعادل انجام می­دهد. پس از صحت­سنجی مدل، تأثیر ده روش عددی منفصل­سازی، پنج معادله انتقال رسوب، هشت رابطه ضریب پخشیدگی و هشت رابطه سرعت سقوط ذره بر تغییرات بار رسوب معلق در طول بازه مورد مطالعه بررسی شد. نتایج تحقیق نشان داد استفاده از رابطه تجربی وایف مقدار رسوب معلق بیشتری را نسبت به سایر روابط دیگر برآورد می­کند. در میان روابط سرعت سقوط ذره رابطه استوکس سرعت سقوط بیشتری را برآورد می­کند که باعث می­شود احتمال معلق شدن ذرات رسوب کمتر و در نتیجه غلظت آن نسبت به سایر روش­ها کمتر باشد. همچنین در بین روش­های منفصل­سازی روش وان لییر خطای کمتری را دارا است. از طرفی رابطه الدر کمترین و رابطه کاشفی پور– فالکونر بیشترین مقدار پخشیدگی را در هیدروگراف غلظت از خود بجا می­گذارند. علاوه بر این نتایج تحقیق حاضر نشان داد غلظت رسوب برآورد شده در حالت عدم تعادل حدود 7/11 درصد بیشتر از ظرفیت حمل بار معلق محاسبه شده توسط روابط تجربی می­باشد.

مقالات پژوهشی

درک پیوند آب-غذا-انرژی و مدیریت برای بهره‌وری از منابع آب موجود

صفحه 255-268

https://doi.org/10.22067/jsw.v34i2.78589

محمدرضا گودرزی، رضا پیریائی، میر رحیم موسوی

چکیده بررسی­ها بر روی پیوند آب، غذا و انرژی4 یک مبنای مشترک برای پژوهشگران، ذینفعان و دولت جهت درک و مدیریت، امنیت و استفاده از روابط WEF فراهم می­کند. نمونه رابطه WEF روابط ویژه­ای را برای تحقیقات بین رشته­ای که مدیریت یکپارچه منابع آب است مهیا می­کند. هدف از این پژوهش بهره­وری مناسب از منابع آب موجود با استفاده از رویکرد آب، غذا و انرژی و با توجه به تغییرات آب­و­هوایی آتی در شهر بروجرد است. در این مطالعه از خروجی مدل HADGEM2 تحت دو سناریوی انتشار RCP2.6 و RCP8.5 مربوط به پنجمین گزارش ارزیابی هیئت بین­الدول تغییر اقلیم استفاده شد. ریزمقیاس نمایی با استفاده از مدل LARS-WG انجام شد. شهر بروجرد با نرم­افزار GIS مدل شد و رویکرد آب، غذا و انرژی برای نهایت بهره­مندی از منابع آب مورد استفاده قرار گرفت. خروجی مدل HADGEM2 تحت دو سناریویRCP2.6  و RCP8.5 نشان داد که در دوره آتی دما بین 5/1 تا 3 درجه سانتی­گراد و بارش بین 20 تا 40 میلی­متر تغییر را تجربه خواهند کرد. نتایج نشان داد حجم بارش به دست آمده از بارش 45/612612 متر مکعب در سال می‌باشد و چرخه فاضلاب 12750000 متر مکعب در سال می­باشد. بنابراین بعد از تصفیه و بازچرخانی دوباره­ی آب می‌تواند 74/60 درصد تقاضای فعلی آب شهر بروجرد را تأمین کند. می­توان از این منابع آب برای کشاورزی شهری در و یا آبیاری درختان و فضای سبز و از فاضلاب برای تولید انرژی الکتریکی در شهر استفاده کرد.

مقالات پژوهشی

شبیه‌سازی پیشروی آب‌شور در آبخوان‌های ساحلی (مطالعه موردی: سواحل جنوبی دریای خزر)

صفحه 269-286

https://doi.org/10.22067/jsw.v34i2.79639

مینا نصیری، مهدی حمیدی، حمید کاردان مقدم

چکیده استخراج بیش از حد از آب‌های زیرزمینی می‌تواند منجر به کمبود آب شیرین، نفوذ آب‌شور به آبخوان‌های ساحلی و درنتیجه شوری بیش از حد آن‌ها شود. مدل‌های شبیه‌سازی آب زیرزمینی ابزاری مفید جهت شناخت رفتار سیستم آبخوان‌های ساحلی هستند. سواحل جنوبی دریای خزر یکی از مناطقی است که با معضل پیشروی آب‌شور به آبخوان‌های ساحلی روبرو است. به‌منظور شبیه‌سازی جریان آب زیرزمینی و پیشروی آب ‌شور در آبخوان ساحلی دریای خزر در منطقه ساری- نکا مدل‌های عددی MODFLOW، MT3DMS و SEAWAT در محیط نرم‌افزار GMS10.0 به کار گرفته شدند. پس از شبیه‌سازی برای ارزیابی مدل، واسنجی در مدل کمی برای تراز آب زیرزمینی و در مدل کیفی برای غلظت شوری به مدت 4 سال از مهر 1389 تا شهریور 1393 به‌صورت ماهانه انجام گرفت. مدل واسنجی شده با استفاده از اطلاعات در دسترس برای یک سال آینده از مهر 1393 تا شهریور 1394 برای تراز آب زیرزمینی و غلظت شوری صحت‌سنجی شد. نتایج پهنه‌بندی مکانی مدل حاکی از کیفیت مطلوب آب زیرزمینی در نواحی مرکزی و جنوبی آبخوان ساری-نکا بود. پس از صحت‌سنجی مدل و با فرض ثابت ماندن شرایط هیدروژئولوژیکی آبخوان، نتایج پیش‌بینی مدل برای نواحی با TDS بیشتر از 2000 میلی‌گرم بر لیتر برای 6 سال آینده بیانگر هجوم آب‌شور در مناطق شمالی آبخوان بود.

مقالات پژوهشی

پهنه‌بندی شهرستان‌های استان کرمانشاه بر اساس مقدار و ارزش آب مجازی محصولات عمده زراعی

صفحه 287-300

https://doi.org/10.22067/jsw.v34i2.80866

نسرین افشار بکشلو، کیومرث زرافشانی، بهمن فرهادی بانسوله

چکیده استان کرمانشاه با دارا بودن حدود یک ‌میلیون هکتار اراضی زراعی و باغی، یکی از قطب‌های عمده کشاورزی کشور است که با برخورداری از رتبه‌های متعدد در سطح و تولید محصولات زراعی، نقش مهمی در تامین امنیت ‌غذایی و اقتصاد دارد. با این‌حال مصرف ‌بی‌رویه آب در بخش کشاورزی منجر به مخاطره افتادن ذخایر آبی و ایجاد دشت‌های ممنوعه از جمله دشت ماهیدشت، اسلام‌آباد و کنگاور گردیده که به زودی با پدیده‌هایی همچون فرونشست زمین و فروچاله‌ها مواجه خواهند شد. تحلیل مقدار و ارزش واقعی آب مورد استفاده در تولید که معادل آب مجازی است می‌تواند راهکاری موثر در جهت حفظ منابع آب و ممانعت از بروز بحران‌های زیست ‌محیطی باشد. لذا در این مطالعه، مقدار و ارزش آب مجازی محصولات عمده زراعی استان شامل گندم آبی و دیم، جو آبی و دیم، نخود دیم، ذرت دانه‌ای، چغندرقند و گوجه‌فرنگی طی سال زراعی 94-93 با استفاده از نرم ‌افزارهایCROPWAT،AGWAT  وEXCEL  مورد تحلیل قرار گرفت. روش تحقیق این مطالعه به روش کمی از نوع پژوهش‌های اسنادی است. مطابق نتایج، بیشترین و کمترین مقدار آب مجازی به ترتیب مربوط به محصول گندم آبی و گوجه‌فرنگی بوده و همچنین بیشترین و کمترین ارزش آب مجازی به ترتیب مربوط به محصولات نخود ‌دیم و جو‌ دیم می باشد. با بررسی سهم آب مجازی سبز و آبی، مناسبترین مناطق تولید محصولات مورد مطالعه تعیین گردید. به طور مثال مطابق نتایج، محصول گندم آبی در شهرستان جوانرود با کمترین سهم آب مجازی آبی تولید می شود. در مرحله بعدی، شهرستان‌ها بر اساس مقدار و ارزش آب مجازی محصولات مورد‌‌‌ مطالعه در بین کلاسA  تاI  پهنه‌بندی شدند. علیرغم اینکه مطابق نتایج پهنه‌بندی محصولات گندم آبی، جو آبی، گندم دیم، جو دیم و نخود دیم در اغلب شهرستانها در وضعیت مطلوبی قرار ندارند اما با توجه به اهمیت این محصولات در امنیت غذایی کشور باید با اتخاذ راهکارهای مناسب فنی و حمایتی نسبت به بهبود جایگاه آنها اقدام نمود. نتایج این مطالعه می‌تواند دستاوردهای مهمی برای مدیریت منابع آبی کشور و به ویژه استان کرمانشاه به همراه داشته باشد. به عبارت دیگر، پهنه‌بندی مناطق بر اساس آب مجازی در تعیین الگوی‌کشت پایدار توام با مدیریت منابع آبی منطقه، تاثیرگذار است.

مقالات پژوهشی

تأثیر نوسانات تراز آب دریاچه ارومیه بر روند تغییرات تراز آب زیرزمینی (مطالعه موردی: آبخوان رشکان)

صفحه 301-316

https://doi.org/10.22067/jsw.v34i2.81370

مهدی مطلبیان، حجت احمدی، امیر رئوف، نیک کارترایت

چکیده در سال­های اخیر به دلایل مختلف، از حجم دریاچه ارومیه کاسته شده است. هدف از این تحقیق بررسی میزان تأثیر نوسانات تراز آب دریاچه ارومیه بر تراز آب زیرزمینی و میزان پیشروی و یا پسروی آب شور نسبت به سفره آب شیرین ساحلی محدود به غرب دریاچه می­باشد. در این پژوهش به منظور شبیه­سازی رفتار متقابل آب زیرزمینی ساحلی و آب شور دریاچه از مدل SEAWAT استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان داد که در سال­های اخیر تغییر چشم­گیری در جابه­جایی گوه آب شور صورت نگرفته است و این تغییر کمتر از 50 متر در عرض می­باشد.  قسمت بالای گوه که متصل به دریاچه می‌باشد بیشتر تحت تأثیر کاهش تراز دریاچه قرار گرفته است که دلیل آن پسروی شرایط مرزی اعمال شده در اثر پسروی آب دریاچه است. همچنین یافته­های تحقیق نشان داد در صورتی که غلظت آب دریاچه ثابت در نظر گرفته شود میزان افزایش و یا کاهش تراز آب زیرزمینی برابر با افزایش و یا کاهش تراز سطح دریاچه در سراسر آبخوان خواهد بود. در زمانی که تأثیر تغییرات چگالی نادیده گرفته شود سطح آب زیرزمینی بیش از حدود 2 برابر نسبت به زمانی که تغییرات چگالی در نظر گرفته شود تحت تأثیر تغییرات تراز دریاچه می­باشد. نتایج بررسی نشان داد باوجود کاهش حدود 7 متری تراز دریاچه ارومیه به دلیل افزایش چگالی قابل ملاحظه آب آن، گوه­ی آب شور پیشروی داشته است. بررسی­ها نشان می­دهد حتی در صورت افزایش تراز آب دریاچه و به تبع آن کاهش چگالی آب، گوه آب شور پسروی خواهد کرد.

مقالات پژوهشی

ارزیابی سناریوهای انتقال آب بین‌حوضه‌ای به فلات مرکزی ایران با روش تصمیم‌گیری چند معیاره COPRAS

صفحه 317-332

https://doi.org/10.22067/jsw.v34i2.81708

حامد قاصد، عباس روزبهانی، مهدی هاشمی شاهدانی

چکیده به­منظور غلبه بر کمبود آب، تأمین افزایش تقاضا در بخش شرب، صنعت، کشاورزی، برقآبی و غیره و تحقق توسعه اقتصادی و اجتماعی یکی از راه کارهای نهایی و پر چالش برای رسیدن به تعادل منطقه­ای طرح­های انتقال آب بین حوضه­ای از طریق مرزهای بین­المللی، ملی، منطقه­ای و محلی می‌باشد که به عنوان یکی از روش­های کاهش بحران در کنار دیگر روش­ها نیز مطرح است. در این مطالعه، هشت سناریو به­منظور اولویت­بندی و ارزیابی سناریوهای انتقال آب بین حوضه­ای از حوضه‏ی کارون بزرگ به فلات مرکزی ایران با استفاده از چهار معیار مهم و تأثیرگذار در انتقال آب بین حوضه­ای با توجه به معیارهای یونسکو برای ارزیابی کمی و کیفی سناریوهای منتخب تعیین شد. در ادامه، وزن معیارها از سه روش تحلیل سلسله مراتبی(AHP) ، آنتروپی شانون و دیمتل (DEMATEL) بدست آمد. در نهایت، با استفاده از روش تصمیم گیری چند معیاره کوپراس (COPRAS) که روشی کارآمد برای ارزیابی و رتبه­بندی کامل گزینه­ها براساس درصد با درنظر گرفتن معیارهای مثبت و منفی در تصمیم­گیری­های چند معیاره است، هشت سناریوی منتخب اولویت­بندی شد. نتایج نشان داد، انتقال آب از حوضه بهشت­آباد از طریق پمپاژ و تونل کوتاه از دبی پایه بهشت­آباد برای استان اصفهان و از حوضه خرسان-سد خرسان 3 برای استان­های یزد و کرمان به عنوان سناریوی هشتم با توجه به تغییر در روش­های وزن­دهی سناریوی برتر می­باشد.

مقالات پژوهشی

برآورد فراوانی توأم بیشینه دبی لحظه‌ای–بار معلق رسوب حوضه آبریز زرینه‌رود با استفاده از تحلیل دوبعدی

صفحه 333-347

https://doi.org/10.22067/jsw.v34i2.81812

محمد ناظری تهرودی، یوسف رمضانی، کارلو دی میکله، رسول میرعباسی نجف آبادی

چکیده پدیده­های فرسایش، انتقال رسوب و برآورد بار رسوب در رودخانه­ها با توجه به خسارات ناشی از آن یکی از مهم­ترین و پیچیده­ترین موضوعات مهندسی رودخانه است. مدل­سازی و تحلیل دقیق این پارامتر با توجه به میزان اهمیت آن در تعیین عمر مفید سازه­های آبی و شبکه­های آبیاری و زهکشی می­تواند بسیار مفید واقع شود. در این مطالعه تحلیل فراوانی بار معلق رسوب لحظه­ای حوضه آبریز زرینه­رود واقع در جنوب شرقی دریاچه ارومیه با در نظر گرفتن بیشینه دبی لحظه­ای در محل ایستگاه هیدرومتری چالخماز در دوره آماری 95-1371 با استفاده از توابع مفصل مورد بررسی قرار گرفت. به این منظور در ابتدا همبستگی داده­های مذکور با استفاده از آماره همبستگی کندال تائو مورد بررسی قرار گرفته و همبستگی 75/0 بین داده­ها محاسبه شد. با برازش 65 تابع توزیع مختلف به سری‌‌های یاد شده، توزیع ویبول برای مقادیر بار معلق رسوب و توزیع پاریتو تعمیم­یافته برای مقادیر بیشینه دبی لحظه­ای بر اساس معیارهای ارزیابی به‌عنوان توزیع­های حاشیه‌‌ای مناسب انتخاب شد. نتایج بررسی دقت و کارایی توابع مفصل در مقایسه با مفصل تجربی با استفاده از آماره­های جذر میانگین مربعات خطا، نش–ساتکلیف، بایاس و آکائیکه مورد بررسی قرار گرفته و مفصل گالامبوس از بین مفصل­های کاندید، به‌عنوان مفصل برتر انتخاب شد. دوره بازگشت شرطی و توأم بار معلق رسوب مبتنی بر مفصل با احتمالات 10 تا 90 درصد ارائه شد. با مقایسه تحلیل دومتغیره و دوره بازگشت آن با حالت تک متغیره، نتایج نشان داد که برآورد بار معلق رسوب مبتنی بر مفصل به مقادیر بار معلق رسوب ایستگاه چالخماز نزدیک­تر بوده و دقت بالاتری دارد. هم­چنین نتایج نشان داد که در حالت تک متغیره، برآورد بار معلق رسوب در ایستگاه چالخماز کمتر از مقدار واقعی آن در دوره بازگشت دوساله است. با توجه به نتایج حاصله می­توان از منحنی­های دوره بازگشت تولید شده به‌عنوان منحنی­های تیپ برای مدیریت و تخصیص منابع آب در حوضه استفاده کرد.

مقالات پژوهشی

شبیه‌سازی مساحت خیس شده پیاز رطوبتی در سیستم آبیاری قطره‌ای پالسی

صفحه 349-364

https://doi.org/10.22067/jsw.v34i2.82228

بختیار کریمی، نظیر کریمی

چکیده از پارامترهای مهم در طراحی سیستم­های آبیاری قطره­ای سطحی و زیر سطحی در نظر گرفتن الگوی سطح خیس شده بالای و پایین قطره‌چکان می­باشد. در این تحقیق از یک مدل فیزیکی شفاف (مکعب مستطیل) از جنس پلی­کربنات به ابعاد 5/0×1×3 استفاده شد و آزمایشات بر روی سه نوع بافت خاک (سبک، متوسط و سنگین)، با سه نوع دبی قطره چکان (2، 4 و 6 لیتر در ساعت)، در سه عمق مختلف نصب قطره­چکان (صفر، 15 و 30 سانتی­متری) به انجام رسید. همچنین این آزمایشات برای دو نوع سیستم آبیاری پیوسته و پالسی صورت گرفت که در آبیاری پالسی، زمان قطع و وصل پالس­ها مقادیر 30-30، 20-40 و 40-20 دقیقه در نظر گرفته شد که عدد اول بیانگر زمان آبیاری و عدد دوم زمان استراحت سیستم در هر چرخه خواهد بود. سپس با استفاده از آنالیز رگرسیون غیرخطی و در نظر گرفتن متغیرهای زمان آبیاری، دبی قطره­چکان، هدایت هیدرولیکی اشباع، درصد شن و سیلت و رس، چگالی ظاهری خاک، رطوبت اولیه خاک، عمق نصب قطره­چکان و همچنین نسبت پالس (نسبت زمان آبیاری در هر چرخه به زمان کل یک چرخه) روابطی برای تخمین سطح خیس شده جبهه رطوبتی ارائه گردید. نتایج مقایسه بین مقادیر اندازه گیری و شبیه­سازی شده نشان داد که مدل رگرسیون غیر خطی با دقت بالایی سطح خیس شده جبهه رطوبتی را برآورد می­کند. در نظر گرفتن این روابط در طراحی سامانه­های آبیاری قطره­ای سطحی و زیر سطحی می­تواند باعث بهبود عملکرد این سیستم­ها شود.

مقالات پژوهشی

کاربست مقایسه‌ای الگوریتم جستجوی موجودات همزیست با الگوریتم‌های فراکاوشی در مدل روندیابی سیلاب

صفحه 365-378

https://doi.org/10.22067/jsw.v34i2.85190

سعید خلیفه، سیدعلیرضا اسماعیلی، کاظم اسماعیلی، سعید رضا خداشناس

چکیده روندیابی سیلاب یکی از الزامات مهم در مطالعات مهندسی رودخانه محسوب می­شود. روندیابی هیدرولوژیکی در رودخانه­های شریانی و رودخانه‌های فاقد آمار حوضه میانی متداول است. به این منظور نیاز به تهیه مقاطع عرضی و تعیین شیب­ها در کلیه بازه­های رودخانه می­باشد. روش ماسکینگام می تواند با استفاده از آن ضمن صرفه­جویی در زمان و هزینه، اطلاعات مربوط به عمق و دبی جریان سیلابی را در هر زمان مشخص نماید. کاربست روش­های فراکاوشی نتایج رضایت بخشی را در این زمینه تاکنون نشان داده است. از این رو در این پژوهش، به ارزیابی کارایی الگوریتم جستجوی موجودات همزیست (SOS) در تخمین پارامترهای بهینه مدل غیرخطی ماسکینگام پرداخته شد. به­منظور بررسی میزان مطلوبیت یافته­های پژوهش، نتایج حاصل از الگوریتم موجودات همزیست (SOS)، با نتایج سایر روش های فراکاوشی شامل الگوریتم وراثتی (GA)، الگوریتم ازدحام ذرات (PSO)، الگوریتم رقابت استعماری (ICA) مقایسه گردید. در الگوریتم پیشنهادی، روش تابع جریمه غیرمستقیم در مدل برای جلوگیری از منفی شدن خروجی و ذخیره اعمال شده است. الگوریتم مذکور بهینه سراسری یا نزدیک سراسری را بدون در نظر گرفتن مقادیر اولیه پارامترها با همگرایی سریع پیدا می‌کند. نتایج الگوریتم SOS برای دو رودخانه ویلسون و کارده نشان دهنده کمینه‌سازی مجموع مربعات باقیمانده‌ها (SSQ) می­باشد که برای رودخانه ویلسون با MSE (85/5) و SSQ (78/128) و رودخانه کارده با MSE (505/0) و SSQ (552/4) می باشد و مانند الگوریتم‌های PSO و ICA عملکرد بهتری نسبت به الگوریتم‌ GA داشته است در نتیجه الگوریتم پیشنهادی می‌تواند با اطمینان خوبی به­منظور برآورد مقادیر بهینه پارامترهای مدل ماسکینگام غیر خطی مورد استفاده قرار گیرد.

مقالات پژوهشی

ارزیابی همبستگی ویژگی‌های خاک با پارامترهای منحنی Q/I پتاسیم در خاک‌های آهکی استان لرستان

صفحه 379-391

https://doi.org/10.22067/jsw.v34i2.79749

مریم موسی پور، اکبر فرقانی، عاطفه صبوری

چکیده پتاسیم عنصری ضروری برای تولید محصولات کشاورزی است. برای ارزیابی وضعیت پتاسیم تبادلی و محلول در خاک از روش کمیت- شدت (Q/I) استفاده می­کنند. این تحقیق جهت به­دست آوردن شکل­های پتاسیم و منحنی­های Q/I در 16 خاک سطحی (30-0 سانتی­متری)، از خاک­های آهکی لرستان انجام شد. برای این کار از محلول کلرید کلسیم 01/0 مولار و کلرید پتاسیم با غلظت­های 33/0، 66/0، 1، 33/1، 2 و 5/2 میلی­مولار استفاده گردید. از هر نمونه، 6 سوسپانسیون تهیه و با استات آمونیوم 1 مولار خنثی عصاره­گیری ­گردید و میزان پتاسیم بوسیله دستگاه فلیم­فتومتر اندازه‌گیری شد. منحنی (Q/I) برای هر نمونه رسم گردید. نسبت فعالیت پتاسیم در حال تعادل (AR0k) بین(mmolL-1)0.5 872/0 تا 047/0، پتاسیم آسان قابل‌تبادل K0)Δ( بین (mmolkg-1) 269/1 تا 243/23، پتاسیم سخت قابل‌تبادل (KX) بین (mmolkg-1) 163/0 تا 328/16، پتاسیم قابل دسترس (KL) بین(mmolkg-1) 219/6 تا 593/38 می­باشد. بیش­ترین مقدار PBCK در خاک 11 (834/45) با درصد رس (38) و کم­ترین مقدار برای خاک 13 با مقدار (mmolkg-1)/(mmolL-1)0.5 329/23 و درصد رس (8) مشاهده گردید. بین ΔK0 و  (AR0k)همبستگی مثبت و معنی‌دار (01/0 p<،90/0=r) مشاهده گردید. PBCK با درصد رس (01/0 p<،74/0=r) و ظرفیت تبادل کاتیونی خاک (01/0 p<،73/0=r) همبستگی مثبت و معنی‌داری نشان داد. با استفاده از روش رگرسیون چند متغیره گام به گام مشخص شد از بین تمام خصوصیات خاک، تنها مقدار رس طبق مدل آماری (631/0Clay (R2=482/0+875/17 PBCK=می­تواند بعنوان ویژگی مناسب به­منظور برآورد ظرفیت بالقوه پتاسیم خاک استفاده شود. هم­چنین طبق مدل آماری ) 318/0(R2= O.C017/9+468/14KL= مقدار کربن آلی (O.C)، بعنوان خصوصیت مناسب برای برآورد مقدار KL تعیین گردید. 

مقالات پژوهشی

پیامد کاربرد قارچ مایکوریزا بر برخی ویژگی‌های بیوشیمیایی ارقام گندم در خاک آلوده به سرب

صفحه 393-408

https://doi.org/10.22067/jsw.v34i2.81215

کاوه کیانی جم، محمدرضا بی همتا، داود حبیبی، احمد اصغرزاده، علی صارمی راد

چکیده افزایش آلودگی خاک با فلزات سنگین یکی از مهم‌ترین موضوعات در سراسر جهان به شمار می‌رود که امروزه در کانون توجهات قرار گرفته است. سرب به‌عنوان یکی از خطرناک‌ترین فلزات سنگین و آلاینده‌های شیمیایی پایدار، بر محیط‌زیست به‌خصوص فعالیت‌های متابولیکی و فیزیولوژیکی موجودات زنده تأثیر می‌گذارد و در نهایت به‌سلامت محیط‌زیست و انسان آسیب‌های جدی وارد می‌کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر کاربرد و عدم کاربرد قارچ مایکوریزا (Rhizophagus irregularis) بر میزان فعالیت برخی خصوصیات بیوشیمیایی 10 ژنوتیپ گندم در سه غلظت مختلف سرب (0، 218 و 437 میلی­گرم بر کیلوگرم) در خاک انجام گردید. با افزایش غلظت سرب، میزان مالون دی آلدهید نیز افزایش یافت که در نتیجه‌ی تخریب سلول‌های گیاهی می‌باشد. مقادیر پرولین رقم پارس در هر دو تیمار عدم کاربرد و کاربرد قارچ مایکوریزا در غلظت 218 میلی‌گرم بر کیلوگرم سرب و نیز رقم سیروان در تیمار عدم کاربرد قارچ و غلظت 218 میلی­گرم بر کیلوگرم سرب به ترتیب در بالاترین مقدار قرار داشت. فعالیت کاتالاز رقم بهار در تیمار عدم کاربرد قارچ با غلظت 218 میلی­گرم بر کیلوگرم سرب در بیشترین سطح بود. رقم روشن در غلظت 218 میلی­گرم بر کیلوگرم دارای فعالیت آنزیم آسکوربات پراکسیداز بالایی بود. پس ‌از این رقم، ارقام بک کراس روشن و پیشتاز در همین غلظت میزان بیش‌تری از فعالیت این آنزیم را به خود اختصاص دادند. مقدار پراکسید هیدروژن با تغییر غلظت سرب از 0 به 218 میلی­گرم بر کیلوگرم کاهش نشان داد، درحالی‌که در غلظت 437 میلی­گرم بر کیلوگرم مقدار آن افزایش داشت. با افزایش غلظت سرب میزان کلروفیل a کاهش و میزان کلروفیل b افزایش یافت. کاربرد قارچ مایکوریزا بر آنزیم‌های مالون دی آلدئید، پرولین، کاتالاز و پراکسید هیدروژن تأثیرگذار بود و سبب کاهش مقدار این آنزیم‌ها در مقایسه با شاهد شد.

مقالات پژوهشی

توانایی زغال‌زیستی اشباع شده با آهن در عرضه آهن و رفع کلروز آهن سویا در یک خاک آهکی

صفحه 409-422

https://doi.org/10.22067/jsw.v34i2.81960

جلال الدین خال لی زاده، اسماعیل دردی پور، مجتبی بارانی مطلق، عبدالرضا قرنجیکی

چکیده از بین عناصر کم مصرف مورد نیاز گیاهان، آهن محدودیت­های فراوانی را برای محصولات کشاورزی به خصوص در خاک­های آهکی ایجاد کرده است. به منظور بررسی اثر زغال­زیستی اشباع شده با آهن در عرضه آهن و رفع کلروز آهن سویا در یک خاک آهکی آزمایشی گلخانه­ای به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی و با چهار تکرار انجام شد. تیمارها شامل زغال­های­زیستی اشباع نشده (زغال­زیستی کاه­گندم (WB) و زغال­زیستی نئوپان (PB) هر کدام 5/2 درصد وزنی)، و زغال­های­زیستی اشباع شده (زغال­زیستی اشباع شده کاه­گندم (Fe-IWB1) 5/2 درصد وزنی، زغال­زیستی اشباع شده کاه­گندم (Fe-IWB2) 5 درصد وزنی، زغال­زیستی نئوپان اشباع شده (Fe-IPB1) 5/2 درصد وزنی و زغال­زیستی اشباع شده  نئوپان (Fe-IPB2) 5 درصد وزنی)، و کود آهن از منبع سکوسترین آهن (S) و خاک شاهد بدون آهن و زغال­زیستی (C) بر روی دو رقم سویا (ویلیامز و سامان) بود. نتایج نشان داد با افزایش میزان مصرف زغال­های­زیستی اشباع شده با آهن غلظت آهن فعال خاک، غلظت و جذب آهن فعال و شاخص کلروفیل در برگ­های بالایی گیاه افزایش معنادار یافت (05/0 P≤). اما زغال­های­زیستی اشباع نشده با آهن غلظت آهن فعال خاک و گیاه و شاخص کلروفیل برگ را نتوانست افزایش معنادار دهد. همچنین همبستگی مثبت معنی­داری بین غلظت آهن فعال با شاخص کلروفیل برگ (**88/0r=) و عملکرد ماده خشک سویا (**87/0r=) وجود داشت. بنابراین، زغال­زیستی اشباع شده با آهن قادر به عرضه آهن کافی و رفع کلروز آهن سویا در یک خاک آهکی می­باشد.

مقالات پژوهشی

تأثیر بازدارنده‌های مصنوعی و طبیعی نیترات‌زایی بر خصوصیات رشدی و جذب نیترات در کاهو

صفحه 423-437

https://doi.org/10.22067/jsw.v34i2.82678

سارا سنگ سفیدی، امیر لکزیان، علیرضا آستارایی، محمد بنایان اول، محبوبه مظهری

چکیده بازدارنده‌های نیترات­زایی ترکیباتی هستند که اکسایش زیستی آمونیوم به نیتریت را به تأخیر می‌اندازند و بدین ترتیب تجمع نیترات در خاک را کاهش می‌دهند. این پژوهش به منظور بررسی تاثیر بازدارنده‌های نیترات‌زایی، 3 و 4-دی متیل پیرازول فسفات (DMPP)، دی­سیان­دی­آمید (DCD) و پودر درمنه (ART)، در حضور منابع مختلف نیتروژن، بر تغییرات نیتروژن معدنی خاک، میزان نیتروژن گیاه، تجمع نیترات در برگ گیاه و برخی از خصوصیات رشدی کاهو، در قالب طرح پایه کاملا تصادفی با آرایش فاکتوریل در سه تکرار انجام شد. نتایج نشان داد که بازدارنده‌های نیترات­زایی در حضور منابع مختلف کود نیتروژن موجب کاهش غلظت نیتروژن نیتراتی و افزایش نیتروژن آمونیومی خاک شدند. همچنین غلظت نیتروژن در گیاه در حضور بازدارنده­های نیترات­زایی افزایش یافت. کاربرد بازدارنده‌های نیترات­زایی موجب کاهش غلظت نیترات در برگ گیاه شد. همین­طور استفاده از بازدارنده­های نیترات­زایی بر خصوصیات رشدی گیاه نیز تاثیر گذاشتند. به طور کلی بهترین کارکرد بازدارنده‌های نیترات‌زایی در حضور منبع کود اوره مشاهده شد و بازدارنده نیترات‌زایی ART دارای بیشترین تاثیر و پس از آن بازدارنده‌های DMPP و DCD دارای بهترین کارکرد بودند.

مقالات پژوهشی

تأثیر فسفر بر عملکرد دانه و شاخص‌های کارآیی فسفر در ارقام زمستانه کلزا در منطقه کرمانشاه

صفحه 439-453

https://doi.org/10.22067/jsw.v34i2.82911

جلال قادری، فریدون نورقلی پور

چکیده شناسایی رقم­هایی از گیاهان که به‌صورت کارآمدی بتوانند فسفر خاک را جذب و مصرف کنند، می­تواند باعث کاهش هزینه مالی و زیست‌محیطی کاربرد کودهای فسفره گردد. لذا به­منظور مقایسه ارقام زمستانه کلزا ازنظر جذب، مصرف و کارآیی فسفر، این آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با دو عامل الف) فسفر (P) در پنج سطح صفر، 80، 160، 240 و 300 کیلوگرم سوپرفسفات تریپل بر هکتار و ب) ارقام کلزا شامل اکاپی، اپرا و زرفام، در سه تکرار و در مزرعه ایستگاه تحقیقاتی ماهیدشت کرمانشاه طی دو سال زراعی اجرا گردید. نتایج نشان داد که اثرات برهم­کنش مقدار فسفر و ارقام کلزا بر غلظت فسفر برگ، عملکرد دانه، کاه، غلظت و جذب فسفر دانه و شاخص­های کارآیی بر اساس وزن دانه و جذب فسفر دانه، معنی­دار بود. با توجه به مقدار فسفر اولیه خاک (2/7 میلی‌گرم فسفر بر کیلوگرم خاک) در میانگین دو سال، بیش­ترین عملکرد دانه و کاه به ترتیب 3203 و 4613 کیلوگرم بر هکتار از مصرف 300 کیلوگرم کود سوپرفسفات تریپل بر هکتار و با رقم اکاپی به‌دست آمد. در شرایط کمبود فسفر، تفاوت معنی­دار بین ارقام ازلحاظ عملکرد دانه، مشاهده نشد. تفاوت معنی­داری بین سه رقم ازنظر شاخص­های کارآیی فسفر، مشاهده شد. رقم اپرا کارا در جذب (84/0) و رقم زرفام کارا در استفاده از فسفر (152 کیلوگرم دانه در هر کیلوگرم کود)، ولی رقم اپرا فسفر کارا بود. با توجه به روابط همبستگی با شاخص تنش کمبود فسفر به نظر می­رسد، فسفر کارآیی ارقام، وابسته به کارآیی در جذب فسفر باشد (** 477/0= R2) تا کارآیی در مصرف فسفر (ns 076/0= R2). کارآیی جذب می­تواند به‌عنوان شاخص کلیدی برای تفکیک ارقام فسفر کارای کلزا در شرایط مزرعه استفاده گردد. کاربرد ارقام اپرا و اکاپی با 80 کیلوگرم کود در شرایط مشابه این آزمایش، قابل توصیه خواهد بود.

مقالات پژوهشی

ارزیابی اثر کاربری جنگل و مرتع بر فرسایش بین‌شیاری و برخی ویژگی‌های فیزیکی خاک در جنوب شرقی ایران

صفحه 455-469

https://doi.org/10.22067/jsw.v34i2.83911

آرزو شریفی، حسین شیرانی، علی اصغر بسالت پور، عیسی اسفندیارپور بروجنی

چکیده فرسایش بین­شیاری یکی از انواع مهم فرسایش است که سهم عمده­ای در انتقال ذرات ریز خاک به­ویژه در مناطق خشک و نیمه­خشک دارد. به همین منظور هدف از انجام این مطالعه تعیین حساسیت خاک چهار نوع کاربری اراضی مختلف اطراف شهرستان جیرفت به فرسایش بین­شیاری هم به وسیله شبیه­سازی باران و هم از طریق تعیین تعدادی از شاخص­های پایداری خاکدانه بود. کاربری­های مورد بررسی شامل مرتع دست­خورده، مرتع دست‌نخورده، جنگل حفاظت شده، و جنگل مصنوعی بود. برای انجام این کار متناسب با میانگین بلندمدت منطقه بارانی با شدت 60  میلی­متر بر ساعت توسط دستگاه شبیه­ساز باران بر روی خاک ایجاد و فرسایش بین­­شیاری اندازه­گیری شد. سپس شاخص­های پایداری خاکدانه و برخی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک اندازه­گیری شدند. نتایج نشان داد که بیشترین مقدار ماده آلی، رس و مقاومت کششی، و کمترین مقادیر جرم مخصوص ظاهری، درصد شن و بعد فراکتال در مرتع دست­نخورده (پوشش غالب درمنه، گون، یال اسبی و گیس پیرزن) وجود داشت. توزیع اندازه ذرات رسوب در مرتع دست‌نخورده کوچکتر و در جنگل حفاظت شده بزرگتر بود. هم­چنین بیشترین غلظت رسوب و بیشترین مقدار فرسایش در مرتع دست­خورده وجود داشت. کمترین غلظت رسوب در جنگل مصنوعی و کمترین مقدار فرسایش در جنگل مصنوعی و جنگل حفاظت شده دیده شد. به طور کلی نتایج نشان می­دهد که رخداد فرسایش بی­شیاری در برخی کاربری­ها به ویژگی­های ذاتی خاک مانند بافت خاک و در برخی دیگر به شیب زمین بستگی دارد. از طرف دیگر مقایسه مقدار فرسایش و غلظت رسوب نشان می­دهد که این دو ویژگی در کاربری­های مورد مطالعه با هم مطابقت دارند. به این معنی که می­توان غلظت رسوب را به عنوان شاخص مقدار فرسایش در نظر گرفت. در مجموع بهترین روش در جهت کاهش فرسایش بین­شیاری در منطقه را می­توان انجام اقدامات مدیریتی از قبیل حفظ و احیای پوشش گیاهی دانست که هم ساختمان خاک را بهبود بخشیده و هم فرسایش­پذیری آن را کاهش دهد.

مقالات پژوهشی

بررسی تأثیر پارامترهای خاک بر ضرایب جذب فسفر در خاک‏های سنگین مناطق مختلف دشت قزوین

صفحه 471-483

https://doi.org/10.22067/jsw.v34i2.84512

بهنوش کمالی، علی مهدوی مزده، عباس ستوده نیا

چکیده دشت قزوین به لحاظ کشت انواع محصولات کشاورزی یکی از مهم‏ترین دشت‏های ایران به شمار می‏آید. با توجه به اینکه هر ساله در این منطقه مقادیر بالایی از کودهای فسفاتی به منظور افزایش تولید محصول استفاده می‏گردد، بررسی چگونگی رفتار فسفر در خاک‏های این منطقه از اهمیت ویژه‏ای برخوردار است. بدین منظور در این مطالعه با استفاده از آزمایش‏های رآکتوری به بررسی جذب تعادلی و سینتیک فسفر در خاک مناطق مختلف دشت قزوین پرداخته شد. به این ترتیب که نمونه‏های خاک در بازه‏های زمانی مختلف در تماس با غلظت‏های مختلف فسفر محلول در دستگاه شیکر قرار داده شده و مقادیر نهایی فسفر محلول و جذب شده به نمونه‏های خاک تعیین گردید. مطابق با نتایج این مطالعه، ایزوترم لانگمیر با ضریب تعیین بین 87/0 تا 99/0 مناسب‏ترین معادله در پیش‎بینی جذب تعادلی فسفر در خاک‏های چهار منطقه زعفران، کوچار، مهدی ‏آباد و کمال ‏آباد بوده و معادله کو و لوتس با ضریب تعیین 974/0 بالاترین دقت را در برآورد جذب سینتیک فسفر در نمونه خاک منطقه مهدی ‏آباد داشته است. همچنین ضرایب همبستگی رگرسیون خطی بین تعدادی از خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک و ضرایب جذب معادله لانگمیر با استفاده از نرم‏افزار Minitab تعیین شده و مشخص گردید که درصد ماده آلی، کلسیم محلول و رس با ضرایب همبستگی 97/0-، 92/0- و 61/0 از اثرگذارترین پارامترهای خاک در میزان حداکثر ظرفیت جذب فسفر در خاک بوده‏اند. براساس مشاهدات، حداکثر ظرفیت جذب برای خاک‏های مورد مطالعه 307 تا 491 میلی‏گرم فسفر در کیلوگرم خاک بوده است. 

مقالات پژوهشی

تخمین تبخیروتعرق واقعی براساس الگوریتم‌های تک منبعی و دومنبعی سنجش از دوری (مطالعه موردی: برازجان)

صفحه 485-499

https://doi.org/10.22067/jsw.v34i2.82156

بهاره بهمن آبادی، عباس کاویانی

چکیده شناخت و ارزیابی تبخیر و تعرق از سطوح گیاهی یک ابزار اساسی در محاسبه بیلان آب و تخمین نیاز آبی و دسترسی به آن است. در این تحقیق به­منظور بررسی توزیع مکانی تبخیروتعرق و رابطه آن با سنجش از دور در مقابل داده­های لایسیمتری به عنوان شاهد در منطقه برازجان واقع در استان بوشهر، ایران انجام شد. در این پژوهش از 46 تصویر بدون ابر و روزانه از سنجنده MODIS، 7 تصویر از سنجنده ETM+ و 7 تصویر از سنجنده TM در طول فصل رشد از ماه فروردین تا  شهریور در خلال سال‌های 80 تا 82 استفاده شده است. براساس نتایج بدست آمده از اجرای سه مدل SEBAL، SSEB و TSEB در هر سه ماهواره، سنجنده MODIS دارای کمترین میزان خطا بوده (به‌ترتیب برای هر سه الگوریتم RMSE=0.856,1.385,2.7mm/day) و پس از آن ماهواره لندست 7 با قدرت تفکیک مکانی بالاتر در رده دوم قرار می­گیرد (به‌ترتیب برای هر سه الگوریتم RMSE=1.042,1.56,2.76 mm/day) و در نهایت ماهواره لندست 5 بیشترین میزان خطا را به خود اختصاص می­دهد (به­ترتیب برای هر سه الگوریتم RMSE=1.14, 1.97, 3.06 mm/day). در بررسی وضعیت پوشش گیاهی براساس شاخص نرمال شده تفاوت پوشش گیاهی، در ابتدای دوره کشت به دلیل جوانه­زنی و تنک بودن پوشش گیاهی، این شاخص در پایین­ترین حد خود قرار دارد و به­ترتیب با افزایش دمای هوا و میزان پوشش گیاهی، این شاخص رو به افزایش است. فاکتور L اهمیت به­سزایی در برآورد شاخص پوشش گیاهی تعدیل شده برحسب خاک و در نهایت، صحت­سنجی برآوردهای بدست آمده تبخیروتعرق برای منطقه مورد مطالعه دارد که به پوشش منطقه وابسته است. در این تحقیق برای منطقه مورد مطالعه مقدار L=0.6 تخمین زده شد که در مقایسه با دیگر مقادیر مورد بررسی، دارای کمترین مقدار خطا بود ((RMSE=0.6. الگوریتم SEBAL نسبت به سه الگوریتم دیگر به داده­های لایسیمتری نزدیکتر بوده و از دقت بالاتری برخوردار است. عملکرد مناسب الگوریتم SEBAL به دلیل جزئی‌نگری در فرمولاسیون و اجرای این الگوریتم بوده است. الگوریتم SSEB براساس تئوری ساده­تر و برمبنای انرژی حرارتی سطح زمین بوده که نسبت به الگوریتم SEBAL در رده دوم قرار می­گیرد. الگوریتم دومنبعی ضعیف­ترین نتایج را در میان الگوریتم‌ها از خود نشان داد. در مقایسه عملکرد تصاویر ماهواره­ای بطورکلی سنجنده MODIS به دلیل قدرت تفکیک زمانی مناسب و تعدد تصاویر نسبت به دو سنجنده ETM+ و TM و ارائه سری زمانی بیشتر، برای برآورد تبخیروتعرق در مقیاس منطقه­ای مناسب می­باشد.

مقالات پژوهشی

ارزیابی کارایی سامانه GLDAS در برآورد تابش سطح روزانه در ایران

صفحه 501-513

https://doi.org/10.22067/jsw.v34i2.82848

نوشین احمدی باصری، علی اکبر سبزی پرور، مهرانه خدامرادپور، لوکاس آلادوس آربولداس

چکیده تابش سطح زمین (SSR) به عنوان بزرگترین منبع انرژی در سطح زمین، از پارامتر­های مهم در مطالعات هواشناسی به شمار می‌رود. با توجه به محدودیت­های اندازه‌گیری­های زمینی تابش SSR و اهمیت آن در مطالعات کشاورزی، استفاده از روش­های کم‌هزینه و قابل اعتماد در برآورد تابش در ایران ضرورت دارد. در بیشتر پژوهش‌های انجام شده در‌‌ ایران روش‌های تجربی برآورد تابش SSR مورد بررسی قرار گرفتند که با وجود سادگی، به دلیل در نظر گرفتن تنها تعداد محدودی پارامترهای هواشناسی، گویای دقیقی از تغییرات آن در مقیاس مکانی وسیع با اقلیم‌های گوناگون نیستند. هدف از این پژوهش، ارزیابی تابش SSR استخراج شده از  سامانه GLDAS با استفاده از اندازه‌گیری‌های زمینی در ایران در مقیاس روزانه می‌باشد. بدین منظور تابش SSR برآورد شده توسط سامانه GLDAS و تابش اندازه گیری شده در 24 ایستگاه تابش‌سنجی برای دوره (2015-2012) با یکدیگر مقایسه شدند. نتایج تحقیق نشان داد که با ضریب کارایی بالای 88/0، توافق مناسبی بین عملکرد مدل و تابش سطح زمین اندازه‌گیری شده روزانه در ایران وجود دارد. همچنین نشان داده شد که سامانه GLDAS در شرایط آسمان صاف (ماه‌های گرم سال) نسبت به شرایط ابرناکی (ماه‌های سرد سال)، توانایی بیشتری در برآورد تابش SSR دارد. ارزیابی کارایی مدل در برآورد تابش روزانه سطح زمین در منطقه مورد مطالعه نیز حاکی از این است که سامانه GLDAS در 71 درصد ایستگاه­های مورد بررسی تمایل به کم برآوردگری دارد. همچنین این مدل در ایستگاه­های واقع در اقلیم خشک در مقایسه با مناطق نیمه خشک و ساحلی، برآورد بهتری از تابش سطح زمین در منطقه مورد مطالعه ارائه داد.