دوماهنامه
دوره و شماره: دوره 25، شماره 6، زمستان 1390 
مقالات پژوهشی

بررسی تاثیر هوادهی و پوشش‌دهی‌‌ بر نفوذ تجمعی و سرعت نفوذ نهایی خاک چمن لولیوم

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.12123

محمدرضا نوری امامزاده‌ایی، ابوذر رحمتی، بهزاد قربانی، عبدالرحمان محمدخانی

چکیده چکیده هوادهی به منظور کاهش تراکم و بهبود نفوذپذیری خاک و نیز تقویت رشد، روی پوشش‌های چمنی چند ساله اعمال می‌شود. برای ارزیابی اثرات هوادهی و پوشش‌دهی بر پدیده نفوذ آب در یک زمین چمن چند ساله، آزمایش فاکتوریلی در قالب طرح کاملاً تصادفی در خرداد ماه 1388 در شهر اصفهان انجام شد. هوادهی با سه سطح A0 (بدون هوادهی)، A1 و A2 (ایجاد سوراخهائی با قطر 1 در یک شبکه منظم سطحی با ابعاد بترتیب 5×5 و 10×5 سانتی‌متر) به عنوان یک فاکتور و پوشش‌دهی با دو سطح T0 و T1 (با و بدون پوشش) به عنوان فاکتور دیگر آزمایش انتخاب شدند. برای مطالعه میزان تأثیر و بقاء اثر اعمال تیمارها روی پدیده نفوذ، نفوذسنجی در سه دوره زمانی (10، 70 و 130 روز پس از اعمال تیمارها) به روش استوانه‌های دوگانه انجام گرفت و تجزیه و تحلیل داده‌ها به کمک نرم‌افزار SAS انجام شد. نتایج نشان داد اعمال تیمار A2T1 در مقایسه با تیمار شاهد (A0T0) نفوذ تجمعی را 286 درصد افزایش داده و سرعت نفوذ پایه را از 4/0 به 1 سانتیمتر بر ساعت ارتقاء می‌دهد. تفاوت اثر اعمال دو تیمار A1T1 و A2T1 روی نفوذ معنی‌دار نبود ولی هر دو با تیمار A0T0 تفاوت معنی‌دار داشتند لذا اعمال تیمار A2T1 در مقایسه با A1T1 به لحاظ دارا بودن Ip کمتر از نظر فنی-اقتصادی ارجح است. هوادهی، نفوذپذیری خاک را بهبود بخشیده و پوشش‌دهی، ماندگاری اثر آن را افزایش می‌دهد. هوادهی بدون پوشش برای پوشش چمن در مناطق سیل‌خیز توصیه می‌شود. واژه‌های کلیدی: پوشش‌دهی، چمن لولیوم، سرعت نفوذ نهایی، نفوذ تجمعی، هوادهی

مقالات پژوهشی

تعیین روابط گرادیان هیدرولیکی بحرانی و دبی انتقال رسوبات غیر‌چسبنده در سدهای پاره سنگی

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.12124

سید علی موسوی، ابراهیم امیری تکلدانی، محمدهادی داودی

چکیده چکیده سدهای پاره سنگی از جمله سازه های هیدرولیکی هستند که در شرایط سیلابی از طریق کنترل و تخلیه تدریجی بخشی از حجم جریان ورودی، موجب کاهش دبی عبوری به پایین دست می شوند. از مهم‌ترین مشخصه های این سدها تراوا بودن و قابلیت عبور آب و رسوبات موجود در آب از درون آن به‌خصوص در زمان سیلابی رودخانه می باشد، در نتیجه تا حد امکان نباید رسوبات در پشت و داخل آن ها ترسیب کند. برای حفظ مشخصه تراوایی این سدها، به‌خصوص در زمان سیلابی رودخانه، طراحی این سدها باید طوری صورت گیرد که همواره گرادیان هیدرولیکی موجود بالاتر از مقدار بحرانی آن برای انتقال رسوبات از داخل این سدها باشد. در تحقیق حاضر با انجام آزمایشاتی بر روی یک سد پاره سنگی مستطیل شکل در آزمایشگاه، به بررسی رابطه گرادیان هیدرولیکی بحرانی و دبی انتقال رسوبات غیر چسبنده در سدهای پاره سنگی پرداخته شده و با استفاده از آنالیز ابعادی و رگرسیون غیر خطی رابطه ای نمایی برای گرادیان هیدرولیکی بحرانی و رابطه ای برای دبی انتقال رسوبات از داخل سد های پاره سنگی در حالت جریان متلاطم ارائه شده است. همچنین نمودار مقایسه نتایج به‌دست آمده از آزمایش ها برای گرادیان هیدرولیکی بحرانی و دبی انتقال رسوبات و نتایج حاصل از روابط به‌دست آمده رسم شد که نشان دهنده ضریب همبستگی بالای روابط ارائه شده و تطبیق خوب این دو سری از نتایج بود. واژه‌های کلیدی: رسوب غیر چسبنده، سد تأخیری، سدهای پاره سنگی، گرادیان هیدرولیکی بحرانی

مقالات پژوهشی

تأثیر سطوح مختلف تنش خشکی بر عملکرد واجزای عملکرد هیبریدهای ذرت

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.12126

علیرضا حیدری، رجب چوگان، عسکری تشکری، حسین کلانتری

چکیده چکیده به منظور بررسی تأثیر سطوح مختلف تنش خشکی بر عملکرد و اجزای عملکرد هیبریدهای ذرت و نیز ارزیابی همبستگی بین صفات و عملکرد در سطوح مختلف تنش، آزمایشی به صورت کرت‌های خرد شده در قالب طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی در چهار تکرار با استفاده از 15 هیبرید ذرت در سال زراعی 1385 در ایستگاه تحقیقات زراعی قراخیل اجرا گردید. کرت‌های اصلی شامل چهار سطح تنش خشکی بود:a1: آبیاری پس از 50 میلی‌متر تبخیر از سطح تشت تبخیر a2 : آبیاری پس از 90 میلی‌متر تبخیر از سطح تشت تبخیر a3: آبیاری پس از 130 میلی‌متر تبخیر از سطح تشت تبخیر a4 : آبیاری پس از 170 میلی‌متر تبخیر از سطح تشت تبخیر. در کرت‌های فرعی هیبرید‌های ذرت قرار داشتند. درشرایط نرمال، تنش ملایم و شدید، هیبریدOSGT14 به ترتیب با عملکرد9/445، 9/270 و 8/352 تن در هکتار دارای بیشترین عملکرد بود. در شرایط تنش خیلی شدید، هیبرید SPGT12 با عملکرد 7/455 تن در هکتار بیشترین عملکرد را به خود اختصاص داد. از میان اجزای عملکرد، وزن هزار دانه، تعداد دانه در ردیف، تعداد ردیف دانه، تعداد دانه در بلال، عملکرد بیولوژیک، شاخص برداشت، قطر بلال و طول بلال بیشترین همبستگی را با عملکرد نشان دادند. به عبارتی می‌توان گفت این صفات بیشترین تأثیر را روی عملکرد دانه داشتند. همبستگی بین شاخص‌های تحمل به خشکی می‌تواند به عنوان معیاری برای انتخاب بهترین هیبریدها و نیز بهترین شاخص‌ها به کار رود. از آنجا که همبستگی بالایی بین شاخص‌های MP، GMP، Harm و STI با یکدیگر وجود داشت و از طرفی این شاخص‌ها دارای بالاترین همبستگی با عملکرد در شرایط نرمال و سطوح مختلف تنش بودند می‌توان از آنها به عنوان برترین شاخص‌ها نام برد و به کمک آنها ارقام متحمل و حساس را شناسایی نمود. واژه‌های کلیدی: تنش خشکی، ذرت، شاخص‌های تحمل

مقالات پژوهشی

اثر غرقاب، لجن فاضلاب و کود دامی بر ویژگی های رشد گیاه آفتابگردان در یک خاک شن لومی

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.12127

نصرت اله نجفی، سنیه مردمی

چکیده Abstract The effects of waterlogging and organic fertilizers on sunflower (Helianthus annuus L.) growth characteristics were investigated in greenhouse conditions. A factorial experiment based on completely randomized design with three replications was conducted including duration of waterlogging at five levels (0, 2, 4, 8, 22 days) and source and amount of organic fertilizer at five levels (0, 15 and 30 grams of both manure and sewage sludge per kg of soil). The results showed that by increasing the duration of waterlogging, leaf chlorophyll index, wet and dry weight of root and shoot as well as shoot/root dry weight ratio were decreased but plant height and stem diameter were increased and leaf area did not change significantly. By application of both organic fertilizers chlorophyll index, leaf area, stem diameter, wet and dry weight of shoot and root, and shoot/root dry weight ratio were increased but plant height did not change significantly. The interactive effect of waterlogging and organic fertilizer on chlorophyll index, leaf area and shoot/root dry weight ratio was significant but on other studied characteristics was not significant. The highest amount of wet weight of shoot and root and leaf area was found in 30 grams of sewage sludge and without waterlogging treatment. The sewage sludge increased sunflower shoot and root growth more than cow manure. The results also showed that the dry matter of sunflower shoot was more sensitive than of roots to waterlogging stress. Keywords: Sunflower, Waterlogging, Organic fertilizer, Sewage sludge, Growth

مقالات پژوهشی

بررسی حاصلخیزی خاک در تناوب های زراعی دوگانه گندم تحت شرایط مقادیر متفاوت نیتروژن و برگشت بقایا

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.12129

مجید رحیمی زاده، احمد زارع فیض آبادی، علی کاشانی، علیرضا کوچکی، مهدی نصیری محلاتی

چکیده چکیده به منظور بررسی اثر تناوب های زراعی دوگانه گندم، نیتروژن مصرفی و برگشت بقایا بر حاصلخیزی خاک در شرایط اقلیم سرد خراسان، آزمایشی در طی دو سال زراعی 87-1385 انجام شد. این آزمایش به‌صورت کرت های دوبار خرد شده در قالب بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار به اجرا در آمد. تناوب زراعی به عنوان عامل اصلی شامل پنج سطح (1- گندم_گندم 2- سیب زمینی_گندم 3- ذرت سیلویی_گندم 4- شبدر برسیم_گندم 5- چغندرقند_گندم) و کود نیتروژنه برای تمامی گیاهان پیش کاشت گندم به عنوان عامل فرعی با چهار سطح (1- بدون مصرف کود 2- مصرف کود 50 درصد کمتر از میزان توصیه 3- مصرف کود به میزان توصیه کودی 4- مصرف کود 50 درصد بیشتر از میزان توصیه) و برگشت بقایای محصول پیش کاشت گندم به خاک نیز به عنوان عامل فرعی فرعی با دو سطح ( 1- بدون برگشت بقایای گیاهی، 2- برگشت 50 درصد بقایای بجا مانده از محصول پیش کاشت) در نظر گرفته شد. نتایج آزمایش نشان داد که میزان نیتروژن خاک در طول آزمایش تحت تاثیر تناوب زراعی، مقدار نیتروژن مصرفی و برگشت بقایای محصول قرار نگرفت. نوع محصول پیش کاشت گندم تاثیر معنی داری بر میزان فسفر قابل استفاده خاک در عمق 30-0 سانتی‌متری داشت، در حالی که فسفر قابل استفاده خاک تحت تاثیر میزان مصرف کود نیتروژنه در گیاه پیش کاشت قرار نگرفت. نتایج آزمایش نشان داد که نوع گیاه پیش کاشت تاثیر معنی داری بر میزان پتاسیم باقی‌مانده در خاک به ترتیب پس از برداشت شبدر و گندم مشاهده شدند. در پایان سال دوم آزمایش اثر متقابل تناوب زراعی و برگشت بقایا بر میزان کربن آلی خاک در عمق 60-30 سانتی‌متری خاک معنی دار بود، در حالی که در سال اول آزمایش نوع محصول پیش کاشت و میزان مصرف نیتروژن بر کربن آلی خاک تاثیر معنی داری نداشت. واژه‌های کلیدی: تناوب زراعی، فسفر، کربن آلی، گندم، نیتروژن

مقالات پژوهشی

جذب و واجذب سرب در برخی از خاک های آهکی استان آذربایجان غربی

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.12131

بهاره رجبی، حبیب خداوردیلو، عباس صمدی، میرحسن رسولی صدقیانی

چکیده چکیده فراهمی فلزات سنگین به توزیع این فلزات بین فاز محلول و جامد خاک بستگی دارد و توسط هم‌دما های جذب بیان می شود. در این پژوهش 20 نمونه خاک سطحی (30-0 سانتی‌متر) متعلق به پنج زیرگروه از خاک های زراعی استان آذربایجان غربی انتخاب شد. هم‌دمای جذب سرب در خاک-ها با به تعادل رساندن خاک با محلول هایی با غلظت های صفر،100، 300، 500، 700، 1100 و 1300 میلی گرم سرب در لیتر از منبع نمک نیترات سرب و در محلول زمینه 01/0 مولار نیترات سدیم به‌دست آمد. کانی ایلایت، رس غالب زیر گروه های تیپیک اندواکواپتس (TE)، تیپیک هاپلوزرپتس ((TH و تیپیک کلسی زرپتس ((TC و کانی اسمکتایت، رس غالب در زیر گروه های ورتیک اندواکواپتس (VE) و ورتیک کلسی زرپتس (VC) بود. در خاک های مختلف کربنات کلسیم معادل فعّال (ACCE) از 3/4 تا 8/7 درصد؛ کربنات کلسیم معادل (CCE) از 2/6 تا 16 درصد و رس از 31 تا 45 درصد متغیر بودند. معادلات لانگمویر، فروندلیچ و خطی به داده های جذب سرب برازش یافتند. مدل فروندلیچ (70/0 > R2> 98/0) و مدل خطی (51/0 > R2> 94/0) برازش مناسبی با داده ها داشتند. مدل لانگمویر (71/0 > R2> 99/0) تنها به برخی از خاک های مورد مطالعه، که عمدتاً CCE کمی داشتند، برازش یافت. همبستگی مثبت معنی داری بین CCE با حداکثر جذب سرب (b) (01/0P ≤ ;84/0r =) و همچنین با پارامتر a فروندلیچ (001/0P ≤ ;78/0r =) مشاهده شد. همبستگی مثبت معنی داری بین ضریب توزیع ((KSD با ACCE (01/0 P ≤ ;55/0r =) به‌دست آمد. مطالعات رگرسیونی چند متغیره گام به گام نشان داد که 62 درصد تغییرات در پارامتر a فروندلیچ و ظرفیت جذب سرب در خاک های آهکی، ناشی از CCE (001/0 P ≤ ;62/0r =) بود. با این حال، pH نسبتاً بالای خاک های مورد مطالعه (0/7 تا 0/8) و حضور مقادیر نسبتاً بالای کربنات آزاد و فعّال در این خاک ها به همراه ظرفیت جذب بالای آنها، امکان تشکیل فاز جامد رسوب به شکل کربنات سرب را تبیین می نماید. پیوندهای قوی و برگشت ناپذیر سرب در خاک های مورد مطالعه مشاهده شد. می توان نتیجه گیری کرد که رس و CCE مهمترین وی‍ژگی-های خاک در کنترل جذب سرب در خاک های مورد مطالعه هستند. واژه‌های کلیدی: جذب و واجذب، رس، زیست فراهمی، سرب، کربنات کلسیم

مقالات پژوهشی

جذب و اندوزش همزمان سدیم و سرب یا کادمیم توسط سه گیاه شورپسند در دو خاک آهکی شور-سدیمی و غیرشور-سدیمی

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.12134

رقیه حمزه نژاد تقلیدآباد، حبیب خداوردیلو، شهرام منافی، سالار رضاپور

چکیده چکیده امروزه آلودگی محیط زیست توسط فلزات سنگین از مسائل مهم دنیا است که برطرف کردن آن نیازمند عملیات اصلاحی موثر می باشد. هدف از این مطالعه بررسی توانایی سه گیاه آتریپلکس [[Atriplex verucifera، سالیکورنیا[Salicornia europaea] و سلمه تره [Chenopodium album] برای جذب و اندوزش همزمان سدیم و کادمیم یا سرب در دو خاک آهکی با ویژگی های متفاوت بود. دو نمونه خاک آهکی، یکی شور- سدیمی (1S) و دیگری غیرشور و غیرسدیمی (2S) انتخاب گردیدند و غلظت های مختلف سرب (0، 250، 500 و 1000 میلی گرم سرب بر کیلوگرم خاک) و کادمیم (0، 10، 30 و 100 میلی گرم کادمیم بر کیلوگرم خاک) به خاک افزوده شدند. هر دو خاک هفت ماه تحت تیمار تر و خشک شدن قرار گرفتند. سپس بذور گیاهان ذکر شده در گلدان های حاوی خاک های آلوده در تیمارهای فوق و همچنین تیمارهای شاهد (بدون آلودگی سرب یا کادمیم) کشت گردیدند. پس از طی دوره رشد، عملکرد گیاهان و غلظت سرب، کادمیم و سدیم خاک و گیاه در تیمارهای مختلف اندازه گیری شد. عملکرد نسبی سالیکورنیا در خاک 1S و آتریپلکس و سلمه تره در خاک 2S بالاترین بود. در خاک شور- سدیمی، اندوزش زیستی سدیم (BCFNa) برای گیاهان آتریپلکس، سالیکورنیا و سلمه تره در غلظت صفر (بدون آلودگی سربی و کادمیمی) به ترتیب 67، 202 و 57 بود که مقدار بالای BCFNa برای سالیکورنیا بیانگر توانایی بالای این گیاه در جذب و اندوزش سدیم از خاک است . نتایج نشان داد که سالیکورنیا بالاترین اندوزش کادمیم و سالیکورنیا و آتریپلکس بالاترین انباشت سرب را تحت شرایط نامطلوب خاک های شور- سدیمی داشتند. در حالی‌که سلمه تره و آتریپلکس بردباری بالایی به کادمیم در خاک معمولی داشتند. این نتایج بیانگر این است که این گیاهان توانایی اصلاح خاک های آلوده به سرب و کادمیم را دارند. در این پژوهش سالیکورنیا با کمترین کاهش عملکرد نسبی، بردبارترین گیاه نسبت به شوری و آلودگی سربی و کادمیمی شناخته شد و می توان از این گیاه برای پالایش همزمان سرب و کادمیم در خاک های شور- سدیمی حتی در غلظت های بالای کادمیم و سرب استفاده کرد. واژه‌های کلیدی: تجمع زیستی، سدیم (Na)، سرب (Pb)، کادمیم (Cd)، گیاهان شورپسند

مقالات پژوهشی

اثر تیمارهای حرارتی بر آزاد شدن پتاسیم کانی های میکایی در ریزوسفر یونجه

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.12143

آسیه هادی نژاد، حسین خادمی، شمس الله ایوبی، حسن لطفی پارسا

چکیده چکیده کانی های میکایی حرارت دیده تحت اسامی تجاری متفاوت از جمله ورمیکولیت، در تهیه بستر کشت گیاهان گلخانه ای استفاده می شوند. اعمال حرارت بر کانی ها می تواند با تغییر ساختار آن ها، آزادسازی عناصر و از جمله پتاسیم را تحت تأثیر قرار دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی توانایی گیاه یونجه، به عنوان یک علوفه مهم در سطح جهان، در جذب پتاسیم غیرتبادلی و ساختاری کانی های میکایی حرارت دیده انجام شد تا تأثیر همزمان تیمارهای حرارتی و ترشحات ریزوسفری بر رهاسازی پتاسیم از دو کانی میکایی حرارت دیده، یک کانی دی اکتاهدرال (موسکویت) و یک کانی تری اکتاهدرال (فلوگوپیت)، بررسی شود. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار انجام شد. دماهای 100 تا 900 درجه سانتیگراد به مدت 5 ساعت بر کانی ها اعمال شده و سپس کانی ها به صورت مخلوط با شن کوارتزی (به عنوان ماده پرکننده) در بستر کشت استفاده شد. در طول دوره 150 روزه کشت، گیاهان با دو نوع محلول غذایی (کامل و بدون پتاسیم) و آب مقطر آبیاری شدند. در پایان دوره کشت، بخش هوایی و ریشه گیاه جدا شده و عصاره گیری به روش خاکسترگیری خشک انجام و مقدار پتاسیم در عصاره گیاه با شعله سنج نوری قرائت شد. کانی های میکایی پاسخ های متفاوتی به تیمارهای حرارتی نشان دادند. در تیمارهای بدون پتاسیم مقدار پتاسیم جذب شده توسط گیاه به طور معنی داری تحت تأثیر نوع بستر کشت قرار داشت. در دماهای 100 و 200 درجه سانتیگراد به ترتیب برای موسکویت و فلوگوپیت بیشترین پتاسیم قابل دسترس گیاه آزاد شد، همچنین تغییرات ساختاری که منجر به کاهش قابل ملاحظه در آزادسازی پتاسیم گردید، برای موسکویت در دمای بالاتر از 700 و برای فلوگوپیت در دمای 500 تا 700 درجه سانتیگراد اتفاق افتاد. واژه های کلیدی: تیمارهای حرارتی، رهاسازی پتاسیم، فلوگوپیت، موسکویت، یونجه

مقالات پژوهشی

تاثیر شکل دهانه آبگیر بر الگوی جریان و مقدار رسوب‌گذاری در آبگیر جانبی قائم

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.12144

حمیدرضا جلیلی، علی حسین زاده دلیر، داوود فرسادی زاده

چکیده چکیده آب جاری رودخانه‌ها یکی از منابع اصلی تامین، آب مورد نیاز کشاورزی و شرب می‌باشد. یکی از قدیمی‌ترین روش‌های برداشت آب از رودخانه‌ها که هنوز هم بیشترین کاربرد را دارد، استفاده از آبگیر‌های جانبی قائم می‌باشد. در این نوع از آبگیر‌ها، به‌علت عدم تناسب سرعت جریان در دهانه بالادست و پایین‌دست آبگیر، شاهد جدا‌شدگی جریان و در پی آن رسوب‌گذاری در دهانه بالادست خواهیم بود. در این تحقیق، با استفاده از مدل عددیSSIIM 2.0 حالت هیدرولیکی بهینه آبگیر،‌ به‌طوری‌که کمترین جدا‌شدگی جریان در دهانه بالادست رخ دهد،‌ تعیین و سپس مشابه همین مدل در مدل فیزیکی به اجرا درآمد. نتایج حاکی از آن بود که مدل هیدرولیکی بهینه در مدل عددی و مدل فیزیکی که بر اساس داده‌های رسوبی به‌دست آمده است، یکسان می‌باشند. این مدل بهینه، قوس‌ترکیبی 7 در 63 سانتی‌متری در دهانه بالادست آبگیر می‌باشد. واژه‌های کلیدی: آبگیر جانبی قائم، جدا‌شدگی جریان، دهانه آبگیر، رسوب‌گذاری، مدل SSIIM 2.0

مقالات پژوهشی

مدلی نوین برای گیاه‌پالایی توأمان نیکل و کادمیم از خاک های آلوده بر مبنای توابع ضرب پذیر عملکرد

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.12145

مسعود داوری، مهدی همایی

چکیده چکیده آلودگی خاک به فلزات سنگین از مهم‌ترین چالش های زیست محیطی عصر کنونی در سرتاسر جهان است. از میان فلزات سنگین، نیکل و کادمیم به دلیل پیامدهای وخیم برای سلامت انسان، حیوانات و گیاهان اهمیتی ویژه در آلودگی زیست بوم دارند. هدف از این پژوهش، مدل سازی مقدار گیاه‌پالایی آلاینده های توأمان نیکل و کادمیم از خاک های آلوده به این آلاینده ها بود. از این رو، تلاش شد با ترکیب توابع ضرب پذیر کاهش عملکرد و غلظت نسبی آلاینده های نیکل و کادمیم در گیاه، مدلی نوین برای برآورد مقدار گیاه‌پالایی توأمان این دو آلاینده‌ از خاک ارائه شود. به منظور ارزیابی دقت مدل پیشنهادی، خاکی لوم رسی با هر دو آلاینده نیکل و کادمیم در سطوح مختلف آلوده و بذر کلم زینتی در آنها کشت گردید. با گذشت شش ماه از زمان جوانه زنی، گیاهان در سه تکرار برداشت شدند. نیکل و کادمیم نمونه های خاک و گیاه به ترتیب با روش های اکسیداسیون تر و اکسیداسیون با اسید نیتریک M 4 عصاره گیری، و با دستگاه های جذب اتمی و پرتو سنجی نشری پلاسمایی جفت القایی اندازه گیری شدند. نتایج نشان داد در مقایسه با شرایطی که فلزهای نیکل و کادمیم به تنهایی در خاک وجود دارند کاهش عملکرد نسبی کلم زینتی در حضور توأمان این آلاینده ها بیشتر است. با افزایش غلظت نیکل در هر سطح ثابت کادمیم در خاک، جذب نیکل توسط کلم زینتی افزایش یافت. این در حالی بود که با افزایش غلظت کادمیم در غلظت های زیاد نیکل کل خاک، جذب نیکل توسط گیاه کاهش یافت. افزون بر این، با افزایش غلظت نیکل در هر سطح ثابت کادمیم در خاک، جذب کادمیم توسط گیاه اندکی افزایش یافت. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی که از ترکیب تابع ضرب پذیر بدون آستانه عملکرد نسبی و غلظت نسبی آلاینده ها در گیاه اشتقاق یافته بود، در برآورد مقدار پالایش آلاینده ی نیکل از خاک کارآیی بالایی دارد. با این حال این مدل تنها توانست برآوردهایی کلی از مقدار گیاه‌پالایی کاد‌میم توسط کلم زینتی ارائه دهد. نتایج همچنین نشان داد که به رغم تحمل زیاد کلم زینتی به آلودگی های بالای نیکل و کادمیم در خاک و تولید زیست‌توده انبوه، از این گیاه تنها می توان برای پالایش آلودگی های کم تا نسبتاً متوسط توأمان این آلاینده ها استفاده کرد. واژه های کلیدی: گیاه‌پالایی، کادمیم، کلم زینتی، نظریه ضرب پذیری، نیکل

مقالات پژوهشی

برآورد حداکثر تخلیه مجاز رطوبتی ذرت علوفه ای در مراحل مختلف رشد با استفاده از اختلاف دمای پوشش سبز گیاه و هوا

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.12146

وحیدرضا وردی نژاد، سینا بشارت، هیراد عبقری، حجت احمدی

چکیده چکیده در مناطق خشک و نیمه‌خشک به دلیل محدودیت منابع آب، برنامه ریزی آبیاری به منظور استفاده بهینه از آب موجود اهمیت زیادی دارد. در این تحقیق به منظور برآورد تخلیه مجاز رطوبتی و برنامه ریزی آبیاری ذرت علوفه ای بر اساس اختلاف دمای پوشش سبز گیاه و هوا، آزمایش مزرعه ای در دانشکده کشاورزی کرج انجام گردید. خط مبنای پایین (حداکثر تعرق) و خط مبنای بالا (تعرق صفر) به ترتیب توسط یک تیمار مرطوب (حفظ رطوبت خاک در حد ظرفیت زراعی) و یک تیمار خشک (تخلیه کامل آب قابل استفاده) تعیین گردید. برای برآورد حداکثر تخلیه مجاز رطوبتی و برنامه ریزی آبیاری، چهار تیمار تخلیه رطوبت تا نقطه پژمردگی دایم در چهار دوره رشد گیاه شامل مراحل استقرار، رویشی، گلدهی و رسیدن و با سه تکرار در نظر گرفته شد. پارامترهای اندازه گیری شده شامل دمای تر و خشک هوا، دمای پوشش سبز گیاه، رطوبت نسبی هوا، عمق توسعه ریشه، رطوبت خاک منطقه توسعه ریشه و فشار بخار هوا بود و بر اساس آنها معادلات خطوط مبنای پایین و بالا برای ذرت علوفه ای استخراج گردید. بر اساس اختلاف دمای پوشش سبز گیاه و هوا برای چهار تیمار تخلیه رطوبت تا حد پژمردگی دایم و مقایسه آن با تیمار مرطوب، حداکثر تخلیه مجاز رطوبتی ذرت علوفه ای برای چهار دوره رشد به ترتیب 8/42، 2/59، 9/58 و 5/67 درصد به‌دست آمد. براساس اختلاف دمای هوا و پوشش گیاه بر مبنای تیمار خشک، موقعیت خط مبنای تعرق صفر برای ذرت علوفه ای 2/3+ درجه سانتی گراد به‌دست آمد. به منظور برنامه ریزی آبیاری طی مراحل مختلف رشد، شاخص تنش آبی گیاه بکار گرفته شد و برای هر دوره رشد، زمان آبیاری به روش مستقیم دمای پوشش سبز تعیین گردید. واژه‌های کلیدی: برنامه ریزی آبیاری، تبخیر و تعرق، دمای پوشش سبز گیاه، ذرت علوفه ای، کرج

مقالات پژوهشی

کاربرد مدل های رگرسیونی در پیش بینی کلاس خاک در بخشی از مناطق ایران مرکزی (منطقه زرند کرمان)

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.12147

اعظم جعفری، شمس الله ایوبی، حسین خادمی

چکیده Abstract Soil digital survey as tool for soil spatial information provides pathways for producing of high resolution soil maps. Therefore, it should be developed strategic methods for making high resolution soil spatial information. Subsequently, this study was designed for prediction of soil classes by regression models in Zarand region of Kerman. Regression models includes of multinomial logistic regression and multiclass boosted regression tree were used for prediction of soil great groups by relating those with predictors such as remote sensing indices, terrain attributes and geomorphology map. A confusion matrix was used to calculate aspects of map accuracy. The geomorphology map at the fourth level (geomorphic surface) was a powerful predictor unlike the other levels (landscape, landform and lithology). Terrain attributes and finally remote sensing indices after geomorphic surface were imported as predictors in the prediction. The map purity over all soil great groups was above 0.60 in both calibration and validation locations. Poorer performance was observed for Calcigypsids and Haplocambids. Both methods provided good predictions for Haplosalids that shown by high values for users’ accuracy and producers’ reliability The results showed soils with better reliability are those highly influenced by topographic and geomorphic characteristics at least in this study area (e.g. Haplosalids, Haplogypsids and Torripsamments) and soils with very low reliability and accuracy of prediction are hardly influenced by the topographic and geomorphic characteristics (e.g. Haplocambids and Calcigypsids). Keywords: Digital soil mapping, Multinomial logistic regression, Boosted regression tree

مقالات پژوهشی

بررسی اثرتغییراقلیم بر میزان آبدهی سالانه رودخانه‌ها(مطالعه موردی: رودخانه گرگانرود)

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.12152

فرشته مدرسی، شهاب عراقی نژاد، کیومرث ابراهیمی، مجید خلقی

چکیده چکیده تغییر اقلیم عبارت است از تغییر رفتار آب و هوایی یک منطقه نسبت به رفتاری که در طول یک افق زمانی بلند مدت از اطلاعات ثبت شده در آن منطقه مورد انتظار است. بارش، دمای حداقل و حداکثر سه متغیر آب‌ و‌ هوایی هستند که به‌طور مستقیم تحت تأثیر تغییراقلیم قرار می‌گیرند و بر میزان آبدهی رودخانه‌ی یک حوضه آبریز نیز اثر می‌گذارند؛ از اینرو در تحقیق حاضر برای بررسی رخداد تغییراقلیم از هر سه متغیر و برای بررسی اثر تغییراقلیم بر میزان آبدهی رودخانه از متغیر بارش که از میان سه متغیر فوق الذکر، بیشترین همبستگی را با آبدهی دارد، استفاده شده است. برای تعیین میزان آبدهی سالانه رودخانه در شرایط تغییراقلیم، از توزیع احتمالاتی مشروط استفاده شده است و با به‌کارگیری این روش‌ برای نتایج به‌دست آمده بازه تغییراتی ارائه شده است که نشان دهنده میزان خطای موجود در نتایج بوده و قابلیت اعتماد نتایج را افزایش داده است. در تحقیق حاضر، حوضه گرگانرود به عنوان محدوده مطالعاتی انتخاب شده است و برای انتخاب مناسب‌ترین مدل گردش عمومی جو برای پیش‌بینی اقلیم آینده این حوضه، خروجی‌های بارش، دمای حداقل و حداکثر سناریوهای تمامی مدل‌ها با آمار متوسط حوضه در بازه زمانی 57-1356 تا 86-1385 مقایسه شدند. نتایج نشان می‌دهند که سناریوی B2 از مدل HadCM3 مناسب‌ترین سناریو و مدل برای محدوده مطالعاتی است و در شرایط تغییراقلیم پیش‌بینی شده توسط این سناریو برای 30 سال آینده، حجم آبدهی سالانه رودخانه گرگانرود در ایستگاه تمر که در بالادست سه سد بوستان، گلستان و وشمگیر قرار دارد، در دوره‌های بازگشت 50 و 100 سال به ترتیب 38/1درصد و 33/1درصد کاهش خواهد یافت؛ ولی در شرایطی که روند موجود در اطلاعات تاریخی حوضه در سی سال آینده ادامه یابد، این میزان در این ایستگاه در دوره‌های بازگشت 50 و 100 سال به ترتیب 94/14درصد و 55/14درصد افزایش خواهد یافت. واژه‌های کلیدی: آبدهی رودخانه، تغییراقلیم، توزیع احتمالاتی مشروط، گرگانرود

مقالات پژوهشی

مطالعه و بررسی برهمکنش‌های متقابل سیانوباکتری‌های موجود در شالیزارهای درگز

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.12153

مریم پورمندگاری مهرجردی، محمود ذکائی، حمید اجتهادی

چکیده چکیده در این مطالعه پس از شناسایی فلور سیانوباکتریایی شالیزارهای اطراف درگز، به بررسی روابط متقابل این سیانوباکتری ها در شرایط آزمایشگاهی با استفاده از روش کشت بر روی محیط جامد BG-110 پرداخته شد. پس از انجام بررسی های لازم، گونه Nostoc piscinale به عنوان قوی ترین و Nostoc spongiaeforme به عنوان ضعیف ترین گونه از نظر تولید متابولیت های ثانویه (آللوکمیکال ها) شناخته شدند. تمامی جفت های مورد مطالعه، از نظر برهم کنش هایشان در مقابل هم در دو طبقه کلی قرار گرفتند. در نهایت درباره استفاده از آللوکمیکال های حاصل از این جلبک های سبز – آبی، جهت مبارزه با توده های مضر جلبکی و کاربرد آن ها در علوم کشاورزی مورد بحث قرار گرفت. واژه های کلیدی: آللوکمیکال ها، آللوپاتی، جلبک های سبز – آبی، متابولیت های ثانویه

مقالات پژوهشی

اثر حذف آبیاری در مراحل مختلف رشد بر عملکرد گندم رقم الوند (مطالعه موردی: همدان)

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.12155

سید اسدالله محسنی موحد، محمود اکبری

چکیده چکیده با توجه به محدودیت منابع آب، به‌کارگیری هر راهکاری برای صرفه جویی در مصرف آب و افزایش سطح زیر کشت اهمیت زیادی دارد. یکی از این راهکارها کم‌آبیاری می باشد. برای برنامه‌ریزی کم‌آبیاری بهینه لازم است مراحل حساس گیاه به کمبود آب مشخص شوند .در این تحقیق به منظور بررسی اثر کم‌آبیاری روی رشد و عملکرد گندم آبی (رقم الوند) در منطقه همدان و تعیین ضریب واکنش عملکرد محصول به آب (Ky) و ضریب حساسیت عملکرد(λi) از حذف مرحله ای آبیاری (به علت سهولت اجرا توسط کشاورزان) استفاده شده است. بدین منظور گندم رقم الوند در کشت زمستانه در مزرعه دانشگاه بوعلی سینا در قالب طرح آزمایشی بلوک‌های کامل تصادفی با شش تیمار آبیاری در سه تکرار طی دو سال متوالی (1385-1383) تحت کم‌آبیاری قرار گرفت. نتایج نشان داد تمام تیمارهای کم‌آبیاری سبب کاهش عملکرد دانه، عملکرد مادة خشک و وزن هزار دانه شده‌اند. همچنین دورة گل‌دهی (با ضریب حساسیت 96/1) حساس ترین دوره به کمبود آب است و حذف آبیاری در این مرحله عملکرد را بیشتر کاهش خواهد داد. قطع آبیاری در مرحله شیری خمیری شدن (با ضریب واکنش 67/1) بیشترین واکنش عملکرد را به کم‌آبیاری نشان می‌دهد. کاهش کارایی مصرف آب نسبت به تیمار شاهد در صورت کم‌آبیاری در این مراحل نشان‌گر لزوم آبیاری کامل در این مراحل است. سایر نتایج حاکی از آن است که می توان یک نوبت آبیاری در یکی از مراحل ساقه رفتن یا سفت شدن دانه را بدون کاهش معنی‌دار در عملکرد و شاخص برداشت حذف نمود. واژه‌های کلیدی: ضریب حساسیت عملکرد، ضریب واکنش عملکرد، کم‌آبیاری، گندم رقم الوند، مرحله گل‌دهی

مقالات پژوهشی

تعیین بهترین تابع آب-شوری کوشیا در اراضی شمال استان گلستان

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.12156

معصومه صالحی، محمد کافی، علیرضا کیانی

چکیده چکیده به منظور بهینه کردن مدیریت آبیاری در مناطق خشک و نیمه خشک نیاز است که توابع تولید آب-شوری گیاه مورد بررسی قرار گیرد. به منظور بررسی واکنش کوشیا به اثر توام شوری و کم آبی آزمایشی در طی دو سال زراعی 87 و 88 در شمال گرگان انجام شد. این آزمایش با شش سطح شوری آب آبیاری ( dS/m5/1، 7، 14، 21، 28 و 35) و سه سطح کاربرد آب (25، 75 و 125درصد نیاز آبی) در سال 1387 به‌صورت کشت تابستانه و با همان سطوح شوری آب آبیاری چهار سطح کاربرد آب (50، 75، 100، 125درصد) در سال 1388 به‌صورت کشت بهاره اجرا شد. چهار نوع تابع خطی ساده، لگاریتمی، درجه دوم و متعالی ارزیابی شدند. نتایج نشان داد که در شرایط توام شوری و خشکی، تابع درجه دوم عملکرد کوشیا را بهتر از توابع دیگر پیش‌بینی می کند. نسبت نهایی نرخ جایگزینی نشان داد که می توان برای رسیدن به عملکرد یکسان عوامل فوق را در دامنه وسیعی از مقادیر آن ها جایگزین کرد. تولید نهایی آب مصرفی (MPAW) و شوری آب (MPECw) به‌ترتیب در سال اول 7/6 و 154- کیلوگرم در هکتار و در سال دوم به‌ترتیب 8/4 و 511- کیلوگرم در هکتار بود. واژه های کلیدی: تابع تولید، شورزیست، کمیت آب، کیفیت آب

مقالات پژوهشی

ارزیابی مدل دو بعدی نفوذ واریک برای شرایط آبیاری جویچه‌ای

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.12157

مهدی پناهی، سیدمجید میرلطیفی، فریبرز عباسی

چکیده چکیده به منظور توصیف و ارزیابی دقیق‌تر عملکرد آبیاری در مدل‌های آبیاری سطحی در نظر گرفتن نفوذ به‌صورت دو بعدی از اهمیت زیادی برخوردار است. در این تحقیق، مدل واریک به منظور تعیین نفوذ دو بعدی جویچه با در نظر گرفتن اثرات لبه، ارزیابی و ضرایب تجربی آن تعیین شد. در این ارتباط دو سری آزمایش نفوذ در یک خاک لوم رسی انجام گردید. سری اول شامل 5 آزمایش با دبی ورودی 3/0 تا 8/0 لیتر بر ثانیه در جویچه‌های انتها باز به شکل سهمی، به طول 110 متر، عرض 75 سانتی‌متر و شیب عمومی 008/0 متر بر متر و سری دوم با استفاده از استوانه مضاعف انجام شد. نتایج نفوذ استوانه مضاعف در ارزیابی مدل واریک استفاده شد. دبی هر جویچه با استفاده از فلوم WSC و نفوذ با استفاده از روش ورودی- خروجی اندازه‌گیری شد. با حداقل‌سازی شاخص مجذور میانگین مربعات خطا (RMSE) ضرایب تجربی مدل تعیین شدند. مقادیر 62/0 و 15/1 به ترتیب برای دو ضریب تجربی γ و W*/W تعیین شد. پس از ارزیابی مدل، میانگین خطای مطلق نسبت به مقادیر اندازه گیری شده 9/5 درصد و مجذور میانگین مربعات خطای آن 0031/0 متر‌مکعب بر متر به‌دست آمد. نتایج نشان داد اثر لبه با زمان رابطه خطی دارد و با افزایش زمان مقدار آن افزایش می‌یابد. تحلیل حساسیت نشان داد که مدل کمترین حساسیت را به رطوبت اولیه خاک و عمق آب در داخل جویچه و بیشترین حساسیت را به رطوبت اشباع و محیط خیس شده دارد. واژه‌های کلیدی: آبیاری جویچه‌ای، مدل دو بعدی نفوذ، مدل واریک، اثر لبه

مقالات پژوهشی

ارائه رژیم بهینه آبیاری برنج تحت تنش شوری با استفاده از مدل SWAP

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.12158

مریم نوابیان، محبوبه آقاجانی، مجید وظیفه‌دوست، مجتبی رضایی

چکیده چکیده در استان گیلان برنج عمده‌ترین محصول کشاورزی محسوب می‌شود که در برابر شوری و قلیائیت بالای آب و خاک حساس می‌باشد. استفاده از سموم و کود شیمیایی در اراضی کشاورزی، احداث سدهای متعدد در بالا‌دست رودخانه، ورود پسماندهای صنعتی، خانگی و وقوع خشکسالی در سال‌های اخیر سبب کاهش تدریجی دبی و افزایش شوری آب رودخانه سفیدرود به عنوان منبع آب شبکه آبیاری سفیدرود در استان گیلان شده است. در این تحقیق تلاش بر این است با راهکار شبیه‌سازی- بهینه‌یابی عمق و دوره تناوبی بهینه آبیاری برنج متناسب با شوری آب رودخانه سفیدرود به گونه‌ای تعیین شوند که حداقل کاهش عملکرد محصول ایجاد گردد. در این راستا از مدل اگرو‌هیدرولوژیکی SWAP برای شبیه‌سازی مراحل مختلف رشد گیاه برنج و از مدل بهینه‌یابی در محدوده منطقی عمق و دوره تناوب آبیاری برنج با توجه به مراحل مختلف رشد استفاده شد. به دلیل اثرپذیری ارقام برنج نسبت به شوری، داده‌های صحرایی رقم هاشمی در سال 1386 رشت برای واسنجی مدل مد نظر قرار گرفتند. مقادیر بهینه رژیم آبیاری تناوبی در شوری کنونی رودخانه سفیدرود ( شوری 747/1 دسی‌زیمنس بر متر) به ترتیب دوره تناوب آبیاری 8 روز و عمق آب آبیاری 5، 4، 3 و 1 سانتی‌متر به ترتیب در مراحل رویشی، پنجه‌زنی، زایشی و رسیدن به‌دست آمدند. اعتبارسنجی مدل شبیه‌سازی- بهینه‌یابی با داده‌های صحرایی سال 1389 رقم هاشمی در رشت نشان از کارایی مدل در بهینه‌یابی دارد به گونه‌ای که در میان تیمارهای داده‌های صحرایی نیز دوره تناوبی 8 روز با عمق آبیاری 5 سانتی‌متر در طول فصل رشد در شوری 2 دسی‌زیمنس بر متر دارای بالاترین عملکرد محصول بود. واژه‌های کلیدی: برنج، بهینه‌یابی مدیریت آبیاری تناوبی، سفیدرود، شوری، مدل SWAP

مقالات پژوهشی

استفاده از منطق فازی برای شبیه سازی الگوی توزیع آبپاش منفرد

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.12159

احد فعالیان، حسین انصاری، سید علی اشرف صدرالدینی

چکیده چکیده در این پژوهش مدلی بر مبنای منطق فازی برای شبیه سازی الگوی توزیع آبپاش منفرد بسط داده شد. آبپاش اسپریر با پد چرخان و زاویة پخش º360 با نام تجاری نلسون R3000 که یک آبپاش بسیار متداول در سیستم های سنترپیوت و لینیرمو می باشد، مورد استفاده قرار گرفت. آزمایشات متعدد میدانی بر اساس استانداردهای S398.1-ASAE و ISO-8026 برای تعیین الگوی توزیع آب در شرایط بدون باد و حالت وجود باد در ایستگاه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز به انجام رسید. در مجموع نتایج تعداد 30 آزمایش که از دقت و صحت آنها اطمینان حاصل شده بود برای آموزش و سپس صحت‌سنجی مدل مورد استفاده قرار گرفت. حداقل و حداکثر سرعت باد در شرایط مزرعه ای به ترتیب برابر 57/0 و 41/7 متر در ثانیه ثبت و در مدل به‌کار گرفته شد. برای آنالیز مقایسه ای بین نتایج مدل و مقادیر مشاهداتی الگوی توزیع آبپاش، پارامترهای آماری R2 ، CD، EF، CRM، MAE و RRMSE مورد استفاده قرار گرفت. برای داده‌های آموزش مقدار میانگین R2 =0/98 و 257/0=RRMSE به‌دست آمد. همچنین برای داده‌های صحت‌سنجی مقادیر میانگین این پارامترها برابر 96/0= R2 و 34/0=RRMSE محاسبه شد. بقیة پارامترهای آماری مذکور نیز هم برای داده‌های آموزش و هم برای داده‌های صحت‌سنجی در محدودة قابل قبول به‌دست آمد. برای کاربردی نمودن نتایج، برنامه ای بر اساس منطق فازی در محیط MATLAB نگارش گردید که قادر است با دریافت مقادیر سرعت و جهت باد، الگوی توزیع آبپاش منفرد را شبیه‌سازی نموده و نتایج را به صورت گرافیکی و همچنین فایل Excel ارائه کند. نهایتاً با مقایسات آماری نتایج حاصل از مدل و الگوهای مشاهداتی توزیع آب، قابلیت بسیار خوب مدل فازی در شبیه سازی الگوی توزیع آبپاش مشخص شد. واژه های کلیدی: آبپاش منفرد، الگوی توزیع آب، سنترپیوت، شبیه سازی، منطق فازی

مقالات پژوهشی

بررسی تغییرپذیری رژیم بارش در ایران

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.12487

سعید موحدی، حسین عساکره، علی اکبر سبزی پرور، سید ابوالفضل مسعودیان، زهره مریانجی

چکیده چکیده در این تحقیق با استفاده از بررسی و مقایسه داده‌های میان‌یابی شده ایستگاه‌های هواشناسی در چهار دهه اخیر (1383-1344) به مطالعه تغییرات رژیم بارش کشور از طریق تحلیل هم‌سازها پرداخته شد. پس از انجام آزمون‌های آماری جهت صحت‌سنجی داده‌ها بر اساس تحلیل هم‌سازها در چهار دهه، مشخص شد که مقدار پراش هم‌ساز اول (حدود 90 درصد) در چهار دهه تغییرات زیادی نکرده است. یعنی رژیم بارش غالب در کشور همچنان زمستانه است. مقدار پراش هم‌ساز دوم با تغییرات و جابجایی هم مقدارهای بارش همراه بوده است، مقدار پراش هم‌ساز سوم در دهه سوم و چهارم با افزایش چشم‌گیری رو به رو است که به معنای پیدایش رژیم‌های جدید بارش محلی در برخی نقاط کشور است. مقدار دامنه هم‌ساز دوم در منطقه آذربایجان از دهه اول به بعد کم می‌شود (حدود 20 میلی‌متر) و در دهه چهارم به حداقل خود می‌رسد (حدود 12 میلی‌متر)، یعنی مقدار بارش‌های همرفتی فصل بهار در دهه چهارم در این مناطق کمتر شده است. دامنه هم‌ساز سوم در مناطق جنوب شرق، جنوب غرب و ارتفاعات زاگرس در دهه سوم و چهارم نسبت به دهه‌های اول و دوم افزایش قابل ملاحظه‌ای نشان داد و این افزایش در منطقه سیستان و بلوچستان بیشتر از سایر نقاط بود. این نتیجه از تغییرات قابل ملاحظه رژیم بارش در مناطق یاد شده خبر می‌دهد.

مقالات پژوهشی

مقیاس سازی منحنی مشخصه آب خاک با استفاده از مفهوم محیط های نامتشابه

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.12488

سجاد زرین فر، کامران داوری

چکیده چکیده منحنی مشخصه آب خاک یکی از خصوصیات مهم خاک است که در مسائل مربوط به حرکت آب در خاک در حالت غیر اشباع کاربرد فراوانی دارد. این منحنی با توجه به بافت و ساختمان خاک تغییر کرده و در مورد یک بافت خاک ثابت تحت تأثیر عواملی که ساختمان خاک را تغییر می دهند تغییر می کند. مقیاس سازی روشی است که خصوصیات خاک های مختلف را با استفاده از فاکتور مقیاس به یکدیگر مرتبط می کند. در این پژوهش با استفاده از مفهوم محیط های نامتشابه، روشی برای مقیاس سازی منحنی مشخصه آب خاک هایی با بافت یکسان و جرم مخصوص ظاهری متفاوت ارائه شده است که با استفاده از آن می توان منحنی مشخصه آب خاک را با استفاده از منحنی مشخصه آب خاکی با بافت مشابه و جرم مخصوص متفاوت پیش بینی کرد. جهت ارزیابی این روش از منحنی مشخصه آب خاک برای شش بافت خاک مختلف تحت شرایط ساختمانی مختلف استفاده شد. با استفاده از روش ارائه شده، برای هر بافت خاک منحنی مشخصه آب خاکِ مرجع با استفاده از این منحنی تحت جرم مخصوص ظاهری های مختلف پیش بینی شد. نتایج نشان داد که در محدوده مکش های کم روش پیشنهادی پیش بینی قابل قبولی ارائه می دهد و در محدوده مکش های بالا پیش بینی با استفاده از این روش توأم با خطا می باشد. همچنین این روش در دامنه وسیعی از مقادیر جرم مخصوص ظاهری پیش بینی مناسبی ارائه می دهد.

مقالات پژوهشی

تأثیر توأم آبیاری با آب شور و غلظت دی‌اکسید‌کربن بر برخی خصوصیات مورفوفیزیولوژیک گیاه گل تکمه‌ای L.) (Gomphrena globosa

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.12490

مریم کمالی، محمود شور، مرتضی گلدانی، یحیی سلاح‌ورزی، علی تهرانی‌فر

چکیده چکیده: به منظور ارزیابی اثرات غلظت‌های مختلف دی‌اکسید‌کربن و آبیاری با آب شور بر برخی صفات رشدی گیاه گل تکمه‌ایL.) Gomphrena globosa)، یک آزمایش اسپیلت پلات بر پایه طرح کامل تصادفی با سه تکرار در گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. تیمار‌ها شامل سه غلظت دی‌اکسید‌کربن (380 (شاهد)، 700 و 1050 پی‌پی‌ام) و سه سطح شوری (0 (بدون شوری)،150 و 300 میلی‌مولار کلرید‌سدیم) بود. نتایج نشان داد که با افزایش شوری تمام صفات اندازه‌گیری شده کاهش معنی داری داشته است، به‌طوریکه کمترین میزان صفات اندازه‌گیری شده در غلظت 300 میلی‌مولار کلرید‌سدیم به‌دست آمد. افزایش غلظت دی‌اکسید‌کربن باعث اختلاف معنی‌دار در صفاتی نظیر وزن خشک اندام هوایی، سطح برگ و ارتفاع گیاه گردید. بر همکنش شوری و دی اکسید کربن نیز در صفات وزن خشک ریشه، تعداد برگ، سطح برگ، ارتفاع گیاه و تعداد گل در سطح احتمال 1% و در وزن خشک اندام هوایی در سطح احتمال 5% معنی‌دار شد. بدین ترتیب در تیمار شاهد (صفر میلی‌مولار کلرید سدیم)، با افزایش دی‌اکسید کربن تا 700 پی پی ام، وزن خشک اندام هوایی، تعداد گل و تعداد برگ به‌ترتیب برابر 19، 19 و 13 درصد نسبت به تیمار 380 پی‌پی‌ام افزایش پیدا کرد و ارتفاع گیاه در غلظت 1050 پی‌پی‌ام دی‌اکسید‌کربن نسبت به شاهد دی‌اکسید‌کربن برابر 26درصد افزایش یافت. نتایج نشان داد افزایش غلظت دی‌اکسید‌کربن باعث کاهش اثرات سوء شوری شده است، به طوری که گیاه زینتی گل تکمه‌ای در غلظت 700 پی‌پی‌ام دی‌اکسید‌کربن عکس‌العمل بهتری را نسبت به شوری نشان داد.

مقالات پژوهشی

بررسی اثر تراکم بر مسیرهای نفوذ آب در خاک با استفاده از محلول ردیاب رنگی و پردازش تصویر

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.12491

نوشین رمضانی، غلام عباس صیاد، عبدالرحمن برزگر، یعقوب منصوری، غلامحسین حق نیا، سلمان طاهری‌زاده

چکیده چکیده
تراکم حاصل از عملیات کشاورزی می تواند باعث تغییر منافذ هدایت کننده آب در خاک شود. فشردگی منافذ خاک باعث تخریب ساختمان خاک، کاهش ارتباط روزنه‏ها به یکدیگر و در نتیجه کاهش کیفیت خاک و جمعیت های گیاهی و ریز جانداران می گردد. مطالعه ای به منظور بررسی مسیرهای نفوذ آب در خاک و کمی کردن میزان نفوذ آب بر اساس مساحت رنگی در سطوح مختلف فشردگی در یک خاک لومی در اهواز در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی، با پنج تیمار (شاهد (بدون عبور)، یک بار، دو بار، چهار بار و هشت بار عبور تراکتور) و در سه تکرار انجام شد. در مزرعه، محلول ردیاب رنگی بریلیانت بلو سی اف سی به‌طور یکنواخت توسط باران ساز با سرعت پنج میلی متر در ساعت و به مدت هشت ساعت به هر تیمار اضافه گردید. مسیرهای جریان رنگی با استفاده از دوربین های دیجیتال عکس برداری شدند. تصاویر دیجیتالی توسط تکنیک پردازش تصویر تجزیه و تحلیل شده و توزیع مکانی ماده ردیاب رنگی به صورت کمی در هر تیمار مشخص گردید. نتایج این مطالعه نشان داد ویژگی های فیزیکی و هیدرولیکی خاک در اثر تراکم ایجاد شده به‌طور معنی داری تحت تأثیر قرار گرفتند. بیشترین اثر تراکم در عمق 20-0 سانتی متر بود و از این عمق به بعد تغییراتی در خصوصیات فیزیکی خاک در اثر تراکم ایجاد شده مشاهده نگردید. همچنین نتایج حاصل از پردازش تصاویر نشان دادند که میزان نفوذ ماده ردیاب رنگی (به عنوان شاخص نفوذ آب در خاک) در بیشترین سطح فشردگی خاک (تیمار هشت بار عبور تراکتور) نسبت به تیمار شاهد 5/77 درصد کاهش داشت. در تیمار شاهد نفوذ ماده ردیاب رنگی یکنواخت بوده در صورتی که در تیمارهای چهار و هشت بار عبور تراکتور میزان نفوذ سطحی بسیار کم ولی در عمق های پایین تر به علت جریان ترجیحی نفوذ ماده ردیاب رنگی دیده شد. تراکم تعیین شده با اندازه گیری های آزمایشگاهی هم‌خوانی خوبی با نتایج حاصل از اندازه گیری های نفوذ ماده ردیاب رنگی داشت. الگوهای جریان نه تنها اطلاعاتی در مورد اثرات تراکم ارائه می دهد بلکه نشان می دهد که تراکم چگونه جریان آب در خاک را تغییر می دهد.

مقالات پژوهشی

تعیین پارامترهای موثر و ترکیب بهینه ی آن ها به منظور مدل سازی دبی رودخانه های سیلابی

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.12492

عبدالرضا ظهیری، محمد قبائی سوق، ابوالفضل مساعدی

چکیده چکیده محاسبه ی دبی رودخانه ها در مقاطع مرکب، به علت تغییرات آنی و قابل توجه شرایط هندسی و هیدرولیکی مقطع اصلی و دشت های سیلابی بسیار پیچیده است. به همین دلیل پارامترهای متعددی در برآورد آن نقش دارند. تعیین پارامترهای مهم و انتخاب ترکیب بهینه از میان ترکیب های مختلف، یکی از مهم ترین مراحل ساخت و طراحی هرگونه مدل سازی ریاضی و هوشمند است. در این تحقیق با محاسبه 10 پارامتر بدون بعد هندسی و هیدرولیکی از 30 مقطع مرکب آزمایشگاهی و صحرایی (جمع آوری شده)، دبی جریان به کمک شبکه ی عصبی مصنوعی مبتنی بر روش پیش پردازش گاما تست محاسبه شده است. بر اساس نتایج این روش پارامترهای عمق نسبی، کوهیرنس مقطع، شیب عرضی بستر دشت های سیلابی و عرض نسبی دشت سیلابی موثرترین پارامترها شناخته شدند. هم چنین از میان 1023 ترکیب حاصل از 10 پارامتر ورودی، ترکیب این چهار پارامتر به عنوان مدل بهینه تعیین گردید. بررسی کفایت داده ها با استفاده از M تست برای مدل بهینه نشان داد که تعداد داده های لازم برای ایجاد یک مدل هموار برابر 300 مجموعه می باشد. دبی جریان در مقاطع مرکب با استفاده از مدل بهینه (مدل 4 پارامتری) و هم چنین مدل های بهینه ی 1، 2 و 3 پارامتری مدل سازی شد. سپس با نتایج مدل های حاصل از تمامی 10 پارامتر ورودی و هم چنین روش تجزیه ی قائم مقطع مرکب Divided Channel Method (DCM) براساس آماره های مختلف آماری مقایسه گردیدند. نتایج نشان داد که مدل بهینه با IPE برابر با 123/0 از بالاترین دقت و روش DCM با IPE برابر با 867/0 از کم ترین دقت برخوردارند.

مقالات پژوهشی

بررسی سطح پوشش برف و تاثیر آن بر عملکرد گندم دیم در استان خراسان شمالی

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.12493

مرتضی کمالی، سهراب حجام، مجید وظیفه‌دوست

چکیده چکیده بارش برف در تولید گندم دیم و آبی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. برف می‌تواند با ذخیره رطوبت در خاک نقش اساسی در تولید و میزان عملکرد محصولات زمستانه از قبیل گندم و جو که تامین کننده عمده غذای مردم ایران می‌باشد، به‌ویژه درمناطق برف‌گیر داشته باشد. در این مطالعه برای به‌دست آوردن سطح پوشش برف در محدوده استان خراسان شمالی از محصول 8 روزه سطح برف از سنجنده مادیس استفاده گردید. طول دوره آماری با توجه به آمار موجود عملکرد گندم دیم در شهرستان‌های استان خراسان شمالی و همچنین تصاویر سطح برف که از سال 2000 تا 2009 موجود بود، تعیین گردید. دوره زمانی بارش برفی در منطقه، پس از بررسی تصاویر ماهواره‌ای در حد فاصل ماه آبان تا اردیبهشت تعیین شد و با استفاره از این بازه برای هر سال 24 تصویر و در مجموع 216 تصویر در طول دوره آماری مورد پردازش قرار گرفت. با توجه به زیاد بودن حجم تصاویر ماهواره‌ای تمامی عملیات پردازش تصاویر با استفاده از نرم افزار مطلب انجام شد. سطح پوشش برف به تفکیک کلاس‌های ارتفاعی و مرز شهرستان با استفاده از نقشه توپوگرافی، مرز شهرستان‌های استان بر حسب پیکسل برفی محاسبه گردید. به‌منظور ارزیابی اثر برف بر عملکرد گندم ازسه شاخص سطح پوشش برف SCI، شاخص مدت پوشش برف SCD و شاخص نسبت پوشش برف SAE استفاده گردید. بررسی‌ها نشان داد که همبستگی دوشاخص SCI (شاخص سطح پوشش برف) و SCD (شاخص مدت پوشش برف ) با عملکرد گندم دیم در 4 شهرستان استان خراسان شمالی شامل فاروج، شیروان، بجنورد و اسفراین درسطح 5% معنی‌دار می‌باشد. شاخص بدون بعد SAE در هیچ یک ازشهرستان استان خراسان شمالی باعملکرد همبستگی خوبی را نشان نداد. نتایج نهائی نشان داد که درصورت داشتن تصاویر دقیق ماهواره‌ای می‌توان از این شاخص‌ها برای پیش‌بینی عملکردگندم دیم استفاده نمود.

مقالات پژوهشی

بررسی تاثیر داده‌های هواشناسی غیر‌موجود و روش‌های تخمین آن‌ها در دقت برآورد تبخیر- تعرق مرجع و رتبه‌بندی معادلات در شرایط اقلیمی مختلف (مطالعه موردی استان‌های خراسان)

https://doi.org/10.22067/jsw.v0i0.12494

میثم مجیدی، امین علیزاده

چکیده چکیده روابط متعددی برای تخمین تبخیر-تعرق مرجع (ETo) بر اساس دما، تابش، تبخیر از تشت و ترکیب عوامل مختلف ارائه شده است. اغلب این روابط نیازمند واسنجی دقیق محلی بوده و اعتبار کاربرد آنها در مناطق مختلف با محدودیت مواجه است. معادله پنمن-مانتیت در تخمین روزانه و ماهانه تبخیر- تعرق مرجع (ETo) در تمام اقلیم ها، به عنوان بهترین معادله شناخته شده است. ضعف اصلی معادله پنمن – مانتیت، نیاز به داده‌های هواشناسی متعدد است که برای بسیاری از مناطق همواره در دسترس نیست. روش‌هایی برای تخمین پارامترهای معادله پنمن- مانتیت در شرایطی که داده‌ها غیر‌موجود باشد، ارائه شده است. مشکل کمبود و یا عدم دسترسی به داده‌های مورد نیاز با استفاده از سایر مدل‌ها، که داده‌های کمتری نیاز دارند نیز قابل حل است. به این منظور در این تحقیق از سایر معادلات ارائه شده برای ETo نیز استفاده شد و با برآوردهای معادله پنمن-مانتیت در شرایط کمبود داده برای دو اقلیم نیمه‌مرطوب و نیمه‌خشک مقایسه گردید. این معادلات شامل ترنت‌ویت، هارگریوز و بلانی‌کریدل (بر پایه دما) و معادلات تارک، جنسن- هیز (بر پایه تابش) و پنمن- مانتیت می‌باشد. در این مطالعه ضمن ارزیابی شرایط کمبود داده و ارائه روش‌های مختلف جایگزینی آنها، روش‌های مختلف برآورد تبخیر- تعرق مرجع از لحاظ دقت برآورد در شرایط اقلیمی نیمه‌مرطوب و نیمه‌خشک به‌صورت جداگانه رتبه‌بندی گردید. ارزیابی‌ها نشان داد که معادله پنمن- مانتیت در اقلیم نیمه‌خشک نسبت به اقلیم نیمه‌مرطوب حساسیت بیشتری به داده‌های غیر‌موجود دارد. چنانچه دمای نقطه شبنم با دمای حداقل واسنجی شده باشد و سرعت باد متوسط بلند مدت ایستگاه مشخص باشد، دقت معادله پنمن- مانتیت در شرایط کمبود داده، به‌شدت افزایش می‌یابد. در این مطالعه همچنین معادلات واسنجی دمای نقطه شبنم و دمای حداقل برای 15 ایستگاه منتخب طی دوره آماری بلند مدت (از بدو تاسیس ایستگاه) ارائه گردید. نتایج نشان داد حداقل داده‌های ضروری مورد نیاز برای استفاده موفق مدل پنمن- مانتیت در اقلیم نیمه‌مرطوب، دمای هوا و برای اقلیم نیمه‌خشک، دمای هوا و سرعت باد می‌باشد. البته بایستی رابطه واسنجی دمای نقطه شبنم و دمای حداقل به‌ویژه در اقلیم نیمه‌خشک وجود داشته باشد. در غیر اینصورت، استفاده از معادلات هارگریوز سامانی برای اقلیم نیمه‌مرطوب و هارگریوز اصلاح شده توسط دروگرز و آلن برای اقلیم نیمه‌خشک توصیه می‌گردد که در این مطالعه عملکرد مطلوبی به‌همراه داشت. استفاده از روش‌های بلانی‌کریدل، تارک و ترنت‌ویت در هر دو اقلیم مورد مطالعه نتایج نسبتاً نامطلوبی داشته و به لحاظ دقت برآورد، در رتبه‌های پایین‌تر قرار می‌گیرند.